14 بهمن 1393

در هم آمیختن آگهی و آگاهی در رسانه های ایران

آگهی‌هایی که به‌جای خبر به مردم قالب می‌شود

خبر کالای تجاری نیست که خرید و فروش شود

14 بهمن 1393

خبرنگاران ایران- نیکی آزاد:

این روز‌ها در روزنامه‌ها و نشریات ایران گاهی مطالبی را می‌بینی که به سختی تشخیص می‌دهی خبر و گزارش هستند یا آگهی؟ مشکل رپرتاژ آگهی و فروش آگهی‌های بازرگانی به جای خبر این روز‌ها به یکی از دغدغه‌های روزنامه نگارانی بدل شده است که در هم آمیخته شدن آگهی و آگاهی را برای روزنامه‌ها و بزرگ‌ترین سرمایه آن‌ها یعنی اعتماد مخاطبان، خطرناک می‌دانند.

آیا این روز‌ها انتشار خبر- آگهی در روزنامه‌های ایران افزایش یافته است؟ این موضوع، خاص روزنامه‌های اقتصادی و محلی است یا در همه نشریات ایران دیده می‌شود؟ دلایل رشد روش قالب کردن آگهی به جای خبر به مخاطبان چیست و چه لطماتی به مطبوعات و مخاطبان می‌زند؟ راه‌های مقابله با این مشکل کدام است؟

خبر- آگهی؛ مشکلات اقتصادی، تامین منابع و وضعیت معیشتی کارکنان

«مشکل فروش آگهی‌های بازرگانی به جای خبر به مخاطبان، همواره یکی از دغدغه‌های دست اندرکاران مطبوعات بوده است. برای همین معمولا در روزنامه‌ها سعی می‌شود محل فیزیکی بخش تبلیغات از تحریریه‌ها جدا باشد و این دو بخش کمترین ارتباط را با هم داشته باشند.» این گفته یکی از خبرنگاران با تجربه اقتصادی در ایران است که از ما خواست نامش در این گزارش ذکر نشود.

اودر ادامه صحبت‌هایش سعی می‌کند دلایل افزایش این روند را در مطبوعات ایران بررسی کند: «از آنجائی که آگهی‌های تجاری مهم‌ترین بخش درآمدهای مالی نشریات را دست کم در ایران به خود اختصاص می‌دهد، به خودی خود به حدی وسوسه برانگیزند که کمترمسئول رسانه‌ای در برابر آن مقاومت می‌کند. این معضل آنجا خود را بیش از همیشه بروز می‌دهد که نشریات با مشکل مالی شدید، سختی کسب و کار و در نتیجه محدود شدن میزان آگهی‌های ارائه شده و کاهش مخاطب و تیراژ روبرو هستند. شرایطی که امروز گریبان نشریات و روزنامه‌های ایران را گرفته است.»

او دلایل این معضل را بیشتر مورد بررسی قرار می‌دهد: «نشریات ایران در درون خود دارای مسائل و مشکلات عدیده‌ای هستند که یکی ازمهم‌ترین آن‌ها مساله مالی، چگونگی تامین منابع مالی و وضعیت معیشتی کارکنان آن‌ها است. شرایطی که دور باطلی را به وجود آورده و به نظر راه برون رفتی برای شکستن آن وجود ندارد. منابع مالی رسانه‌ها و روزنامه‌ها اندک شده، رقابت برای دریافت آگهی‌های دولتی و بخش خصوصی به شدت کاهش یافته و غیر منصفانه شده و به صورت غیر حرفه‌ای صورت می‌گیرد. در نتیجه عایدی رسانه کم می‌شود و در ‌‌نهایت دستمزد پرداختی به کارکنان و روزنامه نگاران به شدت پائین است. به گونه‌ای که هم اکنون دستمزد متوسط در نشریات و رسانه‌های بخش خصوصی ایران کمی بالا‌تر از حداقل دستمزد رسمی اعلام شده توسط وزارت کار است. همه این مسائل شرایطی را برای بروز فساد و پذیرفتن غیر علنی و‌گاه علنی آگهی به جای خبر در روزنامه‌ها فراهم کرده است. دست اندرکاران مطبوعات برای اینکه شرکت‌ها و موسسات دولتی و بخش خصوصی را به خود جلب کنند، آگهی‌های تجاری آن‌ها را به صورت خبر و گزارش منتشر می‌کنند. تا با این کار توجه مخاطب به آن‌ها بیشتر شده و اثرات منفی آگهی تجاری هم کمتر می‌شود.»

به گفته این روزنامه نگار اقتصادی هم اکنون در برخی از نشریات مدیران مسئول و دست اندرکاران روزنامه نگاران را تشویق به آگهی گرفتن می‌کنند. به آن‌ها پورسانت یا اضافه کار و پاداش بابت این کار می‌دهند و روزنامه نگار هم چاره‌ای ندارد. مشکل معیشت دارد. حتی اگر هم دو و یا سه شغله باشد امورات زندگی‌اش نمی‌گذرد و حال که با چراغ سبز مسئولان روزنامه‌ها نیز روبرو می‌شود راحت‌تر و با عذاب وجدان کمتری خبر و گزارش را با آگهی ترکیب می‌کند و به مخاطب ارائه می‌دهد.

او ادامه می‌دهد: «سیاست اقتصادی دولت و فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از یک طرف و عدم ثبات در ادامه حیات نشریات و نبود دورنمایی از آینده نیز سبب می‌شود که کمترین میزان سرمایه گذاری در نشریات و روزنامه‌ها صورت بگیرد. از این رو مدیران مسئول روزنامه‌ها و ناشران آن‌ها با حداقل امکانات و لوازم لازم وارد این حوزه شده و تنها چیزی که برایششان مهم است ماندگاری و تلاش برای استفاده از کمک‌های دولتی است. کمک‌هایی که مستقیما به جیب ناشر و صاحب امتیاز می‌رود و کمترین نقشی را در بهبود وضع مالی روزنامه نگاران و یا افزایش کیفیت فضای کاری آن‌ها دارد.»

استعفا و اعتراض خبرنگاران به انتشار خبر-آگهی

بار‌ها خبر اعتراض روزنامه نگاران به انتشار خبر- آگهی را در روزنامه‌های ایران شنیده‌ایم، در مورادی هم برخی از روزنامه نگاران به خاطر اعتراض به این مساله کار خود را از دست داده‌اند.

اما آن گونه که روزنامه نگاران می‌گویند تصمیم گیرنده نهایی در این موارد یعنی گرفتن آگهی و قالب کردن آن به جای گزارش و خبر به مخاطب، نه به عهده اعضای هیات تحریریه که برعهده مدیران روزنامه هاست.

آرش حسن نیا، خبرنگار رادیو فردا دراین باره می‌گوید: «با توجه به اینکه بیش از پنج سال است که ایران را ترک کرده‌ام نمی‌توانم درباره افزایش یا کاهش خبرهایی از این دست که در واقع شبه خبر یا شبه آگهی‌هایی هستند که به نام خبر به مخاطب عرضه می‌‌شوند، نظری بدهم، اما اصولا انتشار چنین اخبار و اطلاعاتی در رسانه‌های ایران، موضوع تازه‌ای نیست که آن را مختص این دوره یا دوره دیگری بدانیم و البته مختص ایران هم نیست.»

این روزنامه نگار که سال‌ها در حوزه اقتصادی روزنامه‌های ایران کار کرده، معتقد است این مشکلات در این حوزه بیشتر دیده می‌شود: «به طور منطقی و طبیعی، کارکردن در روزنامه‌های اقتصادی مواجهه با چنین مواردی را بیش از سایر حوزه‌ها می‌کند. من نیز در دوره کاری خود در روزنامه‌های مختلف با چنین مواردی دست به گریبان بوده‌ام که متاسفانه یا خوشبختانه منجر به استعفا و ترک چنین مجموعه‌های رسانه‌ای شده است، ‌ چون تصمیم گیرنده رد نهایی این موارد، مدیران و سرمایه‌گذاران هستند و مخالفت‌های تحریریه و روزنامه نگاران در ‌‌نهایت منجر به بالاگرفتن تنش‌های و حذف و ترک اعضای تحریریه می‌شود.»

او اصلی ترین دلیل یا بهانه مدیران رسانه‌ها برای اتخاذ چنین رویکردی را مسائل اقتصادی می‌داند: «در ایران، مدیران روزنامه‌ها به دلیل توقیف و بسته شدن مکرر روزنامه‌ها از برنامه ریزی میان مدت و بلند مدت عاجز می‌مانند و همین موضوع باعث می‌شود تا آن‌ها درکوتاه‌‌ترین فرصت به دنبال جذب منابع مالی باشند تا هزینه‌های خود را پوشش دهند. در دنیای واقعی نمی‌توان از تمام مدیران و سرمایه‌گذاران روزنامه‌ها انتظار رفتار اخلاقی یا حرفه‌ای داشت و در این میان انگیزه‌ها و ملاحظات اقتصادی می‌تواند تمام ملاحظات و الزامات حرفه‌ای و اخلاقی را تحت تاثیر قرار دهد. اگر مدیران روزنامه‌ها بتوانند فعالیت، حیات و ممات اقتصادی خود را در دوره‌ای بلند یا دست کم میان مدت فرض کرده و بر اساس آن دوره زمانی، برنامه‌های مورد نظر خود و رسانه شان را طراحی کنند، پذیرفتن چنین توجیهاتی، دشوار می‌شود و اصولا مدیر روزنامه می‌تواند بر اساس طراحی و برنامه از پیش تعیین شده‌ای حرکت کند که در آن برنامه و استراتژی میان مدت، روی آوردن به این امر غیراخلاقی و غیر حرفه‌ای، جایگاهی نداشته باشد.

خبر- آگهی در مطبوعات محلی عادی شده است

مطبوعات محلی، مدتهاست در حوزه انتشار رپورتاژ- آگهی مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند تا جایی که این مساله را یکی از معضلات اصلی مطبوعات محلی می‌دانند. در روزنامه‌های محلی این مساله کم کم به شیوه‌ای کاملا عادی و پذیرفته شده تبدیل می‌شود.

پدرام نجفی خبرنگار محلی در قزوین در این باره به ما می‌گوید: «در مطبوعات محلی به نظر می‌رسد موضوع خبر– آگهی متفاوت است، با یک نگاه اجمالی به تاریخچه مطبوعات محلی از دهه ۵۰ به بعد متوجه می‌شویم که خبرآگهی و گزارش آگهی از موارد عادی این نشریات هستند. حتی تا جایی که من می‌دانم در بیشتر نشریات محلی ایران تفکیکی بین خبرنگار و آکهی بگیر وجود ندارد. اما درحال حاضر تقریبا بیشتر مطبوعات سراسری هم گزارش‌ها و حتی خبرهایی درج می‌کنند که آگهی هستند. برای مثال هفته نامه صدا در ابتدای برخی از شماره‌های خود گزارش‌هایی منتشر می‌کند که آگهی هستند (البته خودشان ذکر می‌کنند).»

این خبرنگار محلی نابسامانی وضعیت اقتصادی روزنامه‌ها تا فضای دلهره آوری که برای مطبوعات در ایران وجود دارد و طی هشت سال گذشته پررنگ‌تر شده را از برخی دلایل رشد این مساله می‌داند: «رشد چشمگیر ارتباطات جدید را هم نباید از نظر دور داشت. البته تمامی این موارد نیازمند تحقیقی مستقل و علمی است تا با استفاده از نتایج آن، متخصصان این رشته بتوانند راهکارهای واقعی تری برای حل آن ارائه دهند. وقتی به تعداد نشریات منتشر شده در سطح یک استان ایران نگاه می‌کنیم. برای مثال در یک شهر با جمعیت نیم میلیون نفر بیش از ۵۰ نشریه منتشر می‌شود، بنابراین مشخص است که مخاطب برایشان اهمیت ندارد و مطالب منتشرشده در آن‌ها هم قابل پیش بینی است.»

راهی جز مقاومت و ایستادگی نیست /راه درازی برای مقابله در پیش است

اما چگونه با شرایط حاکم بر مطبوعات ایران می‌توان با این معضل مقابله کرد؟ راهکارهای حل این مشکل چیست؟

یک روزنامه نگار اقتصادی که در ایران زندگی می‌کند معتقد است: «تقویت روزنامه نگاری حرفه‌ای، افزایش سطح دستمزد‌ها و یافتن راهکارهایی برای تقویت بنیه مالی نشریات از یک سو و بهبود فضای کسب و کار و رونق اقتصادی در تمام سطوح اقتصاد خرد و کلان کشورمی تواند تا حدودی شرایط موجود را تغییر دهد. اما از آنجا که ناشران و دست اندرکاران و مدیران مسئول نشریات عموما غیر حرفه‌ای و ناآشنا به این حوزه هستند، برای اصلاح این مفسده بزرگ راه درازی در پیش داریم.»

آرش حسن نیا در این باره می‌گوید: «بی‌صبری شماری از مدیران روزنامه‌ها برای کسب سود بیشتر و در هم آمیختن این دو، همچون رفتار برخی دولت‌ها در بریدن درختان جنگل یا برداشت بیش از حد از منابع طبیعی یک سرزمین است که اگر چه سودی کوتاه مدت به همراه دارد، اما در میان و بلند مدت آسیب‌های جدی وارد می‌آورد، ‌اما متاسفانه عمر کوتاه روزنامه‌ها در ایران و ریسک بالای سرمایه‌گذاری در این حوزه، کسب سود کوتاه مدت به هر قیمتی را توجیه می‌کند.»

او تاکید می‌کند: «مقاومت تحریریه‌ها و روزنامه‌نگاران در برابر چنین رفتارهایی و تلاش برای روشن کردن خط میان آگهی و آگاهی و به ویژه ایستادگی در برابر بخش آگهی، شاید بتواند منجر به اصلاح شود، هرچند شاید در شرایطی که همچنان ریسک فعالیت روزنامة نگاری بالاست، روزنامه‌نگاران فاقد سندیکا و انجمن صنفی هستند و با مشکلات معیشتی متعدد و غیراستاندارد بودن شرایط کاری، قراردادی و بیمه‌ای خود رنج‌ می برند، چنین انتظاراتی دور از واقع به نظر برسد. به هر حال راهی جز ایستادگی و مقاومت نیست. هرچند این به معنای سلب مسوولیت مدیران رسانه‌ها و سرمایه‌گذاران روزنامه‌ها به رعایت الزامات حرفه‌ای و اخلاقی این کار نیست، اما با واسطه و غیرمستقیم، این معضل در رفتار حاکمان امروز ایران با روزنامه‌ها و رسانه‌ها ریشه دارد.»

به گفته این روزنامه نگار پایان دادن به اعدام روزنا‌مه‌ها و توقف جوانمرگی نشریات، می‌تواند افق پاک‌تری پیش روی فعالیت رسانه‌ها در ایران بگشاید که در ‌‌نهایت نفع همگانی به دنبال خواهد داشت، چرا که چنین وضعی، نشریات ناظر بر فساد را خود به فسادی دیگر در می‌غلتاند که از آن‌ها نمی‌توان ایفای چنین نقش و رسالتی را انتظار کشید.

پدرام نجفی هم می‌گوید: «زمانی خبر– آگهی در روزنامه‌ها بیشتر می‌شود که مخاطب اهمیت زیادی برای نشریه ندارد، چون بیشتر این رپرتاژ‌ها از طریق رانت‌ها داده می‌شوند. مسلما مخاطبان چنین نشریه‌هایی هم دیگر رغبتی برای خواندن مطالب آن نخواهند داشت. اما سوال اینجا است که آیا بود یا نبود مخاطب روش این نشریات را تغییر خواهد داد؟ به عقیده من نه.»

ارتباط درست بین مطبوعات، بخش خصوصی و مخاطب از راهکارهایی است که این روزنامه نگار برای حل این معضل ارائه می‌دهد: «بیشتر این رپرتاژ‌- آگهی ها از طریق رانت به وجود آمده و حتی شکل درست اقتصادی هم ندارند به نظرم اگر قرار باشد قول ماشاالله آجودانی را بپذیریم که از «مشروطه ایرانی» نام برد باید اینجا هم بگوییم شاهد «مطبوعات ایرانی» هستیم. مطبوعاتی که اگرچه باید قبول کرد مورد هجوم همیشگی و ترس از نابودی بوده؛ اما خودش هم بر ستون‌هایی از رانت و... استوار است.»

از یاد نبریم که در هم آمیخته شدن آگهی و آگاهی می‌تواند برای روزنامه‌ها و بزرگ‌ترین سرمایه آن‌ها یعنی اعتماد مخاطبان خطرناک باشد. راه درازی در پیش است و جز مقاومت واصرار بر روزنامه نگاری حرفه‌ای انگار هنوز چاره دیگری نیست.فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران در مرامنامه های اخلاق حرفه ای خود آورده است:«خبر کالای تجاری نیست که خرید و فروش شود.»اما همچنان در تعدادی از نشریات ایران خبر خرید و فروش می شود و آگهی به جای خبر در روزنامه ها می نشیند و به خورد مخاطب داده می شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.