18 مهر 1390

جاي خالي نشریه هاي محلی مناسب در شهرستان ها

18 مهر 1390

خبرنگاران ايران – سعيد رازي دوست :زمانی نه چندان دور رؤیایی کوچک و آرزویی ساده داشتم: انتشار یک هفته نامه خوب در شهرم؛ هفته نامه ای با رعایت همه موازین حرفه ای. امروز از آن رؤیا، فقط خاطره اش برجا مانده است.

دوست داشتم هفته نامه ای منتشر کنیم که مثل خیابان ها و کوچه های شهرمان آشفته نباشد، مثل در و دیوارهای شهرمان بد ریخت نباشد. نشریه ای که خبرهای منطقه را بشود در آن پیگیری کرد و گزارش هایی مرتبط با موضوعات بومی را در آن خواند. تحقق این رؤیای ناممکن نیاز به حمایت مالی داشت؛ حمایتی که بخش خصوصی هرگز تمایلی به انجام آن نشان نداد. رشد فرهنگی ـ فکری صاحبان سرمایه مقوله مهمی است. صاحبان سرمایه در شهرستان ها به راحتی حاضرند برای موارد مربوط به امور خیریه(تأمین هزینه های درمان، جهازیه یا برای ایجاد پل، درمانگاه، مدرسه و...) هزینه بپردازند، اما حاضر نیستند از انتشار یک هفته نامه محلی مناسب حمایت کنند. شاید لزوم انتشار آن را درنمی یابند یا شاید نگران دردسرهای آتی اش هستند. مدیران مسؤول هم اصلاً در قید کیفیت نشریه ها نیستند و ضرورت رعایت شاخصه های حرفه ای در ذهن شان محلی از اعراب ندارد.

من از اینکه روزنامه های سراسریِ غیر رانتی خیلی کم به مسائل شهرستان ها می پردازند گلایه ای ندارم. مگر می شود از روزنامه ای که در شانزده صفحه و با قیمت ششصد تومان، با هزار مسأله و مشکل به چاپ می رسد انتظار خاصی داشت؟ مگر چنان روزنامه ای می تواند از توان مالی اعزام گزارشگر به شهرهای دیگر برخوردار باشد؟ به نظرم بهتر است به جای گلایه از فقدان توجه روزنامه های بخش خصوصی به مسائل شهرستان ها، به دلایل ضعف بنیادی روزنامه نگاری محلی در ایران بیندیشیم و در پی یافتن پاسخ این پرسش باشیم که چرا نشریه محلی مناسبی در شهرستان ها منتشر نمی شود؟

روزنامه نگاری محلی نوع ساده تر یا سطح پایین روزنامه نگاری نیست. روزنامه نگاری محلی باشگاه دسته دومی ها نیست. قواعد و اصول کار یکی است؛ فقط گستره توزیع و محدوده پوشش فرق می کند. خیلی از مواردی که برای ساکنان شهر الف در جنوبی ترین نقطه ایران مهم است، احتمال دارد برای ساکنان شهر ب در شمالی ترین نقطه کشور بی اهمیت باشد. از سوی دیگر ممکن است بسیاری از رویدادهایی که در شهرستان ها اتفاق می افتد واجد شرایط لازم برای درج در نشریه های سراسری نباشد. ضرورت تولید نشریه های محلی به دو مورد بالا بازمی گردد.

بی تردید در هر یک از شهرهای ایران مسائلی هست که به رغم داشتن ارزش انعکاس در سطح ملی، در روزنامه های بخش خصوصی بازتاب نمی یابد و همین امر، گلایه ایرانیان غیر تهرانی را در پی می آورد. منعکس نشدن مسائل شهرستان ها در روزنامه های سراسریِ غیر رانتی، الزاماً نشانه بی اعتنایی این روزنامه ها به مسائل شهرستان ها نیست. آیا اگر خبرنگاری شهرستانی درباره موضوعی که ارزش بازتاب ملی دارد، گزارشی را طبق موازین حرفه ای بنویسد و به روزنامه های سراسری بفرستد، با استقبال دبیران سرویس روبه رو نخواهد شد؟ بی توجهی روزنامه ها به مسائل شهرستان ها دو دلیل دارد: اول، فقدان بنیه مالی قوی برای اعزام گزارشگر و دوم، ارسال نشدن گزارش های خوب از طرف روزنامه نگاران ساکن شهرستان ها. به جای گلایه از روزنامه هایی که به زحمت سر پا می ایستند، چرا از خودمان انتقاد نکنیم؟

اگر روزنامه نگاریِ محلی در ایران، از نوع حرفه ای وجود داشت، شاهد فقدان توجه به شهرستان ها در روزنامه های سراسری نبودیم. در حال حاضر ایرانیانی که در تهران سکونت ندارند، احساس می کنند فراموش شده اند و کسی به فکرشان نیست. یکی از دلایل ایجاد این حس، نداشتن سهم در روزنامه های سراسری است. «کسی به ما توجه نمی کند، کسی صدای ما را نمی شنود. انگار نه انگار که وجود داریم» گلایه فوق را همواره در شهرستان ها می شود شنید. باور من این است تا زمانی که روزنامه نگاری محلی نتواند خود را به سطح روزنامه نگاری سراسری برساند، غیر پایتخت نشینان سهم درخوری از روزنامه های سراسری نخواهند داشت و گلایه بالا همچنان پابرجا خواهد ماند. اگر روزنامه نگاری محلی بتواند به سطح قابل قبولی برسد، علاوه بر تأثیرگذاری مستقیم بر منطقه، سهم شهرستان ها را از روزنامه های سراسری نیز ارتقاء خواهد بخشید.

شهرستانی بودن در تهران بار معنایی خوشایندی ندارد. کاربرد فراوان تعابیری چون شوخیِ شهرستانی، تیپِ شهرستانی، رفتارِ شهرستانی، سلیقه شهرستانی و... در زبان ساکنان این شهر دلیل این این مدعاست. شهرستانی بودن در تهران یعنی درجه دو بودن. تعابیر بالا نشانه های واضحی است از ابتلای تهران نشینان به بیماری شهرپرستی و تبارپرستی. در عرصه روزنامه نگاری هم چنین است؛ روزنامه نگار شهرستانی، یعنی روزنامه نگار درجه دو، یعنی روزنامه نگار ضعیف و روزنامه نگار تهرانی یعنی روزنامه نگار خوب.

ما در شهرستان ها به مدیران مسؤول فهیم و صاحبان خردمند سرمایه نیاز داریم تا بتوانیم روزنامه نگاری را در شکل و مفهوم حرفه ای تجربه کنیم. تجربه حرفه ایِ روزنامه نگاریِ محلی سبب خواهد شد نشریه محلی ـ در نهایت ـ سکوی پرتابی برای ورود به دنیای نشریات سراسری قلمداد نشود. از طرف دیگر تأسیس نشریات محلی حرفه ای سبب خواهد شد نسلی از جوانان روزنامه نگار تربیت شود و همین جوانان بر اساس توانایی های خود خواهند توانست موارد بومی اما دارای ارزش خبری ملی را در نشریات سراسری بازتاب دهند.

از روزنامه های رانتی نمی شود انتظار داشت که در مورد مشکلات محلی بنویسند. آیا مثلاً روزنامه ایران که با پول ملت منتشر می شود و در همه استان ها خبرنگاران رسمی دارد، حاضر است مشکلات شهرستان ها را بازتاب دهد؟ اگرچه حکم بالا را به صورت کامل نمی توان به نمایندگی های استانی خبرگزاری های تسری داد، به هر حال از آنجا که خبرگزای ها هم از بودجه های رسمی تغذیه می کنند، در نهایت نمی توانند تجربه اطلاع رسانی مستقلی به حساب بیایند. شکل گیری روزنامه نگاری حرفه ای در شهرستان ها نیازمند همراهی مدیران مسؤول علاقه مند و سرمایه داران فرهیخته است. اما آیا روزی این همراهی اتفاق خواهد افتاد؟ آیا روزی رؤیای روزنامه نگاری حرفه ای در شهرهای ایران محقق خواهد شد؟ آیا نسل های آتی انتشار نشریه ای محلی با استانداردهای جهانی را تجربه خواهند کرد؟ امیدوارم رؤیای آنها مثل رؤیای من نباشد که امروز فقط خاطره ای از آن در ذهنم باقی است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.