19 مهر 1393

رییس بعدی سازمان صدا و سیما با بودجه بالای هزار میلیارد تومان کیست

ضرغامی و همه کوله باری که از صدا وسیما خواهد برد

19 مهر 1393

خبرنگاران ایران- سارا محسنی

این روز‌ها گمانه زنی‌ها در باره ریاست جدید صدا و سیما بالا گرفته است و رسانه‌ها به دنبال گزینه‌های احتمالی جایگزینی «عزت الله ضرغامی» هستند اما کمتر دوره ده ساله فعالیت این عضو اسبق سپاه پاسداران مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. دوره‌ای که اتفاق‌های مهم در آن کم نبودند ولی همچنان پرونده سازی و سانسور جزو ویژگی‌های اصلی این رسانه به حساب می‌آید. ویژگی‌ای که از دوره‌های قبل به ارث رسیده است.

صادق قطب‌زاده اولین رئیس سازمان صدا و سیما بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بود. اما با بازداشت و اعدام او در سال ۱۳۶۱ سرنوشت صدا و سیما هم تغییر کرد. پس از قطب‌زاده و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۳، محمد هاشمی برادر اکبر هاشمی رفسنجانی ریاست این سازمان را برعهده گرفت. یک دوره از حکم محمد هاشمی توسط آیت الله خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران صادر شد. بعد از او علی لاریجانی ده سال سکان صدا و سیما را در اختیار داشت و بعد هم معاون کمتر شناخته شده او یعنی عزت الله ضرغامی با حکم رهبر ایران به این سمت منصوب شد که هم اکنون روزهای آخر خود را در صدا و سیما سپری می‌کند.

این سازمان عظیم و پر سر و صدا در چهار دوره‌ای که سپری کرده چه ویژگی‌هایی داشته است؟ چه خط و خطوطی را پیگیری کرده است؟ هر کدام از این دوره‌ها چه تفاوت‌هایی با یکدیگر داشتند؟

دوره نخست صدا و سیما؛ عمل به رسالت خود

«سیامک قادری» خبرنگار سابق و قدیمی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در گفت‌و‌گو با خبرنگاران ایران درباره این چهار دوره می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم، این دوران را به دوران پیش از جنگ شدید قدرت بین جناح‌های حکومتی و پس از آن و سپس دوران قبضه قدرت توسط نهادهای امنیتی و نظامی و سیطره آن بر هر گونه رسانه‌های انحصاری تقسیم کنم.»

او اضافه می‌کند: «از این منظر، صدا و سیما در دوره حکومت دولت موقت، پس از یک دوره کوتاه از فعالیت حرفه‌ای تحت تاثیر فضای انقلابی و آرمان‌های آزادیخواهانه تا حدودی به رسالت خود عمل می‌کرد. پس از تصفیه گسترده و ورود نیروهای متعهد و انقلابی، اردوگاه خودی و غیر خودی به روشنی ترسیم شد. تمام گروه‌هایی که در جریان انقلاب حضور داشتند به تدریج از دایره پوشش خبری - تبلیغی رسانه انحصاری خارج شدند و به هدف تبلیغات مخرب تبدیل شدند. در برنامه‌های خبری و سیاسی آماج حمله قرار گرفتند و توجیه اعمال حکومت از ابتدای دهه ۶۰ آغاز شد.»

«مرتضی کاظمیان» روزنامه نگار ساکن فرانسه هم در گفت‌و‌گو با سایت خبرنگاران ایران درباره دوره نخست سخن می‌گوید: «قطب‌زاده در اوج آزادی‌ بیان و عقیدهٔ مترتب بر تغییر نظام سیاسی، هدایت مهم‌ترین سازمان تبلیغاتی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی را در اختیار گرفت. متأثر از وضع زمانه، پخش مناظره‌هایی که در آن مهم‌ترین چهره‌های سیاسی وقت حضور داشتند، چندان غیرمترقبه نبود. آزادی نقد تا بدان حد بود که دولت موقت بازرگان، خود هدف انتقادهای تند قطب‌زاده و صدا و سیما قرار می‌گرفت.»

وی به دوران بعد از قطب‌زاده هم اشاره می‌کند: «با تثبیت موقعیت یک جریان سیاسی در حکومت، خروجی صدا و سیما بیش از پیش رسمی شد. آغاز جنگ با عراق، و افزایش تدریجی انسداد سیاسی و اختناق، به‌ویژه پس از بهار ۱۳۶۰، رادیو و تلویزیون را به نهادی یکسره‌ در خدمت ایدئولوژی غالب و نگاه سیاسی مسلط و در خدمت حاکمان تبدیل کرد. می‌توان به جرأت مدعی شد که تمامی مدیران ارشد صدا و سیما، تنها مجریان منویات کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی بوده‌اند.»

قادری درباره دوران جنگ در صدا و سیما تقریبا نظراتی نزدیک با کاظمیان دارد: «با آغاز جنگ، فضا بسته‌تر هم شد، ستاد تبلیغات جنگ تمام فضای خبری کشور را پر کرد و اخبار مستقل دیگر جایی برای عرضه نیافت. از سوی دیگر واحد مرکزی نیز به طور غیر مستقیم سیطره تولیدات خبری این رسانه را بر تمامی رسانه‌ها اعمال می‌کرد.»

اما نظرات او درباره دوران بعد از جنگ را در صدا و سیما کمی متفاوت است: «تندروی‌های یک دهه گذشته تا حدودی کاهش پیدا کرد و با از بین رفتن تهدیدات امنیتی داخلی، تا حدی عینیت جامعه در برنامه‌های صدا و سیما هم منعکس شد. آغاز تغییرات ماهیتی در برنامه‌های صدا و سیما از دوره محمد هاشمی کلید خورد. دایره برنامه سازان گسترش یافت و تنوع در برنامه‌های صدا و سیما بیشتر شد. با ورود نهادهای امنیتی و نظامی به ارگان‌های کشور در همین دوران، ورود اعضا و فرماندهان سپاه از دفا‌تر سیاسی و بخش‌های تبلیغاتی به صدا و سیما و تقریبا همه مراکز تصمیم گیری رسانه‌ای کشور آغاز شد.»

به اعتقاد این روزنامه نگار، تاثیر حضور این گروه‌ها آنچنان دیرپا و موثر است که حتی در دوران محمد خاتمی، تغییر آنچنانی در رفع این مشکل پدید نیامد که هیچ، صدا و سیما و بسیاری از رسانه‌ها به بخش اخلال در تصمیم گیری و تصمیم سازی‌های دولت مشروع تبدیل شد.

ضرغامی کیست؟

زمانی که در نخستین روزهای خرداد ۱۳۸۳، ضرغامی به جای «علی لاریجانی» با حکم رهبر جمهوری اسلامی ایران بر صندلی ریاست صدا و سیما تکیه زد، چهره شناخته شده‌ای برای عموم مردم نبود.

روزنامه اعتماد ملی در تاریخ شش تیر ۱۳۸۸ درباره او نوشت: «از زمانی که به تهران آمد، در محله نازی آباد سکنی گزید و از‌‌ همان جا با سعید حجاریان و عباس عبدی و حاج داوود کریمی «رفیق» شد. رفیقی که البته راه و خط سیاسی خود را به مرور جدا کرد و سرنوشت دیگری یافت. او به راست پیچید و رفقایش به چپ.»

این متن همچنین اشاره دارد که ضرغامی در دوران جنگ عضو سپاه پاسداران شد و بعد از ادغام نیروی انتظامی مدتی نیز در این نیرو خدمت کرد. در سال ۱۳۷۱ به وزارت فرهنگ و ارشاد رفت و مدتی نیز معاون امور سینمایی در دوران علی لاریجانی و سپس در دوران مصطفی می‌رسلیم در این وزارت خانه بود. همراه با لاریجانی وقتی به ریاست صدا و سیما رسید به این سازمان رفت و ابتدا معاون امور استان‌ها و بعد معاون حقوقی و امور مجلس شد.

آبان ماه ۱۳۸۸ و در بحبوحه اتفاق‌های بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در آن سال، حکم پنج سال دوم ریاست او به امضای رهبر ایران رسید. آبان ۱۳۹۳ که بیاید او باید با ریاست ده سال و پنج ماهه خود در این سازمان خداحافظی کند.

تفاوت های لاریجانی و ضرغامی از دیدگاه خبرنگار سابق صدا و سیما

اما در این ده سال و پنج ماه در سازمان صدا و سیما چه گذشته است؟ مدیریت ضرغامی به چه صورت بوده است؟ چه تفاوت‌هایی با مدیریت علی لاریجانی ریاست سابق سازمان صدا و سیما داشته است؟

یکی از خبرنگاران سابق صدا و سیما که در این گزارش از او با عنوان «امینی» نام برده می‌شود، در گفت‌و‌گو با خبرنگاران ایران می‌گوید: «بخشی از فعالیت من در دوره‌ ریاست علی لاریجانی و بخشی هم دورهٔ ریاست عزت الله ضرغامی بود. به نظرم من در دوره‌ لاریجانی تفاوت دیدگاه‌ها در بین مدیران و سردبیران بیشتر به چشم‌می خورد و امکان تولید برنامه‌ها و گزارش‌هایی با صدا‌ها و نظرات مختلف بیشتر فراهم بود.»

این خبرنگار که می‌خواهد نام واقعی‌اش پیش ما محفوظ باشد درباره روی کار آمدن ضرغامی می‌گوید: «با روی کار آمدن ضرغامی و سپس انتخاب محمود احمدی‌نژاد در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، تغییر و جابجایی مدیران، سردبیران و کارمندان و عوامل فنی به آرامی آغاز شد و در بحبوحهٔ انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۸۸ و پس از آن ادامه پیدا کرد. نیروهای به اصطلاح وفادار به نظام و بیت رهبری زمام همهٔ امور را - در حوزهٔ معاونت سیاسی - به دست گرفتند و جایگزین افرادی شدند که‌گاه در مقابل دستوراتی که از بالا می‌رسید تردید می‌کردند. تا جایی که‌گاه گزارش‌ها و برنامه‌هایی که تصاویر و حتی متن آن توسط نهادهای امنیتی تهیه و عموما از مجرای باشگاه خبرنگاران برای پخش آماده می‌شد و سردبیران موظف به پخش آن بودند.»

بخش خبری بیست و سی که در دوران ضرغامی شکل گرفت، یکی از کانون‌های انتشار اخبار جنجالی، هدف دار و تخریبی است و همراه با بخش خبری ۲۱ شبکه اول سیما جزو پربیننده‌ترین بخش‌های خبری صدا و سیما به حساب می‌آید.

امینی که در معاونت سیاسی فعالیت داشت درباره بخش خبری بیست و سی می‌گوید: «تا مدت‌ها خبر و گزارش‌های این بخش توسط یکی از سردبیران بسیار نزدیک به بیت رهبری نوشته می‌شد. یعنی می‌خواهم بگویم با تفکرات خاص اداره می‌شد.»

وی معتقد است که رسانهٔ ملی در دوران عزت الله ضرغامی هرچند شبکه‌های بیشتری تاسیس کرد اما بسیاری از مخاطبان خود را از دست داد.

افزایش شبکه های تلویزیونی همزمان با کاهش مخاطبان

برخی آمار که گهگاه به طور رسمی منتشر می‌شود، می‌گوید میزان مخاطبان صدا و سیما مخصوصا بعد از انتخابات جنجال برانگیز سال ۱۳۸۸ به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد و گرایش به شبکه‌های ماهواری زیاد شد.

کاظمیان این موضوع را به عصر موبایل، ماهواره و اینترنت هم مرتبط می‌داند: «کار ضرغامی شاید از یک جهت بسیار دشوار‌تر با روسای پیشین بود و کارنامه‌اش هم شاید ناگوار‌تر؛ چرا که او در زمانه‌ای سکان مدیریت یکتا صدا و سیمای ایران را در اختیار گرفت که موبایل و اینترنت و ماهواره به شکل تصاعدی در جامعه ایران گسترش یافت. عمق نفوذ تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات در ایران، متاثر از فن آوری جهانی، صدا و سیمای حکومتی را با وجود تمام تلاش برای افزایش کانال‌ها و ساختمان‌ها و کارمندان، کم‌جاذبهتر و کم‌رونق‌تر از قبل ساخته است.»

این روزنامه نگار به آمارهایی در این زمینه هم اشاره دارد: «به‌عنوان یک شاهد، مطابق پژوهشی علمی، درحالی‌که در سال ۱۳۷۴ تنها حدود یک درصد از شهروندان تهرانی ماهواره دیش و لوازم دریافت برنامه‌های ماهواره داشتند در سال ۱۳۹۲ این میزان به افزون بر ۷۰ درصد رسید. این رقم برای کل کشور، افزون بر ۶۰ درصد برآورد شده است.»

او نتیجه می‌گیرد: «اقبال به شبکه‌های ماهواره‌ای و استفاده از کانال‌های اطلاع‌رسانی اینترنتی و ناکامی شبکه‌های تازه تاسیس صدا و سیمای ضرغامی در جذب مخاطب، تقریبا مورد اتفاق نظر آگاهان و کار‌شناسان مستقل است. به عنوان نمونه، و برمبنای یک پژوهش، شبکه «مستند» نتوانسته بیش از چند ده هزار بیننده داشته باشد اما شبکه فارسی نشنال جئوگرافی، مخاطبانی چند صد هزار نفری دارد.»

معاونت سیاسی صدا و سیما؛ افراد پشت پرده تصمیم می گیرند

بالا‌ترین بخش سیاسی در صدا و سیما معاونت سیاسی است که مجید آخوندی شهریور ۱۳۸۴ به جای رحمانی فضلی بر صندلی این معاونت تکیه زد. او یکی از افراد پرنفوذ در صدا و سیماست که ساختمان شیشه‌ای این معاونت در دستان اوست. ساختمانی که برای ورود به آن باید کنترل‌های سخت تری از کنترل‌های ورودی به جام جم را طی کرد.

بعد از آخوندی، رئیس واحد مرکزی خبر که زیر نظر معاونت سیاسی است، قدرت زیادی دارد. عبدالرضا بوالی این سمت را برعهده دارد. فردی که سال‌ها در اخبار پربیننده ساعت ۲۱ حضور پررنگ داشت و بعد نیز نقش او در اخبار بیست و سی غیر قابل انکار بود. جایی که بعد‌ها نقش فردی به نام «سید مهدی» در آن بسیار جدی شد.

اما این افراد همه سیاست‌های سیاسی سازمان را رهبری نمی‌کنند و همیشه افرادی در سایه نیز حضور دارند.

از امینی درباره قدرت‌های پشت پرده در صدا و سیما می‌پرسم: «اخبار شبکه‌های پنج‌گانهٔ سیما، اخبار شبکه‌های رادیو، شبکهٔ خبر، واحد مرکزی‌خبر، باشگاه خبرنگاران جوان و همینطور بخش‌های خبری سه‌شبکهٔ جام‌جم، زیرنظر مستقیم معاونت سیاسی صدا و سیما هستند. سیاست‌های کلی این معاونت با نظر مستقیم بیت رهبری تبیین می‌شود. بنابراین چیزی خلاف «رهنموندهای»‌های رهبری در برنامه‌های خبری و سیاسی جای ندارد. پخش مستند‌های سفارشیِ سراسر تهمت و افترا برای خراب کردن چهره‌های سر‌شناس و مخالف حکومت با مخالفتی از سوی سردبیران رو به رو نمی‌شود و ابلاغیه‌ها بدون کم و کاست اجرا می‌شود.»

او افرادی که در بخش خبر و معاونت سیاسی فعالیت می‌کنند چند دسته می‌کند، افرادی که هسته اصلی را در دست دارند و با عقیده‌های خاص و رادیکالی فعالیت می‌کنند.

این خبرنگار سابق صدا و سیما معتقد است که تعداد این افراد در طول دوره‌ ده سالهٔ ریاست ضرغامی بیشتر شده است. او در مقابل، گروهی دیگر را قرار می‌دهد که چنین باورهای سفت و سخت و رادیکالی ندارند، و به دلیل علاقه به کار خبرنگاری و یا کار رسانه‌ای در رادیو و تلویزیون به کار در این مجموعه ادامه می‌دهند و برخی از آن‌ها از کار خود راضی هستند.

سیاست کلی کنترل جامعه در صدا و سیمای ضرغامی

از قادری هم درباره مهم‌ترین ویژگی صدا و سیما در ده سال ریاست ضرغامی سوال می‌کند که می‌گوید: «اگرچه در این دوره تحت تاثیر قهر جامعه از حکومت و آموزه‌های ایدولوژیک آن و لاجرم گرایش شدید به استفاده از ماهواره و اینترنت برای پر کردن اوقات فراغت و رجوع به سایت‌های خبری و رادیو‌ها و تلوزیون های خارجی، صدا و سیما سعی بر گسترش کمی و‌گاه کیفی شبکه‌ها و برنامه‌های خود کرده است ولی نگاهی به برخی از شاخص‌ها نشان می‌دهد همه این تحولات رنگارنگ ذیل‌‌ همان سیاست کلی کنترل جامعه قرار دارد.»

از دیدگاه قادری صدا وسیما به واقع دستگاه ایجاد و تبلیغ توجیهات حکومتی است و طبعا نمی‌تواند رسانه باشد.

وی اضافه می‌کند: «صدا و سیما هرگاه وارد نقد و پخش مشکلات مردم می‌شود، باید پس آن به جنگ قدرتی توجه داشت که سود یا زیان متنازعان در قدرت را منعکس می‌سازد. گسترش کمی شبکه‌ها را باید در پیوند با قهر مردم از رسانه کشور و بیزاری آن هااز فرهنگ القایی توسط حکومت ارزیابی کرد.»

قادری می‌گوید: «این رسانه به ابزار سرکوب منتقدان و توجیه اقدامات بخش‌های امنیتی حکومت تبدیل شده است. در حالیکه سناریوهای ساختگی علیه منتقدان و پرونده‌های سیاسی را پیش از دادگاه منتشر می‌کرد، نام غارتگران بیت المال را همچنان با اختصار ذکر می‌کند. پوشش موارد نقض حقوق بشر در این رسانه دو گانه است، در حالیکه کوچک‌ترین موارد نقض در کشورهای اطراف پررنگ می‌شود، در این زمینه در مورد ایران فقط گزارش‌های رسمی و پاسخ‌های رسمی بسنده می‌کند.»

از سوی دیگر کاظمیان هم درباره دوره عزت‌الله ضرغامی می‌گوید: «او با تکیه بر سوابق سیاسی، نظامی و امنیتی‌اش، تنها در مقام یک «معتمد» از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، به مقام ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شد؛ و نه به‌خاطر صلاحیت‌های علمی و تخصصی‌اش در حوزهٔ رسانه و ارتباطات و مدیریت. این‌چنین، در زمان ریاست وی نیز «درِ» صدا و سیما بر‌‌ همان پاشنه‌ای که در دوران ۱۰ سالهٔ مدیریت علی لاریجانی می‌چرخید، طی طریق کرد.»

این روزنامه نگار و فعال ملی- مذهبی معتقد است که ضرغامی با ایستادن بر نقطه‌ای که مطلوب رهبر جمهوری اسلامی و کانون مرکزی قدرت است (یعنی تداوم بخشیدن به گفتمان اقتدارگرایی) تا امروز مدیریت خود را تداوم بخشیده است. خروجی رسانهٔ ملی در کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ و حوادث خونین پس از آن، در ابقای ضرغامی تاکنون نقشی غیرقابل انکار داشته است. هرچند حالا و پس از ۱۰ سال، به شکلی سنتی، او باید جای خود را به یک «امین» دیگر برای رژیم اقتدارگرا دهد.

چشم انداز ده سال آینده صدا و سیما

حال ضرغامی دوره ده ساله خود را سپری کرده است. دوره‌ای که در اواخر پنج سال اول شاهد برگزاری دادگاه‌های نمایشی بعد از انتخابات و جریان سازی‌ها علیه جنبش سبز بودیم. دوره‌ای که بار‌ها و بار‌ها برنامه‌های مختلف مورد تذکر فعالان سیاسی و حتی مسئولان منتقد قرار گرفته است. دوره‌ای که محمدرضا شجریان و برخی هنرمندان دیگر پخش آثار خود در صدا و سیما را ممنوع کردند. دوره‌ای که بخش‌های ماهواره‌ای صدا و سیما از سوی جامعه بین المللی تحریم شد. دوره‌ای که پخش موسیقی بنا به دستور ضرغامی کاهش پیدا کرد. دوره‌ای که باشگاه خبرنگاران به عنوان یک نهاد امنیتی حضور خود را در صدا و سیما پررنگ‌تر کرد. دوره‌ای که بنا به اظهارات برخی از کارمندان صدا و سیما افراد بازنشسته مدیریت برخی از شبکه‌های استانی را عهده دار شدند و آن‌ها هم طیفی از فامیل و آشنا را وارد صدا و سیما کردند. و دوره‌ای که همراه با اتفاق‌های ریز و درشت دیگر بود. هم اکنون چشم انداز ده سال آینده صدا و سیما چگونه است؟ آیا همین خط و مشی ادامه پیدا می‌کند یا امکان تغییر وجود دارد؟

قادری درباره چشم اندازه ده سال آینده صدا و سیما می‌گوید: «من فکر می‌کنم صدا و سیما آینه تضادهای موجود در قانون اساسی و تضادهای بین نهادهای انتخابی و انتصابی از بک سو و نهادهای قانونی در بخش فرهنگ و نهادهای غیر رسمی قدرتمند در حوزه‌ها از سوی دیگر است. تضاد منافع بین باندهای قدرت در ذیل این حکومت نیز بازتاب خود را در این رسانه خواهد داست. به نظر من تا حل کامل منازعات داخلی و تعیین تکلیف و پایان رودربایستی بین نهادهای انتخابی و انتصابی و اصلاح روند ۳۰ ساله گسترش نفوذ نهادهای امنیتی در نهادهای کشور تاثیر چندانی از تغییرات سیاسی و مدیریتی نمی‌توان انتظار داشت.»

همین پرسش را درباره آینده صدا و سیما از کاظمیان نیز می‌پرسم: «با اطمینان می‌توان پیش‌بینی کرد که «منتصب» بعدی در صدا و سیما، تفاوت ماهوی با ضرغامی و لاریجانی نخواهد داشت. آن‌که بر صدر رسانه ملی خواهد نشست، بازوی رسانه‌ای و تبلیغاتی استبداد دینی و امین آیت‌الله خامنه‌ای برای تحریف حقیقت و تقدیس خشونت و تداوم اقتدارگرایی مسلط است. تا تغییری در «نگاه» شخص اول نظام و کانون مرکزی قدرت در قبال رسانه و آزادی عقیده و بیان و گردش آزاد اطلاعات و حق شهروندان برای آگاهی از حقیقت رویداد‌ها رخ ندهد، وضع فاجعه‌ بار صدا و سیما ادامه خواهد یافت.»

به نظر می رسد تا چند وقت دیگر گزینه بعدی سازمان صدا و سیما با بودجه بالای هزار میلیارد تومانی مشخص می شود. «غلامعلی حداد عادل»، «سید محمدحسینی»، «محمد حسین صفار هرندی»، «محمد سرافراز»، «حسین محمدی» و «علی دارابی» جزو گزینه ها مطرح هستند اما باید دید آیا از بین این افراد رئیس بعدی انتخاب می شود یا گزینه ای دیگری رو می شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.