13 اسفند 1393

محسن میرزایی، روزنامه نگار و تاریخ نگار

روزنامه نگار تیراژساز

13 اسفند 1393

خبرنگاران ایران- بابک موحدی:

خود را تیراژساز معرفی می‌کند و افزایش تیراژ ۲۵ هزارتایی روزنامه اطلاعات را از طریق تاریخ نگاری در کارنامه زندگی حرفه ای‌اش دارد. محسن میرزایی ۸۲ ساله و پیشکسوت روزنامه نگاری ایران با حضور در چهارمین نشست تاریخ شفاهی مطبوعات، با مرور خاطراتش، بخش‌هایی از تاریخ مطبوعات ایران را مانند شکل گیری اولین دوره آموزش روزنامه نگاری در ایران، شرایط روزنامه نگاری در دهه سی و چهل در روزنامه اطلاعات و کیهان و... را یادآوری می‌کند.

محسن میرزایی که‌ زادهٔ زنجان است؛ در سال ۱۳۳۵ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل می‌شود و سپس در نخستین دوره آموزش روزنامه‌نگاری در ایران شرکت کرده و راهی روزنامه اطلاعات می‌شود. در آن روزنامه تا مقام معاون سردبیری ارتقا می یابد. همچنین با روزنامهٔ کیهان، مجله سپید و سیاه و در دههٔ ۷۰ با روزنامهٔ ایران و همشهری در سطوح مختلف از خبرنگاری تا معاونت سردبیری و تاریخ‌نگاری همکاری داشته و در ‌‌نهایت هم وارد کار تبلیغات می‌شود.

سال ۱۳۳۵ زمانی که آگهی شرکت در اولین دوره آکادمیک آموزش روزنامه نگاری را می‌بیند فرمی پر می‌کند و بعد از مصاحبه مجوز ورود به این دوره آموزشی را می‌گیرد. موضوعی را که به قول خودش جدی نگرفته بود و فکر نمی‌کرد به این سادگی وارد این دوره شود.

همزمان با تحصیل وارد روزنامه اطلاعات می‌شود. نیمی از روز را درس می‌خواند و نیم دیگر را در این روزنامه کار می‌کند. آنقدر درگیر فضا می‌شود که تردید‌هایش را فراموش می‌کند: «برای شروع کار روزنامه‌نگاری تا حدی مردد بودم. چون حقوقی که بابت روزنامه‌نگاری به ما می‌دادند، ۱۵۰ تومان بود. درحالی که من از تدریس، حقوق بیشتری کسب می‌کردم.»

تاریخ در روزنامه‌ها خواندنی است

یادداشت‌هایی درباره تاریخ ایران و شخصیت‌های تاریخی از جمله مباحث مورد علاقه محسن میرزایی است. او جای تاریخ را در روزنامه‌ها می‌داند و نه کتاب‌ها: «اعتقاد دارم تا ملت ایران تاریخ گذشتهٔ خود را ندانند، برای فرهنگ کشور نمی‌توان کاری کرد. من معتقد نیستم کتاب بتواند کاری برای آموزش کشور انجام دهد. من به اخبار مصور علاقهٔ زیادی داشتم. تاریخ باید از طریق روزنامه به اطلاع مردم برسد. از دههٔ ۴۰ به بعد من با حضور تاریخ در کتاب‌ها مخالفت کردم. تاریخ را باید به زبان مردم در روزنامه‌ها منعکس کرد. از این طریق تیراژ روزنامه‌ها بالا می‌رود. این ایده در روزنامهٔ اطلاعات، همشهری و ایران موفق عمل کرده است.»

می‌گوید: «تصمیم گرفتم موضوع تاریخ را وارد روزنامه‌نگاری کنم. اعتقاد داشتم اگر ملتی تاریخ خود و تاریخ جهان را نداند، در مسیر پیشرفت و توسعه موفق نخواهد شد. به دلیل زمینه خانوادگی، اسناد بسیار زیادی در خانواده در اختیار بود که ارزش تاریخی خیلی زیادی داشت. با هزینه خودم این اسناد را تنطیم و با نوشتن مطالبی، آن‌ها را صفحه‌آرایی و آماده کردم. خاطرم هست که آن زمان این کار سه هزار تومان هزینه برداشت، اما وقتی آن را به روزنامه اطلاعات ارائه کردم، بعد از بررسی‌هایی پذیرفته شد و توانست تیراژ این روزنامه را که به دلایلی افت کرده بود، افزایش دهد. خوب به یاد دارم که بعد از چاپ این سری گزارشات تاریخی مربوط به همین دوران معاصر و کمی قبل‌تر، ‌اعلام شد که تیراژ روزنامه ۲۵ هزار نسخه افزایش پیدا کرده است و همین موضوع اتفاقات بعدی زندگی من را رقم زد که هم وارد کار تاریخ‌نگاری شوم و هم به نوعی تبلیغات علمی و حرفه‌ای را پایه گذاری کنم.»

انتشار یادداشت‌های حاوی روایت متفاوتی از ملیجک به قلم محسن میرزایی که آن زمان دستیار سردبیر روزنامه اطلاعات بود، در این روزنامه به سال ۵۰ شمسی، منجر به افزایش تیراژ ۲۵ هزارتایی روزنامه اطلاعات شد و او توانست بالا‌ترین نرخ حق‌‏التحریر روزنامه‌نگاری را از آن خود کند. رقمی که شاید تا به امروز هیچ روزنامه‌نگاری نتوانسته آن را برای نگارش صفحاتی از روزنامه دریافت کند. هزار تومان برای هر صفحه در شرایطی که حق‏‌التحریر هر صفحه تنها ۵۰ تومان بود.

او همچنین از جای خالی تبلیغات در روزنامه‌های آن زمان می‌گوید: «تصور ما بر این بود که هر تاجری باید اولین آگهی خود را به اطلاعات بدهد، بعد به کیهان. روزنامه اطلاعات به دلایلی چون، مبارزه ملّیون با روزنامه اطلاعات، مبارزهٔ مصدقی‌ها و جبهه‌های ملی با این روزنامه دچار مشکلاتی شده بود. به طوری که در روزنامهٔ باختر امروز شعار «مردم ایران با دادن دو قران و خرید روزنامه اطلاعات به استعمار کمک نکنید.» چاپ شد. در این شرایط روزنامه اطلاعات برای مقابله با این گروه‌ها موقعیت خود را از دست داد و کیهان جای اطلاعات را گرفت که اندکی چپ روی داشت. گروهی کیهان را بنیانگذار نیازمندی‌ها می‌دانند، در صورتی که این چنین نیست. ما در روزنامه اطلاعات با این مشکل روبه‌رو شدیم که تاجران حاضر نبودند آگهی بیشتری به ما بدهند. من اعتقاد داشتم که با گزارش‌های مصور می‌توان تیراژ را بالا برد.»

مهمانی‌های شبانه حوزه‌ای خبری برای میرزایی

میرزایی در دوره‌ای که مسؤولیت دفتر مدیر روزنامه اطلاعات مرحوم عباس مسعودی را داشت، فرصت‌های زیادی به دست آورد تا با بزرگان و مسؤولان وقت ارتباط بگیرد.

وی با تأکید بر این موضوع که خبرنگار باید بتواند با استفاده از روش‌های حرفه‌ای و هوشمندانه و بهره‌گیری از ارتباطات شغلی، خبرهای خوب را شکار کند، می‌گوید: «آن زمان مجالس شبانه و ضیافت شام و جشن‌های زیادی از طرف سران و سفیران و سفارتخانه‌های خارجی در ایران برگزار می‌شد. من چون مسؤول دفتر مدیر روزنامه اطلاعات بودم، این امکان را داشتم تا با کارت‌های دعوتی که برای روزنامه ارسال می‌شد، در این مجالس شرکت کنم و با کسب خبرهایی که خیلی راهی برای شنیدن آن وجود نداشت، اخبار دست اول و جدیدی را تهیه و در روزنامه به چاپ برسانم. آن زمان و بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اتفاقات زیادی رخ داده بود و روزنامه اطلاعات هم جایگاه مهمی داشت و این اخبار خیلی به کار ما می‌آمد.»

او می‌افزاید: «در این محافل می‌توانستیم شخصیت‌هایی را ببینیم که پیدا کردنشان بسیار سخت بود و با آن‌ها مصاحبه انجام دهیم. اگر روزنامه‌نگار باهوش باشد، می‌تواند هر موضوعی را به هر زبانی بیان کند. من روحیهٔ جنجالی نداشتم اما گاهی خبری که تهیه می‌کردم، جنجالی می‌شد. به عنوان مثال مصاحبه‌ای که با سمسام، استاندار کرمان داشتم. او در این مصاحبه از توجه نکردن دولت به شهرستان‌ها گلایه داشت و گفته بود من دو سال است که به مردم دروغ می‌گویم. من عین همین جمله سمسام را تیتر خبر کردم و این تیتر باعث جنجال‌های زیادی در کشور شد. در آن زمان ضبط صوت وجود نداشت. بنابراین سمسام می‌توانست به راحتی حرف خود را تکذیب کند. اما او این کار را نکرد و تمام حرف‌های خود را تایید کرد.»

یکی دیگر از مواردی که میرزایی به یاد می‌آورد انتشار مطلبی بود که باعث بیکاری یک روانپزشک شد: «نمونهٔ دیگر مصاحبه با یک روان‌پزشک بسیار معروف بود. او در مصاحبه با من گفته بود که ۹۰ درصد مردم از نظر روانی مشکل دارند. من صحبت‌های او را عینا تیتر کردم و باعث شد تمام شهر دچار تنش شود. این تنش‌ها تا حدی بود که منجر به تعطیلی مطب این روانپزشک شد و باعث شد این روان‌پزشک منزل خود را عوض کند. در نتیجه مدیر روزنامه از من خواست که دوباره با این روان‌پزشک مصاحبه کنم. در این مصاحبه این روان‌پزشک منظور خود را از واژهٔ روانی به مردم توضیح داد. این توضیحات باعث از بین رفتن تنش‌های موجود در شهر شد.

اولین و آخرین سردبیر سرویس شب

ایدهٔ انتشار روزنامه در عصر را مسعودی، مدیر روزنامه اطلاعات طرح کرده است. میرزایی به نقل از مسعودی می‌گوید که در حوالی غروب شاهد بی‌تکلیفی مردم بود و احساس می‌کرد مردم به دنبال چیزی هستند.

می‌گوید: «در اینجا بود که ایدهٔ شکل‌گیری روزنامه‌های عصر شکل می‌گیرد. اما بعد‌ها باب شده بود که می‌گفتند در غرب روزنامه‌ها در صبح هم منتشر می‌شوند. سرویس شب در روزنامه اطلاعات ایجاد شد و من سردبیر این سرویس بودم. بنابراین شب‌ها خبر تهیه می‌شد و صبح در اختیار سردبیر بود. سرویس شب پایدار نماند. من اولین و آخرین سردبیر سرویس شب بودم.»

در پایان نشست چهارم اسفند ماه که در اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شده بود، لوح تقدیری از سوی ماهنامه مدیریت ارتباطات به محسن میرزایی اعطا شد.

سلسله نشست‌های تاریخ شفاهی مطبوعات ایران از اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۴ توسط ماهنامه مدیریت ارتباطات با همکاری معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهد یافت.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.