21 مرداد 1393

روزنامه نگاران ایرانی درباره روزخبرنگار چه گفتند

21 مرداد 1393

خبرنگاران ایران-سوگند صرافت

شاید ایران از معدود کشورهای دنیا باشد که روزی را به نام خبرنگار نامگذاری کرده است و در همین حال از معدود کشورهایی است که بیشترین خبرنگار را در زندان دارد.شاید همین تناقض باعث شده که بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی با این روز احساس همدلی نداشته باشند و در مراسم مربوط به آن شرکت نکنند.

امسال حتی گروهی از روزنامه نگاران بیانیه ای امضا کردند و با انتقاد از مراسم های نمایشی برای تجلیل از جایگاه خبرنگار گفتند تا زمانی که خبرنگاران با محدودیت مواجه هستند و انجمن صنفی روزنامه نگاران امکان فعالیت ندارد، در هیچ یک از برنامه های فرمایشی روز خبرنگار شرکت نخواهند کرد.:« ما خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران، اعلام می‌کنیم تا زمانی که همکارانمان برای انجام آنچه رسالتمان نام دارد، در زندان به سر می‌برند؛ تا زمانی که حداقل‌های معیشتی‌مان عده‌ای را مجاب به سکوت و انزوا و یا صدای برخی جریان‌ها کرده است؛ تا زمانی که نهادهای صنفی‌مان همچون انجمن صنفی روزنامه‌نگاران امکان فعالیت ندارد و تا زمانی که شعارهای اصلی انقلاب ایران و حقوق مورد تأکید در قانون اساسی مبنی بر آزادی بیان به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ در هیچ‌یک از برنامه‌های فرمایشی روز خبرنگار شرکت نخواهیم کرد تا اگر نه فریادی بلند، دست‌کم ندایی باشد برای گوش‌های شنوا.»

برخی از روزنامه نگاران نیز نگاه و احساس خود را نسبت به این روز در شبکه های اجتماعی و روزنامه ها بیان کردند.

فرورتیش رضواییه، در همین ایام در صفحه خود نوشت :«خواندن پیام تبریک روز خبرنگار برایم هیچ معنا و مفهومی ندارد، روزی که یک گروه 10 نفره در خیابان من را محاصره کردند تا دوربینم را بگیرند، فریاد می‌کشیدم: من خبرنگارم... خبرنگارم و شاهد بودم که عابران بی‌تفاوت از آنجا رد شدند و رفتند و «خبرنگار» هیچ معنایی برایشان نداشت. هنوز ماجرای سقوط سی -130 را فراموش نکرده‌ام. خبرنگارهایی که الکی کشته شدند این یک موضوع شخصی نیست.

به طور کلی دیدگاهی که نسبت به خبرنگاری در کشور وجود دارد، هرگز به نفع فعالان حرفه‌ای و باتجربه این عرصه نیست. گروهی از مردم تصور می‌کنند فقط خبرنگارهایی که ایران را ترک کرده‌اند، انصاف دارند و قابل اعتماد هستند و آنهایی که در رسانه‌های داخلی فعالیت می‌کنند بی‌انصاف و دروغگو و شیاد و رذل و خودفروخته و اجیر شده هستند و فقط در جهت اهداف سیاسی عمل می‌کنند و باید آنها را آن‌قدر فحش داد و نفرین کرد تا ناپدید شوند.

تصور این که یک روزنامه‌نگار داخل ایران زندگی کند و منصف باشد، برای خیلی‌ها دور از ذهن است، زیرا فکر می‌کنند خبرنگار فقط زمانی قابل اعتماد است که تجربه بازداشت یا محکومیت زندان داشته باشد یا رسانه‌های فارسی‌زبان آن طرف آب از او اسم برده باشند.خیلی‌ها روز خبرنگار را مانند روز معلم تبریک می‌گویند و رسانه‌ها هم خاطرات بامزه خبرنگاران را منعکس می‌کنند و روز بعد همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود، اما در این میان انتقاد از مدیران و فعالان این عرصه اهمیتی ندارد .»

صفیه قره باغی نیز در مورد مراسمی که به مناسبت روز خبرنگار در شهر زنجان برگزار شده بود، نوشت :«مراسم روز خبرنگاری که توسط "خانه ی مطبوعات زنجان" برگزار شود و در آن نامی از "علیرضا اسکندریون" نباشد ، جز تحقیر اصحاب رسانه و خبرنگاران زنجان معنایی ندارد.

در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار که توسط اداره ی ارشاد و خانه ی مطبوعات زنجان برگزار شد نام "علیرضا اسکندریون " از لیست پیشکسوتان عرصه ی مطبوعات حذف شد . مراسمی که به گفته ی خبرنگاران حاضر در سالن نه تجلیل که به تحقیر خبرنگاران انجامید .

علیرضا اسکندریون(روزنامه نگار زنجانی) در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار سال 89 طبق سنت خود از خبرنگاران و روزنامه نگاران در بند یاد کرد و هدیه ی خود را به "عطیه طاهری" همسر "سعید متین پور" تقدیم کرد.

نام "علیرضا اسکندریون" و هیئت تحریریه اش از تاریخ مطبوعاتی این شهر پاک شدنی نیست صدبار قامت قلمم را قلم کنید، یک بار در ستایشتان خم نمی‌شود.»

علی اصغر رمضانپور که خود روزگاری در نشریات مختلف در ایران روزنامه نگار و بعدها نیز سردبیر بود ، در صفحه ی خود در باره روزی به نام خبرنگار در ایران نوشت : «در باره روز تلخ خبرنگار در ایران من از بنیاد حس خوبی ندارم در باره آنچه در ایران به عنوان روز خبرنگار مرسوم است. اما این ماجرا هیچ ربطی به خبرنگار جان باخته در زمان کار حرفه ای، یعنی محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، ندارد. محمود را از نزدیک می شناختم و روزهای غمبار جان باختنش به همراه گروهی دیگر از هموطنان در یک حادثه تروریستی را به خوبی به یاد دارم.

به یاد آوردن محمود یا هر خبرنگار دیگری نکو و شایسته است. اما همچنین به یاد دارم که تعیین روز خبرنگار به عنوان روز ملی برای خبرنگاران در فرایندی از تبلیغات و پروپاگاندای دولتی صورت گرفت. فرآیندی که در آن به خبرنگاران مستقل و غیر وابسته به دولت، اهمیتی که شایسته است داده نمی شود و کارگزاران دولت فقط می توانند از چنین فرصتی که تامین کننده بخشی از پروپاگاندای دولتی ست، برای تعریف کردن روزی برای خبرنگاران استفاده کنند.»

مراسم برج میلاد و نگاه متفاوت یک روزنامه نگار

در مراسمی که به مناسبت روز خبرنگار در برج میلاد برگزار شد، تعداد اندکی از روزنامه نگاران شرکت کردند، ایسنا در این باره نوشت : «روز بزرگداشت سالروز شهید خبرنگار، محمود صارمی و روز خبرنگار در حالی از سوی انجمن صنفی روزنامه‌های غیر دولتی برگزار شد که خبرنگاران و مسئولان دولتیِ دعوت شده برای حضور در این مراسم، استقبال چندانی نکرده بودند.»

شاید این مراسم همان جور که خیلی از روزنامه نگاران انتظارش را داشتند سرد برگزار شد، چرا که بسیاری از آنها در روزهای پیش از برگزاری اش گفته بودند که در مراسم روزخبرنگار شرکت نخواهند کرد.

اما مینو بدیعی روزنامه نگاری است که در این مورد نگاه متفاوتی دارد، از همکارانش به خاطر استقبال نکردن از این مراسم در صفحه فیس بوکش انتقاد کرد.

او نوشت : «درمراسم روز خبرنگار در برج میلاد که از سوی انجمن روزنامه های غیردولتی و یا انجمن کارفرمایان مطبوعات غیردولتی برگزار شده بود این مساله آشکار شد که خبرنگاران رغبتی حتی برای شرکت در مراسمی که به مناسبت روز انها برپا شده ندارند و چقدر روحیه همبستگی در آنها ضعیف است و به خاطر عدم باور به خود ، دیگران بیشتر برای آنها تصمیم می گیرند و نماینده مجلس ومدیر مسوول یک روزنامه و رئیس شورای شهر ، وزیر کار و رفاه اجتماعی و ...باید در مورد خبرنگاران حرف های قابل قبولی بزنند و به راستی باعث تاسف است که این تشتت و تفرقه و عدم داشتن روحیه همدلی در بین قشر خبرنگاران که باید جزو آگاه ترین قشرهای جامعه باشند اساسا مشکل آنان نیست و هر فردی در این قشر به دنبال موقعیت خویش و ایجاد گروه خاص خود می گردد ، غافل از اینکه یک گروه در هم ریخته که شاید تغداد انها چه قدیمی و چه جدید و چه پیشکسوت به رقم ده هزار نفر هم نرسد ، پراکنده و غیر متحد ،بیهوده ! به دنبال خواست صنفی روزنامه نگاران می گردند در حالی که تک تک آنها چه به تنهایی و چه به شکل جمعی - حتی - کمترین اعتنایی به خواست صنفی خود ندارند و به منافع فردیشان اهمیت می دهند در حالی که نمی دانند که منافع فردی آنان تامین نخواهد شد مگر آنکه روح جمعی واصالت جمعی بر آنها غالب باشد .»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.