6 مهر 1393

موافقان و مخالفان می‌گویند

آیا در دولت روحانی فضای مطبوعات بهتر و سانسور کمتر شده است

6 مهر 1393

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد

آیا روحانی و دولت او در یک سال اخیر توانسته‌اند وضعیت مطبوعات را تغییر دهند؟ آیا در یک سال اخیر ازمحدودیت آزادی بیان کاسته شده و آیا طبق وعده او امنیت رسانه‌ها تضمین شده است؟ دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود گفته است: «شوربختانه آن وعده‌ها هنوز به بهبود عمده‌ای منجر نشده و محدودیت‌های اعمال شده بر آزادی بیان کماکان بر بسیاری از عرصه‌های زندگی اثر می‌گذارند. خبرنگاران و دیگر کارکنان رسانه‌ها به طور مرتب توسط دستگاه قضایی احضار یا بازداشت می‌شوند یا با آزار و حمله نیروهای امنیتی روبرو هستند.»

اما چقدر از روزنامه نگاران ایرانی با این گفته بانکی مون موافق‌اند؟ آیا روزنامه نگارانی که برای مطبوعات ایران می‌نویسند همین قدر باور دارند که در یک سال گذشته، روحانی برای مطبوعات ایران کاری نکرده است؟ به وعده‌های رسانه ای‌اش بی‌توجه بوده؟ برخی از روزنامه نگاران مخالف این سخن هستند و معتقدند در دولت روحانی وضعیت آزادی بیان بهبود یافته و برخورد با روزنامه نگاران نسبت به دولت قبلی کمتر شده است. آن‌ها می‌گویند ترس و لرز‌ها در تحریریه‌ها و نوشتن مطالب انتقادی کمتر شده است. درحالی که سوی دیگر ماجرا عده‌ای از روزنامه نگاران باورشان است که سانسور و فشار بر روزنامه نگاران همچنان به روال گذشته بوده است و اگر نبود باید شاهد آزادی روزنامه نگاران دربند می‌بودیم و رفع ممنوع القلم شدن همکاران. به همین منظور سراغ چندتن از روزنامه نگاران رفته‌ام. از آن‌ها پرسیدم که در یک سال اخیر بر مطبوعات ایران چه گذشت؟ آیا محدودیت‌ها و فشار‌ها کمتر شده یا نه؟ احساس این روز‌هایشان از شرایط آزادی بیان در ایران چیست؟ آیا شرایط سانسور نسبت به دولت پیشین تغییر کرده است؟

باز نشدن انجمن صنفی روزنامه نگاران نمونه‌ای از ناتوانی دولت

«روحانى نخواسته یا نتوانسته به وعده‌های داده شده در انتخابات عمل کند. بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران نمونه بارز ناتوانی و یا نخواستن دولت در وعده‌های انتخاباتی‌اش برای بهبود وضعیت مطبوعات است.»

حمید مافی، روزنامه نگار ساکن برلین که این روز‌ها با رادیو زمانه همکاری می‌کند؛ این جمله را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «فراموش نکنیم انتصاب آقای انتظامى در مقام معاونت مطبوعاتى هم از شاهکارهای دولت یازدهم است. دولت و وزارت ارشاد و کار به صورت ویژه ماموریت دفن کردن انجمن صنفی و تولید انجمن‌ها و نهادهای دولتی را دارند و با پیش نویس قانون نظام رسانه‌ای هم این نیت و هدف کاملا عیان شده و در حال پیگیری است.»

او همچنین در باره کاهش فشار بر روزنامه نگاران در یک سال کار دولت یازدهم می‌گوید: «هم بازداشت صبا آذرپیک، هم توقیف‌هایی که صورت گرفت و ضرب الأجل وزارت ارشاد برای فیلترینگ سایت‌های خبری، نشانه‌هایی از تداوم وضعیت قبلی است. دولت اگرچه مى گوید که در این حوزه اختیاری ندارد، اما واقعیت این است که حداقل در هیات نظارت دولت مى تواند تاثیرگذار باشد. و رئیس دولت هم اختیاری با عنوان تذکر قانون اساسی دارد که تمایلی به استفاده از آن ندارد.»

این روزنامه نگار در خصوص وضعیت سانسور می‌گوید: «همچنان خط قرمز‌های قبلی پابرجاست. رسانه‌ها همواره در معرض توقیف و تحدید قرار دارند و تنها اتفاقی که رخ داده، نقد دولت پیشین کاملا مجاز و آزاد شده است. در سایر حوزه‌ها رسانه‌ها همچنان هراس ناک هستند و سایه و دایره نفوذ و دخالت حاکمیت هم بزرگ و ترسناک.»

در کنار این موارد مافی با نگاهی انتقادی به شکل گیری فضای رسانه‌ای که او آن را فضای تملق آمیز می‌نامد؛ می‌گوید: «متاسفانه یک فصای رسانه‌ای تملق آمیز هم شکل گرفته است. شاید اگر تنها صفحه نخست روزنامه‌های حامى دولت یا مدعیان مستقل تحلیل محتوا شود، نتیجه بدست آمده تاسف بار و غم انگیز باشد. دو روزنامه آرمان و فرهیختگان نمونه‌های بارز روزنامه‌های متملق هستند. این رویه را در سایر رسانه‌ها هم مى توان کمرنگ یا پررنگ‌تر دید.»

به باور او رسانه‌ها به بلندگو و بازوی دولت تبدیل شده‌اند. همچنین به مانند گذشته نزدیکان به دولت از رانت برخورداری از امتیاز رسانه برخوردار شده‌اند و دولت رویه دولت پیشین را ادامه مى دهد. راه اندازی رسانه‌های حامى دولت با عنوان رسانه مستقل در این دولت هم ادامه دارد.

خواسته روزنامه نگاران از دولت، حمایت در مقابل نهاد‌های امنیتی است

عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار مقیم فرانسه می‌گوید: «آن چیزی که در اولین نگاه به چشم می‌آید این است که وضعیت خیلی تغییر نکرده است. یعنی همچنان شاهد توقیف مطبوعات و گا‌ها بازداشت خبرنگاران هستیم. اما اگر عمیق‌تر به این موضوع نگاه کنیم می‌بینیم که با روی کار آمدن دولت آقای روحانی، این احساس در بین اهالی رسانه ایجاد شده است که گویی آنان یک حامی دارند و به همین دلیل است که از دولت می‌خواهند که حامی آن‌ها در مقابل نهاد قضایی و نهادهای امنیتی موازی باشد.»

او می‌گوید: «البته این نکته را باید در نظر بگیریم جریان افراطی که با هرگونه تغییر در کشور مخالف است با روی کار آمدن دولت آقای روحانی سعی کرده است تا با ایجاد انواع مانع‌ها، مانع تحقق شعارهای انتخاباتی آقای روحانی شود. البته این نکته موضوع غریبی نیست. در دوران آقای خاتمی نیز چنین رفتاری را شاهد بودیم.»

این روزنامه نگار می‌افزاید: «آنچه آقای‌ بان کی مون مطرح می‌کند این است که ایشان آقای روحانی را به عنوان رییس جمهوری ایران می‌شناسد و به همین دلیل مشکلات را خطاب به او بیان می‌کند. طبیعتا ایشان کاری به جریان‌های مختلف قدرت در ایران ندارند اما این به آن معنا نیست که فعالان سیاسی و فرهنگی در ایران نسبت به این مسآله بی‌تفاوت باشند.»

تاجیک برای اثبات حرف‌هایش می‌گوید: «شما به میزان برخوردهای وزارت اطلاعات با روزنامه نگاران در یک سال گذشته مراجعه کنید. چه تعداد بازداشت وجود داشته است؟ در خصوص رشد و نشاط رسانه‌ها هم کمی به نشریاتی که منتشر می‌شود، نگاه کنیم. آیا بهتر نشده است؟ بالاخره باید مدیران رسانه‌ها احساس امنیت می‌کردند تا کمی بیشتر وارد حوزه‌های ممنوعه بشوند. آیا این اتفاق نیفتاده است؟ منتها این به آن معنا نیست که دولت در این حوزه به تمام تعهدات خود عمل کرده است.»

او می‌گوید: «یادمان باشد که این دولت در شرایطی روی کار آمده است که کشور یک بحران را پشت سر گذاشته بود. قدرتمندانی بودند که نمی‌خواستند و نمی‌خواهند کشور رو به آرامش رود. دولت آقای روحانی باید از نیروهای جریان‌های نزدیک به محافظه کار که می‌توانستند در مقابل نیروهای افراطی ضربه گیر باشند، استفاده می‌کرد. و این مساله باعث شده است که در وزارت ارشاد از کسی استفاده کند که تا به امروز در کارنامه‌اش در دولت روحانی نه تنها نکته مثبتی نمی‌بینیم بلکه شاهد هستیم که با طرح‌هایی که با مخالفت روزنامه نگاران و صاحب نظران مواجه شده است، می‌رود تا ضربه‌ای به آزادی بیان و روزنامه نگاری بزند که در اینجا شخص آقای روحانی باید بر اساس وعده‌های انتخاباتی‌اش با چنین اتفاقی برخورد کند.»

شکستن حکم روزنامه نگاران زندانی راحت نیست

اما زمان روی کار آمدن روحانی، برخی از مطبوعاتی‌ها این انتظار را داشتند که روزنامه نگاران دربند آزاد شوند و یا برای کسانی که ممنوع القلم بوده‌اند؛ گامی برای رفع ممنوعیت‌ها برداشته شود؛ اما این کار‌ها انجام نشد. تاجیک در برابر این اظهار نظر می‌گوید: «برخی از همکاران که در حال حاضر در زندان هستند یا در گذشته در زندان بودند با حکم قضایی بوده که اتفاقا بر اساس شواهد موجود برآورنده خواست‌های جریان افراطی است. در این حوزه رییس جمهور امکان اثرگذاری کم دارد. پس اینکه این توقع باشد که به این راحتی احکام قضایی شکسته شود کمی راحت دیدن مساله است.»

به گفته او برخی از همکاران براساس فشار‌ها یا ترس برخی مدیران امکان فعالیت ندارند که آقای روحانی و دولتش باید از آنان حمایت کنند چرا که دیگر در اینجا موضوع حکم قضایی نیست. این روزنامه نگار درباره وضعیت سانسور در یک سال اخیر می‌گوید: «سانسور موضوع امروز و دیروز ما نیست. همواره با درصدهای متفاوت بوده است؛ گاهی کمتر و گاهی بیشتر. دوباره تکرار می‌کنم که به دلیل تعدد منابع قدرت در ایران در تمام حوزه‌ها موضوع سانسور در ایران سخت‌تر است. چرا که یک نهادی مثل حوزه علمیه می‌تواند به راحتی نظرش را به کرسی بنشاند.»

به گفته وی بر همین اساس دولت آقای روحانی نیز با این مشکلات مواجه است. یعنی باید به گونه‌ای در جهت وعده‌هایش پیش رود که جریان‌های قدرتمند بحران ایجاد نکنند. این را بدانیم که ایجاد بحران در کشور اولین قربانیانش مطبوعات هستند.

روحانی و غفلت او از نظام جامع رسانه

مهم‌ترین و عملیاتی‌ترین اقدامی که روحانی در عرصه مطبوعات ایران می‌تواند انجام دهد چیست؟

تاجیک در جواب این سوال می‌گوید: «عملیاتی‌ترین کار توجه به نظر اصحاب رسانه و صاحب نظران در خصوص طرح جدید (نظام جامع رسانه) برای مطبوعات است. اگر اکثریت نظرش بر ناکارآمد بودن این طرح است باید آن را کنار بگذارد و به جای آن نظر همکاران و صاحب نظران را بگنجاند.»

به گفته او آقای روحانی باید با توجه به نقشی که تمامیت خواهان برای برهم زدن فضا می‌توانند ایجاد کنند باید به صورت پلکانی فضا را برای رسانه‌های باز‌تر کند. این اتفاق هم می‌تواند توسط وزارت اطلاعات بی‌افتد و هم توسط وزارت ارشاد.

هنوز در بر‌‌ همان پاشنه می‌چرخد

«هنوز در بر‌‌ همان پاشنه می‌چرخد» این جمله را روزنامه نگاری می‌گوید که با نام مستعار مریم .میم از او نام می‌برم.

می‌گوید: «در این دوره جدید، قویه قضاییه و دادستانی با عزم بیشتری برای محدود کردن آزادی‌ها تلاش می‌کنند اما متاسفانه نمی‌بینیم در مخالفت با این اقدامات حتی ده درصد دولت تلاشی انجام دهد.»

به گفته او وزیر فرهنگ و ارشاد نسبت به سخنان‌ بان کی مون موضع می‌گیرد و ادعا می‌کند در این یک سال توقیف مطبوعات کمتر شده است اما آمار و ارقامی اعلام نمی‌کند. واقعا روزی می‌توان از وضعیت خوب صحبت کرد که رسانه‌ای توقیف نشود نه اینکه بدون آمار و ارقام بگوییم توقیف کمتر شده است.

مریم میم نیز باور دارد شرایط مطبوعات و آزادی بیان در ایران نسبت به گذشته بهبودی نداشته است: «از نظر من میزان و روند توقیف رسانه‌ها به‌‌ همان روال سابق است. شاید در دوره‌های خاص مطبوعات فله‌ای توقیف شدند اما اگر این دوره‌ها را خط بگیریم روند توقیف مطبوعات در یک سال اخیر به مانند گذشته است و چیزی بهبود نیافته است حتی به نظر من با توجه به احتمالات موجود و تغییر و تحولات آینده در هیات نظارت بر مطبوعات احتمال اینکه شرایط بد‌تر هم شود، وجود دارد.»

ترس روزنامه نگاران هنوز پابرجاست

وی می‌افزاید: «اما اگر کمی جزیی‌تر بخواهیم نگاه کنیم، به نظرم فضای سنگین ترس بر روی روزنامه نگاران اصلاح طلب و مستقل کمتر شده است و البته قطعا این ترس هنوز پابرجاست. اما شاید در این دوره حداقل از طرف وزارت اطلاعات حمله به تحریریه‌ها و بازداشت فله‌ای روزنامه نگاران را مانند بهمن سال ۹۱ نبینیم.»

او می‌گوید: «یادمان نرفته است که در کتابچه برنامه‌های حسن روحانی و در بخش فرهنگی به ارائه لایحه حمایت از آزادی بیان اشاره شده بود و بعد از انتخابات سخنی از آن به میان نیامد و البته هنوز روزنامه نگاران بازداشت می‌شوند و حکم می‌گیرند و حکم‌های خود را می‌گذرانند. و البته یادمان نرفته است که حسن روحانی چند روز قبل از انتخابات و در تبلیغات رادیویی خود خواستار تکثر رسانه‌ها بود و گفت که اینجا ایران است و کره شمالی نیست که افراد تحت نظارت باشند اما واقعیت این است که اینجا ایران است اما روزنامه نگاران و رسانه‌ها تحت شدید‌ترین نظارت‌های رادیکالی هستند. افرادی که بالای سر روزنامه‌ها با چماق ایستاده‌اند تا حتی با یک جمله یا یک عکس که با سلیقه آن‌ها جور در نمی‌آید حکم توقیف رسانه را بگیرند.»

مشکل مطبوعات ایران خبرنگاران جدید هستند و نه محدودیت‌ها

حمید اسلامی، سردبیر ماهنامه صنعت و درمان عقیده‌ای مخالف مریم دارد. او معتقد است فضای مطبوعات ایران تغییر کرده است: «الان روزنامه‌ها با ترس و لرز کمتری می‌نویسند. هرچند که هنوز نگرانی وجود دارد و هر از گاهی شاید سراغ یکی از همکاران بروند. خب یادمان باشد صبا آذر پیک به تازگی بازداشت شده است. فضا تغییراتی کرده اما آن چنان باز نشده که بخواهیم تغییر چشمگیری در شیوه اطلاع رسانی ببینیم.»

اما اسلامی نگاهش به مساله فضای مطبوعات و جریان اطلاع رسانی در ایران بیشتر معطوف به ساختار تربیت و کار خبرنگاران است: «مشکل ما در اطلاع رسانی بیشتر از اینکه بحث محدودیت‌ها و بحث سانسور باشد؛ بحث شیوه کار خبرنگاران جدید است که جریان اطلاع رسانی را یک طرفه و از بالا به پایین کرده است. اگر مسوولان و دولت اطلاعاتی در اختیار خبرنگار بگذارند خبرنگار منتشر می‌کند؛ اگر هم نگذارند که هیچ. خبرنگار دقیق جست‌و‌جو گر و پرسشگر بسیار کم داریم. یک خبر را یک خبرگزاری یا پایگاه اطلاع رسانی با چند غلط نگارشی و ویرایشی کار می‌کند‌‌ همان خبر با همه غلط‌هایش در همه روزنامه‌ها منتشر می‌شود. یا خبری منشر می‌شود که خبرنگار، پیگیر درست بودن اطلاعات خبر و دریافت اطلاعات بیشتر تلاشی نمی‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «خبرنگار باید در جستجوی اطلاعات باشد و پرسش درست و هدفمند بکند. در حال حاضر در یک نشست خبری که می‌روید می‌بینید مدیردولتی می‌آید صحبت‌هایش را می‌کند و خبرنگار‌ها هم می‌نویسند. بعدهیچ خبرنگاری پرسش نمی‌کند. یا یکی دو نفر می‌پرسند ما بقی هم قلم کاغذشان را جمع می‌کنند و می‌روند دنبال کارشان. برای همین مدیر دولتی هم عادت کرده اطلاعاتی را که خودش دوست دارد بدهد. و جریان اصلاع رسانی را در دست خودش بگیرد.»

وی می‌افزاید: «البته این موضوع شامل فضای سیاسی نمی‌شود. در حوزه سیاسی خبرنگار‌ها فعال‌تر برخورد می‌کنند اما باز هم پرسش‌هایی که می‌شود چنگی به دل نمی‌زند.»

از این روزنامه نگار می‌پرسم مگر فضا آنقدر باز هست که خبرنگار بتواند سوالش رو مطرح کند؟ و یا رسانه‌اش بخواهد انتقاد‌ها رو منتشر کند؟ در جواب می‌گوید: «فضا آنقدر بسته هم نیست. خبرنگار باید این مهارت را داشته باشد که پرسش‌های راهبردی بپرسد و بتواند با پرسش‌های هدایت شده اطللاعات را اززیر زبان مدیر دولتی بیرون بکشد.»

او می‌گوید: «انتشار نام میرحسین موسوی ممنوع بود. اما الان رسانه‌ها هر از گاهی نامش را می‌برند. موضوع این است که مطبوعات ما بیش از اندازه محافظه کار شده و یک جاهایی پا پس کشیده است، البته شاید حق هم دارند. این محدودیت‌ها پیش از این هم بود. در زمان آقای خاتمی هم این فشار‌ها و محدودیت‌ها بود. حالا یک جایی کمتر یک جایی بیشتر. ولی آن دوره خبرنگارهایی که کار می‌کردند هم در شیوه‌های دستیابی به اطلاعات مهارت داشتند و هم در شیوه نوشتن اطلاعات به گونه‌ای که دم به تله ندهند. الان برخی از مطبوعات هم که می‌خواهند این فضا را بشکنند چنان ناشیانه می‌شکنند که منجر به بسته شدن و بی‌کاری همکاران می‌شود.»

سانسور از روزنامه نگار آغاز می‌شود

وقتی از او درباره خط قرمزهای موجود در روزنامه‌ها می‌پرسم، می‌گوید: «ما درایران کار می‌کنیم ونه در فرانسه و یک جایی باید خودمان حواسمان به کارمان باشد. به هر حال ما یک جریان ازاد اطلاع رسانی در ایران نداریم و خودمان باید خط قرمز‌ها رو تشخیص دهیم. اگر ما به دروازه بانی خبر در کار رسانه معتقد باشیم؛ دروازه بانی خبر دو سویه دارد. یک سویه اینکه چه خبر‌هایی ارزش کار کردن ددارند و یکسویه دیگر آن این است که این خبر با چه ترفندی کارشود که هم اثر گذار باشد و هم اینکه پیامد‌های احتمالی نداشته باشد. مثال روشن روزنامه آسمان بود که پس از ۶ شماره بسته شد. بحثی را که همه می‌دانندا ز خط قرمزهای تفکر دینی است و یک بار هم نهضت آزادی سر این مساله مشکل پیداکرده و نشریه‌اش بسته شده بی‌پروا به سراغش می‌روند. هیچ راهبردی برایش نمی‌اندیشند. و دنبال ترفند‌های بیانین می‌روند. آن‌ها دقیقا‌‌ همان جایی را که مشکل دارد سوتی‌تر می‌کنند. یکی می‌گوید خودشان مخصوصا آن بخش را سوتی‌تر کرده‌اند؛ یکی می‌گوید نه پیش از چاپ دست کاری شده و این‌ها نمی‌دانسته‌اند.»

به باور این روزنامه نگار محدودیت‌های در مطبوعات همیشه بوده با این تفاوت که در دولتی این محدودیت‌ها کمتر و در دولتی دیگر بیشتر است. اینجا هیچ خط قرمز نوشته شده‌ای نیست. خط قرمز هاهمه تجربی‌اند. می‌بینید سانسور از خود من روزنامه نگار آغاز می‌شود پیش ازاینکه از دولت یا حکومت آغاز شود. این‌‌ همان مشکلات بنیادی است که ما داریم. سردرگمی اینکه چه بنویسم چه ننویسم. این روزهاهم هر چی بنویسی به یکی برمیخورد. یا به پزشک‌ها بر می‌خورد یابه بازیگران. یا ورزشکاران. یا مردم فلان شهر شاکی می‌شوند.

روزنامه‌ها از انتشار مشکلات مردم فاصله گرفته‌اند

می‌خواهم بدانم این جریان اطلاع رسانی در این یک ساله آزاد‌تر شده یا نه فرقی نکرده؟ اسلامی در پاسخ این سوال می‌گوید: «به گمانم در حوزه سیاسی و اقتصادی کمی بیشتر شده. اما در برخی حوزه‌های اجتماعی نه. مثلا وزارت بهداشت هم چنان روی موج جریان بسته اطلاعات دارد جلو می‌رود. حوزه سلامت یک بحران سنگین را پشت سر گذاشته که می‌توانست چشم اسفندیار باشد. همین حساسیت‌ها را در این حوزه بالا برده است. یا بحث فقر. این‌ها مسایلی است که به هر روی شایسته نمی‌دانند رسانه‌ها رویشان تمرکز کنند. شما چند سالی است در روزنامه‌های ایران بحث طرح مشکلات مردم را نمی‌بینید. روزنامه‌ها فاصله گرفته‌اند. باور من این است با روندی که مطبوعات ما دارد کار می‌کند و مشکلات بنیادینی که دارد ما بیشتر خودمان به خودمان داریم آسیب می‌زنیم.»

بخش دیگر مشکلاتی که اسلامی به آن اشاره می‌کند این است که: «یک سری از اطلاعات از سرچشمه بسته شده است و مسولان به هیچ وجه درباره این اطلاعات گفت‌و‌گو نمی‌کنند و اگر بکنند پاسخ‌های سربسته می‌دهند. در واقع به جای اینکه سانسور در انتشار باشد سانسور در بخشی است که بایداطلاعات را در دسترس بگذارد.»

سانسور از داخل روزنامه آغاز می‌شود

ایمان مهدی‌زاده، روزنامه نگاری که در حوزه کشاورزی فعالیت دارد از مشکلات سانسور در کارش می‌گوید: «حوزه فعلی بنده کشاورزی با موضوع سلامت و امنیت غذایی است. ما برای این صفحه با وزارت جهاد کشاورزی تفاهم نامه داریم که گزارش و یادداشت انتقادی منتشر نخواهد شد. آبیاری زراعی با فاضلاب، محصولات لبنی و پروتیینی که بیش از اندازه افزودنی دارند و با این تامین مواد غذایی سونامی سرطان در راه است اما جازه انتشار نداریم چون تشویش اذهان عمومی محسوب می‌شود.»

او مثال دیگری از فضای سانسور در مطبوعات ایران می‌زند: «یک ماه و اندی پیش نشست مطبوعاتی دکتر کلانتری رییس ستاد احیا دریاچه ارومیه بود. درباره ۵۰۰ میلیون دلار بودجه از صندوق توسعه ملی حرف زد و وقتی از روستاییان مجبور به مهاجرت پرسیدم (بیش از ۶۰ روستا تخلیه شده) دیدم در ردیف بودجه هیچ برایشان در نظر نگرفته‌اند. به روزنامه که بازگشتم و می خواستم این نقد را مطرح کنم، سردبیر اجازه نداد و گفت آقای کلانتری از دوستان ماست.»

البته محدودیت در انتشار برخی از اخبار مربوط به یک سال اخیر نیست و او از تجربهٔ سالیان پیش خود مثالی دیگر می‌آورد: «سال ۸۷ برای افتتاح میان گذر دریاچه ارومیه رفتیم.‌‌ همان وقت معلوم بود اکوسیستم به هم ریخته و دریاچه نابود شده. مفاد قرارداد با شرکت صدرا ساخت چاده‌ای از روی دریاچه با شمع کوبی و ۵ لاین بود. صدرا وابسته به سپاه تازه در بورس کم آورده این پروژه را گرفت تا کسری خود را جبران کند. هیچ کدام از مفاد قرارداد اجرا نشد اما صدرا پول را گرفت و دریاچه را نابود کرد متاسفانه مدیرعامل اجازه کار نداد چون نمی‌توانست با سپاه در بیفتد.»

سال ۸۸ نیز این روزنامه نگار به شهرستان لالی در خوزستان مسافرتی داشته و درباره سانسور اخبار در انتشار اخبار آن منطقه می‌گوید: «در شهرستان لالی منطقه دول طاهر برای گزارش از مردمی که شناسنامه نداشتند. هموطنانی محروم از هر گونه خدمات و امکانات اما در ‌‌نهایت در گزارشم دست برده شد و همشهری ماه به خاطر نزدیک بودن به انتخابات تی‌تر را تغییر داد: ایرانیانی که حق رای ندارند. آن‌ها رای نمی‌خواستند بهداشت و آموزش می‌خواستند. سانسور از داخل روزنامه آغاز می‌شود. بماند که برای خیلی از خبرنگاران از ذهنشان آغاز می‌شود. درباره پلیس، سپاه، بنیاد شهید، کمیته امداد و خیلی نهادهای دیگر نمی‌توان هیچ نقدی منتشر کرد.»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.