18 دی 1393

واکنش رسانه های فرانسه به حادثه چهارشنبه سیاه

شارلی هبدو از آغاز تا امروز

18 دی 1393

خبرنگاران ایران- پوریا سعادتی

تنها یک روز از ماجرای چهارشنبه سیاه در پاریس و حمله به دفتر نشریه «شارلی هبدو» گذشته است و از یک سو رسانه‌های فرانسوی با مدیریت اخبار توانسته‌اند تا حدود زیادی جامعه را از خشم و نفرت برحذر دارند و از سوی دیگر این رسانه‌ها هم به سابقه نشریه شارلی هبدو پرداخته‌اند و هم برای روزنامه نگاران کشته شده با انتشار مطالب مختلف یادبودهای جداگانه گرفته‌اند.

اما چرا هفته نامه طنز «شارلی هبدو» به این میزان در مرکز توجه و جنجال قرار داشت و سابقه این نشریه به کجا می‌رسد؟

این نشریه همه را مورد نقد و هجو خود قرار می‌داد: راست‌های افراطی، کاتولیک‌ها، اسلام گرایان، یهودی‌ها و... از گزند طنز این مجله در امان نبودند.

اگر بخواهیم تاریخچه مجله شارلی هبدو را بررسی کنیم به ماهنامه «هاراکیری» در سال۱۹۶۰ میلادی می‌رسیم. ماهنامه‌ای که اغلب عکس‌های روی جلد با تمرکز روی مسایل جنسیتی و جنسی بود. کابو و ولینسکی (دو نفر از قربانیان چهارشنبه سیاه) از نسل آن ماهنامه بودند. اما عمر این نشریه کم بود و در سال ۱۹۶۱ چاپ آن ممنوع شد. البته بار دیگر چاپ شد وا نتشار آن تا سال ۱۹۶۶ ادامه پیدا کرد تا اینکه دوباره با ممنوعیت چاپ مواجه شد.

ممنوعیتی که شش ماهه بود. برخی از اعضای تحریریه به سر کار خود برنگشتند تا اینکه در سال ۱۹۶۹، «کاوانا»، «شورون» و «دلفی دو تن» ماهنامه «شارلی» را راه اندازی کردند. این افراد‌‌ همان موسسان مجله هاراکیری بودند. مجله جدید بیشتر حاوی تصاویر کمیک و کارتونی بود. شخصیت‌های کارتونی «په آنوتز» و کمیک‌ها که به زبان انگلیسی منتشر می‌شد توسط کاوانا ترجمه و در مجله شارلی باز نشر می‌شد. خالق شخصیت‌های کارتونی په آنوتز فردی به نام شارلی براون بود برای همین نشریه با عنوان شارلی منتشر شد.

در سال ۱۹۶۹ برخی افراد گروه نشریه هاراکیری تصمیم گرفتند تا یک هفته نامه را راه اندازی کنند. ژبه و کابو هم بازگشتند. در فوریه ۱۹۶۹ هفته نامه هاراکیری بار دیگر منتشر شد. در می‌۱۹۶۹ نام مجله به «هبدو هاراکیری» تغییر کرد. در نوامبر ۱۹۷۰ جنرال دوگل درگذشت. ده روز قبل از مرگ شارل دوگل ۱۴۶ نفر در یک دیسکو در فرانسه بر اثر آتش سوزی کشته شده بودند. هبدو هاراکیری با قلم مشکی و بدون هیچ طرحی تیتر زد: رقص غم انگیز در کولومبی (زادگاه دوگل)-یک کشته

بعد از این شماره از هفته نامه، انتشار آن توسط وزارت کشور ممنوع شد. بعد از این اتفاق اعضای تحریریه مجله تصمیم گرفتند تا دوباره نشریه تازه‌ای را منتشر کنند. هفته نامه‌ای با عنوان «شارلی هبدو» که نام آن برگرفته از نشریه شارلی و هم چنین کنایه به نام «شارل دو گل» که انتقاد به او بعد از مرگش باعث تعطیلی هبدو هاراکیری شد.

به مانند گروه هاراکیری، شورون رییس نشریه شد و کاوانا عنوان سردبیری را برعهده گرفت. در ۲۳ دسامبر ۱۹۸۱، نشریه شماره ۵۸۰ خود را منتشر کرد و در این شماره تا یک سال بعد باقی ماند. شماره ۵۸۱ نشریه در دسامبر ۱۹۸۲ منتشر شد و بار دیگر از انتشار بازماند چراکه با کاهش شدید خواننده روبرو شدند و دخل و خرج هفته نامه باهم همخوانی نداشت.

تولد دوباره شارلی هبدو بعد از استعفای فیلیپ وال و کابو از نشریه گروس برتا رخ داد. در جلسه ناهار دنبال تیتر برای شروع دوباره بودند. ولینسکی در آن جلسه گفت: «شارلی هبدو، تیتر آزاد»

تیتر پیشنهادی بلافاصله مورد قبول قرار گرفت. فیلیپ ول، ژبه، کابو، رونود مقدمات مالی انتشار نخستین شماره را فراهم کردند. به این ترتیب شارلی هبدوی جدید در ژوییه ۱۹۹۲ بار دیگر منتشر شد.

به تدریج افرادی مانند شارب، عمو برنارد، رونود، لوز و تینیوس به نشریه اضافه شدند. آن‌ها می‌خواستند که ادامه دهنده راه باشند نه اینکه به عنوان یک هفته نامه جدید شناخته شوند.

نخستین شماره سری جدید در ۱۲۰ هزار نسخه فروخته شد. در شارلی هبدو جدید، فیلیپ ول، ژبه و کوبو تمام مسئولیت‌ها را برعهده گرفتند. فیلیپ ول سردبیر و ژبه مسئول هنری نشریه بود. عقاید سیاسی آن‌ها نزدیک به چپ‌ها بود. در این سال‌ها، بسیاری از همکاران نشریه یا نشریه را ترک کردند و استعفا دادند یا حتی اخراج شدند. این اتفاق‌ها بیشتر در آخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل سال ۲۰۰۰ میلادی رخ داد.

این نشریه هر چهارشنبه منتشر می‌شود و تعدادی از نسخه‌های خاص آن در فواصل زمانی مختلف به روی دکه روزنامه فروشی‌ها می‌رود.

در هشتم فوریه ۲۰۰۶، انتشار سری کاریکارتورهای پیامبر اسلام باعث شد تا در چند سری تجدید چاپ ۴۰۰ هزار نسخه از آن فروخته شود و از سوی دیگر این اقدام مجله جنجال برانگیز شود. البته این کاریکاتور‌ها بازنشر کاریکاتورهای مجله‌ای دانمارکی و برای ابراز همبستگی با آن‌ها بود. بسیاری از سازمان‌های اسلامی فرانسه خواستار ممنوعیت در انتشار این شماره خاص شدند اما اعتراض آن‌ها وارد دانسته نشد و در سال ۲۰۰۹ این نشریه در دادگاه تبرئه شد. دادگاه در رای خود بر ضرورت احترام به عقاید و افکار و نیز میانه روی در بیان مواضع تاکید کرد، اما حق آزادی بیان را نیز از ارکان اساسی دموکراسی شمرد و از همین رو برخی از شاکیان از رای دادگاه ابراز رضایت کردند.

در ۱۲ می‌ ۲۰۰۹ فیلیپ ول بعد از سال‌ها همکاری از نشریه جدا شد تا به رادیو فرانسه برود. از آن زمان شارب عهده دار مسئولیت او و سردبیر نشریه شد. دبیر تحریریه نیز برعهده ریس گذاشته شد.

اما دوران کاهش فروش شروع شد. در اکتبر ۲۰۰۹ تنها ۵۳ هزار نسخه از این نشریه فروخته می‌شد که ۱۳ هزار نفر آن‌ها مشترک نشریه بودند.

این نشریه در سال‌های اخیر مورد تهدید برخی از گروه‌های افراطی اسلامی قرار داشت که به خاطر این موضوع دفتر تحریریه تحت حفاظت قرار داشت. در یک مورد نیز سایت نشریه هک شد و مورد حمله‌های ویروسی قرار گرفت و در مورد دیگر دفتر نشریه به آتش کشیده شد.

اما بار دیگر در سپتامبر ۲۰۱۲ و انتشار کاریکاتورهای جدید از پیامبر اسلام واکنش‌های منفی را به دنیال داشت. انتقاد‌ها در جامعه فرانسه بالا گرفت و برخی از دولتمردان فرانسوی و حتی برخی از نهادهای یهودی این اقدام را محکوم کردند. این اقدام با عنوان‌هایی مانند «زیاده روی»، «بی‌احتیاطی» و «تحریک کننده» توصیف شد. حتی نخست وزیر وقت ضمن اینکه بر مسئله آزادی بیان تاکید داشت اما اعلام کرد که هر گونه «افراط» را محکوم می‌کند.

پیش از این هم البته در نوامبر ۲۰۱۱، پس از اینکه این نشریه فرانسوی یک شماره ویژه «شریعه هبدو» با سردبیری «محمد» منتشر کرد، دفتر این نشریه مورد حمله قرار گرفت.

غیر از اسلام، یهودیت و مسحیت هم مورد توجه این رسانه بوده و بارها عیسی مسیح مورد سوژه آنها قرار گرفته است.

شارلی هبدو معمولا با نشریه طنز دیگر به نام «کانار آنشنه» رقابت می‌کند گرچه از نظر ساختار با یکدیگر به طور کل تفاوت دارند. کانار آنشه صد سال پیش در فرانسه منتشر شد و یکی از قدیمی‌ترین نشریه‌ها در این کشور شناخته می‌شود. شعار این نشریه طنز از‌‌ همان ابتدا این بود: «تو می‌توانی قلم مرا بشکنی؛ امّا نمی‌توانی مرا سر به نیست کنی». گرچه عنوان «طنز» را به این نشریه داده‌اند اما بسیاری معتقدند که یکی از جدی‌ترین نشریه‌ها در فرانسه است.

حال با این اتفاق در شارلی هبدو، مسئولان نشریه اعلام کردند که چهارشنبه آینده برای نخستین بار در تاریخ مجله قرار است تیراژ به یک میلیون نسخه برسد.

رسانه‌های فرانسوی چهارشنبه سیاه را چگونه پوشش دادند

از زمان حمله به دفتر نشریه شارلی هبدو، رسانه‌های فرانسوی با در اختیار قرارگرفتن فضای شبکه‌های اجتماعی اخبار را به طور لحظه‌ای منتشر می‌کردند. در اطلاع رسانه این رسانه‌ها پرهیز از انتشار شایعه‌ها نیز مشاهده شده است. آنگونه که بررسی‌ها نشان می‌دهد، این رسانه‌ها از شعله ور کردن خشم یا نفرت به طور جدی پرهیز دارند. در تیترهای منتشر شده به هیچ عنوان بر روی مسلمان بودن یا نبودن مهاجمان تاکیدی نشد.

هنگامی که اسامی سه مظنون احتمالی توسط پلیس منتشر شد، تمام رسانه‌های اصلی با دانستن فرق واژه‌هایی مانند «مظنون»، «متهم» و «مجرم» از آن‌ها به عنوان «مظنون» یاد کردند.

از سوی دیگر وقتی هنوز اسامی به طور رسمی از سوی پلیس منتشر نشده بود، در رسانه‌هایی مانند لوپوئن یا لوموند اسامی به اختصار نوشته شد. همچنین بر تبار آن‌ها که الجزایری تبار هستند تاکید ویژه‌ای نشد و در اغلب رسانه‌های رسمی و مهم این کشور از دو مظنون (دو برادر) با عنوان افرادی که ملیت فرانسوی دارند و در این کشور به دنیا آمده‌اند یاد شد.

همچنین شبکه یک تلویزیون فرانسه هم در بخش خبری خود برای جلوگیری از انتشار نفرت علیه مسلمانان این کشور، گفت‌و‌گو با برخی مسلمانان و امامان مساجد فرانسه را در دستور کار خود قرار داد و با گفت‌و‌گو و تحلیل فضای احساسی ایجاد شده را هدایت کرد.

از سوی دیگر از آنجا که یکی از پلیس های کشته در این ماجرا که ویدیوی شلیک گلوله یکی از مهاجمان به سر او جنجال برانگیز و پر بیننده شد، تونسی تبار و عرب است، این موضوع مورد توجه گزارشگر سایت «پاریمچ» قرار گرفت و در گزارشی جدا به این قربانی ترور پرداخته شد. تا جاییکه با رییس او گفت و گویی صورت گرفت و ویژگی های خوبش برشمرده شد.

البته کسانی نیز رسانه های فرانسه را در همین مورد انتقاد قرار داده اند که به اندازه کافی به قربانیان مسلمان در این حادثه نپرداخته اند.علی فاتحی، فیلمساز در صفحه فیس بوک خود در این خصوص نوشته است :بسیاری از روزنامه‌های امروز-فیگارو، فاینشنال تایمز، ال‌پائیس، رپوبلیکا، کوریه‌‌دلا‌سرا، گاردین، بیلد، نیویورک‌تایمز، وال‌استریت، دیلی نیوز، نیویورک پست و سین‌تائوـ عکس روی جلد‌شان صحنه کشته شدن احمد مرابط به دست تروریست‌ها بود... بدون اینکه توضیحی بدهند که قربانی در این صحنه، احمد مرابط پلیس مسلمان مهاجر فرانسوی است.»

در این بین برخی مجله ها هم به موضوع گسترش حضور اسلامگرایان رادیکال در فرانسه نیز پرداختند و زنگ خطر گسترش دیدگاه های رادیکال را بار دیگر به صدا در آوردند.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین ویژگی اغلب رسانه‌های فرانسه در این بحران، ایجاد وحدت و جلوگیری از تفرقه و نفرت بیشتر باشد. تاکید و اطلاع رسانی کامل و جامع درباره برگزاری یادمان‌ها و حمایت‌ها در سراسر دنیا نیز از نکاتی است که رسانه‌های این کشور روی آن متمرکز شده‌اند.

حک نوار مشکی روی آرم رسانه در شبکه‌های اجتماعی یا انتشار شعار «من شارلی هستم» بر روی سایت یا پایین شبکه تلویزیونی از دیگر ویژگی‌های این رسانه هاست که اتحاد آن‌ها را در این ماجرا با هر نوع گرایش سیاسی نشان می‌دهد.

کدام روزنامه نگاران کشته شدند؟

قتل چهار کاریکاتوریست نشریه شارلی هبدو در روز گذشته بیش از چهار روزنامه نگار دیگر سر و صدا به پا کرد چراکه این چهار نفر جزو معروف‌ترین‌ها و قدیمی‌ترین‌ها بودند.

ژان کابو به همراه جرج ولینسکی جزو وارثان نشریه هاراکیری بودند. ژان کابو ۷۷ ساله در دهه ۱۹۶۰ جزو گروه اولیه هارا کیری بود. بعد از توقیف نشریه، دو سال برای خدمت نظامی به الجزایر رفت که در این دوران هم برای نشریه نظامی طرح می‌کشید. شخصیت‌های برخی کمیک‌های او در فرانسه بسیار مشهور شد. کابو در عین حال برای تلویزیون و مخصوصا در برنامه‌های کودک حضور داشت.

جرج ولینسکی یکی دیگر از کارتونیست‌های پرسابقه این نشریه و از نسل نخست مجله هاراکیری بود.. او با روزنامه‌های زیادی از جمله «پریمچ» و «نوول ابزرواتور» نیز همکاری کرده بود. کمیک استریپ «موسیو» در نقد مشکلات اجتماعی فرانسه او را به شهرت بیشتر رساند.

ولینسکی بار‌ها ژاک شیراک را در کاریکاتور‌هایش دست انداخته بود و با این‌حال از دست او نشان شوالیه را دریافت کرد.

استفان شاربونیه، مدیر انتشار مجله که با عنوان شارب شناخته می‌شد هم از دیگر معروف‌های شارلی هبدو بود. ۴۷ سال سن داشت و بار‌ها به مرگ تهدید شده بود و البته تحت محافظت پلیس قرار داشت اما در حمله روز گذشته محافظ او نیز کشته شد.

سری طرح‌های او با عنوان «شارب از آدم‌ها خوشش نمی‌آید» در مجله شارلی هبدو معروف بود.

یکی از جمله‌های او در گفت‌و‌گو با روزنامه لوموند سر زبان‌ها افتاد: ترجیح می‌دهم تا ایستاده بمیرم تا اینکه زانوزده زندگی کنم.

او در سال ۲۰۱۲ و بعد از اینکه با بمب آتش‌زا به دفتر مجله حمله شد به آسوشیتدپرس گفت: « من به مسلمانان ایراد نمی‌گیرم که طرح‌های ما برایشان خنده‌دار نیست. من تحت قانون فرانسه زندگی می‌کنم. تحت قانون قرآن زندگی نمی‌کنم.»

برنارد ورلاک مشهور به «تینیوس» کارتونیست دیگر این نشریه بود که روز گذشته کشته شد. او ۵۷ سال داشت و علاوه با شارلی ابدو با چند نشریه دیگر فرانسه از جمله با «مارین» و «فلوئید گلاسیال» همکاری می‌کرد. او چندین کتاب منتشر کرده بود. او در جایی گفته بود: «اگر بدانم که کاریکاتورهای من باعث می‌شود که یک قتل یا آدم‌ربایی انجام نشود، یا یک مین ضد نفر منفجر نشود، نمی‌خوابم و هر روز و هر شب، بی‌وقفه طرح می‌زنم.»

برنارد ماریس را باعنوان اقتصاد‌دان و مقاله نویس می‌شناختند. البته در نشریه شارلی هبدو به عمو برنارد معروف بود. استاد دانشگاه پاریس ۸ و در عین حال مقاله نویس در حوزه اقتصاد برای فرانس اینتر و رسانه‌های دیگر بود.

فیلیپ هونوره کاریکاتوریست ۷۴ ساله به طور مرتب با نشریه شارلی هبدو کار می‌کرد. گفته می‌شود چند ساعت قبل از این حمله طرح او درباره ابوبکر بغدادی روی تیتر نشریه قرار گرفت. این مرد پیشکسوت نخستین کارش در سن ۱۶ سالگی در یکی از رسانه‌ها منتشر شد. او کتاب‌های بسیاری را منتشر کرده است.

مصطفی اوراد ویراستار نشریه بود. پیش از آن با نشریه ویوا کار می‌کرد. او در الجزایر به دنیا آمده و یتیم بود. در سن ۲۰ سالگی به فرانسه آمد و ماندگار شد. و بعد از دوره‌ای همراه با هرج و مرج بسیار در تحریریه نشریه‌های مختلف شروع به کار کرد. دوستانش از فقدان او با عنوان «ویران کننده» یاد می‌کنند. فقدان «ویران کننده مرد محبوب».

الساکایات، روانپرشک و ستون نویس نشریه و تنها زن کشته شده در این ماجرا بود. ستونی که نامش «دیوان» بود و در ماه دو بار منتشر می‌شد، توسط السا مدیریت می‌شد.

از روز گذشته تا کنون در رسانه های فرانسه و سراسر دنیا هدف قرار گرفتن بنیان آزادی بیان مورد توجه قرار گرفت. فرانسوا اولاند رییس جمهور این کشور از این حمله به عنوان حمله به آزادی و آزادی بیان یاد کرد و مردمی که عصر گذشته در پاریس و سراسر این کشور گرد آمده بودند در حمایت از آزادی رسانه ها شعار دادند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

پاسخ به اين مقاله

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.