7 مهر 1390

مروري بر وضعيت ناكار آمد توزيع مطبوعات در ايران

نشریه هایی که منتشر می شوند اما توزیع نمی شوند

7 مهر 1390

خبرنگاران ايران –سعيد رازي دوست :«شبکه توزیع سراسری کتاب و روزنامه و مجله در کشور ما سال هاست درجا می زند و هیچ پیشرفتی نداشته. همین مساله می تواند بی نیازی مردم به آثار چاپی را نشان بدهد. اگر نیاز وجود داشت، شبکه توزیعش هم به وجود آمد. مواد مخدر با همه موانع قانونی توانسته شبکه توزیع سراسری خودش را پیدا کند. چرا؟ چون نیاز وجود دارد. اگر ملت ما هم به مطبوعات و کتاب احساس نیاز می کرد، شبکه توزیع مناسبش پدید می آمد.» سطرهای بالا ـ هرچند بحث برانگیز ـ بخشی است از سخنان یکی از موفق ترین مدیران فرهنگی بخش خصوصی ایران، که چند ماه پیش در نشستی با خبرنگاران بر زبان راند. به راستی دلیل فقدان شبکه کارآمد توزیع ملیِ آثار چاپی چیست؟

شهر چه مشخصاتی باید داشته باشد؟ آیا معابر مناسب، بهداشت قابل قبول، فضای سبز متناسب و امکانات فرهنگی روزآمد جزء ویژگی های شهر محسوب نمی شود؟ آیا صرف افزایش جمعیت متراکم در یک محدوده جغرافیایی می تواند در قرن حاضر منتج به زایش شهر شود؟ آیا قرار نیست شهر امروز از نظر تعریف با شهر دیروز تفاوتی داشته باشد؟ به هر حال نتیجه تبدیل مستقیم روستا و بخش به شهر ـ تنها به دلیل افزایش جمعیت ـ چیزی جز شهرهایی فاقد امکانات اولیه نیست. اگر بخواهیم فقط روی مقوله مطبوعات متمرکز شویم، باید به این نکته توجه کنیم که در تعداد قابل توجهی از شهرهای ایران دکه یا مغازه ای برای عرضه مطبوعات وجود ندارد؛ یعنی ساکنان شهرهای جدید، برای تهیه روزنامه باید به شهرهای قدیمی تر بروند. طبعا اگر روزنامه ای بخواهد اقدام به ایجاد شبکه سراسری توزیع کند، از منظر اقتصادی دست به کاری زیان آور زده، اما چرا هنوز شبکه ملی توزیع مطبوعات ایجاد نشده است؟

مجله هایی که منتشر می شوند، اما توزیع نمی شوند

«مگر مجله ما در فلان استان چند خریدار خواهد داشت که بخواهیم به آنجا نشریه بفرستیم؟» این پرسش مهم ترین دغدغه ای است که سبب می شود صاحبان برخی جراید از ارسال نشریه شان به شهرستان ها خودداری کنند؛ چراکه هزینه ارسال نشریه بیشتر از سود ناشی از فروش آن خواهد بود. اما اگر شبکه کارآمد توزیع سراسری مطبوعات وجود داشت، هزینه ارسال مثلا بیست نسخه از یک مجله تخصصی یا فرهنگی به مرکز استانی مرزی، بار مالی خاصی به تولیدکننده تحمیل نمی کرد. در شرایط کنونی، ناشر یک مجله فرهنگی حرفه ای وقتی می بیند در هر استان مرزی بیش از بیست نسخه فروش ندارد، ترجیح می دهد از خیر ارسال نشریه به آنجا بگذرد؛ زیرا مبلغی که اداره پست بابت ارسال بسته خواهد گرفت یا دردسر تحویل بسته به اتوبوس ها و باربری ها و بعد دردسرهای تصفیه حساب با موزّعین استانی، نه تنها احتمال کسب سود را منتفی می کند، شاید منجر به زیان مادی نیز بشود.

یک نشریه چرا منتشر می شود؟ آیا جز این است که برای خوانده شدن؟ شرایط حاکم بر مقوله توزیع سبب شده چندین نشریه فرهنگی خوب و تخصصی به بسیاری از شهرها ارسال نشود؛ درحالیکه در آن شهرها علاقه مندانی هرچند اندک، چشم به راه نشریه های فرهنگی اند. چنین وضعیتی هم باعث می شود مجلات نتوانند تیراژشان را بالا ببرند و هم به ضعف اطلاعاتی و علمی در سراسر کشور می انجامد. نه فقط مجله های فرهنگی حرفه ای و تخصصی، که نشریات علمی هم بخت توزیع سراسری را به دست نمی آورند؛ درحالیکه در هر استان چندین متخصص، چشم به راه معلومات جدیدند؛ معلوماتی که به دلیل نداشتن صرفه مالی، هرگز به شهر آنها ارسال نخواهد شد.

اگر شبکه توزیع سراسری مطبوعات به صورت کارآمد وجود داشت، ارسال تمام نشریه های تخصصی در کنار روزنامه های پرتیراژ به سراسر ایران به راحتی می توانست صورت بگیرد. چگونه می توان شبکه ملی توزیع نشریات را ایجاد کرد؟ چه نهادی باید به این کار اقدام کند؛ دولتی توسعه گرا یا اتحادیه مطبوعات کشور؟ ظاهرا حلقه های زنجیری که به آن نیاز داریم، به تمامی مفقوده است!

فقدان شبکه ملی پخش مطبوعات یگانه معضل وادی توزیع نیست. اگرچه تعداد قابل توجهی از کتابفروشان نیز در عرصه کاری رفتاری روزآمد ندارند، دست کم علاقه مند بودن شان به مقوله کتاب، باعث شده تصویری مثبت از کتابفروشان در ذهنیت ایرانی شکل بگیرد. اما چند درصد روزنامه فروشان و توزیع کنندگان مطبوعات در کشور ما به مطبوعات علاقه دارند؟ یک درصد؟ دو درصد؟

همچنانکه فروشنده هر کالایی باید معلوماتی در زمینه کاری اش داشته باشد، مطبوعات نیز به فروشندگانی با معلومات نیاز دارد. فروشندگانی که به تفاوت نشریه ها آگاه بوده و با نحوه چینش آنها بتوانند ظاهری فرهنگی به دکه یا مغازه شان بدهند. دکه های مطبوعاتی ما را اغلب کسانی مدیریت می کنند که اهل روزنامه خوانی نیستند. دکه داران ما به هیچ وجه نمی توانند اطلاعاتی درباره نشریه ها به خریدار علاقه مند ارائه کنند. دکه داران روزنامه ها را روی هم تلنبار می کنند و چنان به سود سرشار حاصل از فروش سیگار و نوشیدنی و تنقلات سرگرمند که اگر پای اجبار در میان نباشد، به غیر از چند نشریه پرتیراژ، از فروختن نشریه های حرفه ای فرهنگی سرباز می زنند. ظاهر دکه های مطبوعاتی ما شبیه چیست؟ آیا با دیدن دکه ها احساس کرده اید که ممکن است با یک مکان کوچک فرهنگی مواجه باشید؟

در کتاب های روزنامه نگاری از اهمیت صفحه اول و تیتر یک روزنامه ها سخن به میان می آید، اما غیر از چند روزنامه پرتیراژ، فقط اسم بقیه روزنامه ها را در اغلب دکه ها می شود دید؛ و این یعنی کارکنان روزنامه هر چقدر هم که زحمت کشیده و تیترهای جذابی نوشته باشند، موفق به جذب مخاطب گذری نخواهند شد.

وقتی روزنامه یا مجله ای تازه پا به میدان مطبوعات می گذارد، بیشتر مواقع دکه داران از گذاشتن آن بین نشریه ها سر باز می زنند؛ گویی باید نشریه مدتی فقط منتشر شود و بعد از مثلا سه ماه، دکه داران اجازه دیده شدن آن را صادر کنند. چند سال پیش وقتی برای روزنامه جدیدی مطلب می نوشتم که متاسفانه تا مدت ها به رغم کیفیت خوبش به چشم نیامد، روزی در دکه های منطقه هفت تیر و کریمخان و نیز دکه های انقلاب و میدان ولیعصر دنبال روزنامه گشتم، اما نیافتم. از هر دکه ای پرسیدم: «روزنامه ... را نمی آورید؟» جواب شنیدم: «چرا؟ داریمش!» ـ پس چرا نذاشتید بین روزنامه ها؟

ـ یه ماهه داره منتشر می شه. هنوز جا نیفتاده.

ـ باید دیده بشه تا جا بیفته؛ مگه نه؟

ـ می خوای بدم؟!

مجسم کنید وقتی اولین شماره های روزنامه ای منتشر می شود، در کنار همه مشکلات کاری، دکه داران هم از گذاشتن آن کنار سایر روزنامه ها خودداری کنند!

دوستی که سردبیری یکی از نشریه های استانی را برعهده دارد، می گفت در شهرشان دکه داران نشریه های محلی را عرضه نمی کنند و می گویند اگر می خواهید نشریه ها را در معرض دید قرار بدهیم، باید پنجاه درصد قیمتش را به ما بدهید. او می گفت: «کارمان شده التماس به دکه دارها. کسی هم کاری از دستش برنمی آید. البته طبق قانون اینها غیر از مطبوعات نباید کالای دیگری بفروشند، اما بعضی شان چیزی که نمی فروشند همان مطبوعات است. الان قبول کرده ایم نصف قیمت نشریه را به دکه دارها بدهیم و آنها هم قبول کرده اند نشریه های محلی را بفروشند.»

یک پیشنهاد: تاسیس کیوسک هایی با طراحی نو و واگذاری مدیریت آن به روزنامه ها

یکی از دوستان روزنامه نگار که سال هاست دردسرهای توزیع، لذت تولید روزنامه را به کامش تلخ کرده می گوید: «مساله دکه دارها یک مساله ریشه دار است و دیگر نمی شود کاری صورت داد. البته شهرداری و معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می توانند به صورت آزمایشی، در تهران دکه هایی زیبا و حرفه ای را طراحی و مدیریت آن را به روزنامه ها واگذار کنند. مثلا هر روزنامه یکی- دو دکه داشته باشد. در این دکه ها غیر از نشریات چیز دیگری فروخته نشود و فروشنده های مجربی هم آنها را مدیریت کنند. این می تواند یک گام برای عرضه حرفه ای و اصولی مطبوعات باشد. دکه داران قدیمی کار خودشان را انجام خواهند داد، فقط یک سری دکه های جدید، صرفا مطبوعاتی، با طراحی حرفه ای و شیک به مبلمان شهری اضافه خواهد شد. شاید این طرح بتواند در آینده به تحولی در عرصه توزیع نشریات بینجامد.»

دکه داران در همه مراکز استان ها درآمد بالایی دارند و در تهران نیز بنابر شنیده ها سود روزانه برخی دکه ها می تواند با حقوق ماهانه یک کارمند ارشد برابری کند. این درآمد به هیچ وجه قابل قیاس با حقوق حداقلی روزنامه نگارانی نیست که با دشواری های بسیار چرخه تولید روزنامه ها را می گردانند. راستی چه ایرادی دارد شهرداری کیوسک هایی را طبق آخرین موازین معماری و دکوراسیون شهری طراحی کند و مدیریت هر کدام از این کیوسک ها در اختیار یکی از روزنامه ها قرار بگیرد، تا هم فرهنگ فروش مطبوعات اصلاح شود و هم ـ اگر باشد ـ سودی به جیب تولید کننده برود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.