24 آبان 1393

فضای امنیتی در نمایشگاه مطبوعات

24 آبان 1393

خبرنگاران ایران – نیکی آزاد

بیستمین نمایشگاه مطبوعات روز گذشته در ایران به پایان رسید. نمایشگاهی که به عقیده تعداد زیادی از بازدیدکنندگان و شرکت کنندگان در فضایی امنیتی، بسته و محدود برگزار شد.

در روزهای نخست، از این نمایشگاه استقبال چندانی نشد و نمایشگاه خالی از جمعیت و کم رونق بود، در دو روز پایانی هفته اما همانگونه که پیش بینی می‌شد نمایشگاه شلوغ‌تر بود و بازدیدکنندگان بیشتری داشت.

بیستمین نمایشگاه مطبوعات با شعار «رسانه، آزادی مسئولانه» آغاز به کار کرد و تا دیروز (جمعه) ۲۳ آبان ماه ادامه یافت. در نمایشگاه امسال بهترین مکان قرار گیری غرفه‌ها به خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های دولتی و وابسته به حکومت به ویژه خبرگزاری‌های وابسته به سپاه پاسداران تعلق گرفت. خبرگزاری هایی که مهم‌ترین محور بحثشان آن طور که خود می نامند؛ موضوع فتنه ۸۸ بود، خبرگزاری تسنیم و فارس دو خبرگزاری بودند که در این باره بسیار فعال بودند. خبرگزاری تسنیم در اختتامیه نمایشگاه به عنوان غرفه بر‌تر خبرگزاری‌های کشور هم انتخاب شد.

گشت ارشاد، فضای امنیتی و نشریات مستقل

پنج شنبه بعد از ظهر است. مقابل مصلی تهران محل برگزاری نمایشگاه بیستم ون گشت ارشاد همراه با یک ماشین پلیس و دو زن چادری با یونیفرم‌های پلیس که به قول خود قصد برخورد با بدحجابان را دارند، ایستاده‌اند. تعدادی از دختران و زنانی که قصد بازدید از نمایشگاه را دارند با دیدن این صف پلیس مبارزه با بدحجابی یا از دیدن نمایشگاه منصرف می‌شوند و یا راههای دیگری را برای ورود به نمایشگاه جستجو می‌کنند؛ درهای داخلی مترو بهشتی.

صدای اذان مغرب با صدای خیلی بلند فضای نمایشگاه را پر کرده است، در راهروهای داخلی نمایشگاه که کم رونق ترند برخی مجلات و نشریات مستقل هم به چشم می‌خورند. مجله نافه و ماهنامه زنان و اندیشه پویا را در همین راهروهای کم رونق می‌توان دید. ماهنامه زنان بین غرفه‌های فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، پژوهشنامه اخلاق، اندیشه نوین دینی، مطالعات تفسیری، پژوهش‌های انقلاب اسلامی، فصلنامه اسلام و علوم اجتماعی، اسلام و مدیریت، مطالعات فسلفی حقوق و دوهفته نامه معکب جای داده شده است. صدای اذان و نیایش آنقدر بلند است که در این لحظه کمتر صدا به صدا می‌رسد و مسوولان غرفه‌ها وبازدیدکنندگان مجبورند با صدای خیلی بلند با یکدیگر گفتگو کنند. ماموران سیاه پوش و زنان چادری در میان بازدیدکنندگان قدم می زنند و اوضاع را تحت کنترل دارند .

مسول یکی از‌ غرفه‌ها از فضای امنیتی حاکم بر نمایشگاه گلایه‌مند است: «این چه نمایشگاهی است که حتی به مسوولان غرفه‌ها و شرکت کنندگان بار‌ها درباره رعایت حجاب تذکر داده می‌شود، همین‌ها باعث می‌شود مردم رغبتی به دیدن آن نداشته باشند.»

سالن اصلی که خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های دولتی در آن قرار دارند، شلوغ‌تر از روزهای نخست هفته است. غرفه مجلات خانوادگی هم بازدید کننده‌های بیشتری دارند. غرفه «مجله موفقیت» و «انرژی مثبت» که در ورودی نمایشگاه قرار دارند پر رونق‌تر از دیگر نشریات به نظر می‌رسند.

نشریات محلی؛ کارمندان ارشاد به جای روزنامه نگاران و اولین اتحادیه نشریات استانی

به سمت محل قرار گیری غرفه‌های نشریات محلی می‌روم، جایی که اداره کل استان های وزارت فرهنگ و ارشاد غرفه‌هایی را به نشریات محلی اختصاص داده است، از ورودی نمایشگاه به سمت راست که می‌روی این غرفه‌ها پشت سر هم دیده می‌شوند. به جز غرفه روزنامه استان همدان و هرمزگان بقیه غرفه‌ها زیر نظر وزارت ارشاد استان اداره می‌شوند و کارمندان این وزارتخانه اداره غرفه‌ها را بر عهده دارند. به همین دلیل است که مسوولان آن‌ها خیلی نمی‌توانند جواب بازدید کنندگان را درباره وضعیت مطبوعات محلی بدهند و اغلب بولتن های چاپ شده از اسامی نشریات محلی را در اختیار بازدید کنندگان می‌گذارند.

در یکی از غرفه‌های نشریات محلی، یک روزنامه نگار محلی نشسته است: «من امروز برای بازدید از نمایشگاه به تهران آمدم درست آن بود که روزنامه نگاران اداره غرفه‌های شهر‌هایشان را بر عهده می‌گرفتند؛ نه کارمندانی که اصلا حال و حوصله و درکی از مطبوعات ندارند. اما مشکل‌‌ همان بحث مالی است، هیچ روزنامه نگار شهرستانی نمی‌تواند بدون کمک مالی و امکانات هر روز از شهرش به اینجا بیاید و جواب بازدید کننده‌ها را بدهد من هم امشب مجبورم در مسافرخانه اقامت کنم. بنابراین وزارت ارشاد ترجیح می‌دهد از کارمندان حقوق بگیرش در این باره استفاده کند.»

او معتقد است: «دو روزنامه پیام همدان و ندای هرمزگان که توانسته‌اند مستقل در این نمایشگاه شرکت کنند؛ از امکانات مالی خوبی برخوردارند، در حالیکه بیشتر مطبوعات محلی چنین وضعیتی ندارند و قادر نیستند در نمایشگاه مطبوعات به صورت مستقل شرکت کنند.»

پیرمردی تند و تند در حال جمع آوری روزنامه از غرفه مطبوعات استان لرستان است که با اعتراض مسوول آن مواجه می‌شود. پیرمرد کیسه پلاستیکی بزرگی در دست دارد و دسته دسته روزنامه‌ها را در آن جای می‌دهد. مسوول غرفه با ناراحتی می‌پرسد: «با این همه روزنامه می‌خواهی چه کنی؟» که پیرمرد با آرامش توضیح می‌دهد: «همه‌شان را می‌خوانم.»

پیرمرد از آنجا دور می‌شود و مسوول غرفه در حالی که روزنامه‌هایش را جابه جا می‌کند زیر لب می‌گوید: «هر روز می‌آیند انگار می‌شود یک نسخه روزنامه را هزار بار خواند، روزنامه‌ها را بار می‌کنند و بعد در بازار آزاد می‌فروشند درست است کارمندم ولی این‌ها را می‌فهمم.»

در میان غرفه‌های نشریات محلی نام غرفه‌ای به چشم می‌خورد با نام اتحادیه مطبوعات محلی استانهای کشور.

مسوول غرفه که خود را مشاور اتحادیه هم معرفی می‌کند توضیح می‌دهد: «این غرفه در سال ۹۳ به عنوان اولین اتحادیه مطبوعات استانی با مشقت زیاد زیر نظر وزارت ارشاد برای آگاهی دادن به استانهای کشور و ارتقای سطح دانش خبرنگاران محلی وآموزش به مطبوعات محلی و پایان دادن به رانتهای دولتی در این زمینه آغاز به کار کرده است.»

در غرفه این اتحادیه نسخه‌ای از روزنامه‌های قدیمی کشور در شهرهای مختلف ایران به دیوار نصب شده است.

مسوول غرفه ادعا می کند: «در دوران مشروطه ۱۲۰۶ عنوان روزنامه ، مجله ، گاهنامه و ماهنامه در ایران منتشر می‌شده است.»

روز پایانی و استقبال از نشریات خانوادگی و کودکان

در روزهای پایانی نمایشگاه شلوغ‌تر از روزهای دیگر است . هر چند عده‌ای معتقدند؛ شاید یک روز دیگر هم به روزهای برگزاری نمایشگاه اضافه شود. مسوولان غرفه‌های کوچک و مستقل آرزو دارند چنین اتفاقی رخ ندهد.

یکی از آن‌ها می‌گوید: «به اندازه کافی از فضای امنیتی و نامنظم اذیت شدیم همین چند روز برای برگزاری این نمایشگاه کافی است.»

در این روزها مجلات خانوادگی و کودکان بیش از همه بازدید کننده دارند. غرفه کیهان بچه‌ها شلوغ است و دو هفته نامه خانه بخت و دیگر مجلات خانوادگی هم مراجعان زیادی دارند.

دو هفته نامه خانه بخت در معرفی خود در بنرهای بزرگ توضیح داده: «نقش ما حفظ سلامت خانواده و جامعه است.» روی جلد یکی از نسخه‌های این دو هفته نامه هم با حوف بزرگ تیتر شده: «تو باکره نیستی؟»

مسوول غرفه خانه بخت می‌گوید: «ما اولین مجله ایرانی ویژه ازدواج هستیم و برای اولین بار هم گزارش مجلس عقد و عروسی هرکس که مایل باشد را در مجله‌مان به همراه عکس‌هایشان چاپ می‌کنیم.»

پوستر‌ها و عکس‌هایی از عروس و داماد‌ها سراسر غرفه این دو هفته نامه را پوشانده است. در این روز که بازدید کنندگان بیشتری در نمایشگاه دیده می‌شوند. تبلیغات برای ترغیب مردم به مطالعه هم بیشتر ترتیب داده شده است. یک گروه چند نفری که صورت‌هایشان را سفید کرده‌اند و لباس های سفیدی هم بر تن دارند؛ با پلاکاردهایی با این مضمون در نمایشگاه رژه می‌روند: «کسی که مطالعه نمی‌کند؛ نابیناست.»

یکی از بازدید کنندگان خطاب به آن‌ها می‌گوید: «کلی آدم نابینا می‌شناسم که مطالعه می‌کنند، کمی هم در طراحی شعار‌هایتان دقت کنید. تا به قشری از مردم توهین نکنید.» گروه بدون تفاوت از کنار این بازدید کننده می‌گذرد.

در مراسم اختتامیه بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها، که دیروز برگزار شد همچنین غرفه‌های بر‌تربیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها معرفی شدند.

گزارش ما از نخستین روزهای برگزاری نمایشگاه مطبوعات را اینجا ببینید.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

2 پيامهاى سخنگاه

  • فضای امنیتی در نمایشگاه مطبوعات 16 نوامبر 2014 08:36, بوسيله ى شبانکاره رضا

    باسپاس از گزارش میدانی اتان . اگه امکان دارد یه برنامه ی مستمر در "خبرنگاران ایران" داشته باشید که به فضای مطبوعات استانی بیشتر بپردازید و مشکلات صنفی و حرفه ای خبرنگاران و مطبوعات محلی را بیشتر پوشش دهید. مطبوعات محلی در حال زوال هستند. باسپاس

    پاسخ به اين پيام

    • فضای امنیتی در نمایشگاه مطبوعات 16 نوامبر 2014 21:52, بوسيله ى niki azad

      میشه بفرمایید شما از کدام شهر هستید ما به شدت علاقه مند به کار کردن درباره مسائل مطبوعات محلی هستیم . ادرس فیس بوک من niki azad است من را اد کنید تا انجا بیشتر در این باره صحبت کنیم . ممنونم

      پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.