صفحه اصلی

خبرنگاران ایران

24 مهر 1388

توئیت کردن یا نکردن؛ مساله این است

24 مهر 1388

ترجمه: مریم میرزا

هفته گذشته،‌ واشنگن‌ پست، دستورالعملی را در ارتباط با رسانه‌های اجتماعی برای کارکنان خود منتشر کرد. دستورالعملی که در آن استفاده گزارشگران و دبیران این روزنامه از بخش عمده‌ای از کارکردهای سایت‌هایی نظیر "فیس بوک" و "توئیتر" ممنوع شده که این ممنوعیت سوالات بی‌شماری را بر‌انگیخته است. بخش‌هایی از متن این دستورالعمل در وبلاگ واشنگتن پست بازتاب یافت.

"در هنگام استفاده از این شبکه‌ها هیچ کاری هم نکنیم، باید به بی‌طرفی در قضاوت خبری‌مان شک کنیم،" این چیزی است که در این وبلاگ در توضیح دستورالعمل تازه نشر‌یافته‌ی واشنگتن پست می‌آید و این‌طور ادامه می‌یابد: "ما هیچ وقت دستورالعملی را که برای مدیریت تمایز خبر از نظر، اهمیت واقعیت و عینیت، استفاده صحیح از زبان و لحن و باقی مسائلی که به مثابه مهر استانداردی است بر سبک خاص روزنامه نگاری ما، نادیده نمی‌گیریم."

مسلما ما هم موافقیم که اخلاق در روزنامه‌نگاری باید اولین هدف هر مجوعه خبری‌ باشد، و اگر هر چیزی ـــ مثلا شبکه های اجتماعی ـــ با این مساله در تقابل قرار گیرد، مشکل قلمداد می‌شود.

اما در بیشتر موارد، به نظر می‌رسد اخلاق در روزنامه‌نگاری مورد بحث نیست. پست وبلاگی واشنگتن پست همچنین اضافه می‌کند که روزنامه‌نگاران واشنگتن پست نباید بنویسند، توئیت کنند یا چیزی را ارسال کنند که نشانگر جانبداری باشد، "چیزی که می تواند برای مخدوش کردن اعتبار حرفه‌ای ما استفاده شود."

در بطن دستورالعمل اخیر این سازمان خبری، این تمایل وجود دارد که روزنامه‌نگاران واشنگتن پست تا حد مقدور بی‌طرف جلوه کنند، در حالی که شاید روش تفکر آنها فرق داشته باشد.

به همین سادگی که به نظر می‌رسد، مردم جانبداری‌های خود را دارند و روزنامه‌نگاران هم از مردم هستند، بنابراین افکار عمومی واقعا نمی‌تواند انتظار داشته باشد و ندارد که هر خبرنگاری درباره هر موضوعی به طور کامل خنثی باشد. اجازه دادن به این‌که جابنداری‌مان بر شیوه روایت مطلبمان سایه افکند، چیزی است که برخی روزنامه‌نگاران به آن گرفتارند.

جانبداری‌ها در تربیت، دانش و تجربه افراد ریشه دارند و اخلاق روزنامه‌نگاری هرگز نخواهد توانست چنین جانبداری‌هایی را دور کند. با اینکه برای کار یک روزنامه‌نگار این موضوع حائز اهمیت است که به گزارشگری و نوشتن بدون هیچ‌گونه جانبداری نزدیک شود، اما احمقانه است فکر کنیم که این موضوع به معنای از میان رفتن جانبداری [ از فکر و ذهن روزنامه نگار] است.

مردم به رسانه‌ها اعتماد ندارند ـــ سالهاست که اینطور بوده ـــ و پنهان کردن جانبداری‌ها تنها در خدمت ایزوله کردن خبرنگاران در‌آمده است. اگر ‌میان روزنامه‌‌نگاران و مردم شفافیت بیشتری وجود داشت، هر دو گروه می‌توانستند از خدمات بهتری برخوردار شوند.

روزنامه‌نگاران و مخاطبان خبر هر دو می‌دانند که هیچ کس بدون جانبداری نیست، و نشان دادن برخی از آن جانبداری‌ها به مخاطبان می‌تواند منجر به فهم بهتری از روزنامه‌نگاران و محتوایی شود که تولید می‌کنند.

اکنون بیش از هر زمان دیگر، خبر به یک مکالمه بدل شده است، نه فقط خواندن یک نوشته و بعد رفتن به راه خود. نگاهی به بخش پیغام‌ها و کامنت‌ها در وب‌سایت‌های خبری بیاندازید. و وقتی آن‌ها پر از بحث‌های کمی عوامانه درباره موضوعات داغ هستند؛ که در آن‌ها مکالمات ارزشمندی درباره وضعیت جوامع‌مان نیز وجود دارد، چرا نباید خبرنگاران با چنین بحث‌هایی درگیر شوند؟

مجاز دانستن روزنامه‌نگاران به این‌که عقاید خود را به زبان آورند و از آنچه برا‌یشان اهمیت دارد سخن بگویند، می‌تواند یک چشم‌انداز کاملا جدیدی به مسائل را به همراه داشته باشد، چشم‌اندازی که قابل توجه خواهد بود. علاوه‌ بر این، چه کسی برای مثال درباره یک دبیرستان محلی بیشتر از خبرنگاری که هر روز درباره آن می‌نویسد، اطلاع دارد؟

روزنامه‌نگاران هم از مردم هستند و می‌توانند صدای پر‌اهمیتی به مکالمه‌ای که خبر است، اضافه ‌کنند. شاید آن‌ها دیگر نباید تنها یک اسم بی‌هویت باقی بمانند. و اگر توئیتر راهی است برای تسهیل پرش به یک دوران جدید از مطبوعات جدید، پس تا می‌توانید توئیت کنید.

منبع

  • Version imprimable de cet article
  • envoyer l'article par mail

سخن اول

  • ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی

    1 دی 1388

    مهدی جامی: در این‌که حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما این‌که این دو حوزه به هم آمیخته شده و می‌شود یکی به این دلیل ژرف‌ساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار می‌کنیم که بدان آلوده شد‌ه‌ایم، یعنی گم کردن تعریف‌‌ها و تبیین نقش‌‌ها؛ پیامد زندگی در جامعه‌ای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شد‌ه‌اند. دلیل روساختی‌اش هم به نقشی که روزنامه‌نگاری در جامعه ما پیدا کرده برمی‌گردد. نقشی که در بیشتر جا‌ها با روزنامه‌نگاری به معنای یک حرفه مستقل هم‌خوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آن‌که تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحت‌تر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.

  • جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

    18 آذر 1388

    رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.