22 مهر 1388

حرفه‌ای از جنس عشق و اعتیاد

22 مهر 1388

ع. سپهر

1- "زنده آنهایند که پیکار می‌کنند." این جمله را پنهان از نگاه دیگران، روزی از زبان ویکتور هوگو روی وایت‌برد روزنامه سرمایه نوشتم. روزنامه‌ای که بعدها دبیر اقتصادی‌اش را به اتهام جاسوسی به زندان افکندند و این اواخر هم دو تن دیگر از همکاران آن دوران را بازداشت کردند. اولی علی فرحبخش بود و دیگران متاخر هم ژیلا بنی‌یعقوب و بهمن احمدی امویی.

خوب به خاطر دارم، اواخر سال ۱۳۸۴ بود که روی آن وایت‌برد تحریریه، جمله هوگو را نوشتم و برایم مهم بود که واکنش‌ها را ببینم . اولین واکنش اما مرا از پیگیری توجه دیگران بازداشت. مترجم گروه اقتصادی با خواندن عبارت نقش بسته بر قاب سفید گفت: چه مزخرفی!

2- دوران جوانی نسل من، دوران مرگ آرمان‌خواهی است. دوران یاس است و افسردگی‌هایی که پشت مصرف‌گرایی و خودفراموشی گم شده است. پس آن‌کس که بخواهد پیکار کند زنده است اما تنها.

هوگو می‌گوید: "زنده آنهایند که پیکار می‌کنند؛ آنها که جان و تنشان از عزمی راسخ آکنده است؛ آنها که از نشیب تند سرنوشتی بالا می‌روند؛ آنها که اندیشمند به سوی هدفی عالی راه می‌سپرند و روز و شب، پیوسته در خیال خویش یا وظیفه‌ای مقدس دارند‌، یا عشقی بزرگ."

اگر قائل باشیم که در جهان هیچ چیز مقدس نیست و از این بابت هر چیز و هر کس قابل نقد است پس وظیفه مقدس روزنامه‌نگار اتفاقا درهم شکستن تقدس‌هاست و این، عشقی بزرگ را به انسان می‌طلبد . هژمونی جمهوری اسلامی اما از دو منظر تقدس‌آفرین است؛ یکی مذهب که بن‌مایه ایدئولوژیک نظام است و دیگری سیاست که باز به واسطه ولایت بر امت مسلمان، بند نافش را به آسمان بسته‌اند . پس روزنامه‌نگار در دو حوزه عمده یعنی اندیشه و الهیات و دیگری سیاست و سرنوشت مردم با خطرناک‌ترین موانع روبه‌روست.

جامعه‌ای که از هر برگ تاریخش اما خون می‌چکد، مجال شگفتی نمی‌دهد اگر در قرن بیست و یکم هنوز روزنامه‌نگارانش را به بند کشد و قلم‌ها را بشکند. این قلم‌ها اما همان قلم‌هایی است که همه خطوط قرمز را پذیرفته و در چهارچوپ تنگ نظام تقدس‌آفرین ولایی بر کاغذها نشسته است اما باز هم حاکم تحمل نمی‌کند. این قلم‌ها همان قلم‌هایی است که از دو سوی، نه نقد که ناسزا به خود خریده است؛ یکی از سوی کارمندان مطبوعاتی ولی امر و دیگری برون‌مرزنشین‌هایی که پیکار روزنامه‌نگار را - نه یافتن لحظه‌هایی برای بودن و برافراشتن پرچم رکن چهارم دموکراسی که - افشاگری‌های انقلابی تلقی کرده‌اند.

3- روزنامه‌نگار ایرانی، در فراز و نشیب ناامنی‌ها ، بیکاری‌ها و بگیر و ببندهای موجود اما هنوز نفس می‌کشد مگر بتواند به حاشیه‌های مهم‌تر از متن تنها اشاره کند. گروهی این‌چنین وفادار به زندگی مانده‌اند و این‌جا و آن‌جا، گاه و بی‌گاه پیکار می‌کنند، گروهی شکم گرسنه را با عشق نمی‌توانند پاسخ دهند و از میدان بیرون می‌روند، گروهی هم‌زیستی با قدرت را با دعای سلامت آغاز می‌کنند، گروهی هم جان به در برده از قفس می‌رهند تا عشق بزرگ خود را با رهایی قلم به پیکار آرند.

درک توتالیتاریسم زمانی است که مردم یک جامعه جز رسانه‌های حکومتی رسانه‌ای نداشته باشند و روزنامه‌نگار غیردولتی مدام درگیر "توقیف موقت یا لغو مجوز"، "درآمد ناچیز یا قطع درآمد"، "تهدید و تنبیه" و "سکوت و سکون" باشد . در چنین نبرد نفس‌گیری است که بازار کار روزنامه‌نگاری هم بازاری کساد یا شوری موقت و البته سیاسی دارد.

روزنامه‌نگاری نه به عنوان یک حرفه که زیر عبای سیاست است، امروز در ایران همچنان عده‌ای را به خود مشغول داشته است. در کشاکش قدرت میان جناح‌های موجود که هر یک در غایت اندیشه‌اش خواهان نابودی آن دیگری است روزنامه‌ها به عنوان ابزار پروپاگاندا و امتیازی ویژه منتشر می‌شوند و در این میان روزنامه‌نگار به حرمت باقی ماندن در حرفه‌اش همه مصائب را به جان خریده است. حقوقی چون آزادی، امنیت، حق دسترسی به منابع اطلاعاتی، حق تداوم کار، بیمه، خدمات رفاهی، حق ماموریت و از این دست را گویی که باید به فراموشی سپرد.

4- استبداد بلایی است که خودسانسوری می‌آفریند. و اگر نه، باور کردنی نیست که همه روزنامه‌نگاران ایران را بتوان به لحاظ اندیشه سیاسی میان جناح‌های موجود تقسیم کرد. خودسانسوری تاکتیکی است که در برابر ضربه مهلک از میدان به در شدن، به جان خریده می‌شود تا با تحمل همه آنچه که دست و پای روزنامه‌نگار ایرانی را به بند کشیده، بتوان "وجود" داشت و مقاطعی حرفی ازجنس "مگو"ها را به میان مردم برد.

به چشم ناظران برون از میدان، اگر روزنامه‌نگار غیردولتی، وانداده به قدرت و تن نسپرده به میل بهزیستی مالی را دیوانه بخوانند که نه امنیتی دارد و نه تامین معاشی درخور، اما همچنان به حرفه‌اش دل سپرده و این راه ناهموار را می‌پوید، تعبیر اشتباهی نیست. سبب این دیوانگی را اما باید از سرچشمه عشق و بازتولید کردار پرخطر، دردناک اما لذت‌بخشی چون اعتیاد جست. عشق به سرزمینی که هوای حق و حقیقت را کم‌تر به خود دیده است و اعتیاد به حرفه‌ای که با همه عذاب‌ها و گرفتاری‌هایش چنان کندن کوه با تیشه فرهاد اما شیرین است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.