9 دی 1393

شبکه توزیع نشریات در ایران یک انحصار تمام عیار است

9 دی 1393

خبرنگاران ایران-صبا اعتماد

اگر سیستم توزیع بخواهد می‌تواند یک نشریه را به زمین بزند و به خاک سیاه بنشاند. اگر هم بخواهد می‌تواند آن را به عرش برساند. این مثالی مشهور در میان اهالی مطبوعات است. وظیفه‌ توزیع‌ و پخش‌ روزنامه‌ از مهمترین‌ کارهای‌ روزانه‌ یک‌ نشریه است‌ و به‌ نظر بسیاری‌ از کارشناسان‌ اولین‌ و آخرین‌ راز توفیق‌ هر نشریه‌ای‌ توزیع‌ سریع‌ و دقیق‌ آن‌ است‌. سازمان‌ توزیع‌ برای‌ خودش‌ وظایف‌ تعریف‌ شده‌ای‌ دارد که‌ اجرای‌ صحیح‌ هرکدام‌ از آن‌ها می‌تواند در افزایش‌ تیراژ و مخاطبان‌ نشریه‌ موثر باشد. در حال حاضر در ایران چند شرکت، مسئولیت توزیع مطبوعات و نشریات را برعهده دارند. از جمله شرکت نشر گستر، پیام رسان فیروز، نامه امروز، کیهان، دنیای اقتصاد، اطلاعات، راه زندگی و ایران.

اما آیا شبکه‌های توزیع نشریات در ایران آنقدر قدرت دارند که بتوانند نقشی تعیین کننده در مصرف رسانه‌ای مخاطبان داشته باشند؟ این شرکت‌ها چگونه مطبوعات را میان کیوسک‌های مطبوعاتی تقسیم و توزیع می‌کنند؟ دکه‌های روزنامه فروشی چگونه نشریات را به مخاطب عرضه می‌کنند؟ آیا نوع چینش نشریات جلوی دکه‌ها را شرکت‌های توزیعی تعیین می‌کنند؟

محمد حیدری، روزنامه نگار قدیمی یکی از همان‌هایی است که باور دارد شبکه توزیع نشریات در ایران یک انحصار تمام عیار است: «شرکت‌های توزیع قدرتی دارند که به نشریات زرد دستور می‌دهند چه کسی را بالا ببرد و چه کسی را نبرد، کدام نشریه را حسابی توزیع کنند و کدام نشریه را به زمین بزنند.»

این روزنامه نگار برخی از تجربیاتش را در این زمینه یادآوری می‌کند: «زمانی که سر دبیر مجله گزارش بودم، به دلیل شکایت‌ها و گله‌های خوانندگانی که مجله را در کیوسک‌ها نمی‌یافتند، بار‌ها به آقای مهندس گلباف، صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله گزارش این کاستی را یاد آور شدم. هر بار آقای گلباف می‌گفت با شرکت توزیع کننده صحبت کرده‌ام و قرار است اشکال را رفع کنند. روزی سرانجام آقای گلباف پیشنهاد کرد همراه هم به دیدار مدیر شرکت توزیع برویم. رفتیم و در آنجا دیدم منشی جناب مدیر بانوی محترمی است که پیش از انقلاب منشی من در سازمان شهرستان‌های روزنامه اطلاعات بود وبه من لطف خاصی داشت. وقتی فهمید برای چه به آنجا رفته‌ام ناراحتی و نگرانی به چهره‌اش ریخت. آقای مدیر با نیم ساعت تاخیر رسید. در‌‌ همان حال که وارد می‌شد، با تلفن همراه (که آن زمان فقط در دست از ما بهتران دیده می‌شد) با کسی حرف می‌زد که خیلی زود متوجه شدم مدیر یا صاحب نشریه ورزشی است. می‌گفت: تیتر اولت را بزن:..... (نام یک فوتبالیست مشهور را برد) و از او تعریف کن.... چهل هزار تیراژش را بفرست برایم. دستور می‌دهم چک آن را به روز برایت بفرستند. با چنان تبختری سخن می‌گفت که باور نکردنی است.»

او مثال دیگری می‌زند: «در آغاز دهه ۸۰ که سردبیری مجله خواندنی را بر عهده گرفتم توزیع آن را به شرکتی سپردیم که به وسیله تشکیلات آقای سعید حجاریان بنیاد گذاشته شده بود. مدیر ارشد این شرکت دوست و همکاری بود که ایشان را نیز از سازمان شهرستان‌های روزنامه اطلاعات می‌شناختم. نامش آقای کهرام بود. اولین شماره که منتشر شد چنان جلد جذابی داشت که به سرعت نایاب شد، چنان که دو ساعت بعد از توزیع همین آقای کهرام زنگ زد و ضمن ابراز محبت گفت فورا چاپ دوم بزنید و حداقل ۱۰۰ هزار نسخه. ما چاپ دوم زدیم اما نیمی از آن تیراژ. فروش مجله‌ای که با این موفقیت آغاز به کار کرده بود، از دو سه شماره بعد، شروع به تحلیل رفتن کرد. پی گیر شدم و دریافتم آقای کهرام را از آن پست برداشته‌اند و مدیر جدید ماموریت دارد بزند توی سر این مجله مستقل و نگذارد پا بگیرد.»

حیدری در ادامه گلایه می‌کند که توزیع در دست کار‌شناسان نیست: «پنج سال پیش برای رفع مشکلات سازمانی یک نشریه تخصصی به یاری مدیر جوان آن رفتم. حین کار دیدم چند نفر که نمی‌دانند روزنامه را با ض می‌نویسند یا با ز، شرکتی برای توزیع تشکیل داده‌اند و مجلات را با شرایطی پیش خرید! می‌کنند. خود شاهد بودم که چک پیش خرید سه شماره از مجله را که تازه سر زبان‌ها افتاده بود و خریدارانش رو به رشد بودند، پیشاپیش به مدیر دست به دهان آن دادند.»

به گفته این روزنامه نگار قدیمی وضع توزیع مطبوعات بعد از انقلاب چنان آشفته شد که برخی از واحدهای مطبوعاتی بزرگ (مانند موسسه اطلاعات) شبکه توزیع مستقل راه اندازی کردند، اما آن‌ها هم نتوانستند با این شبکه انحصاری رقابت کنند.

او می‌گوید: «یکی از مشکلات بزرگ، اما پنهان مطبوعات همین شبکه‌های انحصاری و پیچیده توزیع است. تا زمانی که از نفس نیفتادم در مورد پیامدهای این انحصار‌گری زینهار و پیشنهاد دادم، اما مانند دیگر زینهار‌هایم نادیده گرفت شد.»

محمد صفی‌زاده، مدیر مسئول روزنامه ابرار سال گذشته به ایسنا درباره وجود سیستم مافیایی بر توزیع نشریات گفته بود: «عده‌ای با اختصاص دادن امکانات و کمک گرفتن از برخی افراد، سیستم توزیع را به خودشان اختصاص داده‌اند. در این شرایط، بیشترین فشار متوجه مطبوعات می‌شود. با این‌که تشکل‌های صنفی مطبوعاتی بار‌ها تلاش کرده‌اند یک سیستم توزیع مستقل داشته باشند، اما این اتفاق تا کنون رخ نداده است.»

دکه داران بر چه اساسی نشریات را می‌چینند

نوع عرضه و چینش نشریات مقابل دکه‌های روزنامه فروشی مشکل دارد. بار‌ها از سوی مطبوعاتی‌ها هشدار داده شده که دکه داران بدون قاعده و بر اساس توصیه‌های شرکت‌های توزیعی و تطمیع برخی از مدیران مطبوعاتی نشریات را مقابل دکه‌ها می‌چینند. از جمله محمد صفی‌زاده، مدیرمسئول روزنامهٔ «ابرار» هم سال گذشته به ایسنا گفته بود که برخی مدیران مطبوعاتی‌، دکه‌داران را تطمیع می‌کنند و امکانات اضافه در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. به این ترتیب، بعضی مطبوعات به‌عنوان سرگل در نوع چینش مد نظر قرار می‌گیرند.

سراغ چند دکه و کیوسک‌های مطبوعاتی مرکز تهران می‌روم. نخستین کیوسک در خیابان میرزای شیرازی است. دو نفر در دکه نشسته‌اند. هر دو جوانند و می‌گویند برادرند. یکی از آن‌ها خود را صاحب دکه عنوان می‌کند و می‌گوید چون خانواده شهید بوده توانسته این دکه را سال‌ها پیش بخرد. مجله‌ها را سمت راست کیوسک چیده و به خاطر دزدی‌ها مجبور شده بالای دیوار روبرو، دوربین مدار بسته کار بگذارد. بیشتر این مجله‌های مقابل دوربین مدار بسته، مجله‌های خانواده هستند. در پیشخوان دکه هم روزنامه‌های ورزشی را می‌بینی و البته مجلات خانواده که آویزان شده‌اند و زیر پیشخوان هم چند عنوان روزنامه دیده می‌شوند. روزنامه‌های همشهری، جام جم، ایران، وطن امروز، جوان، کیهان.

از او می‌پرسم آیا این‌ها تمام نشریاتی است که برایتان می‌آورند. فوری می‌گوید: «نه. من ده روزنامه را اصلا از بسته‌هایش باز نمی‌کنم و جلوی دکه نمی‌گذارم.»

دلیلش را می‌پرسم و اینکه آیا مشکلی برایش پیش نمی‌آید برای عرضه نکردن این روزنامه‌ها؟ می‌گوید: «تا حالا که مشکلی پیش نیومده. وقتی مردم نمی‌خرند چرا جلوی دکه بگذارم؟»

صفی‌زاده هم با بیان این‌که بسیاری از مطبوعات در نوع چینش دکه‌ها مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند‌، می‌گوید: «دکه‌داران فقط تعدادی از روزنامه‌ها را در دید عمومی قرار می‌دهند و نوع چینش دربارهٔ بقیهٔ روزنامه‌ها به‌گونه‌ای است که مردم گمان می‌کنند برخی روزنامه‌ها دیگر منتشر نمی‌شوند. دلیل وجود چنین شرایطی، ضعف حوزهٔ بازرسی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد است‌؛ وزارت ارشاد گمان می‌کند فقط باید به مطبوعات تذکر بدهد و وظایف حمایتی، نظارتی و بازرسی را در دستور کار خود قرار نمی‌دهد. به همین دلیل، زمینه برای فعالیت افراد سودجو فراهم می‌شود.»

آیا در دکه‌هایی که اکنون برای فروش روزنامه‌ها وجود دارند، می‌توان همهٔ روزنامه‌ها را عرضه کرد؟ صفی‌زاده در جواب می‌گوید: «کمبود جا بهانه است‌، دکه‌داران می‌توانند نظامی را برای نوع چینش طراحی کنند که سهمیهٔ بصری مردم در توزیع نیز عادلانه باشد. مثلا این دکه‌ها می‌توانند تابلوهای الکترونیکی را روی دکه خود نصب کنند و با نمایش دادن تیتر و صفحهٔ اول همهٔ روزنامه‌ها در این تابلو‌ها، شرایط انتخاب را برای مخاطب فراهم کنند. همچنین می‌توانند به مطبوعات پیشنهاد دهند و از آن‌ها کمک بگیرند، البته به نظر می‌رسد خود دکه‌داران تمایلی به انجام چنین کارهایی ندارند.»

از حیدری روزنامه نگار هم می‌پرسم چگونه است که این همه بر قدرت شرکت توزیع کننده تاکید دارد در حالی که به قول دکه داران این روز‌ها کسی روزنامه نمی‌خرد و سود این دکه داران از تنقلات است و نه فروش مجلات و روزنامه‌ها؟

او می‌گوید: «بله امروز وضع به همین گونه است. مطبوعات را نمی‌خرند، دکه داری دیگر به آن صورت قدیم با فروش نشریات صرف ندارد. اما آن شبکه‌های توزیع وضع را به اینجا کشاندند (البته عوامل دیگر هم هست؛ مانند بی‌اعتمادی مردم به مطبوعات، پیامدهای توفان انتشار مطبوعات در بعد از خرداد ۷۶ و سپس بستن فله‌ای مطبوعات و...) اما‌ ای کاش درهمین گردش امروزتان روی چینش روزنامه‌ها و مجلات در دکه‌ها توجه می‌کردید تا می‌دیدید چه نشریاتی در معرض دید هستند و چه نشریاتی یا در معرض دید نیستند و یا اصلا وجود ندارند. در همین شرایط نیز تعدادی نشریات زرد (ورزشی، خانوادگی، سرگرمی، سینمائی و.....) فروش دارند.»

به گفته او این‌ها‌‌ همان نشریاتی هستند که گردانندگان شبکه‌های توزیع هنوز به وسیله آن‌ها هدف‌هایشان را اجرا می‌کنند. امروز گردانندگان شبکه‌های توزیع به چنان قدرت و ثروتی رسیده‌اند که مدیر تعیین می‌کنند، در موسسات مالی و صنعتی نقش تعیین کننده دارند.

دکه‌ ها را به چه کسانی می‌دهند؟ حیدری در این باره می‌گوید: «می‌گویند دکه‌های روزنامه فروشی تهران در انحصار یک گروه خاص است. چون بار‌ها این مطلب را از زبان دست در کاران مطبوعات شنیده‌ام، نمی‌تواند بی‌پایه باشد. باور می‌کنید دو سال پیش زمانی که شنیدم سرقفلی یک دکه روزنامه فروشی روبه روی پارک ملت دو میلیارد تومان سر قفلی دارد اصلا شگفت زده نشدم.»

کمتر از ده شرکت و موسسه مسئولیت توزیع مطبوعات در تهران را بر عهده دارند. تا قبل از ساعت شش صبح همهٔ روزنامه‌ها در کیوسک‌های مطبوعاتی توزیع می‌شوند. بیش از هزار و دویست کیوسک در سطح شهر تهران فعالیت دارند.

مرد جوان از اینکه یک کیوسک مطبوعاتی دارد خوشحال است. از اینکه درآمدش خوب است و می‌گوید شانس آورده که به خاطر اینکه جزو خانواده شهداست توانسته این کیوسک را بخرد و حالا از ساعت شش صبح تا ساعت ده شب در این کیوسک کار می‌کند.

او کاغذی در دست دارد و فهرست شرکت‌های توزیعی را برایم می‌خواند. هشت شرکت روزنامه‌ها و مجلات این دکه را تامین می‌کنند: شرکت نشر گستر، پیام رسان فیروز، نامه امروز، کیهان، دنیای اقتصاد، اطلاعات، راه زندگی و ایران. هر یک از این موسسه‌ها با چندین مجله و روزنامه قرار داد بسته‌اند تا روزانه این مطبوعات جلوی دکه‌های روزنامه فروشی و به مشتریان عرضه شود. هرچند گاهی یکی مثل همین مرد جوان روزنامه‌ها را اصلا جلوی دکهٔ روزنامه فروشی‌اش نمی‌گذارد و ترجیح می‌دهد سیگار و تنقلات بفروشد.

او از روی کاغذ فروش خود نام روزنامه‌ها و شرکت‌های مربوط به توزیع را می‌خواند:

نام شرکت‌های توزیع کننده نشریاتی که توزیع می‌کنند

شرکت نشر گستر همشهری/آرمان/ابرار ورزشی/استقلال جوان/بانی فیلم/پرسپولیس/خبر ورزشی/توریسم/رسالت/نود/وطن امروز/هفت صبح/جوان/فرصت امروز

شرکت پیام رسان پیروز آفتاب/ابتکار/آفرینش/پیروزی/تعادل/اعتماد/شرق/شهروند/عصر ایرانیان/فرهیختگان/گل/مردم سالاری/نسل فردا/تجارت/خراسان/همکاری ملی/پیام زمان

شرکت کیهان کیهان/کیهان عربی و انگلیسی/جمهوری/تهران تایمز/هدف ورزشی/فن آوران

موسسه راه زندگی آسیا/تفاهم

موسسه اطلاعات اقتصاد پویا/جهان صنعت/اطلاعات

شرکت نامه امروز مسئولیت توزیع چندین مجله از جمله مجله های خانواده و موفقیت را برعهده دارد

بیشتر روزنامه‌ها برگشت می‌خورند

خیلی از روزنامه‌ها به اصطلاح مطبوعاتی‌ها برگشت می‌خورند. یعنی به دکه‌های روزنامه فروشی می‌روند و به خاطر به فروش نرفتن برگشت می‌خورند. یکی دیگر از دکه داران خیابان انقلاب می‌گوید: «شرکت‌های توزیعی خودشان خوب می‌دانند که میزان برگشتی خیلی بیشتر از فروششان است اما با این حال این نشریات را توزیع می‌کنند.»

در یکی از دکه‌های مرکز شهر بیشترین فروش متعلق به روزنامه همشهری ۱۰۰ نسخه و روزنامه ایران ۵۰ نسخه است و بقیه روزنامه‌ها که روزانه حدودا هفت تا هشت نسخه آورده می‌شوند معمولا دست نخورده برگشت داده می‌شوند. روزنامه‌هایی مثل قدس، حمایت، تفاهم، رسالت و پیام زمان ۹۵ درصد برگشتی دارند.

دکه دار که ۲۰ سال سابقه دکه داری و روزنامه فروشی دارد می‌گوید: «دیگه مثل گذشته نیست. الان مردم فقط همشهری می‌خرند اون هم به خاطر آگهی‌هایش. پنج سالی می‌شود که دچار رکود شده‌ایم و خوب است که در این شرایط بد سیگار و تنقلات می‌فروشم. وگرنه ورشکست می‌شدم.»

او سال ۸۸ را به یاد می‌آورد: «هیچ وقت یادم نمی‌رود آن زمان که اعتماد ملی چاپ می‌شد تا قبل از ساعت نه صبح تمامی ۳۰۰ نسخه روزنامه اعتماد ملی را می‌فروختم. آن زمان مردم روزنامه می‌خواندند اما الان اینترنت جای روزنامه‌ها را گرفته است.»

با وجود این همه روزنامه برگشتی و به فروش نرفتن آن‌ها، چرخهٔ اقتصادی این روزنامه‌ها و شرکت‌های توزیعی چگونه می‌گذرد؟ شرکت‌های توزیعی عملا در چرخه‌ای افتاده‌اند که بیشتر روزنامه‌ها را فقط جا به جا می‌کنند بدون اینکه به دست مخاطب برسد. بنابراین چه عاملی پشت این چرخه نهفته است که موجب می‌شود این شرکت‌ها همچنان در رقابت باشند برای به دست گرفتن فرایند توزیع؟ چه میزان وزارت ارشاد به آن‌ها کمک می‌کند؟ و چقدر روزنامه‌ها دچار هزینه برای توزیع می‌شوند؟ این‌ها سوال‌هایی است که باید مسئولان وزارت ارشاد و نیز شرکت‌های توزیعی پاسخگو باشند و البته مسلزتم انجام پژوهشی دقیق در این حوزه است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.