12 مرداد 1393

روزنامه‌نگار اينقدر هم «ميرزا بنويس» نيست

12 مرداد 1393

رئوف پيشدار-روزنامه اعتماد :

چرا نمي‌نويسيد آقاي دادستان هزاران هزار ايراني كه در يكي، دو سال اخير به سرطان مبتلا شده‌اند، علتش چي بوده است!

هر دو از شهرستان آمده بوديم. او از رشت و من از قزوين، هر دو ما در ترمينال غرب منتظر اتوبوس خط واحد براي ميدان هفتم تير ! خوشبختانه ما ايراني‌ها سوژه‌هاي بسياري براي صحبت داريم. از هر كجا و هر موضوع، نزد آقايان سياست اول و ترافيك هم دوم، كم آوريم باز هم هست ! ولي نمي‌دانم چرا دوست از رشت آمده من كه بعدا فهميدم يك فرهنگي بازنشسته است، صحبت با من منتظر در صف را با ترافيك تهران و نبود اتوبوس شروع كرد و اينكه: آقا باور كنيد نيم ساعت است كه اينجام، بايد بروم ميدان هفتم تير داروخانه ۱۳ آبان دارو بگيرم. مريض من بسيار درد دارد و از شهرستان آمده‌ام و راهي هم براي رفتن ندارم. نخستين توصيه اينكه، برادر عزيز امروز راهپيمايي است و خيابان‌هاي مسير اتوبوس ميدان آزادي - هفتم تير هم مسيرهاي راهپيمايي، پس بهتر است كه با مترو برويد. صحبت آن دوست: آره بهتره ولي من بايد سر راه نسخه‌هاي پزشكي را هم بگيرم.

گفت‌وگو شروع شد. اول از اينجا كه چرا مسيرهاي جايگزين براي اتوبوس‌ها نگذاشته‌اند كه بدون مانع بتوانند رفت و آمد كنند و بعد ترافيك هميشه سنگين تهران و سوم روزه‌خواري علني عده زيادي زن و مرد، انگار با خودشان لج كرده باشند ! به بهانه حضوردر ترمينال كه نقطه آغاز و پايان سفراست و اما بحث اصلي موضوع دارو و نبود و گراني به تعبير آن دبير بازنشسته آذري زبان ساكن رشت جناب آقاي نصيري ! كه گفت، من و هزاران مانند من داريم تقاص كساني را پس مي‌دهيم كه قطعنامه‌هاي جهاني عليه ما را كاغذپاره مي‌خواندند و انتظار داشتند تا آنقدر قطعنامه بدهند كه قطعنامه‌دان‌شان پاره شود! آقاي نصيري به‌شدت شاكي دارويي را نشان داد كه جلدش را باخودش آورده بود و گفت كه پارسال آن را يكصد واندي هزار تومان مي‌خريده، و امروز و اگر پيدا شود، كمي بيش از يك ميليون تومان! اين دارويي است براي بيماران سرطاني ! نفهميدم كه اين نرخ دولتي بود يا بازار آزاد! يادم آمد كه مسوولان وقت ۳۰ سال پيش زماني كه تازه كار خبر در تهران را شروع كردم، يك روز ما را به همين ناصر خسرو بردند تا دستگيري داروفروشان را نشان دهند! ۳۰ سال بعد وضع همان است كه بود ! كسي ادعاي تغييري دارد؟

آقاي نصيري كه فهميد من روزنامه‌نگارم، شاكي‌تر گفت كه شما روزنامه‌نگارها ميراز بنويس هستيد ! آنچه را دولتي‌ها خوش‌شان مي‌آيد مي‌نويسيد! روزنامه‌هاي?تان را بگذاريد كنار هم، همه مثل هم اند! چرا از وضعيت دارو نمي‌نويسيد كه حتي با اين قيمت‌ها هم بايد چندصد كيلومتر تا تهران آمد و تازه بيمه‌ها هم قبول ندارند يا اگر ادعا كنند كه قبول دارند، آنقدر بند و تبصره مي‌گذارند كه عملا هيچ چيز نمي‌دهند ! چرا نمي‌نويسيد آقاي دادستان هزاران هزار ايراني كه در يكي، دو سال اخير به سرطان مبتلا شده‌اند، علتش چي بوده است! اين را كه ديگر همه مسوولان هم گفتند و هم نوشتند و خود شما در «اعتماد» هم سندش را چاپ كرديد !

آقاي نصيري از خدا براي مريضش و همه بيماران شفا مسالت مي‌كند ولي دعا مي‌كند كه خودش هرگز مريض نشود و مي‌گويد كه از خدا يك مرگ سريع مي‌خواهم ! كه سر و كارم به دوا و دكتر و بعد پرستاري بچه‌ها نيفتد! آقاي نصيري دبير محترم بازنشسته حرف‌هاي ديگري هم داشت. آقا جان ! اينها همه‌اش شعاره براي روزهاي انتخابات ! آيا نماينده‌يي به صورت ناشناس آمده است در داروخانه‌ها بگردد و ببيند وضعيت چيه؟ آيا رفته بيمارستان كه ببيند مردم چطور ماه‌ها معطل يك وقت هستند ! چرا مسوولان و نمايندگان مجلس به وضعيت بهداشت و درمان كشور توجه ويژه‌يي ندارند. چرا قيمت دارو بايد اينقدر بالا باشد و چرا بايد براي بستري شدن دربيمارستان دولتي آنقدر معطل شد كه مريضي عملا غير قابل درمان شده باشد، تازه حتي اگر آن موقع هم بيمار را بپذيرند. خداوكيلي‌اش شده قبل از اينكه به اداره‌يي بروي، پيش خودت حداقل فكر يك پارتي نباشي؟ بيمارستان كه بدتر ! آقاي نصيري از من روزنامه‌نگار دعوت مي‌كند تا براي حس كردن مشكل او و «هزاران، هزار» مانند او حتما يك روز به صورت ناشناس به داروخانه... بروم يا به بيمارستان بزرگ وابسته به سازمان زنگ بزنم تا نوبت درمان بگيرم. آن وقت مي‌گويد: ببخشيد‌ها ! اگر تونستي وقتي بگيري بيا تف كن تو صورت من ! آقاي نصيري شاكي‌تر از همه، از زير ميزي بعضي پزشكان شاكي است. چند برگه واريز پول به حسابي را نشان مي‌دهد كه از طريق دستگاه‌هاي موسوم به عابركارت صورت گرفته است. مي‌پرسد: فكر مي‌كني اينها مال چيه؟ پول‌هايي كه به حساب پزشك ريخته‌ام ! خارج از حساب رسمي ! اين حرف او را تاييد مي‌كنم چند روز پيش كه پاي خانم در حادثه‌يي شكست، خود من هم ناچار به اين كار شدم ! با آقاي نصيري حرف‌هاي زياد ديگري هم زدم. او را از برنامه‌هاي دولت براي بهبود وضعيت بهداشت با خبر كردم. برخي حرف‌هاي اخير وزير بهداشت و كارهاي صورت گرفته را اطلاع دادم. آشفته و با لحني تند كه سعي مي‌كرد رعايت ادب را هم بكند، گفت: خيلي ببخشيد‌ها ! شما روزنامه‌نگار‌ها ميرزا بنويس هستيد. شما سخنگوي دولت هستيد. روزنامه‌نگار بايد منتقد، صدالبته درست و امين باشد. اين وظيفه روزنامه‌نگار است. بيايد توي مردم و درد آنها را حس كند. برو فروشگاه‌ها ببين چطورقيمت‌ها را بالا برده‌اند و از وزن كم كرده‌اند يعني گران فروشي چندباره ! بسته‌هاي نيم كيلويي شده ۴۰۰ گرم، يك كيلو اول شد ۹۰۰ گرم حالا ۸۰۰ گرم، چطور ممكن است منافع توليد‌كننده و مصرف‌كننده با هم همخواني داشته باشد كه در ايران يك سازمان متولي آن است. احزاب كجا هستند ؟ نهادهاي مدني چكاره‌اند و...

من معلم بوده‌ام، خوب مي‌دانم چه نوشته‌يي تو تحريريه و پشت ميز نوشته شده است و كدام نه ! حاصل كار و حضور خبرنگار در عرصه است. شما همه‌تان از روي هم كپي مي‌كنيد ! يكي جرات مي‌كند و ديگران همه كپي مي‌كنند! باور نداري؟ با يك كليدواژه موضوعي را جست‌وجو كن! ده‌ها و شايد هم صدها سايت! اينها براي چه هستند! ضرورت وجودي‌شان چيست؟ اينها را نوشتم. خيلي حرف‌هاي او را قبول دارم، در مورد بعضي‌هايش به خصوص آنهايي كه به حرفه من برمي‌گردد، توضيحاتي دارم، با اين همه نوشتم حداقل آقاي نصيري معلم عزيز بازنشسته باور كند كه روزنامه‌نگار آنقدر هم ميراز بنويس نيست. اومي نويسد، گوشي هم بايد پيدا شود و همتي ! البته دكان ما هم براي نوشتن بايد باز بماند !

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)