2 فروردین 1394

روزگار پس از زندان-سه

روزنامه نگاری پس از زندان: دید وسیع‌تر و دورشدن از محافظه کاری

گفت‌و‌گو با سیامک قادری، روزنامه نگار

2 فروردین 1394

خبرنگاران ایران- نیکی آزاد

سیامک قادری، روزنامه نگار، چهار سال گذشته را در زندان گذرانده است. تجربه‌ای که او از آن به عنوان تجربه بی‌بدیل روزنامه نگاری در زندان یاد می‌کند. او معتقد است. زندان روزنامه نگاران را جسور‌تر و از محافظه کاری دور می‌کند. او در این مصاحبه از احساسات و نگاهش درباره روزنامه نگاری بعد از زندان بیشتر سخن می‌گوید.

خبرنگار سابق ایرنا اکنون در آمریکا به سر می‌برد و از این پس روزنامه نگاری در تبعید را تجربه خواهد کرد. او سال ۱۳۸۹ در خانه‌اش بازداشت شد و بدون حتی یک روز مرخصی، حکم چهار ساله خود را در زندان اوین سپری کرد.

آقای قادری! بعد از آزادی از زندان چه حسی به حرفه‌تان داشتید؟ آیا از زاویه جدیدی به حرفه‌تان نگرستید؟

حس من همواره نسبت به این حرفه، حسی اخلاقی و رسالتمندانه بوده است. در طول زندان و پس از آن هم این حس بیشتر تقویت شد. اگرچه جزء روزنامه نگارانی بودم که حقوق روزنامه و خبرگزاری در موقعیت‌های بالا‌تر از خبرنگار زندگی من را تامین می‌کرد ولی همواره در کنار کار حرفه‌ای یک کار پر جذبه که حس اخلاقی و مفید بودن برایم داشت، انجام می‌دادم. بعد از زندان تلاشم این است که موضوعاتی را به عنوان سوژه کار برگزینم که پیوند جدی با موضوع حقوق بشر و خصوصا یادآوری بخش حقوق ملت در قانون اساسی داشته باشد.

یعنی زندان باعث شد رویکرد جدیدی به روزنامه نگاری پیدا کنید؟

واقعیت این است که اغلب مشکلات گریبانگیر جامعه امروز ما به دلیل رعایت نکردن حقوق مصرح در قوانین داخلی و قوانین و مقررات حقوق بشر است. به دلیل حضور پرتراکم دولت در تمام شئون زندگی، پیوند سختی میان رفع نیازهای مردم و کارآمدی دولت‌ها برقرار است. این پیوند باعث شده که عدم استیفای حقوق ملت در زمینه آموزش، بهداشت، خدمات اجتماعی، مسایل فرهنگی و حقوق سیاسی مردم مرتبط به دولت باشد. روزنامه نگار در هر قدم باید برای گرفتن توضیح از مسوولان وارد حوزه انتقاد از حکومت شود و یا با تبیین مشکلات متعدد در جامعه به حوزه‌ای وارد شود که از نظر دولت سیاهنمایی ارزیابی می‌شود. با چنین وضعیتی اولین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود لزوم تغییرات اساسی در کارآمد کردن حکومتهاست.

آیا تجربه زندان بر نثر و رویکردتان و بر چگونگی روزنامه نگار ماندنتان هم اثر داشت؟

خودسانسوری همواره همزاد روزنامه نگار ایرانی است. او می‌نویسد ولی پشت این نگارش ده‌ها فاکتور محدودیت زا از جمله ترس از مجازات توسط سیاستمداران، ترس از متولیان فرهنگ، ترس از عدم تساهل قومی، زبانی و فرهنگی و صد‌ها ملاحظه دیگر او را محافظه کار می‌کند. زندان به خاطر روزنامه نگاری، حکایت ترسیدن از بلندی است و سقوط. تجربه این صعود همراه با سختی‌های آن یک نگاه و دید وسیع‌تر به روزنامه نگار می‌دهد. برای آنکه صعود را تجربه می‌کند، این تعالی دیگر نه تنها ترس اولیه را ندارد بلکه کمی هم او را بی‌پروا‌تر می‌کند. روزنامه نگار بعد از زندان از چنگال محافظه کاری رهایی می‌یابد و به تغییر و حرکت باورمند‌تر می‌شود. این تغییر در روحیه و نگاه و گریز از محافظه کاری و بی‌پروایی ناشی از آن نه در نثر روزنامه نگار که در گفتار و کردار او هم موثر است.

پس به نظر شما زندان رفتن روزنامه نگاران را جسور‌تر می‌کند؟

آنهایی که من می‌شناسم، زندان نه تنها انگیزه‌شان را کاهش نداده که آن‌ها پس از دوران زندان پر تلاش‌تر و انگیزه مند‌تر در این راه تلاش داشته‌اند. برای من هم همینطور است. تا زمانی که زندانی به دلیل عقیده یا گرایش سیاسی یا استفاده از حق آزادی بیان در زندان باشد و سیاستمداران بر مدار حقیقت و وفای به عهد قرار نگیرند و کارآمدی در حکومت جایگزین قداست نشود و مدارا میثاق مردم و حکومت گران نباشد و هزاران تغییر دیگر از پا نخواهیم نشست و قلم را در چشم خائنان به عهد و پیمان می‌کنیم و با کلمه آسوده نخواهیمشان گذاشت.

یعنی یک بار هم نشد در زندان از نوشتن برخی گزارش‌ها و یا کار‌هایتان پشیمان شده باشید ، بویژه مطالبی که پردردسرتر بودند؟

به هر حال همیشه بعد از انتشار افسوس‌هایی پدید می‌آید. مطلب منتشر شده مثل گلوله‌‌ رها شده است و گلوله‌‌ رها شده را نمی‌توان برگرداند. معمولا برای کار خبری در محیط‌های محدود و حساس معمولا با کسانی که ذینفع هستند هماهنگ می‌شود و طبیعتا مشکلی پیش نمی‌آید. واقعیتش پشیمانی نه ولی آرزوی تکرار دوباره برای عمل بهتر چرا برایم پیش آمد.

شما از درون زندان هم نامه‌هایی نوشتید. به نظر شما روزنامه نگار از درون زندان هم باید روزنامه نگار بماند یا فقط این نوع حرکت‌ها ضربه پذیری روزنامه نگار را در دوران زندان بیشتر می‌کند؟

ضربه پذیری را که حتما افزایش می‌دهد. بسیاری از زندانیان به دلیل نوشتن چنین مطالبی احکام جدید گرفتند. ولی برخی اوقات زندانی فکر می‌کند، شاید نباید بیش از توان از افراد بیرون انتظار ریسک داشت و به همین دلیل دست به قلم می‌شود. مشخصا نامه‌هایی که من از داخل زندان نوشتم برای دادن روحیه به همسر و فرزندم و سایر خانواده زندانیان برای مقاومت بوده یا پاسخ‌هایی که تصور می‌کردم مسئولیت آن بر عهده من بوده است.

مثلا چه مسئولیت هایی؟

زندانی در زندان وظایف جدیدی برای خودش تعریف می‌کند، تحقیق، مطالعه، تحصیل و تدریس. ما به عنوان روزنامه نگار مسوولیتمان ثبت وقایع و گزارش آن بود. بخشی از این مسولیت ادامه‌‌ همان هدفی بود که به خاطر آن به زندان افتادیم. در بزنگاه‌هایی در زندان دیگر نمی‌توان سکوت کرد مثل قضیه حمله به بند ۳۵۰. یک جاهایی شما از مسایلی اطلاع دارید که همین مسئولیت‌هایی را متوجه‌تان می‌کند. مثلا من اقای جوانفکر را خوب می‌شناختم و بعد از اینکه ایشان دلشان به حال همسر اقای ملک‌زاده زندانی هم طیفشان سوخت و قلم به دست گرفت، من بر خود لازم دیدم که پاسخ او را بدهم.

فضای روزنامه نگاری ایران چه تفاوتی با قبل کرده است؟ چه مسائلی برای شما به عنوان مهم‌ترین معضلات جامعه روزنامه نگاری ایران هنوز وجود دارد؟

آسیب‌های رسانه‌ای در این سال‌ها کم نبوده، بی‌دقتی، بی‌صداقتی و‌گاه حتی دروغ و فریب از برخی رسانه نماهایی که از ستادهای دروغ و زر و زور ارتزاق می‌کنند، فضای مقدس رسانه‌ای را آلوده کرده که باید به پالایش آن اقدام کرد.

ممکن است کمی مصداقی تر منظورتان را توضیح دهید؟ منظورتان رسانه‌های جناح راست است یا رسانه‌های اصلاح طلب هم در این دسته بندی شما دیده می‌شوند؟

اکنون چند سالی است که برخی سایت‌های معلوم الحال شروع به تغییر محتوای فضای وب کرده‌اند. این محتوا از چند نظر متفاوت است. یکی آن است که این محتوا آلوده به دروغ و فریب است. مثل داده‌هایی که توسط برخی مقام های دولت های گذشته منتشر کردند. برخی از این محتوا از طرق ناصحیح و نامشروع تولید شده است. مثل مصاحبه‌های تحلیلی که از طریق تاکتیک‌های جنگ روانی و از طریق ستادهای امنیتی و نظامی در فضای رسانه‌ای تولید شده است. به عنوان مثال مصاحبه با افراد معین که تحلیل‌های قالبی را در موضوع تقلب، علت خیزش مردمی نسبت به این خیانت و حتی راست نشان دادن دروغ‌ها وارد فضای رسانه‌ای می‌کنند. یا مصاحبه‌هایی که در محکویت رهبران جنبش سبز و زندانیان مظلوم انجام شده است. این‌ها با هدف جناحی و در چارچوب مقابله با آنچه جنگ نرم خوانده شده به طور وسیع در این فضا منتشر شده است. این روش‌ها و داده‌ها کار را برای روزنامه نگاری حرفه‌ای و اطلاعات صحیح سخت کرده‌اند و به همین دلیل کار رسانه‌ای این روز‌ها دشوار‌تر شده است.

شما پس از آزادی از زندان از ایران خارج شده‌اید. فکر می‌کردید در ایران دیگر فضای کار نخواهید داشت؟

پاسخ من به سوال شما مثبت است. برای کاری که من برای خودم تعریف کرده‌ام، فضا هنوز مناسب نیست. در عین حال من برای دریافت جایزه آزادی مطبوعات از ایران خارج شدم، برای نشان دادن مظلومیت روزنامه نگاران ایران و برای شهادت نقض حقوق انسان در زندان. نه تنها از ظرفیت تریبون کمیته حمایت از آزادی مطبوعات استفاده کردم، بلکه در جلسات کمیته حقوق بشر از نقض مقررات حقوق انسان در کنوانسیون‌های مربوطه و فصل حقوق ملت در قانون اساسی خودمان و آیین دادرسی کیفری سخن گفتم و در رسانه‌ها از حقانیت روزنامه نگاری و...

واقعیت این است که اکنون چیزی متفاوت از سرکوب‌های سال ۸۸ نمی‌بینم، هنوز عذر خواهی بابت کودتا علیه رای مردم و شلیک به سوی آنان صورت نگرفته است. از زندانیان دلجویی نشده و رهبران درحصر آزاد نشده‌اند. در چنین فضایی که همچنان اعتراض ادامه دارد، شاید بیرون موثر‌تر باشم. شما مطمئن باشید، اگر شرایط تغییر کند، هیچ کس زندگی و کار در ایران پر جذبه و کشش را با بهشت خدا هم عوض نمی‌کند، چه رسد به کار در یک کشور دیگر با زبان و فرهنگ متفاوت.

در تبعید چگونه روزنامه نگاری خواهید کرد؟

خب من پس از ۲۳ سال روزنامه نگاری که شرایط بحرانی را تجربه کردم و چهار سال آن را در زندان گذراندم که می‌توان آن را تجربه بی‌بدیل روزنامه نگاری در زندان تعبیر کرد، اکنون در حال تجربه روزنامه نگاری در تبعید هستم، خیلی سخت است ولی دارم تلاش می‌کنم تا خیلی از فضای ایران دور نیفتم که البته بسیار سخت است. تا کنون بیشتر مصاحبه و حرف زدن بوده و استفاده از رسانه‌های دیگران برای انتقال پیامم، اما امیدوارم به زودی بتوانم به فضای رسانه‌ای کشور به عنوان یک تولید کننده بازگردم.

دیگر گفت و گوهای این مجموعه(روزگار پس از زندان) را در لینک های زیر ببینید:

روزگار پس از زندان- دو/گفت‌و‌گو با مزدک علی نظری، روزنامه نگار

روزگار پس از زندان-یک/احسان مهرابی: زندان مرا پخته تر کرد

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.