15 مهر 1390

پررنگ تر شدن خط قرمزها در مطبوعات ايران

وقتی سانسور از «خود» شروع می شود

15 مهر 1390

خبرنگاران ايران -سارا محسنی: حکایت انتشار گزارش و مطلب روزنامه نگاران در این روزهای مطبوعات مستقل ایران، حکایت گذر از هفت خوان رستم است که از خوان مهم خودسانسوری شروع می شود و حتی گاهی با گذر از خوان های دیگر در خوان هفتم، گزارش از صفحه روزنامه بیرون کشیده می شود.

گرچه در تاریخ مطبوعات این کشور همیشه سانسور و خودسانسوری وجود داشته است به طوریکه با خواندن خاطرات «حسین توفیق» یکی از سردبیران هفته نامه فکاهی «توفیق» که در مدت نیم قرن منتشر می شد(1350 – 1301) می توان به نحوه سانسور آن دوران نشریه های پی برد: «هر هفته هنگام چاپ توفيق، ساعت سه - چهار صبح مأمورين سانسور با نردبان وارد چاپخانه می‌شدند و صفحات توفيق زير چاپ را می‌ديدند و سانسور می‌کردند.»

اما این بار تیغ تیز خودسانسوری بیش از گذشته بر مطبوعات کشور سایه افکنده است. این روزها خط قرمزها برای رسانه های مستقل به طور مرتب افزایش پیدا می کند. علاوه بر 9 سازمانی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر مطبوعات و روزنامه نگاران فشار وارد می کنند حتی سخنرانی رهبری کشور در یک مراسم عادی فصل الخطاب سانسور بیشتر برای رسانه ها می شود که به طور مثال به موضوع اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی نپردازند و یا تحولات سوریه را مطابق نظر حاکمیت منتشر کنند ، در غیر اینصورت سایه توقیف بر سر آنها سنگینی خواهد کرد. با این تفکر است که از مبدا ، روزنامه نگار اقدام به سانسور خود می کند.

«پدرام الوندی» روزنامه نگار و کارشناس رسانه، اخیرا در این باره در وبلاگش نوشته است: «گشاده‌دستی روزنامه‌نگاران در اعطای امتیاز نظارت تام و کامل بر آثارشان، برخی قواعد کلیدی تحریریه را بر هم زده است. امروز بیش از آنکه نظام‌نامه مشخصی درباره حدود و چارچوب‌های کلی مطبوعات وجود داشته باشد؛ بیش از هر زمان دیگری شاهد این هستیم که سلیقه اشخاص بر تحریریه‌ها حکم‌فرما شده است. چاله سانسور که معمولا خطوط قرمز پررنگ و مشخصی درباره امور خاص داشت به چاه عمیق و پردردسر خودسانسوری و به موازات آن اعمال سلیقه‌های غیرحرفه‌ای بر محتوای مطبوعات تبدیل شده است. مرز این تا بدانجاست که گاهی از سر استیصال آرزوی روزهای خوب سانسور را می‌کنیم که چند ماهی یکبار و گاه ماهی چندبار خبر توقیف نشریه‌ای را می‌شنیدیم که خطوط مشخص سانسور را رد کرده است و در قبال هزینه توقیفش گره از رازی گشوده و یا نوری را به سیاهه‌ای تابانده است.»

از سوی دیگر خود خبرنگاران روزنامه ها تجربه هایشان درباره خودسانسوری را تشریح می کنند و با ابراز ناخرسندی از این موضوع اعلام خطر می کنند.

خبرنگار با سابقه ای که در یکی از روزنامه های اصلاح طلب مشغول فعالیت است، می گوید: « دیگر شور و حال روزنامه نگاری ندارم و کم انگیزه شده ام. فکر می کنم محتوای تمام روزنامه ها نسبتا یک دست و کنترل شده است و دلیل آن را هم خود سانسوری می دانم.»

او می گوید: «آنقدر خودسانسوری کردم که موقع نوشتن احساس خوبی برای این نوع روزنامه نگاری ندارم اما باز در تحریریه مانده ام تا شاید کاری از پیش ببرم.»

این خبرنگار در عین حال اضافه می کند: «گاهی پیش آمده است که مطالبم را کمتر سانسور کرده ام و گذاشته ام تا سردبیر این وظیفه را برعهده بگیرد اما ناخودآگاه با توجه به فضایی که در آن قرار گرفته ایم مجبور به خودسانسوری هستم.»

روزنامه نگاران اصولگرای منتقد دولت هم خود سانسوری می کنند

آش آنقدر شور است که سانسور در روزنامه های اصولگرای منتقد دولت هم دیده می شود. گرچه دست آنها بسیار بازتر از رسانه های اصلاح طلب است اما فضای سانسور بر سر آنها هم سایه افکنده است.

خبرنگاری که در سایت ها و روزنامه های اصولگرای منتقد دولت مانند «فردا نیوز» و «تهران امروز» فعالیت می کند و حوزه کاری اش اجتماعی است در این باره می گوید: « بارها مطالبم از صفحه حذف شده است بنابراین در هنگام نوشتن مجبور می شوم که برخی آمارها را منتشر نکنم و یا مطالب انتقادی به دولت را در ملایم ترین حالت بنویسم.»

این سیاست ها و روش ها در شرایطی اعمال می شود که مواد سوم، چهارم و پنجم قانون مطبوعات از یک ‏سو برضرورت «کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی» و حق مطبوعات در طرح و نشر «نظرات، ‏انتقادهای سازنده، پیشنهادها و توضیحات مردم و مسئولین» وغیرقانونی بودن «اعمال فشار و سانسور مقام ‏های دولتی و غیردولتی» تاکید دارند، و از سوی دیگر به مقام های حکومتی خاطی هشدار می دهند که در ‏صورت تخلف محاکمه، مجازات و از کار برکنار خواهند شد.‏

مترجم یک شبکه تلویزیونی: «معترضین» را به «تروریست ها» تغییر می دهیم

همچنین فضای سانسور بر اساس سیاست های یک رسانه خاص نیز تغییر می کند و افرادی که به عنوان خبرنگار یا مترجم در چنین رسانه هایی فعالیت می کنند باید تابع این سیاست ها باشند و مطالب خود را بر آن اساس سانسور کنند. خبرنگار و مترجمی که در سایت شبکه تلویزیونی پرس تی وی وابسته به صدا و سیمای ایران فعالیت می کند درباره سانسور اخبار سوریه در این رسانه نظر قابل توجهی دارد: « اخبار سوریه را پوشش می دهیم اما هر جا که اسم معترضین به میان آمده است با محور گروه های تروریستی تغییر می دهیم.»

وی می گوید: « اجازه داده نمی شود اخبار سوریه آنگونه که در همه خبرگزاری های دنیا منتشر می شود در پرس تی وی ترجمه شود و باید با جهت دهی خاص و سانسور بسیاری از بخش ها آن را منتشر کرد.»

یک خبرنگار اصلاح طلب: سانسور را دور می زنم

در این بین و در این فضا خبرنگار هم خود یاد می گیرد که چگونه سانسور را دور بزند و هم به مخاطب خود یاد می دهد که از نوشته های او هدف را دریافت کند.

خبرنگار اصلاح طلبی که در حوزه سیاسی یکی از روزنامه های اصلاح طلب مشغول فعالیت است نظر متفاوتی دارد. او می گوید: «خط قرمزها خیلی پر رنگ شده است. مخصوصا در روزنامه ما که اصلا نمی خواهند بهانه برای توقیف بدهند. اما در این مدت فهمیدم باید در نوشتن تغییراتی بدهم. یعنی یک جوری حرفم را بزنم تا گاف و بهانه به آنها ندهم.»

او این موضوع را تشریح می کند و می گوید: « این یعنی به اصطلاح مستقیم توی شکم آنها نروی و مسائل حقوقی را رعایت کنی. بدانی هر کلمه که می نویسی چه بار حقوقی دارد و حرفت مستند باشد. حتما منبع داشته باشد و در انتخاب کلمات باید دقت کنی. باید یک جوری بنویسی که پیام رو برسونی اما سوتی ندهی.»

وی این نکات را بسیار مهم ارزیابی می کند و اضافه می کند: « اوایل خیلی از مطالبم حذف می شد و من شاکی می شدم اما الان کم کم دستم آمده است. الان می دانم می شود نوشت و منظور را رساند و سانسور هم نشد یعنی در پرده سانسور را دور زد.»

او در عین حال می گوید: «البته این را قبول دارم که خیلی جاها نمی شود خیلی مطالب را نوشت اما باز هم همین بهتر از ننوشتن است.»

در حال حاضر بخشنامه‌های پشت هم نهادهای کنترلی با هدف تحدید منابع مورد استفاده روزنامه‌نگاران و هراس مدیران مطبوعات از برخورد قهری و سخت با مطبوعاتی که خطوط قرمز را رعایت نمی‌کنند و در کنار آن پررنگ‌تر شدن خطوط قرمز و مشخص نبودن محدوده دم دولت، سبب شده است تا کار دستگاه‌های کنترلی آسان‌تر شود. محتوای روزنامه‌ها غالبا از فیلتر مشخصی در درون خود تحریریه‌ها می‌گذرد و محتوا بیش از هر زمان دیگر کنترل شده و یکدست است.

دست کم ۹ نهاد و ارگان در حال حاضر وظیفه ی اعمال فشار مستقیم و غیرمستقیم به روزنامه ‏نگاران و مدیران مطبوعات را برای اعمال سانسور و خودسانسوری برعهده دارند. آنان با آگاهی از این امر ‏که جمعی از اهالی مطبوعات با برگزیدن راهبرد «بقا» و حفظ حیات روزنامه، ادامه ی فعالیت مطبوعاتی ‏برایشان اصل است و مقاومت چندانی در برابر فشارها و رفتارهای غیرقانونی نشان نمی دهند و دامنه ی سانسور و ‏خودسانسوری را گسترش می دهند. ‏

اصلی ترین نهادها و ارگان های درگیر در این ماجرا در حال حاضر شورای عالی امنیت ملی، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‏ وزارت اطلاعات،‏ دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات،‏ دادستانی انقلاب تهران و به ویژه معاونت امنیتی، محاکم مطبوعاتی قوه قضائیه، گروه تخصصی بررسی مطبوعات در حوزه علمیه قم، ‏ واحد ویژه نیروی انتظامی در تهران و استان ها‏ و مسئولان و مقام های مستقر در استان ها ‏هستند.

فضاي تحميل كننده خودسانسوري از همان مبدا، ريشه فكر را مي خشكاند و براي انسان زمينه شوره زار انديشه را تدارك مي بيند. این روزها روزنامه نگاران برای بقا راهی جز خودسانسوری ندارند و امیدشان به این است که هنوز روزنه هایی رو به آینده وجود دارد تا محلی هر چند با سانسور برای بیان حرف های در پرده باشند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.