23 اسفند 1393

نمایشگاه بی‌رونق مطبوعات کودک و نوجوان

23 اسفند 1393

خبرنگاران ایران-بابک موحدی:

در نخستین نمایشگاه تخصصی رسانه‌های کودک و نوجوان آنچه بیش از همه به چشم می‌زند، خلوت بودن بیش از اندازه، فقدان طراحی غرفه‌ها و بی‌رونقی است.

این نمایشگاه که تا امروز برگزاری‌اش ادامه دارد در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی در نزدیکی چهار راه سرچشمه تهران برگزار می‌شود.

۴۸ نشریه کودک و نوجوان در سالن مستطیلی شکل نسبتا بزرگی گرد هم آمده‌اند تا اولین نمایشگاه کودک و نوجوان را به بازدید کنندگان معرفی کنند.

وقتی آفتاب درست وسط آسمان می‌درخشد به نمایشگاه می‌رسم. سالن مستطیلی شکل تقریبا خالی از جمعیت است. غرفه‌ها بدون تزئین و بسیار ساده از‌‌ همان ابتدای ورودم به چشم می‌خورند. این ور و آن ور محل برگزاری نمایشگاه پوسترهایی از نمایشگاه نصب شده که رویشان نوشته شده: نمایشگاه تخصصی رسانه‌های کودک و نوجوان، زنگ تفریح.

از مسئول یکی از غرفه‌ها دلیل خلوتی بیش از حد نمایشگاه را می‌پرسم که می‌گوید: «صبح‌ها اینجا شلوغ است. چون از مدارس دانش آموزان را برای بازدید می‌آورند اما بعد از ساعت مدرسه با اینکه نمایشگاه تا ساعت ۷ ادامه دارد اینجا بازدید کننده زیادی نمی‌بینی.»

غرفه ماهنامه کودک و مجله شهرزاد را در هنگام ورود به نمایشگاه می‌بینم. غرفه‌هایی ساده که با چیدن چند مجله تزئیین شده‌اند. بقیه غرفه‌ها هم وضعیت مشابهی دارند و جز چند بادکنک آبی و صورتی و قرمز که بر کف زمین ریخته شده هیچ طراحی دیگری برای نمایشگاهی که قرار است کودکان و نوجوانان را به خود جلب کند دیده نمی‌شود.

در انتهای نمایشگاه سن کوچکی به نام زنگ تفریح قرار دارد که گفته می‌شود، بعضی روز‌ها عمو پورنگ و خاله شادونه (دو مجری برنامه کودک تلویزیون ایران) در آن برنامه اجرا می‌کنند.

غرفه سروش کودکان و سروش نوجوانان ونردبان در سمت دیگر قرار دارند و کتاب های کودک و نوجوان هم می‌فروشند. خبرگزاری پانا هم در بین همین غرفه‌ها جای داده شده است. این پایگاه خبری، پایگاه خبری کودکیاری شهرزاد و نی‌نی سایت از سایت های خبری هستند که در این نمایشگاه دیده می‌شوند.

غرفه دوچرخه و قلک در میانه سالن دیده می‌شوند. مسوول غرفه قلک از بازدیدکنندگان این نمایشگاه که بیشتر بچه مدرسه‌ای‌ها هستند می‌گوید: «این نمایشگاه یکی از هدف‌هایش علاقه‌مند کردن کودکان به مطالعه است. وقتی کودکان مدارس شمال شهر را به اینجا می‌آورند آن‌ها کلی کتاب و مجله می‌خرند، اما مدارس جنوب شهر این طور نیستند اصلا بچه‌ها پولی ندارند که خرید کنند و بیشتر بروشور و مجله‌های رایگان جمع می‌کنند. به جز ساعات بازدید مدارس نمایشگاه همین طور خلوت است.»

مادر و فرزندی از غرفه‌ها بازدید می‌کنند، پسر بچه که تقریبا ۵- ۶ ساله به نظر می‌رسد دست مادرش را مدام می‌کشد و می‌گوید از اینجا برویم. مادر گلایه می‌کند: «نمایشگاهی که برای کودکان برگزار می‌شود دست کم باید به جهت بصری و زیبایی بتواند تا حدی کودکان را جلب کند. پوستر نمایشگاه رنگی و زیبا بود با خودم گفتم حتما فرزندم را برای بازدید بیاورم تا از همین کودکی به مطالعه علاقه‌مند شود اما اینجا هیچ چیز جذابی برای من بزرگسال هم ندارد.»

یکی از شبکه‌های رادیویی در گوشه سالن پایگاه دارد و خبرنگار آن مدام این مادر و فرزند را برای مصاحبه دعوت می‌کند که کودک با گریه از این کار سر باز می‌زند و دستان مادرش را به سمت در خروجی می‌کشد. خبرنگاران صدای وسیمای جمهوری اسلامی هم در بی‌رونقی نمایشگاه دنبال مصاحبه شونده می‌گردند.

مادر دیگری که چادر مشکی بر سر دارد و فرزند سه ساله‌اش را همراهی می‌کند حاضر می‌شود با مجری صدا و سیما گفت‌و‌گو کند. خبرنگار با خوشحالی به همکارش می‌گوید که بالاخره کسی را برای مصاحبه پیدا کرده است.

غرفه کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان هم بیشتر برنامه های آموزشی‌اش را به بازدید کنندگان معرفی می‌کند، مثل کلاس های سفال و نقاشی و.. پوستر نشریه فانوس که فصلنامه کودکان و نوجوانان این مرکز است بر در و دیوار چسبانده شده است. مسوول غرفه کانون پرورش فکری کودکان توضیح می‌دهد: «این نمایشگاه بیشتر برای رسانه هاست و جنبه تبلیغاتی دارد تا کار‌هایشان را معرفی کنند.»

دو چرخه و سه چرخه همشهری چند بازدید کننده دارند و بر خلاف غرفه‌های موسسه همشهری در سایر نمایشگاه‌های مطبوعات بسیار ساده‌اند.

به غرفه مجله روزهای زندگی بچه‌ها می‌رسم این غرفه تنها غرفه رنگارنگ این نمایشگاه است و با چند بادکنک و چند صندلی و پوسترهای رنگارنگ طراحی شده است.

غرفه مجله کودک و نوجوان حسینی وابسته به آستان قدس حسینی نشریات و کتاب های مذهبی می‌فروشد. چند غرفه هم با اینکه اسمشان بالای سر درشان نصب شده خالی و افتتاح نشده‌اند از جمله غرفه همشهری بچه‌ها. غرفه نشریه نارنگی هم خالی است هر چند پوستر هایی بر دیوار دیده می شود .

همچنین نشریات شهرستانی همچون باران (قم)، ساحل نوجوان (بوشهر)، یکی یکدونه (کرج)، اتل متل (مشهد)، شهروند کوچولو (مشهد)، روچنه (بانه)، شوخ و شنگ (بانه)، پیشوک (لرستان)، شاپره (همدان)، دردونه (اصفهان)، کیش ولایت (کیش)، ‌ در یک غرفه جای داده شده‌اند. در این غرفه تعدادی نشریه به صورتی نامنظم به بازدید کنندگان ارائه می‌شوند.

این نمایشگاه چهاردهم تا بیست و سوم اسفند ماه در مجموعه یادمان شهدای هفتم تیر برگزار شد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.