8 آذر 1393

بررسی طنز اجتماعی در روزنامه‌ها

طنزپردازانی که آموزش ندیده‌اند

8 آذر 1393

خبرنگاران ایران- بابک موحدی:

طنز اجتماعی چیست و چه جایگاهی در مطبوعات ایران دارد؟ چند درصد از مطالب طنز مطبوعات ایران، با نگاهی اجتماعی نگارش می‌شوند؟ و چند درصد از طنزپردازان با نگاهی اجتماعی طنازی می‌کنند؟ طنزپردازان ما چه کسانی هستند و آیا آموزش لازم را برای تولید طنزهای اجتماعی دیده‌اند؟ مخاطبان چقدر از طنز اجتماعی استقبال می‌کنند؟ در جلسه تخصصی «طنز اجتماعی در روزنامه» که در انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد؛ به هیچ یک از این سوالات پاسخ داده نشد.

در این جلسه تخصصی که انتظار می‌رود با آمار، ارقام و بر اساس پژوهش «طنز اجتماعی در مطبوعات ایران» بررسی شود؛ نکاتی از جمله اینکه طنز چیست و چه فرقی با هزل و هجو دارد؟ و یا عقایدی کاملا شخصی درباره جایگاه طنز اجتماعی مواجه می‌شوی.

نشریه گل آقا طنز را به هزل تبدیل می‌کرد

دکتر علیرضا قبادی پاشا، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی طنز اجتماعی در مطبوعات ایران را بیشتر شبیه هزل می‌داند تا طنز: «حتی نشریه گل آقا طنز را به هزل تبدیل می‌کرد و این کار مفیدی در طنز‌پردازی فرهنگی نیست.»

این استاد دانشگاه با نگاهی مردم‌شناسانه طنز را بررسی کرده است. او با ارائه مطالبی فهرست گونه در قالب پاورپوینت، به قول خودش، طنز را تراشی مردم‌شناسانه می‌دهد.

او ابتدا طنز را تعریف می‌کند: «شیوه‌ای موثر و گیرا در بیان عقاید و مباحث. طنز می‌خنداند و به فکر وادار می‌کند.»

به گفته او طنز در یادگیری فرهنگ و آموزش فرهنگ دخیل است: «از نظر مردم‌شناسی، طنز نوعی کاتالیزور است که جایگاهش در سیستم آموزش و پرورش اهمیتی به سزا دارد. با شعر و ادبیات و طنز می‌توان مفاهیمی در فرهنگ آموزش داد و نهادینه کرد. طنزی موفق است که مخاطب را به فکر وادارد و نه بخنداند.»

او در بخشی از سخنانش تفاوت طنز با هزل و هجو را می‌گوید اینکه طنز حکیمانه طعنه می‌زند ولی هزل رندانه.

نکات مهم طنز از نظر این استاد دانشگاه مردمی بودن، فرهنگی و افق فکری سازنده و گوینده است و در ‌‌نهایت می‌گوید: «طنز در جامعه‌ای شکل می‌گیرد که متد نقد و بررسی شکل بگیرد.»

این استاد دانشگاه جز ارائه تعریف مفاهیم طنز، هزل، هجو و... بر این نکته تاکید داشت که فهم طنز و ایجاد مخاطبی که طنز را می‌فهمد در گرو آموزش آن هم از پایه‌های ابتدایی در مدارس است.

آموزش شهروندی در گرو طنز اجتماعی

نیره توکلی، جامعه‌شناس در ادامه از «طنز اجتماعی و شهروندی» سخن می‌گوید: «طنز بهترین وسیلهٔ آشنایی زدایی ازواقعیت هاست و طنز نویس واقعیت‌ها را عریان‌تر نشان می‌دهد و مخاطب متوجه می‌شود که با واقعیت موجود تفاوت دارد.»

به گفته او طنز نویسی کاری بسیار جدی است که در ارتقای بخش فرهنگ مدنی می‌تواند تاثیرگذار باشد: «یکی از وظایف طنز در جامعه مدنی این است که مسئولیت‌های شهروندان را به آن‌ها یادآوری می‌کند. نکته‌ای که تا کنون چندان به آن توجه نشده چرا که طنز در مطبوعات ایران از زمان توفیق تا چلنگر و آهنگر رنگ سیاسی داشته است.»

او در ادامه دو طنزی را که خود برای روزنامه شهروند در حوزه مسئولیت‌های مدنی نوشته بود در این جلسه خواند.

طنز نویس اجتماعی در مطبوعات نداریم

حمید جعفری، روزنامه نگار یکی از سخنرانانی است که با عنوان «آسیب‌شناسی طنز در مطبوعات» در این جلسه حضور دارد. او می‌گوید: «از میان طنزهای مطبوعاتی دهه هشتاد نتوانستم نمونه فاخری پیدا کنم تا برایتان بخوانم. دوره طلایی طنز در ایران دهه هفتاد بوده است. در آن دوره به دلیل وجود آزادی نسبی در اطلاع رسانی و نیز شرایط سیاسی، طنز دوره طلایی خود را داشت. طنزنویسانی همچون ابراهیم نبوی توانستند در آن دوره شناخته شوند و حتی چهره‌ها را باطنز بشناسانند. مثلا چهره شدن حسنی امام جمعه ارومیه ناشی از طنز نبوی بود.»

او ادامه می‌دهد: «ما طنز اجتماعی و طنز مطبوعات نداریم و به ویژه در حوزه اجتماعی طنز تعریف خود را از دست داده است.»

به گفته این روزنامه نگار رسانه‌های ایران در حال حاضر درگیر گزارش‌های خوب هستند و به مخاطب سنجی در طنز توجهی ندارند.

او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که پرورش نیروهایی که در حوزه طنز کار کنند و بخواهند از مردم بگویند نداشتیم و نداریم.

او از ضعف طنز نویسان مطبوعات ایران می‌گوید: «طنز نویسان ما فاکتور افسونگری ندارند و نمی‌توانند مخاطب را در موقعیتی قرار دهند که مخاطب را هم بخنداند و هم به تفکر وادارد. طنز مطبوعاتی ما وارد فضای اروتیک نویسی شده است.»

یکی از ایراداتی که حمید جعفری به طنزنویس‌ها می‌گیرد فقدان حضورشان در تحریریه است: «معمولا طنز نویس‌ها مطالب خود را ایمیل می‌کنند مسئول صفحه می‌خواند و تغییرش نمی‌دهد اما قبل از انتشار توسط سردبیران ممیزی می‌شود.»

طنزپردازنی که آموزش ندیده‌اند

قبادی پاشا می‌گوید: «تاکنون روی آموزش طنز نویسی کار نشده است. طنز نویس در مطبوعات باید طریقه شکار و داوری را بلد باشد. طنز مطبوعات باید نگاهی جامعه‌شناسانه و ادیبانه داشته باشد تا طنز تولید شود. در حال حاضر طنز نویسان مطبوعات جوانانی هستند که طنز‌پرداز نیستند. طنز‌پرداز باید تولید کننده باشد و ما در شکار موضوعات طنز ضعیف هستیم. از جهتی آزادی لازم را نیز برای طنز‌پردازی نداریم. کدام یک از شخصیت‌ها حاضرند خود را سوژه طنز قرار دهند؟»

دکتر محمد یکی از حاضران در جلسه در بخش پرسش و پاسخ می‌گوید: «طنز نویس‌های ما مشاهده گر خوبی نیستند و خوب نمی‌بینند.»

اعظم راودراد، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز که در این جلسه حضور دارد می‌گوید: «آقای جعفری گفتند که در دهه هفتاد طنز اجتماعی داشتیم و در دهه هشتاد و نود نداریم. چرا چنین شده است؟ ساختار اجتماعی که‌‌ همان ساختار است. چه تفاوتی بین این دهه‌ها وجود دارد؟»

او در ادامه از طنز‌های وایبری می‌گوید: «طنزهای وایبری قابل دسته بندی است. برخی از این طنز‌ها اروتیک و یا قوم مدارانه هستند اما برخی از طنزهای وایبری جنبه اجتماعی دارند. این دسته از طنز‌ها چه ویژگی‌ای دارند که در همین دههٔ نود آدم را می‌خندانند؟»

در پاسخ این نظر، قبادی می‌گوید: «تولید طنز در جامعه ما سینوسی است. کم و زیاد می‌شود و این به باز و یا بسته بودن جامعه ربط دارد اما نابود نمی‌شود. نمی‌توان طنز را از مردم گرفت. این جامعه‌‌ همان جامعه است همانی که امسال به روحانی رای دادند و پنج سال قبل خس و خاشاک بودند. موقعیت تغییر کرده است و در چنین شرایطی مردم کمی آرام گرفته‌اند و کمی طنز هم به سکون رفته است.»

این استاد دانشگاه همچنین از فهم پایین طنز مردم سخن می‌گوید: «مردم ما به فهمیدن عادت ندارند بلکه به فهماندن عادت دارند و در حال حاضر وایبر همه چیز را راحت در اختیارشان گذاشته است. در حالی که به اعتقاد من طنز به آموزش و پرورش نیاز دارد.»

راودراد در واکنش به این پاسخ می‌گوید: «مخاطب در وایبر نقش فعال دارد و می‌داند در موقعیت‌ها چه واکنشی نشان دهد و سواد رسانه ای‌اش را به رخ می‌کشد. اما وقتی فضای رسانه‌های ما همواره یک سویه با مخاطب ارتباط می‌گیرد و مخاطب هم چشم و بله می‌گوید در این شرایط سواد رسانه‌ای پیدا نمی‌کند تا بتواند قوه تخیل و تعقلش را به کار گیرد.»

نیره توکلی هم می‌گوید: «در فضای مجازی همه نوع طنزی داریم ولی طنزهای سیاسی بسیار قوی هستند. از جمله لطیفه‌هایی که در زمان پیروزی روحانی در فضای مجازی پخش شد و می‌توان در شرایط مختلف فهمید که افکار عمومی به چه فکر می‌کنند.»

جلسه بررسی تخصصی طنز اجتماعی در مطبوعات در حالی به پایان می‌رسد که سوال‌های بسیاری در این حوزه بی‌پاسخ مانده است و مجموع سخنرانی‌ها باز هم پاسخ این سوال‌ها را نمی‌دهد که طنز اجتماعی چیست و چه جایگاهی در مطبوعات ایران دارد؟ چند درصد از مطالب طنز مطبوعات ایران، با نگاهی اجتماعی نگارش می‌شوند؟ و چند درصد از طنزپردازان با نگاهی اجتماعی طنازی می‌کنند؟ طنزپردازان ما چه کسانی هستند و آیا آموزش لازم را برای تولید طنزهای اجتماعی دیده‌اند؟ مخاطبان چقدر از طنز اجتماعی استقبال می‌کنند؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.