6 اسفند 1393

زنان کجا هستند- بخش نخست

چرا در تمام دنیا تعداد سردبیران زن در تحریریه ها کمتر است

6 اسفند 1393

نویسنده: آنا گریفین

ترجمه: خبرنگاران ایران - مهرک رحیمیان

مقدمه

به نسبت ۱۰ سال قبل، زنان تعداد کمتری از روزنامه‌های مهم آمریکایی را هدایت می‌کنند. با این حال نه‌تنها هنوز، بعضی از روزنامه‌های مهم ملی توسط زنان اداره می‌شود که مدیریت بعضی از مهم‌ترین شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی هم بر عهده آنهاست. در واقع تعداد زنان هنوز آنقدر بالاست که بعضی از مدیران رسانه‌ای یا برخی مردم‌ معتقدند که روزنامه‌نگاری آمریکایی به مردان بیشتری نیاز دارد.

وقتی صحبت از رهبری زنان در رسانه‌‌ها می‌شود، احتمالا شما این سرزمین‌ پرقدرت زنانه را جایی در کشورهای سوئد، فنلاند یا نروژ تجسم می‌کنید که قوی‌ترین قوانین حمایتی برای اشتغال زنان را دارند. اما جالب است بدانید بلغارستان کشوری است که زنان بیشتر از مردان رده‌های بالای رسانه‌ای را در دست دارند. چراکه اصولا در این کشور، روزنامه‌نگاری شغل مهمی محسوب نمی‌شود و یک شغل سطح‌ پایین است. در دوره حکومت کمونیست‌ها، مطبوعات بلغارستان به‌شدت سانسور و تضعیف شدند و روزنامه‌نگاری تبدیل به یک شغل بسیار کم‌درآمد شد. با چنین میراثی، جریان اصلی روزنامه‌نگاری در این کشور هم به سمت روزنامه‌نگاری غیرجدی و تابلوئیدی گرایش پیدا کرده است. یعنی تمرکز بر سرگرمی، اخبار ستاره‌ها و رسوایی‌های اخلاقی.

در هیچ‌جای دیگری از دنیا، زنان روزنامه‌نگار در چنین مقیاسی مسئولیت‌های مهم ندارند و عامدانه یا ناخودآگاه مورد تبعیض جنسی قرار می‌گیرند. یا برچسب ضعیف، بی‌ادب و زمخت به آنها زده می‌شود یا به بهانه‌ مسئولیت‌های خانوادگی و مادرانه کنار گذاشته می‌شوند. حتی در کشورهایی که رکن چهارم دموکراسی نقشی حیاتی در گفتمان عمومی جامعه دارد، آمارها درباره موقعیت زنان در روزنامه‌نگاری نگران‌کننده‌ است. درواقع نه‌تنها وضعیت زنان روزنامه‌نگار در دهه‌های اخیر بهبود پیدا نکرده که پسرفت هم کرده است.

هرسال بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلان رشته ارتباطات در آمریکا زن هستند، اما طبق آخرین سرشماری انجمن سردبیران خبری آمریکا (ASNE) زنان تنها ۳۵ درصد از موقعیت‌های بالاتر از خبرنگار را در تحریریه‌های آمریکایی اشغال کرده‌اند. فقط سه عنوان از ۲۵ روزنامه ملی توسط زنان هدایت می‌شود. از ۲۵ روزنامه بزرگ آمریکایی با تیراژ پایین‌تر از ۱۰۰ هزار، هشت روزنامه و از ۲۵ روزنامه‌های بزرگ با تیراژ کمتر از ۵۰ هزار، فقط سه روزنامه توسط زنان هدایت می‌شود.

در میان رتبه‌های بالا در ۲۵ روزنامه‌ مهم بین‌المللی هم فقط یکی توسط زنان تصاحب شده است.

این آمار در حوزه روزنامه‌نگاری رادیو و تلویزیون از این هم پایین‌تر است. در پیمایشی که انجمن اخبار رادیو و تلویزیونی (RTDNA) در سال ۲۰۱۴ انجام داده، زنان تنها ۳۱ درصد از کارگردانان خبری تلویزیون و ۲۳ درصد از کارگردانان بخش خبری رادیو را تشکیل می‌دهند. با وجود آنکه ۴۰ درصد از جمعیت شاغلان در بخش‌های خبری رادیو و تلویزیون در آمریکا زن هستند، اما ۲۰ درصد از مدیران عمومی در تلویزیون و ۲۳ درصد در رادیو را زنان تشکیل می‌دهند. این ارقام در سراسر جهان تقریبا مشابه است. همان‌طور که یک پیمایش جهانی پس از بررسی بیش از ۵۰۰ موسسه رسانه‌ای در ۶۰ کشور به این نتیجه رسید که ۷۳ درصد از رده‌های بالای مدیرتی این موسسات در دست مردان است.

اخراج سردبیر نیویورک‌تایمز «جیل آبرامسون» و استعفای «ناتالی نیوگرد» از سردبیری روزنامه لوموند که هر دو در ۱۴ می ۲۰۱۴ (۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳) اتفاق افتاد، بحث‌های داغی را درباره جایگاه زنان در روزنامه‌نگاری امروز دنیا به‌وجود آورد. این دو اتفاق، دست‌کم نشان داد که صنعت روزنامه‌نگاری جهان، باوجود سال‌ها حضور زنان، همچان توسط مردان هدایت می‌شود و حضور زنان در موقعیت‌های مهم تنها یک استثناست. همان‌طور که در فهرست ۵۰۰ مدیرعامل موفق جهان که مجله فورچون در پایان سال ۲۰۱۴ ـ به رسم هر سال ـ منتشر کرد، تنها نام ۲۴ نفر زن به چشم می‌خورد.

حضور نداشتن زنان در رهبری صنعت روزنامه‌نگاری می‌تواند بسیار جدی‌تر از موضوع تبعیض جنسیتی باشد. روزنامه‌نگاران به عنوان نگهبانان و راستگویان جامعه شناخته می‌شوند و سازمان‌های خبری برای انجام این وظیفه به طیف وسیع‌تری از دیدگاه‌ها در درون‌شان نیاز دارند.

علاوه بر این، مطبوعات برای تداوم حیات اقتصادی‌شان هم که شده، باید برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب باشند. نه فقط نتایج تحقیقات علمی که تجربه روزنامه‌نگاران در تحریریه‌ها هم حکایت از آن دارد که جنسیت رهبر تحریریه، تاثیری ظریف اما مهم در تصمیم‌گیری‌های مختلف یک رسانه دارد؛ از اینکه چه مطلبی و به چه شکل تیتر یک شود تا اینکه چه کسی و چرا باید ترفیع بگیرد.

باوجود آنکه تاریخ روزنامه‌نگاری، نشان از پیشرفت زنان در این حوزه دارد، اما زمانی که پای مدیریت کلان یک رسانه به میان می‌آید، زنان تعلل می‌کنند. چیزی که بسیاری از زنان را در موقیعت مدیران ارشد رسانه‌ای نسبت به آینده هم نگران و هم بدگمان کرده است. آنها معتقدند حتی بسیاری از رسانه‌های جدید هم تعادل‌ نداشتن جنسیتی را بازتولید می‌کنند، همان‌طور که پیش از این هم، در رسانه‌های چاپی و سنتی وجود داشته. «ملانی سِیل» سردبیر پیشین روزنامه «ساکرامنتو بی» و معاون بخش محتوا در رادیو «KPCC» در کالیفرنیای جنوبی می‌گوید: «آنچه ما در حوزه رسانه شاهدش هستیم، گوشه‌ای از یک رویداد بزرگ‌تر درباره رهبری زنان است. فکر می‌کنم، نه فقط در صنعت روزنامه‌نگاری که تمام جامعه، در حال بازگشت به دوره‌ای است که زنان شانس برابر برای ارتقای شغلی و تاثیرگذاری بر اطراف‌شان را نداشتند.»

قطعا تغییر این وضعیت، فقط با ابراز نگرانی اتفاق نمی‌افتد. همان‌طور که «سوزان فرانکز» استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه «سیتی» لندن، از تهیه‌کنندگان سابق بی‌بی‌سی و نویسنده کتاب «زنان و روزنامه‌نگاری» می‌گوید: «نمی‌توان نشست و گفت بله، همه باید منصف و مهربان باشیم. این مشکل خودبه‌خود حل نمی‌شود و باید آگاهانه دست به عمل زد. به اعتقاد من وضعیت ناعادلانه امروز، نتیجه تفکر منفعلانه‌ای است که ما پیش از این داشته‌ایم.»

انتخاب موضوع وضعیت رهبری زنان در تحریریه‌ها، در «نیمان ریپورت» هم با همین هدف آغاز شد. در همین راستا تحقیقاتی در زمینه جنسیت در روزنامه‌نگاری همراه با مصاحبه‌هایی با بیش از ۴۰ استاد دانشگاه و فعال حوزه رسانه از صاحب‌امتیاز گرفته تا مدیرمسئول و سردبیر در بیش از ۲۰ موسسه مختلف انجام شد. از خلال این تحقیقات متوجه شدیم که روش‌های مختلفی برای تضمین تنوع جنسیتی در حوزه روزنامه‌نگاری وجود دارد، البته روش‌هایی که معمولا زمان‌بر هستند.

زنان کجا هستند؟

پیش از آنکه زنان، پزشک، وکیل یا نخست‌وزیر شوند، آنها در موقعیت روزنامه‌نگار خوش درخشیدند. بعضی از بزرگ‌ترین سازمان‌های رسانه‌ای دنیا را هدایت کردند، تغییری که به راحتی رخ نداده است. اینکه بتوان حق پوشش مطالبی غیر از «موضوعات زنانه» را به دست آورد، مدیون سال‌ها کار سخت، پوست کلفتی و حتی ادعاهای و دعواهای حقوقی توسط آنها بوده است.

از سال ۱۹۸۰، تعداد زنان در مدارس ارتباطات آمریکا برابر و حتی گاهی بیشتر از مردان بوده، ضمن آنکه آنها تقریبا به اندازه مردان مستقیم وارد بازار کار شدند. اما همان‌طور که پیمایش‌ها یکی پس از دیگری نشان داده است، درصد زنان در تحریریه‌ها پس از آن پیوسته کم شده و بسیاری از آنها برای همیشه روزنامه‌نگاری را کنار گذاشته‌اند. تاجایی‌که زنان با تجربه ۲۰ سال روزنامه‌نگاری یا بیشتر در آمریکا، فقط یک سوم کل صنعت روزنامه‌نگاری را تشکیل می‌دهند.

آمارهای جهانی هم مشابه است؛ در همه‌جای دنیا زنان بیشتر از مردان روزنامه‌نگاری را کنار گذاشته‌اند.

اتفاقا این دلیلی است که محققان آن را مهم‌ترین توضیح برای حضور کمرنگ زنان در پست‌های مهم روزنامه‌نگاری می‌بینند؛ فقدان تداوم و تجربه کاری. همان‌طور که «دیوید ویور» استاد بازنشسته دانشگاه ایندیانا که چند دهه درباره الگوی جمعیتی تحریریه‌ها تحقیق کرده است می‌گوید: «در موسسات سطح بالا، برای به‌دست آوردن پست‌های مدیریتی هنوز هم تجربه، حرف اول را می‌زند.»

اگر کمبود تجربه مداوم روزنامه‌نگاری علت اصلی دسترسی نداشتن زنان به رده‌های بالای مدیریتی در مطبوعات است؛ چه دلایلی باعث می‌شود که زنان بیشتر از مردان روزنامه‌نگاری را رها کنند؟

سختی کار یا زندگی خانوادگی

بعضی از علت‌هایی که باعث می‌شود، زنان بیشتر از مردان شغل روزنامه‌نگاری را رها کنند، واضح است. روزنامه‌نگاری شغل سختی است. با ساعات کار زیاد و نامنظم و در عین حال در مقایسه با دیگر شغل‌های دفتری، حقوق پایین‌تری دارد. علاوه بر این زنان در بیشتر نقاط جهان، وظیفه نگهداری از بچه‌ها و رسیدگی به کارهای خانه را بر هم عهده دارند. «آماندا مارکز گونزالس» دبیرتحریریه روزنامه «میامی‌هرالد» می‌گوید: «از میان تمام همکاران زن بچه‌داری که داشتم، من تنها کسی بودم که بعد از مدتی سرکار برگشتم. بیشتر آنها روزنامه‌نگاری را رها کردند.»

JPEG - 97.4 kb
«آماندا مارکز گونزالس» دبیرتحریریه روزنامه «میامی‌هرالد»

تحقیقات نشان می‌دهد بیشتر احتمال دارد مردان، حوزه‌های خبری جدی (سخت‌) را انتخاب کنند. حوزه‌هایی که زنان بیشتر آنها را انتخاب می‌کنند ـ حالا چه به‌خاطر علایق ذاتی‌شان باشد یا به این‌دلیل که آنها حوزه‌های راحت‌تری هستند ـ حوزه‌هایی است که در اصطلاح به «نرم» معروف‌اند. بر اساس تحقیقی که دو جامعه‌شناس دانشگاه مریلند و کارولینای شمالی درباره ۲۱ هزار و ۴۴۰ گزارش نیویورک تایمز انجام دادند، زنان از ۲۱ بخش موجود در روزنامه‌ها، بیشتر نویسنده مطالب بخش‌های: مد، غذا، خانه، سفر و سلامت بودند. در حالی که بیشتر نوشته‌ها در هفت بخش مهم از جمله اخبار داخلی، اخبار جهان، عقاید و تجارت توسط مردان انجام می‌شد.

«سوزان گلسر» سردبیر مجله «پالتیکو» و سردبیر سابق مجله «فارین پالسی» می‌گوید: «راه رسیدن به رهبری ارشد در یک روزنامه چیست؟ در جاهایی مثل واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز، موضوعات اصلی، سیاست و حوزه بین‌الملل، حوزه‌هایی که «سخت‌تر»، «جدی‌تر» و «خشن‌تر» شناخته می‌شوند و معمولا سکوی پرتاب برای موقعیت‌‌های بالاتر هستند. اما در این حوزه‌ها تعداد زنان کمتر است؛ چرا که بسیار وقت‌گیرتر از حوزه‌های دیگر هستند. حوزه‌هایی که شما را از خانه دور نگه می‌دارند و داشتن یک زندگی خانوادگی را سخت‌ می‌کنند.»

یکی از دلایل مهم دیگری که زنان را از ادامه کار روزنامه‌نگاری‌شان باز می‌دارد، این است که آنها همچنان کمتر از مردان حقوق می‌گیرند. در پیمایشی که توسط محققان دانشگاه ایندیانا انجام شده، نشان می‌دهد حقوقی که زنان برای انجام کارهای مشابه همکاران مردشان می‌گیرند، ۸۳ درصد حقوق آنهاست. یک توضیح برای این اختلاف درآمد می‌تواند آن باشد که زنان بیشتر از مردان در موسسات کوچک‌تر کار کنند و بنابراین درآمدهای‌شان هم پایین‌تر است. اما بخشی از این اتفاق از آنجا ناشی می‌شود که هنوز هم، همچون حوزه‌های دیگر، نابرابری‌هایی در زمینه پرداخت‌ به زنان وجود دارند.

به این موارد یک دلیل دیگر را هم باید اضافه کنید. رهبران زن چه در مطبوعات چاپی و چه الکترونیک، فشار مضاعفی را برای رعایت بعضی استاندارهای سنتی رفتاری (که از یک زن انتظار می‌رود) احساس می‌کنند. «کی. اس کُول» یکی از نویسندگان قدیمی بخش علم در روزنامه لس‌آنجلس تایمز و استاد مدرسه روزنامه‌نگاری آننبرگ در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی می‌گوید: «نه آنکه فکر کنید مثلا مردی در تحریریه دستش را روی پای شما بگذارد یا به شما بگوید عزیزدلم. منظور آن است که رفتاری مشابه توسط یک زن یا مرد، برداشت‌های متفاوتی دارد. مثلا وقتی یک مرد آن را انجام می‌دهد، نشانه‌ای بر ثبات‌قدم و جدیت‌اش است، اما وقتی همان رفتار را یک زن انجام دهد، این‌طور تفسیر می‌شود چقدر زمخت یا جیغ‌جیغو است.»

بهترین نمونه برای چنین استاندارهای دوگانه‌ای، حرف و حدیث‌هایی بود که باعث اخراج «جیل آبرامسون» از سردبیری روزنامه نیویورک تایمز شد. پیش از اخراج آبرامسون، مطلبی در روزنامه پالتیکو منتشر شد، مطلبی که بیشتر منابعش را هم روزنامه‌نگاران ناشناس تشکیل می‌دادند، که ادعا می‌کرد آبرامسون به‌دلیل «بی‌توجهی و بی‌عاطفگی» و «خشونت در رفتار» حمایت تحریریه را از دست داده است. خود آبرامسون در این زمینه می‌گوید: «گاهی، ویژگی‌هایی که زنان روزنامه‌نگار به‌خاطر داشتن آنها نقد می‌شوند، ویژگی‌هایی است که جامعه هنوز آنها را مردانه می‌داند. این موضوع هنوز هم اتفاق می‌افتد.»

«جانت کوتس» سردبیر سابق هرالد تریبیون ساراسوتا در این زمینه می‌گوید: «واقعیت آن است که در مشاغل این‌چنینی نمی‌توانید به عنوان یک زن پیروز شوید، مگر آنکه سرسخت و قوی باشید و نشان دهید که برای رهبری روزنامه اعتماد به نفس دارید، اما وقتی شما این‌طور رفتار می‌کنید، همه از شما انتظار دارند که مادر باشید.»

مردان، پلکان مردان

روزنامه‌نگاری تنها حرفه‌ای نیست که زنان آن را در موقعیتی برابر با مردان شروع می‌کنند، اما کم‌کم به خصوص در موقعیت‌های بالاتر، به حاشیه رانده می‌شوند. «فیلیپ کوهن» جامعه‌‌شناس حوزه جنسیت، خانواده و تغییرات اجتماعی در دانشگاه مریلند می‌گوید: «مثلا در رشته‌های حقوق و پزشکی، وقتی افراد می‌بینند، نمی‌توانند اینقدر کار کنند، شغل‌شان را عوض می‌کنند یا آن را از دست می‌دهند. اما در روزنامه‌نگاری وقتی درباره رتبه‌های بالای مدیریتی حرف می‌زنید، فقط خودتان تصمیم‌گیرنده نیستید؛ دیگران شما را استخدام می‌کنند یا ترفیع می‌دهند.»

به‌این‌ترتیب یک دور تکراری شروع می‌شود. مردان بیشتر در موقیعت‌های بالا هستند و بنابراین بیشتر احتمال دارد که مردان دیگری را ترفیع دهند. زنان کمتری هم هستند که مسئولیت‌های مهم داشته‌باشند، زنانی که ـ همان‌طور که بالاتر خواندیم ـ بیشتر احتمال دارد که روزنامه‌نگاری را رها کنند. بنابراین زنان کمتری هستند که به ترفیع‌ زنان دیگر کمک کنند.

راه‌حل‌ها

یک راه‌حل ساده این است که فرایند استخدام در مطبوعات رسمی‌تر شود. تحقیقات نشان داده که کمتر احتمال دارد شرکت‌های بزرگ درمورد زنان تبعیض قائل شوند. چرا که آنها یک فرایند رسمی و مشخص برای استخدام دارند. مثلا به‌این‌ترتیب که برای یک موقعیت شغلی، رزومه تعداد مشخصی از متقاضیان بررسی می‌شود و برای هر موقعیت شغلی طیف مختلفی از افراد از قبل در صف رزرو قرار می‌گیرند. چنین فرایندهایی، شبکه‌های رفاقتی؛ یعنی همان شیوه‌ای که ارتقای شغلی روزنامه‌نگاران برآن اساس اتفاق می‌افتد، تضعیف می‌کند.

«جنیوا اوِرهولسِر» سردبیر پیشین روزنامه «دی‌موین رجیستر» در این زمینه می‌گوید: «اگر رزومه‌ دبیران، صرفا باتوجه به توانمندی‌های هر فرد و به‌ شیوه‌ای غیرسنتی بررسی شود، زنان و رنگین‌پوستان شانس ببیشتری برای استخدام یا ارتقای شغلی خواهند داشت. اما چیزی که به جای آن اتفاق می‌افتد، تکرار گذشته است. بسیاری افرادی که مراتب بالاتر رسیده‌اند، تقریبا همین مراحل را طی کرد‌ه‌اند و به ‌همین دلیل شیوه فعلی برایشان یک روش ایده‌آل است.»

دانشگاه یکی از حوزه‌هایی است که پیشرفت زنان در آن، دست‌کم در مقایسه با روزنامه‌نگاری پیوستگی بیشتری داشته. براساس مطالعه‌ای که انجمن آموزش و پرورش آمریکا در سال ۲۰۱۲ انجام داده است، ۲۶ درصد روسای دانشکده‌ها در آمریکا زن هستند. این رقم در میان روسایی که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ استخدام شده‌اند، به ۳۰ درصد می‌رسد. «کلودیا گولدین» اقتصاددان دانشگاه هاروارد معتقد است: «یکی از دلایل می‌تواند آن باشد که دانشکده‌ها باید در مورد شیوه‌های استخدام‌شان هم به اعظای هیات علمی و هم به جامعه پاسخگو باشند. مردم می‌بینند و این نظارت سازنده است.»

رسانه‌های نو؛ رسانه‌هایی دموکراتیک‌تر

دنیای دیجیتال، دنیای نسبتا پیشرویی است. همان‌طور که سلسله مراتب در تحریریه رسانه‌های دیجیتال، حتی در بسیاری آنها که در زیرمجموعه موسسات رسانه‌ای سنتی فعالیت می‌کنند، دموکراتیک‌تر است. «کوری هیک» تهیه‌‌کننده و از دبیران ارشد بخش آن‌لاین واشینگتن پست در این زمینه می‌گوید: «در اینجا از آن سلسله‌مراتب، خبرنگار، معاون دبیر، ویراستار سرویس، دبیر و دبیرتحریریه و... خبری نیست. شما برای ارتقا گرفتن لازم نیست از چنین نردبانی بالا بروید. اگر شما با مهارت‌های ویژه‌ای وارد تحریریه شده‌اید که ما به آن نیاز داریم، به سرعت پیشرفت خواهید کرد.»

تحریریه‌های دیجیتال این تفاوت‌شان را مدیون نسل «وای» یا نسل هزاره هستند؛ چرا که آنها مجموعه‌ای از نیازهای جدید را به تحریریه‌ها، چه سنتی و چه دیجیتال، آوردند. آنها خلاف نسل‌های قبل تر، کمتر عقیده دارند که برای موفقیت باید در یک روزنامه ماند یا اینکه سمت‌شان در تحریریه چقدر مهم است. آنها به این نکته آگاهند که تحریریه‌ها به صداهای متنوع‌تری نیاز دارند. مهم‌تر از اینها، آنها کمتر درباره ویژگی‌های یک مدیر مطبوعاتی پیش‌زمینه دارند؛ مثلا وقتی کلمه سردبیر را می‌شنوند، همان‌قدر که ممکن است، تصویر یک سردبیر مرد در ذهن‌شان بیاید، همان‌قدر هم ممکن است به یاد یک سردبیر زن بیفتند.

«مری لئونارد» مادر «امیلی رامشا» (روزنامه‌نگار) کارش را به عنوان روزنامه‌نگار از صفحات سبک زندگی شروع کرد. او برای آنکه بتواند حق پوشش اخبار جدی(سخت) را پیدا کند، بسیار مبارزه کرد تا اینکه توانست قائم مقام روزنامه بوستون‌گلوب در واشنگن شود. امیلی رامشا که در حال‌حاضر سردبیر موسسه رسانه‌ای تگزاس تریبیون است، درباره تجربه مادرش می‌گوید: «یک خاطره را خوب یادم هست. ساعت پنج عصر بود و مادرم سرکار بود. ساق‌بند قوتبالم را پیدا نمی‌کردم و چون داشتم بازی را از دست می‌دادم، گریه می‌کردم. می‌توانستم صدایش را بشنوم که درحالی که مرا آرام می‌کند، با خبرنگارانش درباره گزارش‌های‌شان سوال و جواب می‌کند. یک جور نگرانی در صدایش بود که هم‌زمان باید هوای هر دوطرف را می‌داشت. واقعا شک دارم که هیچ‌کدام از همکاران مرد مادرم، چنین تماس‌هایی از بیرون روزنامه می‌داشتند.»

اما راهی که رامشا به عنوان روزنامه‌نگار پیش‌رو داشت کاملا متفاوت و البته راحت‌تر بود. او کارش را به عنوان خبرنگار شورای شهر در روزنامه دالاس‌مورنینگ شروع کرد و حالا در ۳۳ سالگی، تگزاس تریبیون را رهبری می‌کند: «من خیلی خوش‌شانس بودم که برای یک لحظه هم احساس نکردم که من از پس آن کار برنمی‌آیم یا نمی‌توانم به فلان مرتبه شغلی برسم. امروز زنان در رسانه‌های دیجیتالی مثل تریبیون فرصت‌های زیادی دارند، فرصت‌هایی که از آنها در فرهنگ رسانه‌ای ۱۰۰ ساله قبلی خبری نبود.»

باوجود این تغییر و تحولات، هنوز هم در بعضی رسانه‌های دیجیتال مخصوصا در قدیمی‌ترین‌های‌شان، همان تبعیض‌های رسانه‌های سنتی تکرار می‌شود. مدیران عالی‌رتبه در بسیاری سایت‌های خبری مهم و آنها که مسئول استخدام‌ها و تعیین چشم‌اندازها هستند، همچنان مرد‌اند. علاوه‌براین قهرمانان رسانه‌های نوظهور؛ یعنی برنامه‌نویسان و تحلیلگران اطلاعات مردان هستند.

ادامه دارد

زنان کجا هستند- بخش دوم

دلیل حضور کمرنگ زنان در رهبری تحریریه ها

منبع:

مجله نیمان ریپورت وابسته به بنیاد روزنامه نگاری نیمان دانشگاه هاروارد، سپتامبر ۲۰۱۴

مطالب مرتبط دیگر:

- خانم! حق ندارید برای تهیه گزارش به مجلس بروید

- خانم خبرنگار، به سفر خارجی نروید

- اینجا منطقه نظامی است، ورود خبرنگاران زن ممنوع

- زنان با سهمیه بندی روزنامه نگار می شوند

- خانم! شما بعدا سوال تان را بپرسید

- سقف شیشه ای برای مدیریت زنان در روزنامه های ایران

- روزنامه نگاران زن، کار در اتاقکهای شیشه ای

- روزنامه نگاران زن در حاشیه تحریریه رسانه های خبری دنیا

- پیمان نامه روزنامه نگاران ایرانی برای مبارزه با کلیشه های جنسیتی

- شکاف جنسیتی دستمزد میان روزنامه نگاران در سراسر جهان

- راهکارهایی برای برقراری توازن میان روزنامه نگاران زن و مرد

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.