23 مهر 1390

مطبوعات و غلط های رایج/ بخش دوم

زبان هاي سرگردان در مطبوعات

23 مهر 1390

خبرنگاران ايران - در بخش نخست این یادداشت علاوه بر اشاره به گسترش غلط نویسی در روزنامه های فارسی، نمونه هایی از غلط های رایج را بر اساس کتاب غلط ننویسیم، اثر استاد ابوالحسن نجفی ارائه کردیم. در این بخش نیز نمونه هایی دیگر از غلط های رایج را نشان خواهیم داد. اما پیش از آن بایستی به مسأله سطح نوشتار اشاره کنم. در اغلب مطالب روزنامه ها دیده می شود نویسنده چند سطح نوشتاری را درهم آمیخته است؛ بدین گونه که گاه لحن نوشته دچار فخامت می شود و گاه به زبان روزمره تغییر می کند یا بین این دو سطح ـ یا گستره زبانی ـ سرگردان می ماند. یکی از شاخصه های نثر خوب، رعایت سطح نوشتار است؛ یعنی اگر مطلب را با زبان فخیم آغاز کردیم، تا پایان باید همان لحن را ادامه دهیم و اگر لحن ساده به کار بردیم، باید از کاربرد اصطلاحات یا واژه های زبان فخیم بپرهیزیم تا سطح نوشتار دچار افت و خیز نشود. کاربرد نابجای یک واژه از یک سطح زبانی معین در سطح دیگر، مثل وصله ناجور در قامت متن خود را به رخ خواننده فهیم کشیده، از ارزش مطلب در ذهن وی خواهد کاست.

سرمقاله ضمیمه يك دو هفته نامه به نام .... به تاریخ 16 مهرماه 1390، اینطور شروع شده است: «بسیار شایعه است، در همه جای دنیا، دستکم در دنیای جدید و با محصولات جدید، چونان ستونی بر ساخت زندگانی آدمیان استوار شده است. در هنگامه های انتخابات و کاراکترهای دور گرفته برای جلوس بر مناصب قدرت ـ اندکی ـ فقط اندکی بی پرواتر از همیشه دادسخن سر می دهند.» شما چه معنایی را از سطرهای بالا برداشت می کنید؟ بند نخست این سرمقاله علاوه بر اینکه معنای خاصی ندارد، از نظر سطح نوشتار نیز دچار سرگردانی است. انتخاب کلمه «چونان» که کاربردی فخیم و قدیمی است به جای «مثل» یا «مانند» ما را وارد سطحی از زبان می کند که کلمه های «آدمیان»، «هنگامه ها» و «داد سخن سر دادن» نیز در آن جای می گیرند. واژه «آدمیان» به فارسی امروز تعلق ندارد؛ بر اساس این کلمه می شود حدس زد نویسنده قصد داشته نوعی نثر فخیم را به نمایش بگذارد، اما در همین بند، کمله های «جدید» و «کاراکتر» به سطح های دیگر زبانی متعلقند که با سطح اول همگام نیست. پس سرمقاله این نشریه علاوه بر نادرست بودن از نظر معنایی، بین چند سطح زبانی سرگردان مانده است. آیا خریدار اهل مطالعه با خواندن اولین مطلب این نشریه قضاوتی منفی درباره آن نخواهد داشت؟ چگونه می توان خریدار را با مطالب نشریه همراه کرد یا بر تعداد خریداران آن افزود؟

اینک نمونه های دیگر از غلط های رایج در مطبوعات:

ارائه: این کلمه به معنای «نشان دادن» و «به معرض دید گذاشتن» است و نه به معنای «تحویل دادن» یا «تقدیم کردن». در بسیاری از نوشته ها ارائه کردن یا ارائه دادن و عرضه کردن را به عنوان مترادف به کار می برند که صحیح نیست.

اسپانیول و اسپانیولی: اسپانیول کلمه ای فرانسوی است، یعنی منسوب به اسپانیا و بنابراین صفت است. در فارسی مجدداً «ی» صفت ساز بر آن می افزایند و اسپانیولی می گویند. اما قاعده ساختن صفت نسبی از اسم در فارسی این است که «ی» به نام شهر، کشور یا قاره افزوده می شود. مانند اصفهانی، ایرانی، آسیایی. بنابراین صحیح آن است که زبان مردم اسپانیا را اسپانیایی بنامیم، نه اسپانیول یا اسپانیولی.

لشکر/ لشگر: بنابر قواعد آوایی زبان فارسی، در واژه های بسیط، پس از «ش» ساکن، تمایز میان «ک» و «گ» به اصطلاح زبان شناسی خنثی می شود. در زبان محاوره، در این موضع فقط صدای «گ» شنیده می شود، اما در فارسی فصیح آن را «ک» تلفظ می کنند. پس لشگر کاربرد نادرستی است و باید لشکر نوشته شود. کلمه های مشکی و مشکین نیز به همین منوال با «ک» نوشته می شود، اما این قاعده را نمی توان به نام شهری که «مشگین شهر» نامیده می شود تسری داد و از همین رو نوشتن نام این شهر به صورت مشکین شهر، نادرست محسوب می شود.

اعاده حیثیت از کسی: اعاده یعنی بازگرداندن و طبعاً باید با حرف اضافه «به» استفاده شود. البته اگر از کسی سلب حیثیت کنند، می توان حرف اضافه «از» را به کار برد. کاربردهای درست چنین است: «به او اعاده حیثیت کردند.»، «از او سلب حیثیت کردند.»

افغان/ افغانی: اهل کشور افغانستان را باید افغان بنامیم و نه افغانی. چنانکه اهالی ترکیه را ترک می نامیم و ساکنان کردستان را کرد و نه ترکی و کردی. افغانی یعنی منسوب به افغان ها یا ساخته افغان ها، مثل رسوم افغانی یا فرآورده های افغانی. واحد پول افغانستان نیز افغانی نامیده می شود.

اقشار: این کلمه در سال های اخیر به عنوان جمع قشر رایج شده است که در عربی به کار نمی رود و اسعتمال آن غلط است. جمع قشر در عربی قُشور است که در فارسی مستعمل نیست. به جای آن می توان گفت: قشرها.

اگرچه... ولی: اگرچه با مرادف هایش، مانند گرچه، هرچند(که)، بااینکه، با آنکه، گواینکه، هرگاه در عبارتی به کار رود در جمله مکمل آن(که در واقع جمله پایه است و نه پیرو) استمعال «ولی» یا مرادف های آن مانند اما، با این همه، مع هذا، مع ذلک، لکن، لیکن، ولیکن و... خلاف منطق است و حتی به عقیده بعضی فضلا، خطای فاحش است. مثلاً به جای جمله غلط «اگرچه ثروتمند است، ولی خوشبخت نیست» باید یکی از دو جمله زیر را به کار برد: «اگرچه ثروتمند است، خوشبخت نیست.» یا «ثرتمند است، ولی خوشبخت نیست.» به بیان دیگر، در یک عبارت یا باید «اگرچه» به کار برود، یا «ولی» و جمع هر دو، غیر منطقی است. این غلط به قدری در مطبوعات فارسی فراگیر شده که فقط گهگاه می شود با نمونه های درست مواجه شد.

امّا: این کلمه حرف ربط است و مانند همه حروف ربط، در آغاز جمله می آید: «او زودتر از وقت به مدرسه آمد، اما درِ مدرسه هنوز بسته بود.» چند سالی است برخی گمان می کنند اگر «اما» به میان جمله بیاید، زیبایی کلام بیشتر می شود و بنابراین این قاعده زبانی را به هم ریخته مثلاً می نویسند: «...، درِ مدرسه اما بسته بود.» که غلط است. این اشتباه شاید بعد از انتشار شعری از احمد شاملو رواج یافته باشد. نباید فراموش کرد که کار شاملو به حوزه شعر مربوط می شود و شاعری، ایجاب های خاص خود را دارد و رفتارهای شاعر با زبان و دستور زبان را نمی توان به حوزه خبرنویسی و روزنامه نگاری تسری داد.

امپراتور: از کلمات دخیل در فارسی است که زبان های اروپایی، ظاهراً از طریق ترکی عثمانی گرفته شده است. بهتر است با حرف «ت» و به صورت «امپراتور» نوشته شود، نه به صورت امپراطور.

امیدواربودن: هرگاه پس از امیدواربودن، یا ترکیب های دیگری که در آنها واژه امید آمده باشد، مانند امید داشتن، امید بودن، در این امید بودن و... جمله پیرو بیاید، فعل این جمله باید بر وجه التزامی باشد و نه اخباری. مثل: «امیدوار بودم که نامه او تا هفته بعد برسد.» کاربرد افعال «می رسد» یا «خواهد رسید» در جمله بالا درست نیست.

انتظار رفتن: این فعل مرکب با «امید رفتن» یا «امید بودن» تقریباً مرادف است و بنابراین متمم آن(یا جمله پیروی که دنبال آن می آید) حقاً باید از زمره امور خواستنی و آرزو کردنی باشد. مثلاً کسی که می گوید: «بیمار تب کرده است و انتظار می رود به زودی عرق کند» در واقع عرق کردن بیمار را امر مطلوبی می داند و قلباً آن را آرزو دارد. حال اگر کسی بگوید: «بیمار تب کرده است و انتظار می رود به زودی بمیرد»، در مورد این جمله نیز عیناً همان نکته صدق می کند؛ یعنی مرگ بیمار برای گوینده خواستنی و آرزو کردنی است. امروزه رسانه ها، غالباً این فعل مرکب را به گونه ای به کار می برند که شنونده را در حسن نیت و نوع دوستی رسانه به شک می اندازد. مانند این جمله: «بیش از شصت افسر عراقی به اتهام سستی در جنگ در زندان های مخوف صدام به سر می برند و انتظار می رود که همه آنها به اعدام محکوم شوند.»(اخبار رادیو ایران 2/2/66) جای تأسف است که دست اندرکاران رسانه ها تفاوت میان دو اصطلاح «احتمال می رود» و «انتظار می رود» را درنمی یابند و روزی نیست که این اصطلاح را به نادرست به کار نبرند.

این... است که: امروزه عبارت هایی که ساخت آنها مشابه عبارت های زیر است فراوان شنیده یا خوانده می شود: «این عراق است که با حمله به کشتی ها، خلیج فارس را ناامن کرده است.» یا «به عقیده گروهی از فلاسفه، این ذهن ماست که همه چیز را می آفریند» یا «این او بود که دعوا را شروع کرد.» در این عبارت ها که عیناً گرته برداری از زبان های غربی است، ضمیر اشاره «این» زاید است و باید از جمله حذف شود.

اینک/ اکنون: این دو واژه را معمولاً به جای یکدیگر به کار می برند، ولی این دو مترادف نیستند و معنی و نحوه کاربرد آنها در جمله با هم تفاوت دارد. «اینک» کلمه ای است برای اشاره به شیء یا شخصِ حاضرِ نزدیک. برای اشاره به شیء یا شخص حاضرِ دور هم «آنک» گفته می شود. اینک و آنک معمولاً در جمله بدون فعل به کار می روند، زیرا خود معنای فعلی دارند(تقریباً معادل: این است آن، یا بنگرهان که در تعبیر عامیانه لهجه تهران، ایناهاش و اوناهاش گفته می شود.) اما «اکنون» به معنای زمان حال است. متأسفانه کاربرد نادرست «اینک» به معنای زمان حال روایی بسیاری یافته. علاوه بر این کاربرد نادرست، بعد از اینک، «که» نیز می نویسند که به هیچ وجه جایز نیست. بعد از اینک، نباید «که» نوشت، اما استعمال «که» بعد از اکنون، ایرادی ندارد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.