3 اسفند 1393

حد و مرز انتشار تصاویر خشن در رسانه ها کجاست

تفاوت رسانه‌های ایرانی و خارجی در انتشار تصاویر خشونت آمیز

3 اسفند 1393

خبرنگاران ایران- سارا محسنی:

نحوه انتشار تصاویر در رسانه‌ها، همیشه موضوعی بحث برانگیز در حوزه روزنامه نگاری بوده است. برخی از کشور‌ها قوانین خاص برای انتشار تصویر دارند و برخی بنا به نظر مسئولان رسانه عمل می‌کنند. برخی رسانه‌ها هم طبق آیین نامه‌های داخلی خود و کدهای اخلاقی درباره انتشار یافتن یا منتشر نشدن تصویری تصمیم می‌گیرند.

اما رسانه‌های ایرانی و به طور خاص‌تر رسانه‌های داخل کشور چگونه در انتشار تصاویر عمل می‌کنند؟ طبق بررسی‌های صورت گرفته، به نظر می‌رسد در رسانه‌های داخل ایران، قاعده خاص و ویژه‌ای برای انتشار تصاویر وجود نداشته باشد. هر سردبیر بنا به تشخیص خود تصاویر را منتشر می‌کند و تصاویر حاوی خشونت یا نقض کننده حریم خصوصی افراد نیز بنا به سلیقه مسئول رسانه یا سردبیر بدون مانع اخلاقی یا قانونی منتشر می‌شوند.

در قانون مطبوعات جمهوری اسلامی نیز تنها در چند بند به طور کلی موضوع عکس در رسانه ها پرداخته شده است. به طور مثال در ماده ۲۸ بخش جرایم قانون مطبوعات، نوشته شده است: «انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی ممنوع و موجب تغزیر شرعی است و اصرار بر آن موجب تشدید تعزیر و لغو پروانه خواهد بود.»

انتشار تصاویر اعدام در ملاعام در خبرگزاری‌ها و سایر رسانه‌های کشور با نمایش تمام حاشیه‌ها بسیار معمول است و اخیرا نیز که موضوع کشتارهای داعش در عراق و سوریه در اخبار دنیا داغ است، رسانه‌های داخل کشور گویی در انتشار تصاویر خشونت عریان این گروه مشکلی ندارند.

JPEG - 138.6 kb
بخشی از گزارش تصویری مهر از اجرای اعدام

در حوزه انتشار عکس‌های خشونت آمیز سوالی که مطرح می‌شود، تاثیراتی است که این نوع عکس‌ها می‌تواند بر روی مخاطب بگذارد. اخیرا نیز زنده سوزاندن خلبان اردنی توسط گروه داعش و انتشار عکس لحظه مرگ این خلبان و حتی انتشار بخش‌هایی از ویدیو آن در برخی رسانه‌های کشور، این سوال را مطرح کرد که حد و حدود انتشار چنین عکس‌هایی تا کجاست؟

کریم ارغنده‌پور، روزنامه نگار ساکن ایران، بعد از ماجرای خلبان اردنی در صفحه فیس بوک خود نوشت: «در بحث هاى تخصصى رسانه، چند سالى است که نحوه ى انعکاس رویدادهاى خشن مثل انتشار تصاویر اعدام، قتل، تجاوز، جراحات سخت، نزاع هاى خونین، خود آزارى و دگر آزارى‌ها مطرح است. عقیده ى غالب این است که انتشار عمومى این صحنه‌ها -به صورت تصویر یا توصیف جزء به جزء بازنماى رویداد- خود نوعى خشونت است و باید با ذکر کلیاتى فقط به انتقال خبر پرداخت و از جزییات رقت آور صرفنظر کرد. اقلیتى هم هستند که سنتى فکر مى کنند و معتقدند کار رسانه بازتاب دقیق رویداد است و خشونت هم بخشى از واقعیت خبر است که باید صادقانه و به تمامى آن را انعکاس داد، این خود مخاطب است که واکنشش را در برابر آن تنظیم خواهد کرد.»

او سپس خود را حامی نظر نخست می داند و ادامه می دهد: «رسانه اگرچه وظیفه دارد همه ى خبر را چنانچه واقع شده بازتاب دهد ولى وقتى تصویرى در تلویزیون و شبکه هاى اجتماعى و صفحات روزنامه‌ها منتشر مى شود خواه ناخواه در منظر عمومى است و بالاجبار دیده مى شود، تالى فاسد این زیاد است. از سوى دیگر به این هم معتقدم که رسانه مثل هر پدیده ى دیگرى در کنش متقابل با سایر ابعاد اجتماع است: سیاست و قدرت، روانشناسى، اخلاق و.... نمى توان رسانه را از این ابعاد منتزع کرد.»

اثرات انتشار یک تصویر حاوی خشونت در صفحه نخست یک روزنامه

گرچه در رسانه‌های دنیا سیاست‌های متفاوتی در انتشار عکس و حتی عکس‌های خشونت آمیز وجود دارد اما به نظر می‌رسد در منتشر نکردن برخی تصاویر، این سیاست‌ها به یکدیگر نزدیک باشد. به طور مثال در بسیاری از رسانه‌های معتبر دنیا نشان دادن لحظه مرگ افراد، ممنوع است. اما در مورد اخیر زنده سوزاندن خلبان اردنی حتی برخی رسانه‌های ایرانی مانند روزنامه شرق، عکس آن را به صفحه نخست خود بردند. برخی دیگر مانند سایت خبرآنلاین و عصر ایران و رسانه های اصولگرای رادیکال ضمن انتشار تصاویر لحظه سوختن این خلبان، بخش‌هایی از ویدئوی آن را هم پخش کردند.

JPEG - 130.7 kb
بخشی از صفحه نخست روزنامه شرق

روزبه کابلی خبرنگار تلویزیون ملی هلند و برنامه ساعت خبر در گفت‌و‌گو با «خبرنگاران ایران» از این موضوع ابراز تعجب می‌کند: «براى من جاى سوال است که آیا رسانه هاى ایرانى که عکس لحظه آتش گرفتن خلبان اردنی را در صفحه اول آورده‌اند، راجع به اثرى که این تصاویر بر ببینده ممکن است بگذارد فکر کرده‌اند؟ به اینکه عکس صفحه اول و دیدن آن انتخاب نیست و روى پیشخوان دکه‌ها و روى میز آشپزخانه در معرض دید همگان است. تلویزیون نیست که با اعلام قبلی بتوان کانال عوض کرد.»

او درباره اثرات انتشار این نوع تصاویر می‌گوید: «دیدن این عکس می‌تواند اثرات بدى روی خردسالان و بزرگسالان مثلا افراد دچار عوارض قلبی یا مشکلات روحی بگذارد.»

کابلی درباره مواردی هم سخن می‌گوید که تلویزیون هلند تصمیم به انتشار برخی تصاویر خشونت آمیز می گیرد: «ما در موارد نادری که تصمیم به انتشار تصاویر خشونت بار می‌گیریم، شماره تلفنی در برنامه پخش می‌کنیم که بینندگان در صورت احساس نیاز می‌توانند به طور رایگان با مشاوران و روان‌شناسان تماس بگیرند. یعنی مسوولیت انتخابمان را می‌پذیریم.»

"ما رسانه‌ایم و نه وسیله انتقال تبلیغات جنگ حکومت‌ها و گروه‌ها"

سوال دیگری که مطرح می‌شود درباره هدف انتشار این نوع عکس هاست. رسانه با انتشار چنین عکس‌هایی می‌خواهد چه چیزی را نشان دهد؟ آیا انتشار عکس‌های خشونت آمیز می‌تواند به عنوان سندیت بخشیدن به خبر کاربرد داشته باشد؟

کابلی در این باره معتقد است که داعش و بسیارى از گروه هاى شبیه آن، قصدشان از فیلمبردارى چنین تصاویرى، انتشار گسترده آن توسط رسانه هاست.

او این سوال را سپس مطرح می‌کند که آیا ما رسانه‌ها باید نقش واسطه را براى این گروه‌ها بازى کنیم تا به مخاطبان ما دسترسى پیدا کنند؟

JPEG - 83.9 kb
عکس های خشونت آمیز و عنوان +۱۸ در برخی رسانه ها

این روزنامه نگار ساکن هلند مصداق خود را فراگیر‌تر می‌کند: «این نگاه سختگیرانه فقط شامل تصاویر داعش نیست. فرض کنید سازمان تبلیغات یا وزارت دفاع یک حکومت، تصاویر همراه با خشونت از یک هواپیماى جنگنده‌اش یا یک پهباد که مردم (از دید آن کشور دشمن) را در یک بمباران مى کشد (از دید آن حکومت فرضی: دشمنان یا تروریست‌ها را نابود می‌کند)، روى اینترنت قرار دهد. برخورد ما با این تصاویر هم درست مانند برخوردمان با تصاویر داعش است. ما رسانه‌ایم و نه وسیله انتقال تبلیغات جنگ حکومت‌ها و گروه‌ها.»

روزبه کابلی معتقد است که رسانه‌ها باید مراقب باشند تا از روابط عمومی گروه‌ها، حکومت‌ها و نیروهای نظامی مستقل بمانند و آلت دست آن‌ها نشوند. وظیفه رسانه بررسی، تحقیق مستقل و پردازش جستجوگرانه و انتقادی اطلاعاتی است که توسط منابع مختلف به دستش می‌رسد و نه انتشار آن چیزی که نهادهای تبلیغاتی دودستی و شسته و رفته و روبان بندی شده تقدیم رسانه می‌کنند.»

از سوی دیگر برخی رسانه‌های فارسی زبان که جنبه بین المللی دارند، طبق اصول خاص عمل می‌کنند اما در عین حال یک قانون واحد نیز در این رابطه در تحریریه‌های آن‌ها نیز حاکم نیست.

امیر عظیمی، سردبیر اتاق خبر تلویزیون فارسی بی‌بی سی در گفت‌و‌گو با «خبرنگاران ایران» درباره قواعد حاکم در بی‌بی سی فارسی می‌گوید: «قواعد بی‌بی سی برای انتشار تصاویر مربوط به بحران‌ها و درگیری‌ها این است که تصاویر برای بینندگان معمول شبکه، بیش از حد خشن نباشد.»

او در این رابطه مثال‌هایی را هم مطرح می‌کند: «مثلا بی‌بی سی تصاویر مربوط به تهدید به قتل گروگان‌ها یا تصاویر کشتن گروگان‌ها توسط گروه دولت اسلامی یا داعش را منتشر نمی‌کند و به انتشار یک عکس (ثابت) از گروگانگیر و گروگان‌ها اکتفا می‌کند.»

این سردبیر البته عنوان می‌کند که نمی‌توان فرمول یکسانی را برای همه شرایط تعریف کرد: «در بی‌بی سی برای هر مورد، بسته به شرایط و با در نظر گرفتن دیدگاه‌های گزارشگران، تهیه کنندگان و سردبیران تصمیمی گرفته می‌شود و برای همه خروجی‌ها به اجرا گذاشته می‌شود. ممکن است در مواردی اگر هیچ تصویر خشنی نشان داده نشود، واقعیت به طور دقیق منتقل نشود. در نتیجه ممکن است در شرایطی برای کمک به درک دقیق ابعاد واقعه‌ای که رخ داده از تصاویری استفاده کنیم که در حالت عادی استفاده نمی‌شود. در این موارد، پیش از پخش تصویر به مخاطبان هشدار داده می‌شود که آمادگی داشته باشند. در مواردی هم عکس‌ها را محو می‌کنیم که هویت شخص قابل تشخیص نباشد. از جمله، اگر شخصی که در تصاویر کم سن و سال باشد، یا انتشار تصاویر باعث شود خطری متوجه وی یا بستگانش شود، یا شخص در تصویر مورد تحقیر و آزار و اذیت قرار گرفته باشد.»

"قاعده کلی در مورد آستانه خشونت در رسانه‌ها وجود ندارد"

عظیمی در گفت‌و‌گویی که سال گذشته با خبرنگاران ایران داشت درباره اصول حاکم بر رسانه‌های دنیا درباره انتشار تصاویری که حاوی خشونت است نیز گفته بود: «قاعده کلی در مورد آستانه خشونت در رسانه‌ها وجود ندارد؛ زیرا تعریف روشنی از خشونت که همه رسانه‌ها آن را به طور یکسان پذیرفته‌شده باشند؛ وجود ندارد. در دانشکده‌های روزنامه‌نگاری از ارزش‌های کلی تحت عنوان اخلاق روزنامه‌نگاری صحبت می‌شود و به دانشجویان روزنامه‌نگاری توصیه می‌شود که به این ارزش‌ها احترام بگذارند، ارزش‌هایی مثل رعایت حریم شخصی افراد، خودداری از انتشار اخبار دروغ یا شایعات، ‌ احترام به حقوق برابر همه اقوام، خودداری از توهین، جلوگیری از ترویج تنفر و خشونت و مانند این‌ها. اما این‌ها اصولی بسیار کلی هستند و نمی‌توان گفت همه روزنامه‌نگاران درکی مشترک از مفهوم عینی این عبارات دارند. در نتیجه ممکن است آنچه در یک رسانه خشن و غیرقابل پخش تشخیص داده می‌شود، ‌ در رسانه‌ای دیگر، به عنوان یک واقعیت لازم و ضروری قلمداد شود که حتماً باید در اختیار مخاطب قرار گیرد. آستانه نمایش خشونت در هر رسانه نیز به عوامل گوناگونی ارتباط پیدا می‌کند که بعضی از آن‌ها داخل رسانه و بعضی خارج از آن است. در داخل رسانه، دستور عمل‌های آن رسانه و تفسیر سردبیران و مدیران از این دستور عمل‌ها تعیین کننده است و در خارج رسانه نیز چند عامل موثر است، مثلاً انتظار عمومی مخاطبان و همین طور رفتار رسانه‌های رقیب و در مواردی هم قوانین رسانه‌ای یا حتی قوانین کیفری.»

اما آیا اگر تصویر بنا به صلاحدید حذف شود می‌توان نام آن را سانسور گذاشت و آیا این عمل به نوعی محروم کردن مخاطب از حقیقت و جذب شدن او به راه‌های غیر رسمی‌تر برای دریافت اطلاعات نیست؟

سردبیر اتاق خبر تلویزیون فارسی بی‌بی سی در این باره می‌گوید: «سانسور وقتی اتفاق می‌افتد که رسانه، مخاطبش را به طور عمدی از دانستن خبری یا دیدن تصاویری که برای مخاطب مهم است یا به نوعی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، محروم کند.»

کابلی هم به مخاطبانش در تلویزیون هلند اشاره می‌کند: «با تحقیقاتی که ما روی بینندگانمان انجام می‌دهیم و آنالیز لحظه به لحظه نمونه آماری بینندگانمان به این نتیجه رسیده‌ایم که بیشتر بینندگانمان تمایلی به دیدن صحنه‌های خشن ندارند و خیلی از اوقات وقتی خونریزی یا صحنه‌های خشن نشان داده می‌شود کانال را عوض می‌کنند. بینندگان ما بیشتر از اینکه بخواهند صحنه قطع سر یک انسان را ببینند می‌خواهند بدانند چرا یک گروه، شخصی را به این طریق می‌کشد؟ چرا این خشونت فیلمبرداری می‌شود؟ هدف از انجام این سطح از خشونت و قرار دادنش روی اینترنت چیست؟ بینندگان برای پاسخ به این پرسش‌ها هر شب تلویزیون را روشن می‌کنند نه برای دیدن سوختن مردی در آتش.»

پشت صحنه؛ قابل انتشار یا غیرقابل انتشار

یک روز جمعه، آسوشیتدپرس عکسی را که توسط «جولی جاکوبسن» گرفته شده بود منتشر کرد. این عکس تا حدودی بسیاری از ناگفته‌ها را فاش می‌کرد. عکس تصویری از سرجوخه «جاشوام. برنارد» ۲۱ ساله از ایالت پورتلند، میشگان را نشان می‌داد که هراس و ناامیدی در چشمانش موج می‌زد. در حالی که یکی از پا‌هایش قطع و در دام نیروهای طالبان افغانستان گرفتار شده بود. انتشار این عکس با سر و صداهای بسیاری همراه شد. تا جایی که پدر جاشوا از آسوشیتدپرس شکایت کرد و وزیر دفاع وقت آمریکا اقدام برای خواباندن غائله با خانوادی وی ابراز همدردی کرد.

نکته جالب توجه این بود که آسوشیتدپرس با هدف ایجاد زمینه مناسب برای انتشار این تصویر ناراحت‌کننده و تاثیرگذار، اقدام به انتشار مجموعه‌ای از عکس‌ها و تصاویری کرد که قبل و بعد از حمله و درگیری میان نیروهای ارتش آمریکا با طالبان افغانستان و انتحاریون عراقی را نشان می‌داد. همچنین یک سری مقالات و گزارش‌هایی در مورد حملات نیروهای طالبان و سربازان رژیم بعث به مردم افغانستان و عراق منتشر کرد و پس از آن اقدام به انتشار مقاله‌ای در مورد سیاست‌ها و استراتژی‌های مربوط به چارچوب‌ و قوانین انتشار عکس در رسانه‌ کرد. پس از انتشار عکس سرجوخه برنارد، «سانتیاگو لیون» سردبیر بخش عکس خبرگزاری آسوشیتدپرس اظهار داشت: «آنچه در این عکس به تصویر کشیده شده بخشی از حقیقت بی‌پرده، روشن و بدون سانسور جنگ است که شاید در برخی موارد بسیار شخصی و حتی بی‌اندازه صریح باشد. اما نباید از این نکته غافل شد که هر کدام از ما حریم شخصی داریم که اسم، مشخصات، سرزمین مادری‌، ملیت و فرهنگمان در محدوده این حریم شخصی قرار می‌گیرد که در برخی موارد آن را با دیگران شریک و سهیم می‌شویم. از آنجایی که این حریم و محدودیت‌ها در مورد بسیاری از تصاویر و اخبار هم تعریف می‌شود، لذا انتشار آن‌ها باید از فیلترهای متعددی رد شود.»

وی در ادامه اظهار داشت: «با این حال من فکر می‌کنم ثبت تصاویر واقعی و بدون سانسور جنگ به خودی خود آنقدر ضروری است و توجیه‌های منطقی دارد که نباید به دلایل شخصی از ضبط و انتشار آن صرف نظر کرد.»

پس از انتشار عکس سرجوخه برنارد و انتشار گسترده خبر مرگ وی، باز هم این عکس‌های خانم جاکوبسن از مراسم تدفین وی بود که سبب به راه افتادن سر و صدا و جنجال‌های خبری بسیار شد. سیاست‌گذاران آسوشیتدپرس به خوبی می‌دانستند که عکس‌ها و تصاویری که از لحظه مرگ سرجوخه گرفته شده چقدر تاثیرگذار و تکان دهنده هستند و چه بازتاب‌هایی خواهند داشت.

این در حالی بود که پدر سرجوخه برنارد، گروهبان یکم سابق ارتش آمریکا، در گفت‌وگویی با آسوشیتدپرس ضمن ابراز ناراحتی از انتشار عکس‌هایی که از پسرش گرفته شده بود، گفت: «انتشار این تصاویر تنها و تنها سبب لکه دار شدن حیثیت و احترام پسرم شده است.»

محو کردن تصویر؛ سیاست رسانه های فرانسوی و بلژیکی

این موضوع در کشور‌هایی مانند فرانسه یا بلژیک کمی متفاوت است. در این دو کشور قوانینی با عنوان حقوق مربوط به تصویر وجود دارد در صورتی که چنین قوانینی در انگلستان یا آمریکا وجود ندارد.

طبق این قوانین به طور کلی انتشار هر تصویری که به زندگی خصوصی افراد احترام نگذارد ممنوع است. از سوی دیگر انتشار برخی تصاویر در برخی رویداد‌ها هم شامل قوانین خاص است. در رسانه‌های فرانسوی انتشار تصاویر کودکان با شرایط خاص صورت می‌گیرد و طبق ماده ۳۹ قانون ۲۹ جولای ۱۸۸۱ و اصلاحات انجام گرفته روی آنکه مربوط به مطبوعات است، اگر از این قانون تخطی صورت گیرد تا ۱۵ هزار یورو جریمه می‌تواند در انتظار باشد.

همچنین انتشار تصاویر در لحظه مرگ یا حتی افراد مرده نیز دارای ممنوعیت‌هایی است. به طور مثال مجله پاریمچ سال‌ها پیش به خاطر انتشار دو تصویر از فرانسوا میتران در بستر مرگ محکوم شد.

اما اتفاق‌های اخیر مربوط به حملات تروریستی در پاریس و از سوی دیگر اتفاق‌ها و خشونت‌هایی که توسط داعش رخ می‌دهد و انعکاس تصویری آن در رسانه‌های فرانسوی قواعد خاصی حاکم است.

JPEG - 156.6 kb
نحوه انتشار تصویر گروگان های ژاپنی در فیگارو

به طور مثال عکس کودکی که عضو داعش بود و مامور اجرای اعدام در برخی از رسانه‌های دنیا به نمایش در آمد اما رسانه‌های فرانسوی عکس کودک را به همراه گروگان هایش محو کردند.

یا در مورد گروگان‌های ژاپنی که توسط داعش در ‌‌نهایت کشته شدند، رسانه‌های اصلی فرانسوی تصاویر گروگان‌ها را محو کرد. قاعده‌ای که در رسانه‌های آمریکایی اغلب اجرا نمی‌شود.

JPEG - 232.4 kb
عکسی که لیبراسیون برای خبر آتش زدن خلبان اردنی انتخاب کرد

ارشاد علیجانی خبرنگاری که در شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴ مشغول کار است درباره قوانین حاکم بر این شبکه تلویزیونی درباره انتشار برخی تصاویر به خبرنگاران ایران می‌گوید: «اول اینکه ما چهره قربانیان برخی از حوادث تروریستی را نشان نمی‌دهیم. یعنی صورت هیچ کدام از قربانیان داعش در ویدئوهای بریدن سر نشان داده نمی‌شود.»

او اضافه می‌کند: «چهره بچه‌ها هم حذف می‌شود چون به اصطلاح مینور هست و به سن قانونی نرسیده‌اند.»

علیجانی به مصداقی در این زمینه اشاره می‌کند: «صحنه‌های بریدن سر و یا حتی شلیک به سمت پلیس فرانسوی در قضیه شارلی ابدو هم منتشر نشد یعنی فقط دو ثانیه صحنه شلیک بریده شد.»

از او دلیل این ماجرا را می‌پرسم که می‌گوید: «به دلیل خشونت و البته خب به نحوی هم جلوگیری از پروپاگاندای جهادگرا‌ها و تروریست‌ها محسوب می‌شود.»

از سوی دیگر روزبه کابلی درباره انتشار تصاویر حاوی خشونت در رسانه‌های هلند به نگاه این رسانه‌ها اشاره دارد: «در رابطه با تصاویر خشن رسانه‌ها خودشان تصاویر دریافتی را نگاه می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که چطور این تصاویر را پوشش دهند. در مورد خلبان اردنی تا آنجا که من دیدم هیچ رسانه هلندی تصویر لحظه آتش گرفتن و جان دادن او را منتشر نکرد. خود ما در تلویزیون هلند هربار هر تصویر خشنی را جداگانه بررسی می‌کنیم. تصاویر به شدت خشونت بار مثل لحظه جان دادن، قطع سر انسان‌ها را نشان نمی‌دهیم.البته این به این معنا نیست که خشونت را سانسور می‌کنیم. تا آنجایی که امکان داشته باشد با قرار دادنش در کانتکست و ظرف فضا و مکان و توضیحش به بیننده نشان می‌دهیم. اما تصاویر این چنینی را با کمک امکانات دیجیتالی محو می‌کنیم و حتما از قبل به بینندگانمان هشدار می‌دهیم که گزارشمان حاوی تصاویر زننده است.»

او اضافه می‌کند: «خیلی از گروه‌های افراطی سعی می‌کنند با انتشار تصاویر جنجالی و وحشتناک رعب و وحشت (ترور) ایجاد کنند و متاسفانه بعضی از رسانه‌ها بدون هیچ دروازه بانی این تصاویر را یک به یک به بیننده منتقل می‌کنند. هر رسانه‌ای در هلند خودش تصمیم می‌گیرد با این تصاویر چگونه برخورد کند. اما برآیند این تصمیم‌ها تا این لحظه بیشتر این بوده که دست کم تصاویر لحظه آتش گرفتن یا جان دادن انسان‌ها نشان داده نشود.»

صحنه شلیک تیر خلاص یکی از برادران کواشی در ماجرای ۷ ژانویه ۲۰۱۵ جلوی دفتر مجله شارلی ابدو به افسر پلیس که در شبکه‌های اجتماعی پخش شد، در رسانه‌های تصویری فرانسه به صورت منقطع و فلو به نمایش درآمد اما همین ویدئو بدون هیچ سانسوری در بخش خبری ساعت ۲۱ شبکه یک صدا و سیما نشان داده شد. از سوی دیگر زمانی که فاکس نیوز اقدام به انتشار بخشی از ویدئوی زنده سوزاندن خلبان اردنی توسط داعش کرد، انتقادهایی به سوی این شبکه پرمخاطب آمریکایی روانه شد اما برخی از شبکه‌های معروف تلویزیونی دنیا هم بودند که حتی تصاویر قبل از به آتش کشیده شدن خلبان اردنی را برای مخاطبان خود به نمایش نگذاشتند. مدیران فاکس نیوز در مقابل اعتراض ها، انتشار این ویدئو در سایتشان را جزو وظایف روزنامه نگاری خود عنوان کردند و گفتند: «مخاطبان آنلاین این شبکه می توانند انتخاب کنند که آن را ببینند یا نبینند.»

PNG - 44.5 kb
تصویر ویدیویی که فاکس نیوز بر روی سایتش قرار داد

امیر عظیمی درباره این رفتار‌ها و تصمیم‌های متفاوت می‌گوید: «معمولاً رسانه‌ها با توجه به انتظار عمومی جامعه و خرد جمعی تصمیم می‌گیرند که تا چه حد در پوشش آنچه خشن قلمداد می‌شود، پیش بروند و مرز‌ها را در کجا تعریف کنند.»

مطالب مرتبط:

- پشت صحنه؛ قابل چاپ یا غیرقابل چاپ

- رسانه های معتبر دنیا صحنه های خشونت آمیز را نشان می دهند یا نه

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.