2 بهمن 1393

فریدون صدیقی: مردم در برابر اعداد ایزوله شده‌اند

2 بهمن 1393

روزنامه شرق- سعید برآبادی

تا پیش از این چاپ تیتری که فقط از رقم تشکیل شده باشد، کار بی‌ارزشی در مطبوعات ایران بود. رسانه‌ها مایل بودند کلمه‌ها و جمله‌هایی را در صفحه اول و سر خط اخبارشان بگذارند که مخاطب را دچار احساس‌های متفاوت کرده و آنها را وادار کند به پیامش گوش دهند. اما امروز وضع فرق کرده و شاید هنوز تیترهایی که با عدد به صفحه‌یک روزنامه‌ها راه پیدا می‌کند، شاهدی بر این مدعا باشد. چه اتفاقی افتاده که پای این رقم‌های درشت به صفحه‌اول روزنامه‌ها و رسانه‌های دیجیتالی باز شده؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر جای آن کلمه‌های هیجان‌انگیز و تاثیرگذار را این اعداد بگیرند؟ و از همه مهم‌تر، آینده جامعه‌ای که هرروز با کلی عدد ریزودرشت از خواب بیدار شود، چیست؟

فریدون صدیقی، روزنامه‌نگار و مدرس رشته روزنامه‌نگاری علاوه بر پاسخ به این سوال‌ها در این مصاحبه کوتاه و تلفنی، از ضرر دوجانبه چنین روندی برای جامعه و رسانه‌هایش می‌گوید:

اولین مواجهه شما به‌عنوان روزنامه‌نگار با مفهوم ارقام چه زمانی بود؟

شاید این خاطره به سال‌های ٥٣، ٥٤ برگردد؛ یعنی سال‌هایی که من در تحریریه شهرستان‌های روزنامه کیهان بودم. خبرنگاری از استان خراسان، خبری درباره چناری که به ادعای او ١٣٤متر ارتفاع داشت، فرستاده بود. دبیر وقت من گفت که ظاهرا این خبرنگار، معنی اعداد را نمی‌فهمد و خواستار اصلاح و درج دقیق ارتفاع آن درخت شد.

من باید به کیوسک تلفن تحریریه کیهان می‌رفتم و هندل تلفن را می‌زدم تا با مرکز مخابرات آن شهرستان تماس بگیرم و بعد به نمایندگی کیهان وصل کنند تا به آن خبرنگار موضوع را اطلاع دهند. به آن خبرنگار گفتم این عددی که نوشته‌ای از قد ٦٥آدم بلندقد هم بیشتر است و او عدد را اصلاح کرد و در طول سه‌سال که این تلفن‌ها ادامه داشت، عدد به چیزی حدود ٢٦متر رسید! این ماجرا حکایت از آن دارد که روزنامه‌نگاران ما در آن دوره خیلی با اعداد و ارقام آشنا نبودند. امروز خبری دیدم که نوشته، ٣٢هزارنفر به علت کم‌توجهی پایشان پیچ خورده است، آخر مگر یک‌شهرستان چقدر جمعیت دارد که این تعداد پایشان پیچ خورده باشد؟ متاسفانه هنوز رسانه‌های ما به این بیماری مبتلا هستند؛ خبرنگاران خیلی به اعداد و ارقام اخبارشان توجه نمی‌کنند و به چگونگی محاسبه آنها نمی‌پردازند. البته یک‌دلیلش شاید این باشد که برداشت ما از روزنامه‌نگاری بیشتر تخیل‌نویسی است تا مواجهه با اعداد و ارقام خشک.

ولی امروز دیگر مثل قدیم نیست که روزنامه‌نگاری، نوعی خیالپردازی یا داستان‌سرایی باشد، امروز به نظر می‌رسد روزنامه‌نگار خوب کسی است که اخبار پر از عدد را زودتر به جریان رسانه می‌رساند.

از آقای مارکز سوال می‌کنند بهره‌مندی تو از روزنامه‌نگاری در تولید داستانی چقدر بوده و او توضیح می‌دهد که حضورش در مطبوعات به او کمک کرده چطور چیزی را که توصیف می‌کند باورپذیر باشد و بعد به صدسال تنهایی مراجعه می‌کند و می‌گوید در آن صحنه‌ای که یک فوج پرنده به سمت شهر می‌آیند، با آوردن تعدادی برای پرندگان، کاری کرده که صحنه در ذهن مخاطب باورپذیر باشد. برای شخص خودم، از همان ماجرای چنار، دقت در ارقام و اعداد به‌صورت یک‌مساله درآمد و فکر می‌کنم هم‌نسلان من هم در رسانه‌های مختلف همان موقع‌ها بود که کم‌کم اعداد برایشان معنا پیدا کرد.

یعنی فکر می‌کنید آن برداشتی که امروز نسبت به موضوع رقم‌ها و اعداد در جامعه هست تا پیش از این وجود نداشته یا به شکل دیگری بوده؟

برای نسل من تا ٢٠سال پیش گردش اعداد زیاد نبوده. زندگی‌شان محدود به ارقامی بوده که بالای فیش حقوقی‌ها می‌دیدند، هزینه‌هایی که در زندگی داشتند و چیزهایی که آرزوی خریدشان را داشته‌اند و این اعداد، ارقام روراست، کوچک و محدودی بوده‌اند؛ یک پیکان‌جوانان تودوزی‌شده، ٤٤هزارتومان، یک آپارتمان ٤٤٠هزارتومان. آن روزها اعداد آنقدرها تعدد نداشتند بنابراین با آنها کنار می‌آمدیم چون باورپذیر بودند؛ این که یک‌پیکان جوانان ٤٤هزارتومان باشد، قابل‌درک بود؛ کیفیت تودوزی‌اش قال لمس بود اما امروز اینطور نیست. امروز حتی دیگر جمعیت ایران وضع شناوری دارد و هر روز با عدد تازه‌ای مشخص می‌شود. این مرا به یاد بودجه‌هایی می‌اندازد که پیش از انقلاب از دولت به مجلس می‌رفت و وقتی که پای واژه «میلیون» در میان می‌آمد، سرسام می‌گرفتیم چون نمی‌توانستیم رقم‌هایش را بشماریم و محاسبه کنیم.

امروز این ارقامی که مدام در تیترهای رسانه‌ها و سرخط اخبار گفته می‌شود، چه تاثیری روی مخاطب دارد؟

اگر می‌گویم آن دوره رقم‌های اعداد زیاد نبودند و درکشان ساده بود، بستگی کاملی به ارزانی دارد. اما نتیجه‌اش فرق می‌کند. در آن دوره، اعداد کمیت‌های کوچکی را بیان می‌کردند بنابراین وقت بود که مخاطب کیفیت آنها را احساس کند، اینکه مثلا خودکار بیک پنج‌ریال بود، بهانه‌ای می‌شد برای این که درک کنیم قیمت خودکار بیک در تمام ایران یکی است.

یعنی می‌گویید با وجود آنکه کاربرد اعداد در رسانه‌ها امروز بیشتر از قبل شده، جدی‌بودن‌شان در منظر اجتماعی کمتر شده است؟

بله، چون کمیت‌هایمان تهی از کیفیت شده‌اند. امروز با ٢٥٠هزارریال می‌شود پیتزا خرید، یعنی با یک عدد شش‌رقمی طرف هستیم و اگر بخواهیم تیتر کنیم که تهرانی‌ها در روز چقدر پول پیتزا می‌دهند، ممکن است به یک‌عدد ٩رقمی برسیم و حتی ١١رقمی. کیفیت ارقام‌مان کوچک شده و کمیتش بزرگ، به همین خاطر است که من را به‌عنوان یک نسل قدیم مرعوب می‌کند اما نسل جدید را خیر. نسل جدید با همین ارقام بزرگ شده است. ارقام باید بر اساس زمان خودشان تعریف شوند و این را جوان‌ها از ما بهتر می‌دانند. نسلی که امروز اگر حتی مازراتی نداشته باشد، کنارش می‌ایستد و عکس سلفی می‌گیرد، رقم آن را می‌فهمد و می‌تواند قیمتش را محاسبه کند و شاید به همین دلیل است که من کنار چیزی که قیمتش را نمی‌توانم محاسبه کنم، عکس یادگاری هم نمی‌گیرم.

چنین وضعی به نظر باعث می‌شود مخاطب با ارقام، دو واکنش جداگانه داشته باشد؛ یا مرعوب شود یا بی‌توجه. فکر می‌کنید کدام حس قوی‌تر است؟

کسی که با این اعداد غریبه است و با آنها نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، به‌مرور نسبت به آن خنثی می‌شود. این افراد در جامعه کم‌تعداد نیستند و اتفاقا تعدادشان هم زیاد است، برای همین است که گاهی از تیتر اختلاس سه‌هزارمیلیاردتومانی، وحشت نمی‌کنند، یا مثلا وقتی که می‌شنوند دژاگه برای بازی شش‌میلیون‌یورو می‌گیرد، حوصله نمی‌کنند آن عدد را ضرب در سه‌هزارو٥٠٠تومان کنند تا بفهمند به ریال چقدر می‌شود. بخش عمده‌ای از جامعه ما امروز دیگر حوصله رقم‌خوانی را ندارد مگر اینکه این عدد را بتواند با مختصات خودش محاسبه کند.

این بی‌توجهی رسانه را تهدید می‌کند یا جامعه را؟

هردو را. جامعه را تهدید می‌کند چراکه افراد رویاپردازی می‌پروراند. آنهایی که این ارقام را می‌فهمند اما به آن دسترسی ندارند، به شکل رویاگونه‌ای سعی می‌کنند به آن‌چیز برسند و احتمال زیادی دارد که به‌سمت راه‌های نامشروع رسیدن به آن بغلتند. درد عمده و اصلی این ارقام بزرگ این است که جوان‌های ما رویاپردازهایی شده‌اند که برای بدل کردن آرزوهایشان به واقعیت باید به جدال رقم‌های کوچک درآمدی در برابر رقم‌های خیلی‌خیلی بزرگ آرزوها بروند.

به‌نظر می‌رسد در حوزه رسانه، این سنتی است که از دوره آقای احمدی‌نژاد شروع شد. قبل از آن و در دوره آقای خاتمی، روزنامه‌نگاران سعی داشتند واژه‌های قلمبه‌سلمبه‌ای چون «پلورالیسم دینی» را به تیترها بیاورند و در دوره آقای احمدی‌نژاد، رقم‌های میلیاردی با جزییات پا به تیترها گذاشتند. انگار در هردوره‌ای دغدغه‌های اصلی سیاست همان دوره به رسانه‌ها نفوذ کرده و به عادت‌ بدل شده است.

دقیقا، در طول این سال‌ها از کیفیت به کمیت رسیده‌ایم و حالا خود رقم‌ها مهم شده‌اند نه کیفیتی که قرار است به مخاطب منتقل کنند. امروز اعداد نجات‌بخش همه شده‌اند و جالب است خیلی از مشکلات هم به کمک همین عددها که پا به تیترها می‌گذارند حل می‌شوند؛ حالا شما یک‌شبه می‌توانید با این اعداد پولدار شوید یا سقوط کنید، خانه برای بی‌خانمانان بسازیم یا خراب کنیم، به کمک همین اعداد می‌شود مشکل‌ترین گره‌های اجتماعی را باز کرد یا گرهی مضاعف زد.

نام این منطق، واقع‌گرایی نام‌گذاری شده اما چنین منطقی سزاوار رسیدن به یک مقصد است اما وقتی دستکاری و زخمی شده و دچار انقطاع می‌شود، دیگر به آن مقصد نمی‌رسد و تنها تاثیری یک‌بعدی روی مخاطب می‌گذارد، مثلا فرض کنید که با ماشین وارد هتل می‌شوید، نگهبان دم در به‌محض‌دیدن شما می‌گوید اتاق خالی نداریم چرا که کمیت ریالی ماشین شما را به قیمت روز بازار می‌داند و می‌تواند حدس بزند کسی که سوار چنین ماشینی است توانایی اتاق کرایه‌کردن در این هتل را ندارد. اینجاست که جامعه به جای درک کیفیت دردهایی که رسانه‌ها سعی در انتقال آنها دارند، دنیا را با متر ریال، تومان، دلار، کیلومتر، هکتار و... می‌سنجد و ذهنش هم شبیه به همان خیابان‌هایی می‌شود که هرروز از آنها عبور می‌کند؛ فضای تنگ‌درتنگ بانک‌ها. چطور می‌شود این همه بانک دید و به اعداد فکر نکرد؟

گفتید این بی‌توجهی یا توجه زیاد از حد به اعداد، رسانه‌ها را هم تهدید می‌کند، چطور؟

وقتی این‌همه عدد و رقم در صفحه یک روزنامه‌ها دیده می‌شود، وقتی با همان اعدادی که دزدی یک‌باند سارق حرفه‌ای را گزارش می‌کنیم، میزان خسارت یک سیل یا ضرر اجتماعی- اقتصادی سزارین و طلاق را هم گزارش می‌کنیم، باید بپذیریم کیفیت تاثیرگذاری این اعداد را کاسته‌ایم تا جایی که دیگر انگار از مفهوم خالی می‌شوند. همین امروز خبر آمده ٨٠هزارنزاع خیابانی در تهران کارش به پزشکی‌قانونی کشیده. این خبر چقدر بی‌روح است! اما اگر بگوییم این افراد با درگیری خیابانی دچار زخم‌ها و آلامی شده‌اند که شاید دیگر هیچ‌گاه درمان نشوند، هولناکی این خبر بیشتر حس خواهد شد. مردم به‌مرور نسبت به این اعداد ایزوله شده‌اند و دیگر برایشان فرقی نمی‌کند که رقم فساد اقتصادی را می‌شنوند یا رقم خسارت ناشی از ترک‌تحصیل بچه‌ها را و وقتی که مخاطب این را متوجه نشود، یعنی روزنامه شگفتی نمی‌آفریند.

یکی از اصول کار روزنامه‌نگاری، عنصر شگفتی است و وحشتناک می‌شود که رسانه‌های ما نتوانند دیگر مردم را متعجب کنند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)