18 مهر 1390

مطبوعات و غلط های رایج/ بخش نخست

غلط ننويسيم

18 مهر 1390

غلط ننویسیم، نام کتابی است از ابوالحسن نجفی که می توان آن را فرهنگ دشواری های زبان فارسی دانست. این اثر که در ردیف کتاب های درسی رشته زبان و ادبیات فارسی قرار دارد، برای هر کس که قلم در دست می گیرد و قصد دارد به زبان فارسی بنویسد، حکم کتاب همراه یا ـ به تعبیر انگلیسی ـ هندبوک را دارد.

مدتی است که متأسفانه با ورق زدن روزنامه ها با انبانی از غلط های نگارشی، دستوری و زبانی روبه رو می شویم؛ غلط هایی که گاه حتی وجود یک نمونه از آنها، خط بطلانی است بر اعتبار نویسنده و روزنامه. شاید در شرایطی که تعدد اشتباه به یکی از مهم ترین شاخصه های روزنامه های فارسی بدل شده و ظاهراً نه فقط نویسنده و خبرنگار که دبیر سرویس و سردبیر نیز حوصله خواندن مطالب روزنامه را ندارند، سخن گفتن از غلط های رایج مطبوعات، ضرب المثل آب در هاون کوبیدن را به ذهن تداعی کند. اگر چنین است، پس هر نوشته دیگری نیز در تشریح و تبیین فضای روزنامه نگاری می تواند مصداق آن ضرب المثل باشد. از همین رو، بی اعتنا به داشتن یا نداشتن تأثیر، خواهیم کوشید نمونه هایی از غلط های رایج در مطبوعات را بر اساس کتاب غلط ننویسیم، گردآورده، در اختیار علاقه مندان بگذاریم. در این یادداشت ها غلط های رایج، از کتاب غلط ننویسیم گرفته شده، اما در شرح مربوط به آنها اصل تلخیص مراعات شده و مثال های دیگری هم برای هر مورد آورده شده است.

البته پیش از ذکر نمونه ها به این نکته اشاره کنم که صدا و سیما را می توان اصلی ترین سرمنشاء افزايش غلط های رایج در زبان فارسی دانست. متن هایی که در برنامه های رادیو و تلویزیون خوانده می شود و گفتار مجریان برنامه ها و گزارشگران، معمولاً دارای اشتباه هایی است که به مدد رسانه های دیداری و شنیداری به سرعت در جامعه گسترش می یابد و ـ به دلیل کمبود مطالعه در ميان فعالان رسانه های نوشتاری ـ سر از نشریه ها درمی آورد. رسانه های دیداری و شنیداری چنان بر ذهن ها سیطره یافته اند که مدام در روزنامه ها به لحن های مربوط به رادیو و تلویزیون برمی خوریم. روزی در نشریه ای با چنین سطری مواجه شدم: «گفت و گویی که به سمع و نظرتان می رسد...» طبیعی است فقط گزارش های تلویزیونی به سمع و نظر مخاطب می رسد. در این نمونه، خبرنگار روزنامه که تماشای تلویزیون را به مطالعه کتاب ترجیح می داده و تلویزیون را مرجع زبانی خود قرار داده بوده، توانسته با موفقیت، لحنی تلویزیونی را به دنیای روزنامه نگاری انتقال بدهد.

..............................

آبدیده/ آبداده: «آبدیده» به معنای «تر شدن در آب» و توسّعا به معنای «تباه و فاسد شدن» است: کالای آبدیده، کاغذهای آبدیده، برنج آبدیده. کالای آبدیده کالایی است که تحت تأثیر آب، کیفیت اولیه خود را از دست داده است. اما «آبداده» صفتی است که در وصف آهن به کار می رود و آن هنگامی است که این فلز را تفته کنند و در آب فروبرند تا مقاوم شود. تعبیر درست، فولاد آبداده است یا شمشیر آبداده. تعبیری چون شمشیر آبدیده که بسیار در رسانه ها به کار می رود، در ردیف غلط های رایج قرار دارد.

آتش گشودن: این ترکیب جعلی که محصول ترجمه لفظ به لفظ از زبان های فرانسوی و انگلیسی است، به صورت مدام در رادیو و تلویزیون به کار می رود و در همه روزنامه ها هم دیده می شود. «نیروهای قذافی به سوی مردم آتش گشودند.» اما هیچ نیازی به ساختن چنین ترکیبی نبوده است، زیرا برای بیان این معنی اصطلاح های مناسبی در فارسی وجود دارد، مانند: به آتش بستن، تیراندازی کردن، شلیک کردن.

آج/ عاج: «آج»: کلمه ای است فارسی به معنی برجستگی های منظم بر سطح یک شئی مانند سوهان یا تایر. «عاج»: کلمه ای است عربی که به دندان های فیل یا بعضی دیگر از جانوران اشاره دارد. لاستیک آجدار، اصطلاح درستی است و هرگز نباید از تعبیر لاستیک عاجدار استفاده کرد.

آزمایشات: واژه آزمایش فارسی است و جمع بستن آن با «ات» عربی، خلاف قاعده است.

آزوقه/ آذوقه: اصل این کلمه ترکی است و املای آن در فرهنگ ها به هر دو صورت آمده است. صورت دوم به دلیل استعمال آن در دو قرن اخیر، غلط نیست، اما صحیح تر آن است که به صورت آزوقه نوشته شود.

آگاه از/ آگاه به: در فارسی امروز گرایشی هست به اینکه میان «آگاهی از» و «آگاهی به» فرق گذاشته شود. اولی را به معنای اطلاع ساده به کار می برند و دومی را در مفهوم عمیق تر از اطلاع و تقریبا مترادف شعور و معرفت جامع. «از این مطلب آگاهی دارد» یعنی «از این مطلب خبر دارد»، اما «به این مطلب آگاهی دارد» یعنی «به این مطلب علم و وقوف کامل دارد.»

آنچه/ آنچه که: پس از «آنچه» نیازی به استعمال «که» نیست و در متون معتبر فارسی نیز «که» همراه «آنچه» به کار نرفته است. در قدیم حتی از استعمال «را» پس از آنچه پرهیز داشتند. البته در بعضی موارد، به حکم معنای عبارت و منطق کلام، نیاز به استعمال «را» هست. به هر حال کاربرد «که» بعد از آنچه، خواه به صورت «آنچه که» و خواه به صورت «آنچه را که»، نادرست است.

آینده: واژه آینده یا مرادف آن «آتی» را نمی توان در وصف واقعه ای که در گذشته روی داده است به کار برد. مثلاً این عبارت: «نمایندگان جلسه ای تشکیل دادند و درباره نخست وزیر آینده ایران به توافق رسیدند» به شرطی صحیح است که در زمان گفتن یا نوشتن آن، هنوز کسی به مقام نخست وزیری منصوب نشده باشد. ولی اگر انتصاب او مربوط به زمانی مقدم بر زمان ادای جمله باشد، دیگر استعمال صفت آینده درست نیست و به جای آن باید «بعد» یا «بعدی» نوشت. «روز 18 آبان 1322، نمایندگان جلسه ای تشکیل دادند و درباره نخست وزیر بعدی ایران به توافق رسیدند.» استعمال واژه آینده در این مورد، برآمده از ترجمه غلط از زبان های فرانسه و انگلیسی است.

اثاث، اساس، اثاثیه: اثاث و اساس را نباید با هم اشتباه گرفت. اثاث به معنای لوازم خانه است. اثاثیه در زبان عربی وجود ندارد. در فارسی فصیح بهتر است به جای اثاثیه، اثاث به کار برود.

اثرات: امروزه در زبان نوشتار، گاهی اثرات را به عنوان جمع اثر به کار می برند. این کاربرد نادرست است، زیرا طبق قواعد صرف عربی، مصدرهایی را که سه حرف یا کمتر دارند، نمی توان به «ات» جمع بست.

اَحجام: این کلمه در عربی نیامده است. در کتاب های هندسه و فیزیک، گاهی آن را به عنوان جمع حجم به کار می برند. این کاربرد غلط است و باید به جای آن نوشت: حجم ها.

اراذل/ ارازل: در بسیاری از نوشته های اینترنتی و حتی در روزنامه های به چشم می خورد که اراذل را با املای نادرست و به صورت ارازل نوشته اند.

استاد/ استاتید: استاد واژه فارسی است و از فارسی به عربی رفته است. در عربی استاد را استاذ گفته و به صورت اساتیذ جمع می بندند. در فارسی بهتر است آن را به «ان» جمع ببندیم و بگوییم: استادان، نه اساتید.

استعفا: به معنای درخواست کناره گرفتن از کار است. این کلمه باید با فعل کردن به کار برود، نه با فعل دادن.

استفاده: این کلمه نیز با فعل کردن به کار می رود، نه با فعل بردن. اما فعل بردن را در همراهی با «فایده»، «سود» و «بهره» می توان استفاده کرد.

استکبار: یعنی «حالت یا رفتار متکبران و زورگویان و ظالمان». این کلمه، به اصطلاح اسم معنی است، نه اسم ذات. در سال های اخیر، به تقلید از زبان های اروپایی، رسم شده اسم معنی را به عنوان جمع گروهه به کار ببرند. مثلا به جای «مرتجعان» می گویند «ارتجاع» و به جای «روحانیان» می گویند «روحانیت» و با جای «اشراف» می گویند «اشرافیت». همچنین استکبار را به جای مستکبران به کار می برند و به جای «مستکبران جهان» می گویند «استکبار جهانی». اینها همگی غلط است.

استمداد: این کلمه را باید با فعل کردن به کار برد، نه با فعل طلبیدن. زیرا استمداد به معنای مدد طلبیدن است و بنابراین استمداد طلبیدن حشو قبیح است.

اسلحه: این کلمه جمع است و مفرد آن سلاح است. در فارسی، در دوره متاخر، این کلمه را مانند بسیاری دیگر از جمع های مکسر عربی، مفرد یا اسم جمع تلقی کرده و گاهی آن را به «ها» جمع بسته اند. چون اسلحه ها امروزه کم و بیش در تداول به کار می رود، نمی توان آن را مردود دانست. با این همه بهتر است که به جای آن «سلاح ها» گفته شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.