30 دی 1393

بحث های بعد از یک توقیف

چه کسی در توقیف مردم امروز مقصر بود

30 دی 1393

خبرنگاران ایران -سوگند صرافت

روزنامه مردم امروز با حکم قضایی چند روز پیش توقیف شد، این روزنامه که به مدیرمسئولی احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی منتشر می شد با دستور بازپرس شعبه ۲ دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شد.

محمد قوچانی سردبیر روزنامه "مردم امروز" تصویر و تیتری را که این روزنامه درباره نشریه فرانسوی «شارلی هبدو» منتشرکرده، دلیل توقیف مردم امروز می داند. روزنامه "مردم امروز" از ششم دی ماه منتشر و بر کیوسک روزنامه فروشی‌ها قرار گرفته بود.

بعد از توقیف این روزنامه بحث‌های زیادی بین روزنامه‌نگارانی ایرانی درگرفت، چه در فضای مجازی چه در محافل مطبوعاتی. ما در اینجا از بحث میان کسانی یاد می‌کنیم که هر دو طرف از توقیف این روزنامه متأسف هستند اما گروهی از آن‌ها معتقدند که مسئولان این روزنامه در این شرایط کاملاً بی‌احتیاطی کرده اند.اغلب آن‌ها می‌گویند چرا روزنامه‌نگارانی چنین باسابقه باید حساسیت‌های موجود را درک نکنند و خود بهانه لازم را برای توقیف روزنامه‌شان فراهم کنند.اما گروه مقابل می‌گویند این نه تقصیر روزنامه‌نگاران مردم امروز که تقصیر مقامات قضایی و دولتی ایران و همچنین ناشی از سرکوب شدید آزادی بیان در ایران است.

جمیله کدیور یکی از این افراد است که روزنامه مردم امروز را به بی‌احتیاطی و نشناختن شرایط متهم می‌کند.او در صفحه فیس‌بوک اش نوشت:

« به‌عنوان کسی که سالها روزنامه‌نگار بوده، از توقیف ‫‏مردم امروز‬‬، مثل هر روزنامه دیگری بسیار متأسفم.بااین‌حال به نظرم این روزنامه می‌توانست و می‌بایست بیش از این نوزده شماره عمر کند. ولی متأسفانه به دلیل یا دلایلی که بر من روشن نیست، نمی‌دانم چرا دوستان ‫روزنامه‌نگاری که سال‌ها سابقه فعالیت در نشریات مختلف داشتند و بارها مزه تعطیلی را به دلایل واهی چشیده بودند، چطور متوجه حساسیت‌های وضعیت فعلی (اعم از سیاسی، و فرهنگی) نبودند و به این راحتی بهانه به دست دادند.»

من نمی‌دانم چنان تیتری برای یک روزنامه سیاسی چه تفسیری در بین همکاران روزنامه‌نگار می‌توانست داشته باشد؟ آیا این به‌منزله گل به دروازه خودی نبود؟

آیا آن‌ها نمی‌توانستند محکومیت خشونت و افراط از یک‌سو و همدلی خود را با کشته‌شده‌ها از سوی دیگر، را به نحو مدبرانه‌تری ترسیم کنند؟من معتقدم این بار اشتباه از جانب همکارانمان بود، ولو موردانتقاد دوستان قرار بگیرم.خوب است گاهی اشتباهات خود را هم بپذیریم.»

در برابر این دیدگاه، کسانی هم گفتند که این جور نگاه به این اتفاق بی‌انصافی در حق همکاران روزنامه نگار است، چراکه به‌جای محکومیت کسانی که در حق این نشریه ظلم کرده و توقیفش کرده‌اند، مظلوم را سرزنش می‌کنیم که تو بهانه به دست توقیف کنندگان داده‌ای.

شادی صدر، مدیر سازمان عدالت برای ایران در همین شبکه اجتماعی که جمیله کدیور دست اندرکاران مردم امروز را مقصر دانسته بود، نوشت :«انداختن تقصیر توقیف یک روزنامه به گردن روزنامه نگار، مثل این است که به زنی که مورد تجاوز واقع شده بگوییم لابد خودت لباس نامناسب پوشیده بودی! دفاع از آزادی بیان قید و شرط ندارد.»

یکی دیگر از این افراد که منتقد مقصر جلوه دادن روزنامه نگاران بود، عیسی سحرخیز است : «گروهی که از روزنامه مردم امروز به دلیل بازتاب دادن این تحولات به شکل مؤثر (در قالب تیتر صفحه اول) انتقاد می‌کنند گویی از یاد برده‌اند که فرق نمی‌کند که سانسور گر روزنامه شمارا ببندد یا اینکه شما در درون خود و از ترس سانسور گر از اراده او تبعیت کنید. بخشی از اعتبار روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاران ایران به این بوده است که نخواسته‌اند از ترس بسته شدن، اراده سانسور را به درون‌دل خوش‌راه دهند و چنان رفتار کنند که حکومت وحشت انتظار دارد.»

بهروز صمد بیگی نیز در همین زمینه در صفحه خود نوشت:« سخت می‌توانم باور کنم، آن‌ها که در همان روز توقیف مردم امروز، زبان به انتقاد از این روزنامه و روزنامه‌نگارانش وا‌کرده‌اند، این حرف‌ها را از سر علاقه و محبت بگویند. مثل این می‌ماند که به شما خبر بدهند مادرتان در بیمارستان بستری‌شده و اولین واکنش شما این باشد: طبیعی بود؛ چقدر بهش گفتم این قدر غذا نخور، می‌میری!

اگر فکر می‌کنید قوچانی با مختصاتی که از او سراغ داریم، نمی‌تواند و یا بلد نیست در دوران رییس‌جمهور مطلوب و محبوبش یک روزنامه را سردبیری کند، این‌یک نشانه جدی تنگ‌تر شدن فضای زیست رسانه در ایران است و یک زنگ خطر جدی.

یک معنای مستتر در صحبت‌های سرزنش کنندگان قوچانی این است: نسل روزنامه‌نگاران پیشکسوت که آواره یا خانه‌نشین شدند؛ ماشاالله شمس‌الواعظین هم که ممنوع‌الکار است؛ قوچانی هم دیگر کارایی ندارد؛ پس پیش به‌سوی مصطفی کواکبیان!

سرزنشی اگر لایق روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران باشد، نصیب شرق و اعتماد و شهروند خواهد شد. آن‌ها که از کنار این رویداد عظیم جهانی گذشتند و چشم پوشیدند تا مردم امروز، در سیبل اصولگرایان تنها بماند. شما که دستتان در کار مدیریت و سیاست ورزی است، کمی همگرایی صنفی رسانه‌های امنیتی را به این روزنامه‌ها گوشزد کنید، مفیدتر خواهد بود.»

منتقدان اغلب می‌گویند آنچه تیتر یک و عکس این روزنامه شد غیرحرفه‌ای و خطا بود.تیتر چیزی نبود جز اعلام همبستگی جرج کلونی بازیگر مشهور سینما که گفته بود :«من شارلی هستم.همان شعاری که پس از حمله تروریستی به دفتر نشریه شارلی هبدو، بسیار در دنیا فراگیر شد.»

کامبیز نوروزی، وکیل مطبوعاتی، یکی از همین منتقدان است که از توقیف مردم امروز متأسف است، اما درعین‌حال از بی‌دقتی و خطای متصدیان این روزنامه نیز می‌گوید.او نیز در صفحه فیس بوک خود نوشت :«توقیف "مردم امروز" تأسف‌بار است. حتماً اگر هم تخلفی رخ‌داده است راههای ملایم‌تری برای برخورد وجود دارد . اما اجازه دهید این نقد جدی صنفی را به دوستان مردم امروز داشته باشم که آنچه تیتر یک و عکس یک روزنامه شد ، بی‌اندازه غیرحرفه‌ای و خطا بود و بگذریم که آیا ارزش داشت یا نه. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای قبل از هر چیز باید تاریخ و جغرافیای کلام را بشناسد. به‌سادگی می‌شد فهمید که درست بعد از شماره‌ای از شارلی ابدو که کاریکاتور پیامبر اسلام را منتشر کرد است ، انتشار جمله "من شارلی ابدو" هستم چقدر مشکل‌ساز است. صبح همان روز درجایی که دوستانی دیگری هم بودند با دیدن این صفحه یک ، همگی نگران توقیف بودند. چگونه روزنامه خودش این نکته را قبلاً ندید. این‌جور بی‌دقتی‌های غیرحرفه‌ای و گاه غیرمسئولانه را نمی‌توان به‌نقد و نظر نکشید. بی این نقدها و بسنده کردن به مرثیه یا حماسه‌سرایی کمکی به توسعه روزنامه‌نگاری کشور نمی‌شود. من هم ازنظر حقوقی و هم ازنظر روزنامه‌نگاری ، این توقیف و هر توقیف دیگری را نمی‌پسندم ، اما ، در این مورد اخیر ، اشتباهی بسیار غیرحرفه‌ای و بی‌توجهی به حساسیت‌هایی که یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید آن‌ها را حتماً ببیند، نقش بزرگی در این ماجرا داشت. وقتی یک راننده هرچند ماه یک‌بار تصادف می‌کند ، لابد رانندگی را خوب نیاموخته است.»

رضا انصاری راد، روزنامه‌نگار دیگری است که با این نوع نگاه و استدلال کاملاً مخالف است و در همان فضای مجازی پاسخ کامبیز نوروزی را می‌دهد:

« به دنبال توقیف روزنامه "مردم امروز" بعضی غیرحرفه‌ای بودن تیتر معهود و عدم رعایت تاریخ و جغرافیا کلام در انتخاب آن را به رخ متصدیان آن روزنامه می‌کشند. فارغ از قضاوت درباره حرفه‌ای بودن یا نبودن آن تیتر یا صحت‌وسقم گزاره عدم رعایت تاریخ و جغرافیای کلام در آن تیتر؛ قدر متیقن این است که چنین موضع‌گیری نه منصفانه است و نه بیان کلام در موضع به‌جا. که بیان کلام در موضع مناسب و به‌جا حکم عقل است و رعایت انصاف حکم وجدان. این رفتار مانند آن است که در هنگامه اعدام کسی که به‌ناحق و برخلاف اصول مصرح قانون محکوم‌به مرگ شده است زبان به ملامتش بگشاییم که چرا در جامعه‌ای که شلوارک نمی‌پسندد شلوارک پوشید...که غیرحرفه‌ای عمل کردن مطبوعه‌ای آن را مستحق مرگ نمی‌سازد و حدودوثغوری که مطبوعه باید رعایت کند قانون است نه خوشایند یا ناخرسندی صاحبان قدرت و متولیان و متوسلان شریعت. و به نظرم بدیهی است که تیتر معهود نقض قانون نبود یا حداقل مصداق حکم توقیف نبود اگر سزاوار تذکر و توبیخ قانونی‌اش بدانیم.»

پس از توقیف روزنامه مردم امروز، پروانه این روزنامه نیز توسط هیئت نظارت بر مطبوعات لغو و همچنین احمد ستاری به عنوان مدیرمسئول روزنامه به دادگاه احضار شد.حلقه برخورد با روزنامه مردم امروز انگار فعلا ادامه خواهد داشت، همچنان که بحث در باره این روزنامه و دلایل توقیفش نیز همچنان ادامه دارد.

عکس: بهروز مهری/ خبرگزاری فرانسه

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.