13 مهر 1393

گفت و گو با سیامک قادری، روزنامه نگار

فضای امنیتی بر رسانه ها همچنان حاکم است

13 مهر 1393

خبرنگاران ایران-صبا اعتماد:

مهم‌ترین و عملیاتی‌ترین اقدامی که دولت روحانی در عرصه مطبوعات ایران می‌تواند انجام دهد؛ چیست؟ سیامک قادری، روزنامه نگار در پاسخ به این سوال به صراحت می‌گوید: «خیلی نباید انتظار خاصی داشت.» او در این این گفت‌و‌گوی کوتاه درباره وضعیت مطبوعات، سانسور، امنیت روزنامه نگاران، فشار بر روزنامه نگاران و امنیت رسانه‌ها در مقایسه با دوره احمدی‌نژاد می‌گوید. سیامک قادری، خبرنگار سابق ایرنا فردی است که به تازگی از زندان آزاد شده است. او در سال ۱۳۸۹ در خانه‌اش بازداشت شد و بدون حتی یک روز مرخصی، حکم چهار ساله خود را در زندان اوین سپری کرد.

بانکی مون، دبیر کل سازمان ملل در گزارش جدید خود اعلام کرده وضعیت آزادی بیان در دولت روحانی نسبت به گذشته بهبودی ایجاد نشده است. شما چقدر با این نظر موافق و یا مخالف هستید؟

قطعا فضای امنیتی حاکم بر هشت سال دوره احمدی‌نژاد اکنون تا حدی کاهش یافته است، با این حال باید توجه داشت، بخش انتخابی در ایران همواره توسط نهادهای امنیتی - نظامی کنترل می‌شود. طبیعی است چنانچه تحت تاثیر تغییر فضای سیاسی اگر تیغ انتقادات همچنان به سوی بخش غیر انتخابی یا فعالان ما یشاء عرصه‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نشانه گرفته شود، توسط نهادهای مذکور و قوه قضاییه مورد برخورد قرار می‌گیرند. وضعیت دولت کنونی هم در همین چارچوب قابل تحلیل است و نهادهای مورد نظر سعی بر جلوگیری از اجرای وعده‌های دولت دارند.

به نظر شما روحانی به کدام وعده‌هایی که در حوزه وضعیت مطبوعات و آزادی بیان داده بود عمل نکرد؟ و به کدام عمل کرد؟

به طور کلی وضعیت آزادی بیان کمی بهبود یافته است، اما به طور مشخص هنوز جلوی اقدامات غیر قانونی در تعطیل نهاد صنفی مطبوعات گرفته نشده است. با خبرنگاران و روزنامه‌ها برخورد می‌شود و همه این‌ها را نباید صرفا در حوزه اختیارات یا کاستی‌های دولت ارزیابی کرد. در دوره هشت ساله قبلی علاوه بر نهادهای رسمی و غیر رسمی اعمال سانسور، شورای عالی امنیت ملی دستورالعمل‌های متفاوتی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صادر می‌کرد و از رسانه‌ها خواستار امتناع از انتشار اخبار و گزارش‌های انتقادی می‌شد، در حال حاضر این دخالت‌ها ظاهرا محدود به حوزه سیاست خارجی و موضوع هسته‌ای شده است و دولت در این زمینه کمتر دخالت مستقیم دارد. گزارشی هم از قطع کمک‌های دولت در قالب یارانه نشر به دلیل مشی انتقادی رسانه‌ها منتشر نشده است.

به عنوان مصداق می‌توان به دستور العمل‌های شورای امنیت ملی در زمینه خودداری رسانه‌ها از نوشتن درباره افزایش موج گرانی حتی در اقلام غذایی و بازار ارز اشاره کرد که شاید حاد‌ترین این درخواست‌ها در دوره دولت احمدی‌نژاد صورت گرفت. موج برخورد با روزنامه نگاران و رسانه‌های منتقد آنقدر شدت گرفت که حتی رسانه‌های خرد با مخاطبان اندک که از وضعیت فساد و بی‌برنامگی دولت انتقاد می‌کردند؛ مورد حمله قرار می‌گرفتند و از طریق نهادهای تحت کنترل دولت فیلتر می‌شدند. هزاران معتقد از نهاد‌ها و ادارات دولتی اخراج شدند.

روزهای انتخابات ریاست جمهوری برخی از روزنامه نگاران تبدیل به حامیان روحانی شده بودند. می‌خواهم بدانم چقدر با این دسته از روزنامه نگار در ارتباطید؟ و آیا هنوز آن‌ها‌‌ همان طور حامیان سفت و سخت روحانی هستند؟

تا حدی در فضای مجازی در ارتباط هستم با این دست از روزنامه نگاران. آن‌ها به درستی علت ناتوانی دولت در تحقق برنامه‌ها را در دخالت نهادهای امنیتی و نظامی می‌بینند. به همین دلیل یک حس منصفانه‌ای در توجیه ناتوانی‌های دولت دارند. ولی باید توجه داشت که از سال ۸۸ که وضعیت نهاد انتخابی ریاست جمهوری در هاله از ابهام قرار گرفت. دیگر هیچ دولتی نباید دلیل ناتوانی‌های خود را در ساختار دوگانه توجیه کند. دولت‌های پس از ۸۸ با توجه به آن تجربه و این شناخت از حکومت باید وعده‌ای بدهند که با توجه به صدمه دیدن پایه مشروعیت مبتنی بر انتخابات آزاد و خواست ملی، میزانی از کارایی می‌تواند تا حدی دولت‌ها را قابل پذیرش کند.

مهم‌ترین و عملیاتی‌ترین اقدامی که روحانی در عرصه مطبوعات ایران می‌تواند انجام دهد؛ چیست؟

خیلی انتظار خاصی نباید داشت. در حد تلاش برای فعالیت نهادهای صنفی، تهیه و تدوین مقرراتی برای افزایش حقوق و مزایای خبرنگاران و روزنامه نگاران، امتناع از دخالت در امور حرفه‌ای آنان، جلوگیری از شکایت نهادهای دولتی از رسانه‌ها، دلجویی از این قشر با رسیدگی به وضعیت مسکن و بهداشت آنان و الزام نهادهای دولتی به پاسخگویی به رسانه‌ها از مجموع اقدامات قابل انتظار از دولت کنونی است.

در این یک سال کار کردن در کدام حوزه‌ها راحت‌تر از گذشته شده و در کدام حوزه‌ها دشوار‌تر برای روزنامه نگاران؟

در حوزه‌های سیاسی تا محدوده و خطوط قرمز حکومت یعنی جنبش سبز، حبس‌ها و حصر‌ها و محدوده‌های ممنوع حاکمیتی می‌شود کار کرد. در حوزه فرهنگ همچنان نگاه سخت متولیان غیر رسمی مانع از کار جدی است. در حوزه اقتصاد تا وقتی انتقاد به فقر و فساد مقامات قبلی است، می‌توان تا مرز خطوط قرمز حرکت کرد ولی انتقاد مستقیم از اقدامات نوپای دولت تا حد کمی تحمل می‌شود. در حوزه اجتماعی که به نظر می‌رسد ضربات جبران ناپذیر دولت قبل و رشد انواع آسیب‌های اجتماعی و به موازات آن انهدام نهادهای غیر دولتی و عدم پاسخگویی نهادهای دولتی موجب بی‌انگیزگی روزنامه نگاران شده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.