23 فروردین 1394

پرسش در هیچ شرایطی ممنوع نیست

فضای دو قطبی روزنامه نگاری ایران/ راه سوم کجاست

23 فروردین 1394

خبرنگاران ایران-نیکی آزاد : سال‌هاست روزنامه‌نگاران ایرانی با اتهام اقدام علیه امنیت ملی به زندان می‌افتند، آن‌ها به خاطر نوشته‌هایشان توسط حکومت ملامت می‌شوند چون دولتمردان ایرانی معتقدند سؤال کردن، نقد کردن و از جزئیات پرسیدن خلاف امنیت ملی است.

بعد از توافق سوییس این موضوع ابعاد تازه دیگری هم یافت و این بار نه‌تنها دولتمردان که دیگران هم برای خبرنگاران خط‌ ونشان کشیدند که نباید درباره این توافق و جزئیاتش زیاد و شفاف سؤال بپرسند و این موضوع را زیاده از حد به چالش بکشند، چراکه خلاف منافع ملی است. کار به آنجا کشید که علی‌اکبر قاضی‌زاده، استاد روزنامه‌نگاری مصاحبه خبرنگار صداوسیمای ایران با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران را خلاف منافع ملی دانست چراکه در جریان این مصاحبه چند بار خبرنگار از ظریف درباره جزئیات این توافق سؤال کرده بود.

او در مصاحبه با شرق و در نقد این گفت‌وگو گفت: «ما در روزنامه‌نگاری یک اصل مهم داریم و آن حفظ منافع ملی است. منافع ملی یک کشور نسبت به هر پدیده و اولویتی، مقدم است. متأسفم که صداوسیما باوجوداینکه بخشی از هزینه‌هایش را از مردم کشور تأمین می‌کند و باید عملاً حافظ منافع ملی باشد، جهت‌دار عمل کرده و در یک گفت‌وگوی زنده، وزیر امور خارجه را در شرایطی قرار می‌دهد که ممکن است با افشای اطلاعات، منافع ملی ما را به خطر بیندازد.»

طرح سؤال در هیچ شرایطی ممنوع نیست

وظیفه خبرنگار در موقع سؤال کردن درباره مسائل مهم کشورش چیست؟ سکوت کردن و حفظ امنیت ملی؟ شادی و پایکوبی برای موفقیت‌های دولت یا نقد آن؟ مرز منافع ملی و امنیت ملی را چه کسی تعیین می‌کند و سقفش کجاست؟ قوانین و مرامنامه‌های رسانه‌ای دراین‌باره چه می‌گویند؟ آیا واژه امنیت و منافع ملی می‌تواند به ابزاری برای سانسور و سرکوب خبرنگاران تبدیل شود؟

امید معماریان، روزنامه‌نگار در گفتگو با خبرنگاران ایران ضمن ابراز شگفتی از نظرات قاضی‌زاده معتقد است: «اینکه آقای قاضی گفته‌اند در این مصاحبه صداوسیما «جهت‌دار عمل کرده و در یک گفت‌وگوی زنده، وزیر امور خارجه را در شرایطی قرار می‌دهد که ممکن است با افشای اطلاعات، منافع ملی ما را به خطر بیندازد» کاملاً با اصول روزنامه‌نگاری و آزادی بیان منافات دارد. مصاحبه‌کننده وظیفه‌اش این است که سیاستمدار را در شرایطی قرار دهد که تا آنجا که می‌تواند به پرسش‌ها و شک‌ها و نگرانی‌های مردم پاسخ دهد. اگر آقای ظریف در این مصاحبه اسراری را افشا می‌کرد، این دیگر به خود آقای ظریف مربوط بود که به‌عنوان یک سیاستمدار نتوانسته است به وظیفه خودش در نگه‌داشتن اسرار کشور عمل کند؛ که البته آقای ظریف هم با وظایف خود و اینکه چه چیزی را می‌توانند از تلویزیون بگویند و چه چیزی را نمی‌توانند بگویند آشنا هستند. حق ایشان هم است که در هرلحظه‌ای از پاسخ به سؤالی طفره بروند و یا اصلاً جواب ندهند همان‌طور که هرروزه در کنفرانس‌های خبری در اروپا و آمریکا می‌شنویم که سخنگوی وزارت خارجه یا ریاست جمهوری کشورهای مختلف از جواب به سؤالی طفره می‌روند و یا خیلی صریح می‌گویند که به دلیل مسائل مرتبط با امنیت ملی نمی‌تواند جواب بدهند. ولی این‌طور نیست که طرح سؤال را ممنوع کنند.»

او می‌گوید: «سؤال کردن در هیچ جای دنیا خلاف امنیت ملی یا هر نوع امنیت دیگری نیست. اگرچه این ادعا را معمولاً مقامات دولتی و یا مقامات امنیتی مطرح می‌کنند تا به این وسیله خبرنگاران را ارعاب کنند.»

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار هم در صفحه فیس‌بوکش دراین‌باره می‌نویسد: «این هیچ اشکالی ندارد که خبرنگار تلویزیون جمهوری اسلامی با آقای ظریف و دیگر دولتمردان مصاحبه چالشی کند، بلکه مشکل این است که هیچ‌وقت دولتمردان احمدی‌نژاد را در مصاحبه‌های خود به چالش نمی‌کشیدند. وظیفه خبرنگار پرسشگری سفت‌وسخت است و حق پرسشگری را به بهانه به خطر افتادن امنیت ملی زیر سؤال نبریم. این واژه امنیت ملی و منافع ملی در این سال‌ها به‌اندازه کافی بهانه‌ای برای سرکوب روزنامه‌نگاران بوده است. امنیت ملی و منافع مردم با پرسش خبرنگاران به خطر نمی‌افتد، جور دیگر و جای دیگر به خطر می‌افتد.»

گم‌شدن وظیفه واقعی روزنامه‌نگار در فضای دوقطبی روزنامه‌نگاری ایران

بهمن احمدی امویی، دیگر روزنامه‌نگاری است که دراین‌باره به سؤالات ما پاسخ می‌دهد. او در گفته‌هایش به نگاه کاملاً مثبت یا منفی در روزنامه‌نگاری ایران اشاره می‌کند. دیدگاهی که در آن وظیفه واقعی یک روزنامه‌نگار که یافتن حقیقت است گم‌شده است و مدام با این نوع بحث‌ها و سخن گفتن از امنیت ملی و منافع ملی این نگاه تقویت می‌شود.

احمدی امویی که خود پنج سال و چهارماه به اتهام نوشتن مطالبی که اقدام علیه امنیت ملی تشخیص داده شد،در زندان بوده می‌گوید: « نگاهی که خبرنگاران را از سوالات چالشی از مقامات منع می کند، این روزها کم نیست، قبلا هم کم نبود. این رویکرد را کاملاً می‌توان با نگاه حاکمیت مقایسه کرد که می گوید قوه قضائیه را نباید نقد علنی کرد، نیروی انتظامی مقدس است و نباید بی‌مهابا آن را به چالش کشید، برخی مسائل را اصلا نباید دید و عنوان کرد چراکه دشمنان منتظر سو استفاده از این مسائل هستند.»

او ادامه می‌دهد: «آیا در این شرایط روزنامه‌نگاران ایران که سودای چندصدایی را در سردارند در عمل به اقتدارگرایی کمک نمی‌کنند؟ در این راه باید زاویه دفاع از دستاوردهای دولت را تغییر داد و از زوایای دیگری به آن پرداخت و باید اجازه داد و تشویق کرد که نقد و چالش بدون رودربایستی با همه انجام شود.»

به عقیده بهمن احمدی امویی که به گفته خودش در بازجویی هایش بارها به خاطر سوالات چالشی و انتقادی از مقامات، مورد سوال و اتهام قرار گرفته:« روزنامه‌نگار با کسی رودربایستی ندارد. همه را باید به یک‌ چشم ببیند. صاحب قدرت را باید نقد کرد. هر کس و در هر جایگاهی که هست. یک حاکم مقتدر و یا کسی که چند درصد از نظراتش به خواسته‌ها و گرایش‌های ما نزدیک‌تر است، در این زمینه باهم تفاوتی ندارند. روزنامه‌نگار نباید شیفته آدم‌ها و صاحبان قدرت شود.»

او ادامه می‌دهد: «این روزها برخی خبرنگاران از ترس بازگشت احمدی‌نژاد آنقدر خود را با دولت روحانی هماهنگ نشان می‌دهند که حتی اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را زیر پا می‌گذارند. هر کس بخواهد دولت را نقد کند از همه سو موردحمله قرار می‌گیرد و در این راه تا آنجا پیش می‌رویم که برخی از روزنامه نگاران هم وارد کارزار می‌شوند و می گویند که نه فقط نباید مذاکرات لوزان را نقد کرد، که در هیچ موضوع دیگری نیز نباید دولت روحانی را به چالش کشید و دستاوردهای آن‌ها را زیر سؤال برد.»

احمدی امویی مشکل روزنامه‌نگاری ایران را سیاست زدگی بیش‌ازحد فعالان رسانه‌ای و روزنامه‌نگاران می‌داند: «دست‌کم در هفده -هجده سال گذشته ما همواره بر سر دوراهی کار در کیهان و فارس یا صبح امروز، مشارکت، نوروز و شرق در نوسان بوده‌ایم. یا آن سر طیف بودیم یا این سر طیف، گویا روزنامه‌نگاران ایران فقط همین دو راه را دارند؛ اما راه سومی هم هست و آن حفظ استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگاران است که البته با توجه به موقعیت و جایگاه مدیران مسئول نشریات و وابستگی‌های سیاسی –اقتصادی‌شان، دوباره به همان چرخه باطل «کیهان یا شرق» باز می‌گردیم.انگار راه سوم ما روزنامه نگاران ایرانی سالهاست که گم شده است، به راستی راه سوم ما کجاست؟»

امنیت ملی و منافع ملی دلیلی برای سرکوب خبرنگاران

آیا روزنامه‌نگار باید درباره مسائل خاصی از پرسیدن سؤال چشم‌پوشی کند؟ آیا در این میان افراد و یا موضوعاتی هستند که باید از دایره سؤال و نقد کنار گذاشته شوند.

آن‌گونه که علی‌اکبر قاضی‌زاده از روزنامه‌نگاری کشورهای پیشرفته در جریان جنگ عراق و افغانستان و حفظ امنیت ملی‌شان مثال می‌زند: «در جریان حمله کشورهای اروپایی و آمریکایی به افغانستان و عراق، اگرچه این اقدام ازنظر عقل عمومی در اروپا پذیرفتنی نبود اما هیچ روزنامه‌نگاری در هیچ روزنامه‌ای نسبت به آن واکنش منفی نشان نداد. آن‌ها می‌دانستند که چنین اقدامی یک لشکرکشی استعماری است اما ازآنجایی‌که پای منافع ملی کشورشان در میان بود، سکوت پیشه کرده بودند. اهمیت منافع ملی از دیدگاه رسانه تا این اندازه بالاست.»

امید معماریان اما این صحبت‌ها را خلاف واقع می‌داند: «گروه‌ها و رسانه‌های متعددی همان زمان نسبت به این اقدام واکنش نشان دادند و با آن مخالفت کردند. این موضوع به‌خصوص درزمانی که مشخص شد که عراق ربطی به القاعده ندارد و به‌علاوه دارای سلاح کشتارجمعی نیست (دوادعایی که به‌صورت گسترده ادعاشده و پذیرفته‌شده بود)، شدت گرفت و در همان سال دوم جنگ مقالات متعددی در محکوم کردن جنگ و کسانی که آمریکا را به جنگ وادار کردند و دروغ‌گویی مسئولان منتشر کردند. به‌علاوه می‌بینید که در آمریکا برای مثال، حتی انتشار اسناد فوق محرمانه، به‌شرط آنکه نشان‌دهنده نقض قانون اساسی در عملکرد مسئولان باشد توسط رسانه‌ها آزاد است. برای مثال در پرونده آقای ادوارد اسنودن ایشان اطلاعاتی را از سازمان‌های اطلاعاتی این کشور و به‌خصوص آژانس امنیت ملی آمریکا در اختیار رسانه‌ها قراردادند و چون این اطلاعات نشان می‌داد که این آژانس بدون اطلاع مردم از ارتباطات آن‌ها شنود می‌کنند، در روزنامه‌ها منتشر شد و تبعات قضایی هم نداشت؛ بنابراین این ادعای آقای قاضی‌زاده عملاً با واقعیات جهانی تطابق ندارد.»

به گفته این روزنامه‌نگار نمی‌توان روزنامه‌نگاران را به‌هیچ‌عنوان به خاطر طرح سؤال هر آنچه باشد ممنوع و یا به خاطر دلایلی مانند امنیت ملی یا منافع ملی، منکوب کرد.

آیا روزنامه نگاران ایرانی در نهایت راه سوم را خواهند یافت، راهی میانه که به دنبال کشف حقیقت است نه شادمانی و ابراز نفرت .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.