22 مهر 1388

در باب روزنامه‌نگاری پر رمز و راز این روزها

به احترام مخاطب

22 مهر 1388

اسد وفاپیشه

asad.vafapishe gmail.com

مواجهه و واکنش مخاطب با حجم پیام‌های رمز ناگشوده از یک سو، طرف حساب شدنش با پیام‌های هجو هم حکایتی است. درست مانند تبلیغ یک خوراکی که این روزها به تکرار از رسانه ملی پخش می‌شود که در آن یک شهروند ایتالیایی و یک آقای احتمالا مالک سوپر دریانی دائما در حال چانه زدن به زبان ایتالیایی هستند و دست آخر هم گوینده پیام بازرگانی چنان با صراحت می‌گوید این محصول فلان چیز است. بحث بر سر رسانه حاوی پیام یک طرف، مخاطب رمزگشا هم طرف دیگر ماجرا. بگذریم که پیامی از این دست نیاز به رمزگشایی ندارد و بیشتر صحبت از ارتباط مخاطب و رسانه حاوی رمز مانند مطبوعات است.

در سال ٢٠٠٦ فدراسیون بین المللی روزنامه‌نگاران با تحقیقی در میان سندیکاهای سی و هشت کشور اعلام کرد: " اشتغال در عرصه رسانه‌ای بی‌ثبات و فاقد امنیت گشته و بیکاری تشدید شده است." این آگاهی سبب‌ساز تولد شیری شد که به علت فقدان تمرکز و اعمال فشارهای دولتی بر اطلاع‌رسانی، بی‌یال و دم شد. ۱۵ آبان ماه تا ۱۷ دی سال ۱۳۵۷ نسخه ایرانی این شیر بی‌یال و دم غرشی کرد و در تاریخ مطبوعات و روزنامه‌نگاری ایرانی سه رسانه اطلاعات و کیهان و آیندگان دست به اعتصاب زدند. علت اعتصاب هم دخالت ماموران سانسور حکومت نظامی در چاپ مطالب روزنامه‌ها بود.

در آن روزها مخاطب خود جریان‌ساز بود و به سبک امروز، تطبیقی جراید را مطالعه نمی‌کرد. اول اینکه حجم انتشار روزنامه‌ها محدود بود و دوم اینکه جامعه دائم در حال تحول بود. اما امروز با توجه به حجم بالای انتشار جراید بی‌ارتباط نیست که همان شعار اقتصادی " مشتری پادشاه است " را به " مخاطب پادشاه است " تعمیم دهیم. از طرفی هم به کشفی جدید نائل می‌شویم هم اینکه انگشت به دهان برده و با تعجب متوجه می‌شویم که نبود امنیت شغلی باعث شکل‌گیری روزنامه‌نگاری بزدلانه شده است و روزنامه‌نگاری منتقد را مضمحل ساخته است. اضمحلال روزنامه نگاری با طعم و بوی انتقاد نه تنها نگارنده که حتی مدیر مسئول و سردبیر را دچار سردرگمی می‌کند، چه برسد به مخاطب!

حالا چرا مخاطب پادشاه است؟ در تایید فرضیه بالا نگاهی به ستون " روی خط خوانندگان " هر روزنامه به حل مساله کمک می‌کند. به خوبی می‌توان خواند که این روزها خواننده است که با تطبیقی خواندن به نویسنده‌ احترام می‌گذارد و به نوعی حفظ حیات روزنامه و روزنامه‌نگاری را تضمین می‌کند. روزنامه‌نگاری ایرانی خوب می‌داند چقدر بدهکار مخاطب این روزهایش است. مخاطب امروز در عصری به سر می‌برد که آغوش گوش و چشم‌اش را برای ورود هر خبر و مفهوم و پیامی باز گذاشته است؛ چرا که عصر، عصر انفجار اطلاعات است و از هیچ ژورنال و نشریه زرد و خبری و تبلیغاتی و عقیدتی نمی‌گذرد که مبادا خبری را از دست داده باشد. امروزاین مخاطب است که برعکس دیروز روزنامه ها را تطبیقی می‌خواند تا به رمز گشایی از مطالبی بپردازد که فرم محتوایی آن بزدلانه نیست اما پر رمز و راز نگاشته شده است.

این روزها هرچه کتابت می‌شود درست آنچه خوانده می‌شود نیست، لطفا رمزگشایی کنید. نان نیست که از هر طرف بخوانید نان خوانده شود. نگاشتن برای خیل عظیمی از همکاران و نویسندگان امروز به این سبک و سیاق زخم است. زخم قلمی که به احترام مخاطب این روزها حسابی ارزش دارد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.