10 اسفند 1393

ژورنالیسم و تلویزیون

روزنامه ها باید تلویزیونی بشوند یا تفاوتها را حفظ کنند

10 اسفند 1393

خبرنگاران ایران-کاویان حنیفی

در تلویزیون و رسانه بخشی از کار نمادین است. توجه تماشاچیان و مخاطب را به‌سوی اتفاقاتی جلب می‌کند که برای همه جالب باشند. این‌ها وقایعی هستند که عملاً نباید هیچ‌کس را دچار شیفتگی کند و مسئله و مورد قابل جدل نیز نباید در برداشته باشند تا اجماع همگانی درباره آن‌ها ایجاد شود. اما این حوادث هیچ‌چیز مهمی در برندارند. اطلاعاتی هستند که اهمیت آن‌ها در این است که توجه همگان را به خود جلب می‌کند ... چیزهایی که در عین بی‌ارزش بودن ارزش فراوانی دارند. زیرا با بودن آن‌ها می‌توان خبرها و اطلاعات باارزش را پنهان کرد و یا ازنظرها دور داشت.

پیر بوردیو جامعه‌شناس معروف فرانسوی در کتاب خود با نام " درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم " با این مقدمه به اثرات تلویزیون بر ژورنالیست و تأثیر این دو بر مخاطب می‌پردازد. این کتاب حاصل دو ساعت گفتگوی او در تلویزیون فرانسه است که بعدها به شکل کتاب منتشر شد.

او می‌گوید: تلویزیون می‌تواند با نشان دادن تناقض‌آمیز چیزها، چیزهایی دیگر را پنهان کند... ژورنالیست‌ها هم عینک‌های خاص خود رادارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد چیزهایی را ببینند و چیزهایی برایشان نادیده بماند.

این جامعه‌شناس در ادامه می‌گوید: ژورنالیست‌ها کمابیش به پدیده‌های استثنایی علاقه و توجه دارند. یعنی به چیزهایی که ازنظر آن‌ها استثنایی ارزیابی می‌شوند. این‌که روزنامه‌ها هرروز ناچار باشند چیزهایی که به روزمرگی ربط نداشته باشد عرضه کنند، کار ساده‌ای نیست. برای همین است که سعی می‌کنند به حوادث جنبه خارق‌العاده بودن بدهند.

به نظر این جامعه‌شناس تصویر و قدرتی که در تلویزیون و ژورنالیست‌ها نهفته است می‌توانند تبعات بسیار زیاد سیاسی در پی داشته باشد: تصویر دارای این ویژگی است که چیزی بیافریند که منتقدان ادبی به آن تأثیر واقعی می‌گویند. یعنی تصویر می‌تواند چیزهایی نشان دهد و نسبت به آن چیزهایی که نشان می‌دهد، باور ایجاد کند. این قدرت دارای اثرات بسیج کنندگی است ... ژورنالیست‌ها نیز می‌توانند در کمال حسن نیت و ساده‌انگاری و صرفاً با سپردن خویش به دست علاقه‌مندی، برداشت‌ها و قضاوت‌ها و انتظارات ناخودآگاه خود، سبب ایجاد اثرات واقعی و تاثیرگذاشتن بر واقعیت شوند ... به این ترتیب تلویزیون (و ژورنالیستها) که ابزاری برای ثبت واقعیت هستند، تبدیل به ابزاری برای ایجاد واقعیت می شوند.

این جامعه شناس در نقد ژورنالیست‌ها می‌نویسد: هیچ‌کس به‌اندازه خود روزنامه‌نگاران، روزنامه‌ها را نمی‌خواند. آن‌ها همواره به این باور گرایش دارند که همه مردم روزنامه را می‌خوانند و فراموش می‌کنند که بسیاری از مردم روزنامه نمی‌خوانند و آن‌ها هم که می‌خوانند صرفاً یک روزنامه می‌خوانند. برای ژورنالیست‌ها خواندن و بررسی مطبوعات یک ابزار کار است. هر ژورنالیستی برای آن‌که بداند چه بگوید، باید بداند که دیگران چه می‌گویند ...ژورنالیست‌ها با خصوصیات و شرایط مشترک و همچنین منشأها و تحصیلات نسبتاً مشابه، نوشته‌های یکدیگر را می‌خوانند و یکدیگر را می‌بینند و در گفت‌وگوهایی که دائم آدم‌های یکسانی را در آن می‌بینیم، دارای تأثیر بسته‌شده و سانسور کننده و کارا هستیم. سانسور از این طریق بسیار کاراتر از سانسور به‌وسیله دیوان‌سالارهای مرکزی و یا دخالت‌های سیاسی مستقیم است ...اگر از خود بپرسیم آدم‌هایی که قرار است به ما اطلاعات بدهند، اطلاعات خود را از کجا به دست می‌آورند؟ به نظر می‌رسد که آن‌ها اطلاعات خود را از اطلاع‌رسان‌های دیگر به دست می‌آورند.

در بخش دوم کتاب نویسنده به اثرات ناپیدای تلویزیون و ژورنالیسم و ساختارهای آن می‌پردازد. او می‌گوید: جهان ژورنالیسم، خرده کیهانی است که قوانین خاص خود را دارد و به‌وسیله روابط جذاب یا دافعه دارش، نسبت به خرده کیهان‌های دیگر تعریف می‌شود... برای آنکه من بخواهم بدانم که مثلاً امروز فلان ژورنالیست چه خواهد گفت و یا چه خواهد نوشت، چه چیزی را بدیهی می‌داند و چه چیزی را ناشایست تلقی خواهد کرد، باید قدرت خاصی را که نهاد مربوط به او در اختیار دارد بشناسم.

به عقیده نویسنده، امروزه ژورنالیست‌های مطبوعاتی در برابر یک انتخاب قرارگرفته‌اند: آیا باید در جهت الگوی غالب پیش بروند، یعنی عملاً روزنامه‌ها را به روزنامه‌هایی تقریباً تلویزیونی تبدیل کنند؟ یا برعکس، باید یک استراتژی مبتنی برافزایش تفاوت و ایجاد یک محصول متفاوت را در پیش بگیرند؟ آیا باید وارد رقابت با تلویزیون شوند و این خطر را بپذیرند که در هر دو جبهه ببازند، یعنی هم مخاطب را از دست بدهند و هم تعریفی که از پیام فرهنگی دارند، یا تفاوت را در پیش بگیرند؟

به نظر این جامعه‌شناس: میدان عمل ژورنالیست دارای یک ویژگی است: این میدان بیشتر از همه میدان‌های دیگر تولید فرهنگی، یعنی بسیار بیشتر از میدان ادبیات، میدان حقوق، میدان علمی و غیره به نیروهای بیرونی وابسته است.

کتاب " درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم " توسط انتشارات آشیان و با ترجمه ناصر فکوهی روانه بازار شده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.