23 فروردین 1394

منافع ملی و تمایل به توجیه سانسور

23 فروردین 1394

خبرنگاران ایران

علی‌اصغر رمضان پور

مفاهیمی مانند امنیت ملی و منافع ملی، از منظر نظری در علوم سیاسی معاصر مفاهیمی مبهم تلقی می‌شوند که میراث دوران غلبه ایدئولوژی‌های ملی‌گرایانه در تعریف مفهوم دولت ملت است. این‌گونه مفاهیم اکنون بیش از این‌که ارزش واقعی در فهم واقعیت داشته باشد ابزاری است که سیاستمداران از آن استفاده‌ای دوجانبه می‌کنند. از ابهام این واژه‌ها برای زدن سخنان مبهم برای پوشاندن منظور واقعی استفاده می‌کنند و نیز از این واژه‌ها استفاده می‌کنند تا نوعی هماهنگی صوری در میان منافع گروه‌های مختلفی ایجاد کنند که ادعا می‌کنند نمایندگی آنان را بر دوش دارند.

به همین دلیل مفهوم منافع ملی هم توسط نخست‌وزیر بریتانیا استفاده می‌شود هنگامی‌که مثلاً می‌خواهد بگوید رفتن به سوریه و جنگیدن برای حفظ منافع ملی بریتانیاست و همزمان توسط یک فعال مدنی در بریتانیا که مثلاً می‌خواهد بگوید ادامه نقش پلیس جهانی ورفتن به جنگ به نفع مردم بریتانیا و مردم این کشور نیست و مغایر منافع ملی است.

بنابراین نگاه نظری هرگونه تلاش برای جلوگیری از بیان سخنی به بهانه تعارض با منافع ملی نوعی فریب سیاسی و تمایل به توجیه سانسور برای مقبول کردن آن است. در هیچ تعریفی از تعاریف روزنامه‌نگار به معنای حرفه‌ای و نه به معنای تبلیغاتچی دولت یا یک گروه سیاسی، نمی‌توان به اولویتی برای رعایت کردن منافع ملی برای خودداری از بیان واقعیت موردنظر باور داشت.

در مصاحبه‌هایی که از آن به‌عنوان مصاحبه‌های چالشی نام‌برده می‌شود فقط باید معیارهایی را رعایت کرد که برای در نظر گرفتن حقوق فردی است که با او مصاحبه می‌شود؛ مثلاً فردی که با او مصاحبه می‌شود حق دارد به‌طور مشخص بگوید در موردی (به هر دلیلی) نمی‌خواهد حرف بزند یا توضیح دهد. یا نباید با احساس توهین یا تمسخر یا تحقیر یا تهدید روبرو شود. هنر روزنامه‌نگاری که مصاحبه عمقی می‌کند این است که بدون متوسل شدن به این روش‌ها بتواند موضوعی را دور بزند تا بتواند سخنی را که یک سیاستمدار مایل نیست به زبان آورد از زبان او بکشد یا این پاسخ صریح را بگیرد که چرا حاضر نیست در این مورد حرف بزند.

در یک نمونه جالب که می‌توان آن را در یوتیوب هم جست‌وجو کرد می‌توان به مصاحبه تلویزیونی ماه گذشته جرمی پکسمن روزنامه‌نگار برجسته و چپ‌گرای بریتانیا در شبکه ۴ با دیوید کمرون نخست‌وزیر بریتانیا و اد میلی بند رهبر حزب کارگر اشاره کرد که به‌طور جداگانه و در زمان بیست دقیقه در زمان آغاز مبارزات انتخاباتی صورت گرفت. در این دو مصاحبه پکسمان ضمن حفظ احترام به گفت‌وگو شوندگان، ماهیت تبلیغاتی. شعاری دو سیاستمدار مقابل خود را با سؤالات دقیق ویران می‌کند و امان می‌دهد تا آنان بی پوشش فریب در مقابل بیننده قرار می‌گیرند. تجربه و سنجیدگی مصاحبه پکسمن به حدی است که بیننده احساس نمی‌کند او جانبدار موضع سیاسی یا نظری خاصی است بلکه او هوشمندانه پرسش‌هایی را به میان می‌کشد که در محاوره‌های عادی در بریتانیا در میان مخالفان این دو چهره مطرح است اما هنر پکسمن این است که ووردینگ یا تعبیر دقیق برای این پرسش‌ها می‌یابد و آن را با لحنی از شوخی و مطایبه خاص انگلیسی و فیگورهای به‌موقع بدن (برای نشان دادن حس خود به‌عنوان شنونده پاسخ) و دقیق‌تر کردن پرسش و تبدیل آن به پرسش‌هایی که باید با کلمات کوتاه و مشخص پاسخ داده شود، می‌آمیزد و نتیجه مصاحبه‌ای است هم دقیق و هم جذاب و دیدنی. روز بعدازاین مصاحبه رسانه‌ها از این گفت‌وگو با تعبیر گریل کردن یا به جلز و ولز انداختن دیوید کمرون و اد میلی بند یادکردند. این همان معنای واقعی مسئولیت روزنامه‌نگار در برابر سیاستمداران در دنیای آزاد است.

یک روزنامه‌نگار نمی‌تواند به چنین موقعیتی دست یابد مگر این‌که از زیر احساس تحت سلطه بودن یا مقهور بودن به خاطر مقام یا موقعیت فردی که با او گفت‌وگو می کند خارج شود بنابراین در نخستین گام باید ضمن حفظ احترام به حقوق طرف مقابل بی‌رحمانه بودن مسئولیت پرسشگری با پرسش‌هایی دقیق و احاطه اطلاعاتی به موضوع سخن بازنمود. چنین گفت‌وگویی نه‌فقط به نفع مخاطب بلکه به نفع خود گفت‌وگو شونده است که به رابطه‌ای نزدیک‌تر با مخاطب دست پیدا می‌کند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.