9 آذر 1393

روزنامه‌نگاری یادداشت بگیر

کی و کجا پای «یادداشت‌ شفاهی» به روزنامه های ایران باز شد

9 آذر 1393

خبرنگاران ایران- مهرک رحیمیان

تا همین یکی دو دهه پیش، اگر روزنامه‌ای را ورق می‌زدید، از صفحات گاه و بیگاه پُریادداشت امروزی خبری نبود. یک گزارش یا مصاحبه، مطلب اصلی بود و خبرها دورتادور صفحه می‌نشست. به علاوه بعضی تحلیل‌ها و مقالات معمولا در یکی از ستون‌های کناری صفحات جای می‌گرفت. اما چند سالی است، پای پدیده‌ای تازه به روزنامه‌های ایران باز شده که گرچه شکل ارائه‌اش تقریبا شبیه همان تحلیل‌ها و یادداشت‌های سابق است، اما برای تولید آن فرایند متفاوتی طی می‌شود و روزنامه‌نگاران آن را به اسم «یادداشت شفاهی» می‌شناسند.

مخصوصا اگر اتفاق مهم رخ داده باشد؛ از درگذشت «مرتضی پاشایی»، «سیمین بهبهانی» و «نلسون ماندلا» گرفته تا انتخابات ریاست‌جمهوری و اسکار «اصغر فرهادی» این پدیده تازه کاربرد بیشتری نیز پیدا می‌کند. اما یادداشت شفاهی چیست؟ از کی،کجا و چگونه به مطبوعات راه پیدا کرد و چه تاثیری در روزنامه‌نگاری امروز ایران داشته و خواهد داشت؟

یادداشت شفاهی به طور خلاصه یعنی وقتی خبرنگار، با یک کارشناس، چهره یا متخصص (سیاسی، فرهنگی، هنری و...) تماس گرفته و نظر یا عقیده‌ او را درباره یک رویداد خاص جویا می‌شود. سپس، آن گفته‌ها از قول گوینده تنظیم و در نهایت پس از انتخاب یک تیتر، مطلب همراه عکس آن فرد در صفحه می‌نشیند. به این ترتیب در عرض دست‌کم یک ساعت، یک یادداشت و تحلیل مطبوعاتی آماده شده است.

اگرچه خروجی این شیوه همچون بقیه تحلیل‌هایی است که در مطبوعات منتشر می‌شود، اما معمولا تشخیص یادداشت‌های شفاهی از بقیه یادداشت‌ها چندان مشکل نیست؛ کوتاه بودن متن یادداشت که به ۲۰۰ یا ۳۰۰ کلمه نیز می‌رسد، استفاده از زبانی نزدیک به گفتار شفاهی و گاهی خالی بودن متن از هرگونه تحلیل و تفسیر، می‌تواند به شما بگوید که این نظر و تحلیل یک یادداشت شفاهی است، نه ابراز عقیده‌ای به قلم خود نویسنده.

یادداشت شفاهی، از کی و کجا؟

چند سالی است که «یادداشت شفاهی» تبدیل به شیوه‌ای معمول در مطبوعات ایران شده است. اما از کی و کجا پای این پدیده تازه که تحلیل‌ها و نظرات کارشناسان را با سرعت روی کاغذ می‌آورد، به مطبوعات ایران باز شد؟ آیا این شیوه‌ای است که روزنامه‌های ایرانی همچون بسیاری عناصر دیگر، از جریان اصلی روزنامه‌نگاری جهان وام گرفته‌اند، یا شیوه‌ای است بومی و ایرانی؟

پاسخ این سوال، مخصوصا اگر در یک جمع روزنامه‌نگار باشید که از اجبار روزانه‌شان در گرفتن یادداشت شفاهی گله دارند، یکی است؛ «روزنامه‌های قوچانی»! منظور نشریاتی است که از اواخر دهه ۷۰ به بعد، به سردبیری «محمد قوچانی» منتشر می‌شدند. نشریاتی که در بهار مطبوعات ایران و در سال‌های پس از انتخاب «محمد خاتمی» در کنار دیگر مطبوعات پرمخاطب روی کیوسک می‌آمدند. اما با تورق این نشریه‌ها ـ به‌عنوان مثال همشهری جهان و روزنامه شرق در سال‌های اولیه انتشار ـ از یادداشت‌های شفاهی خبری نیست؛ همان‌طور که در مطبوعات پیش از خرداد ۷۶ هم نمی‌توان از اینگونه یادداشت‌ها سراغ گرفت. آیا می‌توان چند نشریه خاص یا اصولا نشریات پرتیراژی را که از اواخر دهه ۷۰ تا نیمه ۸۰ منتشر می‌شدند، مسئول بروز پدیده یادداشت شفاهی دانست؟

«مهدی سمتی» استاد رشته ارتباطات و مطالعات فرهنگی دانشگاه ایلینوی شمالی در آمریکا در گفت و گو با خبرنگاران ایران، معتقد است که در روزنامه‌نگاری آمریکایی چیزی به نام یادداشت شفاهی و شیوه‌ای این‌چنینی برای تهیه و انتشار عقاید و نظرات مختلف وجود ندارد: «ظهور پدیده‌ای به نام یادداشت شفاهی حاصل یک یا دو اتفاق نیست، محصول یک ساختار است. محصول تحولاتی است که در سال‌های اخیر در فرهنگ رسانه‌ای ایران رخ داده که خود متاثر از عوامل سیاسی، اجتماعی و حرفه‌ای (تخصصی روزنامه‌نگاری) بوده است. به‌همین دلیل هم این پدیده احتمالا در هیچ جای دیگری غیر از ایران نمی توانست شکل بگیرد و پابرجا بماند؛ چون چنین ساختاری فقط در ایران مهیا شده بود.»

تغییرات سیاسی، اجتماعی و تکنولوژیک و راه آسان گفت وگو

تغییرات سیاسی و اجتماعی و همین‌طور پیشرفت‌های تکنولوژیک در دو دهه اخیر، فضای روزنامه‌نگاری ایران را نیز همچون بسیاری از حوزه‌های حرفه‌ای ـ شغلی دیگر تحت تاثیر قرار داده است. سمتی یکی از این عوامل را پیشرفت‌های فنی می‌داند که در فضاهای مرتبط با روزنامه‌نگاری ایران در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ رخ داد و رقیبی جدید را برای مطبوعات چاپی وارد میدان کرد: «در روزنامه‌های آمریکایی، انواع تحلیل‌ها و تفسیرها تقریبا از دهه ۱۹۲۰ در مطبوعات زیاد شد. یعنی زمانی که روزنامه ها برای مقابله با رسانه جدید رادیو و بعدتر تلویزیون خود را مجهز به ابزار تازه‌ای به نام تحلیل کردند تا بتوانند مخاطبانشان را با چیزی بیشتر از fact (واقعیت یا اتفاق) حفظ کنند.»

او معتقد است، ظهور یادداشت در روزنامه نگاری ایرانی به خصوص در یکی دو دهه اخیر هم می تواند دلیل مشابهی داشته باشد: «با ظهور و همه گیری اینترنت و افزایش تعداد خبرگزاری‌ها، خبرها به سرعت در دسترس قرار گرفتند و روزنامه‌ها باید، جذابیت خود را برای مخاطب با ارائه تحلیل‌هایی متنوع و از متخصصان مختلف بالاتر می‌بردند.»

البته در این دوره، روزنامه ها فقط با اینترنت، خبرگزاری‌های و وبلاگها در رقابت نبودند، بلکه با افزایش تعداد روزنامه‌ها پس از خرداد ۷۶، یک روزنامه رقابتی تنگاتنگ هم با مطبوعات دیگر داشت.

به اعتقاد این استاد رشته ارتباطات، رقابت‌ یک روزنامه با روزنامه‌های رقیب فشار بر روزنامه‌نگاران را برای تولید بیشتر و با محتوایی متفاوت از رسانه‌های رقیب بیشتر می‌کرد: «اگرچه احتمالا تغییرات پس از انتخابات سال ۷۶، زمینه‌های خبری بیشتری برای تولید روزنامه نگاران فراهم می کرد، با این حال این زمینه ها برای تمام روزنامه ها تقریبا یکسان بود. پس شما برای آنکه در رقابت موفق‌تر باشید، به تحلیل‌های بیشتر، بهتر و البته از کارشناسان شناخته‌ شده‌تر نیاز دارید. مهم‌تر اینکه در چنین رقابتی عنصر سرعت هم بسیار مهم است؛ یعنی شما باید نظر یا تحلیل اختصاصی یک کارشناس را زودتر از رقبا داشته باشید. در چنین شرایطی فرم شفاهی و تلفنی تحلیل‌ها که شما اسم یادداشت شفاهی را رویش می‌گذارید، بسیار راهگشاست.»

رویدادهای سیاسی پس از خرداد ۷۶، تغییراتی اجتماعی را موجب شد که بازتاب آن در مطبوعات هم قابل مشاهده بود؛ افزایش اقبال عمومی به مطبوعات. فضای نسبتا باز برای بیان افکار و عقاید متفاوت که پس از انتخاب «محمد خاتمی» رخ داده بود، میل بخش زیادی از مردم را به آگاهی و دانستن بالاتر برد و در نتیجه توجه مردم به رسانه‌های آزادتر بیشتر شده بود.

بنابراین نه فقط تعداد روزنامه‌ها که تیراژ آنها هم بالاتر رفت. «آرش راهبر» روزنامه‌نگاری که آغاز تجربه‌ روزنامه‌نگاری‌اش به اوایل دهه ۷۰ برمی‌‌گردد، در این زمینه به خبرنگاران ایران می‌گوید: «از حدود سال‌های ۷۷ تا ۸۴ مطبوعات در ایران بسیار قدرتمند شدند و من فکر می‌کنم، یادداشت شفاهی هم محصول همین دوره اوج و بلوغ مطبوعات است. در این دوره نه فقط سردبیران روزنامه‌ها می‌خواستند که صداهای مختلف و چهره‌های تازه را در رسانه‌های‌شان داشته باشند که بسیاری از کارشناسان و متخصصان هم می‌خواستند در این روزنامه‌های پرتیراژ دیده شوند. طوری که حتی در آن دوره، بسیاری از کارشناسان، خود تحلیل‌‌ها و نظرات‌شان را درباره موضوعات روز به دفتر روزنامه می‌فرستادند.»

راهبر یک پیشرفت تکنیکی را هم در ظهور یادداشت شفاهی موثر می‌داند؛ تکنولوژی موبایل.‌ عاملی که نه‌ تنها سرعت کار روزنامه‌ نگاران را بالا برد که حریم شخصی متخصصان را هم بیشتر کرد: «تا قبل از دهه ۸۰ یادداشت‌های پرتعداد امروزی و مخصوصا به شکل شفاهی در روزنامه‌ها معمول نبود. جای این یادداشت‌ها بیشتر هم در هفته‌نامه‌ها، ماهنامه‌ها و نشریات تخصصی بود که محدودیت سرعت کار در روزنامه را نداشتند. اگر تحلیل و تفسیری بود، از قبل به صورت مکتوب یا فکس به دفتر روزنامه می‌رسید. اصولا در آن دوره، پیدا کردن کارشناسان به این راحتی هم نبود. شما برای تماس با منابع خبری و کارشناسان دو راه بیشتر نداشتید؛ در نبود اینترنت و موبایل یا باید به در خانه آن فرد می‌رفتید یا به تلفن خانه‌اش زنگ می‌زدید، تازه اگر آن افراد در خانه تلفن می‌داشتند.»

او ادامه می‌دهد: «اما وقتی کم‌کم همه صاحب موبایل شدند. نه‌ تنها کار برای خبرنگارها راحت‌تر شد که منابع خبری و کارشناسان هم در هرجایی در دسترس بودند. ضمن آنکه آنها به‌راحتی می‌توانستند برای هر مدتی که بخواهند با خبرنگار حرف بزنند، بدون آنکه تلفنِ خانه که وسیله‌ای مشترک میان تمام اعضای خانواده است، برای مدت طولانی اشغال شود.»

رویه‌های روزنامه‌نگاری و ماندگاری یادداشت شفاهی

افزایش تعداد روزنامه‌ها در سایه تغییرات سیاسی، رقابت روزنامه‌ها برای انعکاس نظرات جدید و متفاوت، مهم‌تر شدن عنصر سرعت در رقابت میان مطبوعات رقیب و همه‌گیری تکنولوژی‌های اینترنت و موبایل شاید از مهم‌ترین عواملی بود که زمینه را برای ظهور شیوه یادداشت شفاهی فراهم کرد. به‌دلایل مختلف، برخی از این زمینه‌ها به مرور زمان کمرنگ‌تر شد، اما یادداشت شفاهی همچنان در روزنامه‌نگاری ایران پابرجا ماند.

سمتی معتقد است علت اصلی ماندگاری شیوه یادداشت شفاهی را باید در «فرایندهای حرفه‌ای» روزنامه‌نگاری جست‌وجو کرد: «در کار روزنامه‌نگاری هم مثل هر حرفه دیگری، هنجارهای حرفه‌ای به مرور زمان ساخته و روتین می‌شوند. طی چند سال دلایلی موجب ظهور این پدیده شده بود، اما حتی با از بین رفتن بخشی از آن زمینه‌ها، یادداشت شفاهی توسط روزنامه‌ها مورد استفاده ماند. چون شیوه‌هایی که روزنامه‌نگاران طی چند سال آن را یاد گرفته و به دلایل مختلف برای‌شان کم هزینه‌تر است، ‌کم‌کم به بخشی از هنجارهای حرفه‌ای‌شان تبدیل می‌شود.»

یکی از زمینه‌های ظهور پدیده یادداشت شفاهی، تنوع، تیراژ بالا و محبوبیت روزنامه‌ها بود که البته بعدتر رو به کاهش گذاشت.

آرش راهبر در این زمینه می‌گوید: «به دلایل مختلفی تقریبا از اواسط دهه ۸۰ ، تنوع و تيراژ روزنامه‌ها پایین آمد. یک نتیجه این اتفاق، آن بود که منابع مالی روزنامه‌ها کمتر شد. یعنی متخصصانی که تا پیش از این می‌توانستند با داشتن ستون ثابتی در روزنامه، حق‌التحریر ثابتی دریافت کنند، دیگر چنین امکانی نداشتند. علاوه بر این، حقوق خبرنگاران هم به نسبت افزایش چندانی پیدا نکرد. پس خیلی مواقع برای بسیاری خبرنگارها راحت‌تر و به‌صرفه‌تر بود که به جای خارج شدن از تحریریه و پیگیری سوژههای مختلف برای مصاحبه و گزارش، پشت میز بنشینند و نظرات کارشناسان را تلفنی یادداشت کنند. علاوه براینها برای گرفتن یادداشت شفاهی لازم نیست شما یک خبرنگار حرفه‌ای باشید، یک کارآموز هم می‌تواند چنین کاری انجام دهد.»

مهدی سمتی معتقد است، علاوه بر این دلایل حرفه‌ای که باعث ثبات یادداشت شفاهی در روزنامه‌نگاری ایران شد، می‌توان ظهور و ماندگاری این پدیده را در مقیاسی بزرگ‌تر هم دید: «فرهنگ شفاهی در ایران هنوز بسیار قوی و پرکاربرد است. شما در ایران، حتی به عنوان متخصص یک حوزه خاص، می‌توانید درباره هر موضوع دیگری بسیار باز و غیرمستقیم و به قول معروف از هر دری حرف بزنید. شما با حول و حوش موضوع ها صحبت کردن، به شنونده نوعی وکالت میدهید؛ به این ترتیب هم دست او را در تفسیر باز می‌گذارید و هم مسئولیت را از گردن خود باز می‌کنید. یعنی می‌توانید بعدا بگویید من چنین منظوری نداشتم، در حالی که در یادداشت مکتوب چنین ادعایی نمی‌توانید بکنید.»

این استاد رشته مطالعات فرهنگی ادامه می‌دهد: «این دوپهلو و غیرمستقیم حرف زدن، نه فقط در فرهنگ سیاسی ایران که در بین سیاستمداران دنیا امری عادی است. اما تفاوت ایران آن است که چنین شیوه‌‌اي در اظهارنظرهای علمی و آکادمیک ایران هم وجود دارد. بخش زیادی از فرایند تولید و انتقال دانش و اطلاعات در ایران ـ و از جمله مطبوعات ـ هنوز درگیر زبان شفاهی است. انتقال دانش، در بسیاری حوزه‌ها، بیشتر از آنکه از طریق فرمهای علمی مثل کتاب، مقاله علمی یا زبان مکتوب صورت بگیرد، از طریق روایت‌ها، نقل قول‌ها یا اظهارنظرهای کلی جریان پیدا می‌کند. در حالیکه مثلا در فرهنگ آمریکایی که شما باید صاف و مستقیم حرف بزنید، مجال این نوع حرف زدن نیست.»

به این ترتیب یادداشت شفاهی در مطبوعات ایران، تبدیل به شیوه‌ای پایدار شده است. شیوه‌ای که نه‌ تنها بسیار سریع نظرات و تحلیل‌ها را روانه صفحات روزنامه‌ها می‌کند که به دلایل مختلف برای مدیران روزنامه‌ها، خود خبرنگاران و کارشناسان کم‌هزینه‌تر است.

تاثیرات یادداشت شفاهی

در نگاه کلی یادداشت شفاهی، با دیگر قالب‌های ابراز نظر در نشریات مکتوب تفاوتی ندارد. پس این موضوع که یادداشت به قلم خود نویسنده، تهیه شده باشد یا یک خبرنگار به صورت تلفنی آن را تنظیم کرده باشد، نباید تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد کند. اما واقعیت آن است که فراگیری این شیوه تازه در مطبوعات ایران، مورد اعتراض بسیاری روزنامه‌نگاران و خبرنگاران بوده و هست.

یادداشت شفاهی، شکلی از تولید محتواست که اسم خبرنگار و روزنامه‌نگاری که آن را تهیه کرده در جایی از مطلب دیده نمی‌شود و روزنامه‌نگاران برای تهیه آن نیازی به داشتن تخصص ویژه‌ای ندارند.

«سحر آزاد» روزنامه‌نگار که همچون بسیاری دیگر پدیده یادداشت شفاهی را تجربه کرده‌ در این زمینه به خبرنگاران ایران می‌گوید: «گاهی خیلی مهم نیست که شما برای نوشتن مطلبی وقت گذاشته‌اید که اسم فرد دیگری پای آن می‌آید. موضوع آزاردهنده این است که به مرور احساس می‌کنید، تخصص و توانایی‌های شما نادیده گرفته شده. بسیاری خبرنگاران، با تجربه چند ساله در حوزه خاص، می‌توانند گزارش یا یادداشت‌هایی خوب درباره یک موضوع بنویسید. شاید مثل همان روندی که بسیاری از روزنامه نگاران و خبرنگاران غربی برای قرار گرفتن در جایگاه یک تحلیل‌گر طی میکنند. اما خیلی مواقع دبیرسرویس یا حتی سردبیر ترجیح می‌دهند که به جای چنین مطلبی، یادداشتی از یک چهره معروف داشته باشند.»

او ادامه می‌دهد: «در این شرایط، کافی است شما یک دفترچه تلفن کامل از شماره تماس کارشناسان مختلف داشته باشد و مثل یک ضبط صوت، خوب عمل کنيد. چون تخصص و توانایی شما به عنوان یک خبرنگار اهمیت چندانی ندارد. در عوض شما یک تخصص دیگری پیدا می‌کنید. می‌توانید در زمینه به اصطلاح «آب بستن» متبحر شوید. معمولا کمترین حجم یک یادداشت در روزنامه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه است، اما خیلی مواقع این چهره‌ها به خاطر نداشتن اطلاعات، بیشتر از ۱۰۰ تا ۱۵۰ کلمه حرف مرتبط ندارند. در نتیجه شما مجبور هستید، خودتان مطلب را بسط بدهید.»

افزایش استرس و فشار بر خبرنگار یکی دیگر از اثرات یادداشت شفاهی است که خبرنگاران از آن گله می‌کنند. چرا که خبرنگار موظف است در عرض چند ساعت، درباره خبری که تازه اتفاق افتاده، با فردی شناخته شده تماس گرفته و نظر او را جویا شود. آزاد در این زمینه می‌گوید: «شما چقدر این شانس را دارید که درباره خبری که همان روز روی خبرگزاری‌ها قرار گرفته، از یک فرد شناخته شده، یادداشت بگیرید؟ مخصوصا در حوزه‌هایی مثل حوزه هنر ـ حوزه خبری خودم ـ که تعداد چهره‌های در دسترس و دست به قلم، کم است. ضمن آنکه خیلی از آنها هم ترجیح می‌دهند درباره هر موضوعی اظهارنظر نکنند.»

این روزنامه‌نگار اضافه می‌کند: «معمولا، این چهره‌ها از شما می‌خواهند که یادداشت‌ شان را قبل از انتشار ببینند. اما گاهی شما تا وقت صفحه‌بندی هم نمی‌توانید صاحب یادداشت را برای گرفتن تائید پیدا کنید و تمام اینها به شما استرس زیادی وارد می‌کند.»

اصل صحت و یادداشت شفاهی

پیامدهای یادداشت شفاهی همیشه گریبان‌گیر روزنامه‌نگار نیست. استفاده از این شیوه، می‌تواند زمینه‌هایی فراهم کند که به اصل «صحت» و «عینی‌گرایی» در روزنامه‌نگاری و در نهایت «اعتبار» رسانه خدشه‌دار وارد کند. زمانی که اسم فردی به‌عنوان نویسنده در کنار یادداشت و تحلیل قرار می‌گیرد؛ به‌طور غیرمستقیم به مخاطب گفته شده که این یادداشت محصول فکری و عملی همان فرد است، اما آیا همیشه در یک یادداشت شفاهی، این اتفاق می‌افتد؟ یادداشت شفاهی محصولی است که نویسنده دیگری هم (خبرنگار) که اسمی از او در متن نیست، در تولیدش سهیم‌ شده است. همین موضوع می‌تواند صحت و درستی و در نهایت اصل عینی‌گرایی در روزنامه‌نگاری را زیر سوال ببرد.

مهدی سمتی، objectivism (عینی‌گرایی) را یکی از اصول روزنامه‌نگاری غربی ـ جریان اصلی روزنامه‌نگاری ـ می‌داند: «در روزنامه‌های غربی، موضوعات خبری مختلف مثل سیاسی، مالی، ورزشی و... در صفحات جداگانه ای منتشر می شوند؛ صفحاتی که اخبار، مصاحبه‌ها یا گزارش های مرتبط با هر موضوع در آنها قرار می‌گیرد. تا اینجا روزنامه‌های ایرانی و غربی به هم شبیه‌اند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد. در این روزنامه‌ها صفحه‌ای جداگانه برای انتشار نظرات و تحلیل‌های سیاستمداران، کارشناسان و متخصصان، مختلف وجود دارد، کسانی که لزوما هم روزنامه‌نگار نیستند. این صفحه معمولا با عنوان opinion (عقیده) یا comment (نظر) از دیگر صفحات متمایز می‌شود.»

او درباره علت این تمایز اضافه می‌کند: «این تقسیم بندی فلسفه ای در روزنامه نگاری غربی دارد. در یک روزنامه باید مشخص باشد که کدام مطالب از جنس fact (واقعیت) است و کدامیک از آنها از جنس opinion (عقیده و تحلیل شخصی). خبر، مصاحبه و انواع گزارش از جنس fact هستند و نظرات و عقاید از جنس opinion. بنابراین باید این دو مقوله در صفحاتی جداگانه قرار بگیرند که برای مخاطب هم به‌راحتی قابل تشخیص باشد. با واضح نبودن این تفکیک، شما تمام واقعیت را به مخاطب نگفته‌اید. البته این، فقط مشکل آنچه شما یادداشت شفاهی می‌نامید، نیست بلکه درباره دیگر تحلیل‌ها و تفسیرهای مطبوعاتی هم، مصداق دارد.»

اما زمانی که پای یادداشت شفاهی به میان می‌آید، زمینه برای عدم رعایت این اصل بیشتر هم می‌شود: «شما در یادداشت شفاهی یک واسطه را وارد رابطه نویسنده و مخاطب کرده‌اید که تاحدودی دستش در دخل و تصرف در متن باز است. این فرایند، درواقع یک امکان را به روزنامه‌نگار میدهد که خود را پشت اسم یک کارشناس پنهان کند و به قول معروف حرف خود را در دهان او بگذارد. البته معتقد نیستم که این اتفاق لزوما عامدانه رخ می‌دهد، اما وقتی شما قرار است از قول یک نفر دیگر بنویسد، چنین اتفاقی محتمل است.»

در چنین فرایندی اگرچه مسئولیت حقوقی نوشته، بر عهده کسی است که اسمش در کنار مطلب قرار گرفته، اما مخصوصا در نبود سندی مکتوب ـ مثل ایمیل یا فکس ـ که نشان دهد صاحب اثر، نویسنده تک‌ تک جملات است، این فرد می‌تواند خبرنگار یا روزنامه را متهم به تحریف سخنانش کند؛ ادعاهایی ـ درست یا غلط ـ که می‌تواند به اعتبار رسانه در دراز مدت لطمه بزند.

مهم‌ترین علت روی‌ آوردن مطبوعات به یادداشت‌ها از چهره‌های مختلف نه‌ تنها شنیدن صداهای و عقاید تازه در رسانه که ارائه اطلاعاتی تازه‌تر و تحلیل‌هایی عمیق‌تر به مخاطبان است. اما گاهی چنین به‌نظر می‌رسد یادداشت‌های شفاهی از پس این کارکرد اولیه برنمی‌آیند.

«سحر آزاد» در این زمینه می‌گوید: «زمانی که هدف نشریه آن است که فقط اسم و عکس چهره‌های معروف را داشته باشد، تضمینی هم وجود ندارد که اطلاعات و تحلیل‌های مفید و به‌ روزی به خواننده داده شود. خیلی مواقع کارشناسان جوانی هستند که حرف‌های تازه و تحلیل‌های خوبی دارند، اما به دلیل آنکه شناخته شده نیستند، کسی سراغ آنها نمی‌رود. مثلا هنگام درگذشت «نلسون ماندلا» ما مجبور شدیم از چهره‌های هنری از نقاش و مجسمه‌ساز گرفته تا خواننده و آهنگساز یادداشت بگیریم. واقعا یک چهره‌ هنری، به صرف شهرتش می‌تواند اطلاعات یا تحلیلی جالب و خواندنی در مورد ماندلا داشته باشد؟»

یادداشت شفاهی پدیده‌ای است که در سایه تغییرات سیاسی و اجتماعی و قدرتمند شدن رسانه‌های مکتوب، در سال‌های پس از خرداد ۷۶ پدید آمد و با تبدیل شدن به یک رویه یا هنجار حرفه‌ای، در روزنامه‌نگاری ایران ماندنی شد.‌ شاید این سوال مطرح شود که این، تنها یک فرم یا قالب ارائه مطبوعاتی است و نباید چندان به آن حساس بود، اما همان‌طور که مهدی سمتی می‌گوید: «فرم نیز، همچون محتوا محصول تعامل نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است و به‌همین جهت، این قالب یا فرم شایسته توجه ماست و باید جدی گرفته شود.»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.