23 آذر 1393

در گفت و گو با سرپرست نشریه فرهیختگانِ گیلان مطرح شد

جای خالی روزنامه نگاران گیلانی و حضور پررنگ تبلیغات‌چی‌ها

23 آذر 1393

خبرنگاران ایران- سارا محسنی

مگر می توان تاریخ انتشار نشریه ها در ایران را خواند و یادی از «نسیم شمال» نکرد. گیلان از نخستین استان های کشور است که در آن نشریه ای با نام «نسیم شمال» منتشر شد و هم اکنون هم اگر بخواهید تعداد روزنامه ها، هفته نامه ها و دوهفته نامه های استان گیلان را شمارش کنید، به عددی بالای ۱۵۰ می رسید. ۹ روزنامه محلی و ۱۰۰ دفتر سرپرستی نشریات سراسری و ۹ خبرگزاری هم در این استان فعالند. کمیتی که در استان های کشور پیشتاز است اما آیا کیفیت هم مانند کمیت است؟

می گوید: «تعداد زیادی از جوانان روزنامه‌ نگار گیلانی که کار خود را در نشریات محلی آغاز کردند از اوایل دهه هشتاد و بعد از مدتی فعالیت در نشریات گیلان عطای کار در استان را به لقایش بخشیدند و راهی تحریریه‌های تهران شدند.»

«فرشاد نوروزپور» روزنامه نگار و سرپرست ویژه نامه فرهیختگان در استان گیلان که این روزها با تحریریه فرهیختگان، در این استان بسر می برد و در گفت و گو با خبرنگاران ایران ادامه می دهد: « شکی نیست که این موضوع تاثیر مهمی بر وضعیت کیفی نشریات محلی گذاشت و خالی شدن تحریریه از روزنامه‌نگاران راه‌ را برای تبلیغات‌چی‌ها و رپورتاژ بگیران باز کرد.»

حضور پررنگ تبلیغات چی ها و رپرتاژ بگیران موضوعی است که در نشریه های استان های دیگر کشور هم مشهود است و در سخنان نوروزپور هم بارها به آن در کنار مشکلات دیگر تاکید شده است. مشکلاتی که برخی محلی و برخی دیگر کشوری است و در نشریات سراسری هم مشاهده می شود.

متن کامل گفت و گوی «خبرنگاران ایران» با نوروز پور درباره نشریه های استان گیلان و مشکلات و مسایل پیش روی شماست:

- کمی درباره خودتان برایمان بگویید؟ آیا روزنامه نگاری را با نشریه‌های محلی شروع کردید؟

من ابتدا به صورت پراکنده، یعنی یادداشت نویسی و نه خبرنگاری در برخی نشریات محلی شهرستانی در گیلان شروع به کار کردم. سپس در مقطع کوتاهی در هفته نامه گیلان بهتر در سال‌های آخر دهه هشتاد همکاری کردم و سپس کارم را در روزنامه‌های کشوری نظیر شرق و اعتماد و چند ماهنامه و هفته نامه ادامه دادم و هم اکنون سرپرست روزنامه فرهیختگان در گیلانم.

- آقای نوروز‌پور! گفته می‌شود، گیلان در بین استان‌های کشور یکی از استان‌هایی است که بیشترین تعداد نشریات محلی را دارد. این موضوع را چطور می بینید؟

اهالی فرهنگ و مطبوعات و روزنامه‌نگاران گیلانی همیشه از بالا بودن تعداد نشریات محلی و همین‌طور تعداد زیاد روزنامه‌نگاران گیلانی که در سطح بالای روزنامه‌نگاری کشور فعالیت می‌کنند، به عنوان یک امتیاز و حسن یاد می‌کنند. البته دومی را قطعا می‌توان یک حسن و ویژگی قابل افتخار دانست اما در مورد اولی الز‌اما اینطور نیست.

-چرا؟ یعنی وجود تعداد بالای نشریات استانی امتیاز نیست؟ منظورتان این است که کمیت نشریات این استان با کیفیت آن‌ها همخوانی ندارد؟

در دوره‌ای که دولت، توسعه سیاسی را الگو قرار داده بود، افراد زیادی چه مربوط و چه غیر‌مربوط به این عرصه صرفا برای مطرح کردن خود، توانستند مجوز نشریه دریافت کنند اما دقیقا نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم کیفیت نشریات محلی در گیلان است. شاید از همین‌جا بتوانیم نتیجه ‌بگیریم که چرا تعداد زیادی از روزنامه‌ نگاران طراز اول ایرانی که از نشریات محلی در گیلان کارشان را شروع کردند، عطای کار در شهر خود را به لقایش بخشیدند و رهسپار نشریات سراسری شدند.

-به نظر شما چه تعدادی از نشریات استان گیلان کیفیت قابل قبول را دارند؟

تشریح و بررسی کامل وضعیت کیفی نشریات محلی در گیلان خارج از این فرصت است اما اگر بخواهیم نشریات گیلانی را منصفانه و همچنین با معیارهای حداقلی و مورد قبول روزنامه‌نگاری در کشور خودمان بررسی کنیم، در میان بیش از دویست نشریه با ترتیب‌ زمانی مختلف و ویژه‌ نامه‌های روزنامه‌های سراسری در این استان، شاید در خوش‌بینانه‌ ترین حالت، تعدادشان به عدد انگشت‌های یک دست هم نرسد.

-ضمن صحبت‌هایتان اشاره کردید یکی از مهم‌ترین دلایل مهاجرت روزنامه نگاران گیلانی به پایتخت و فعالیت در رسانه‌های پایتخت پایین بودن کیفیت روزنامه‌های محلی است درست می‌گویم؟

در تحریریه روزنامه‌های کشور همیشه این شوخی وجود دارد که اگر گیلانی‌ها از کار روزنامه‌ نگاری کنار بکشند، روزنامه‌های کشور تعطیل می‌شوند! این شوخی برآمده از حضور پررنگ کمی و کیفی روزنامه‌نگاران گیلانی است که در طول تاریخ روزنامه‌نگاری این کشور در سطح اول روزنامه‌نگاری کشور فعالیت کرده‌اند و می‌کنند. من نمی‌خواهم از کسی اسم ببرم اما تعداد زیادی از جوانان روزنامه‌نگار گیلانی که کار خود را در نشریات محلی آغاز کردند از اوایل دهه هشتاد و بعد از مدتی فعالیت در نشریات گیلان عطای کار در استان را به لقایش بخشیدند و راهی تحریریه‌های تهران شدند.

شکی نیست که این موضوع تاثیر مهمی بر وضعیت کیفی نشریات محلی گذاشت و خالی شدن تحریریه از روزنامه‌ نگاران راه‌ را برای تبلیغات‌چی‌ها و رپرتاژ بگیران باز کرد. البته مشکلات دیگری هم بود مثل برخورد‌های سطحی برخی فعالان و مسوولان محلی با خبرنگاران، انتظارات عمدتا مالی مدیران مسوول از خبرنگاران و محدودیت‌های خاص فضای شهرستان‌ها که همه موجب شد تا روزنامه‌ نگاران گیلانی فضای جاری مطبوعات محلی را عرصه بزرگی برای پیشرفت خود ندانند. من هنوز هم معتقدم اگر مدیران مطبوعات تدابیر لازم را بیندیشند و کمی هم خلاقیت و ریسک‌ پذیری داشته باشند اصلا اینطور نیست که کار در مطبوعات محلی حیف شود و نادیده بماند.

-به غیر از مشکلاتی که شما به آن‌ها اشاره کردید؟ رسانه‌ها در استان گیلان دیگر چه مشکلاتی دارند؟

مشکلات نشریات گیلانی را به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم می‌کنم. مهم‌ترین زیرمجموعه‌های دسته اول عواملی نظیر فقدان نیروی حرفه‌ای و روزنامه‌نگار است. تا دلتان بخواهد می‌توانید رپرتاژ بگیر در گیلان پیدا کنید اما اگر به متن‌هایی که برای رپرتاژ‌هایشان می‌نویسند نگاه کنید، در بهترین حالت شبیه یک انشای مدرسه است.

عامل درونی دوم، ناشی از نگاه صاحبان نشریات است. آن‌ها عمدتا نشریه را به عنوان یک پل و راهی برای کسب امتیاز‌ها و منافع سیاسی و اقتصادی می‌بینند و کمتر مدیرمسوول یا صاحب امتیازی در گیلان دغدغه فرهنگی دارد.

-وعوامل بیرونی کدامند؟

اما عوامل بیرونی به صورت فهرست‌وار عبارتند از فشار‌ها و اعمال محدودیت‌های گروه‌های مختلف نظیر روابط عمومی‌ها، صاحبان صنایعی که ارتباط مالی گسترده با رسانه‌ها دارند، گروه‌های قدرت، اشخاص ذی‌نفوذ و... که به دلایل مختلف بر کیفیت نشریات اثر دارند.

شرایط ضعیف مالی و اقتصادی صنایع و اصناف در گیلان که نمی‌توانند از طریق آگهی‌ها و تبلیغات، نشریات را تامین مالی کنند و همچنین هزینه‌های سنگین انجام کار حرفه‌ای و با کیفیت، اعم از چاپ و حق التحریر هم در نزول سطح کیفی مطبوعات محلی تاثیر گذارند.

- مدت کوتاهی است که ویژه نامه فرهیختگان گیلان که سرپرستی‌اش با شماست منتشر می‌شود؟ ممکن است کمی درباره این ویژه نامه توضیح دهید؟

به جرات می‌توانم ادعا کنم ویژه نامه استان گیلان روزنامه فرهیختگان، متفاوت‌ترین ضمیمه استانی روزنامه‌های کشور است. البته نمونه کارهای خوب پیش‌تر وجود داشته و هنوز هم وجود دارد اما آن‌چه فرهیختگان گیلان را متفاوت می‌کند، تولیدی بودن صددرصدی مطالب و فاصله داشتن از آفات نشریات محلی است. در واقع فرهیختگان گیلان تلاش می‌کند برخلاف تبدیل شدن به عرصه‌ای برای تعرفه و تهیه رپرتاژ از مدیران دولتی و حتی غیردولتی، نشریه‌ای مستقل باشد که مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی محلی را شناسایی و با نگاهی کار‌شناسی و توسعه محور و بهره‌گیری از کار‌شناسان بومی و کشوری به ارایه راه حل آن‌ مشکلات بپردازد. شاید آن‌چه به ما در این راه کمک می‌کند حضور همکاران و روزنامه‌نگارانی است که در گذشته و حال در سطح اول مطبوعات کشور فعالیت دارند.

-چرا فرهیختگان را متفاوت از دیگر نشریات استانتان می‌دانید؟ دلایلتان کدام است؟

فکر می‌کنم دلیل استقبال مخاطبان، حتی خارج از جغرافیای استان گیلان، از این نشریه یکی از این دلایل باشد. یک ابراز تعجب مثبت و خرسندی برخی از مدیران دولتی و غیردولتی که چندان به رویه مرسوم تهیه رپرتاژ و ارایه فاکتور نشریات دیگر علاقه ندارند. تمجید فعالان فرهنگی و مطبوعاتی از عملکرد کمتر از دو ماهه این نشریه و مهم‌تر از همه، بازنشر مطالب تولیدی این نشریه در رسانه‌های مکتوب و مجازی متعدد که نشان از علاقه مخاطبان آن‌ها به مطالب تولیدی این نشریه دارد.

-از فرهیختگان دور شویم و به رسانه های دیگر استان باز بپردازیم. مشهور‌ترین و قدیمی‌ترین نشریه‌های محلی گیلان کدامند؟

اگر با شاخص برقرار بودن نشریات بخواهیم به قدیمی‌تر‌هایی که همچنان انتشار می‌یابند اشاره کنیم، ماهنامه‌ گیله‌ وا از سال ۷۰ و ماهنامه‌دادگر از سال ۸۶ و در روزنامه‌ها نیز نقش قلم از سال ۱۳۵۸. در سال‌ها میانه و آخر دهه هفتاد روزنامه‌های آوای شمال، گیلان امروز، خزر، نسیم شروع به کار کردند و در اوایل دهه هشتاد نیز روزنامه‌های معین، پنجره نو، فضیلت و گلچین امروز متولد شدند که البته اکثر این نشریات در مرکز استان یعنی شهر رشت منتشر می‌شوند. البته ذکر نام این نشریات به معنای استاندارد بودن سطح کیفی همه آنان نیست اما به هر جهت پس از انقلاب این نشریات در گیلان فعال هستند و شهرت بیشتری دارند.

-فروش مطبوعات در استان گیلان چگونه است؟ کدام نشریه بیشترین فروش را دارد؟

متاسفانه وضعیت فروش مطبوعات به طور کلی در کشور چندان رضایت بخش نیست. دلایل متعددی برای این کاهش میزان فروش و حتی کاهش تیراژ چاپی نشریات وجود دارد که از موضوع این گفت‌وگو خارج است. گیلان هم اگرچه همواره یکی از بالا‌ترین سرانه‌های مطالعه مطبوعات در کشور را دارد اما بالاخره باید قبول کرد که چه نشریات سراسری و چه نشریات محلی، چندان نباید دلبسته فروش روی کیوسک‌ها، نظیر چند دهه گذشته باشند.

راستش اطلاع دقیقی ندارم که الان در گیلان کدام نشریات روی دکه‌ها فروش بیشتری دارند، اما به طور کلی و به استناد مشاهده و علی الظاهر می‌توان گفت مثل همیشه نشریات کثیر‌الانتشار دولتی پرفروش‌تر هستند و در کنار آن‌ها برخی نشریات که صفحه یک آن‌ها به آگهی‌های کاریابی و... اختصاص دارند هم در کیوسک‌ها خوب فروش می‌کنند.

-آقای نوروز‌پور! از قدیمی‌ها و روزنامه نگاران پیشکسوت گیلانی چه خبر؟

متاسفانه بسیاری از روزنامه نگاران نسل‌های گذشته در گیلان فوت کرده‌اند و عده‌ای هم که باقی مانده‌اند به تبع شرایط سنی از کار و فعالیت باز مانده‌اند. چهره‌های دیگری نیز هستند که همچنان فعالیت دارند و نشریاتی نظیر گیله‌ وا را منتشر می‌کنند و بعضی هم به کارهای پژوهشی روی آورده‌اند. سرنوشت بزرگان روزنامه‌نگاری گیلان متفاوت از بزرگان روزنامه‌نگاری ایران نیست. در بهترین حالت یک زندگی ساده و دغدغه‌هایی که هنوز هم وجود دارد.

-حتما روزنامه نگاران گیلانی هم مثل روزنامه نگاران در سراسر کشور مشکلات اقتصادی دارند این طور نیست؟

من همیشه گفته‌ام یک روزنامه نگار هم می‌تواند بسیار پردرآمد باشد و هم می‌تواند به سختی روزگار بگذراند. اگر کار حرفه‌ای را کنار بگذارد و مناسبات رپرتاژبگیری و دلالی مطبوعاتی را پیش بگیرد، درآمد و منافع اقتصادی و اجتماعی خوبی پیدا می‌کند اما متاسفانه اگر کار خوب و حرفه‌ای انجام دهد، حداقل تا میان مدت روزگار بر او سخت می‌گذرد.


برخی مطالب مرتبط با روزنامه نگاری محلی در شهرها و استان های کشور:

-روزنامه نگاران زنجان؛ آنها خانه نشین می شوند

-نشریات محلی کرج، نشریانی که اصلا محلی نیستند

-روایت یک روزنامه‌نگار همدانی از وضعیت مطبوعات شهرش

-در شیراز، تیتر یک را هم می فروشند

-نگاهی به روزنامه نگاری در استان قزوین؛ روزنامه نگارانی که فرار را بر قرار ترجیح می دهند

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.