12 مرداد 1393

غزه،جنگ و رسانه -بخش پایانی

جنگ غزه و اسراییل در رسانه‌های فارسی زبان

12 مرداد 1393

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: هر روز به شمار کشته و زخمی شدگان جنگ غزه افزوده می‌شود. این آمار و واقعیت آنچه در سرزمین غزه و اسراییل می‌گذرد؛ در رسانه‌ها چگونه منعکس می‌شود؟ در بخش نخست گزارش با این عنوان "رسانه های اصلی جهان، اخبار مربوط به غزه و اسراییل را چگونه پوشش می دهند" مروری داشتیم به عملکرد رسانه‌های اصلی جهان درباره اینکه آیا اصل بی‌طرفی در رسانه‌های بین المللی رعایت می‌شود؟ آیا این رسانه‌ها واقعیتی را که این روز‌ها در غزه می‌گذرد؛ به درستی منعکس می‌کنند؟ آیا اصلا تمامی اتفاق‌ها و درگیری‌های اخیر میان اسراییل و فلسطین را نشان می‌دهند؟ در بخش دو و پایانی این گزارش در پی یافتن پاسخی به این سوال‌ها هستیم که رسانه‌های فارسی زبان چگونه جنگ و درگیری‌های اخیر در غزه را رصد می‌کنند؟ و آیا رسانه‌های فارسی زبان معیار بی‌طرفی در انعکاس اخبار را لحاظ می‌کنند؟ و در این بین کاربران شبکه‌های اجتماعی در روند انتشار اخبار مربوط به اتفاق اخیر در غزه و اسراییل چه نقشی دارند؟

رسانه های فارسی زبان، تابعی از رسانه های مادر

اخبار مربوط به اتفاقات اخیری که در فلسطین جریان دارد؛ در رسانه‌های فارسی زبان چگونه منعکس می‌شوند؟

امیدحبیبی نیا، روزنامه نگار، رسانه‌های فارسی زبان را به دو دسته کلی تقسیم می‌کند: "رسانه‌های جریان اصلی مثل بی.بی‌.سی، صدای آمریکا، رادیو فردا، دویچه وله، رادیو فرانسه و غیره که شامل رسانه‌های حکومتی مثل صدا و سیما و پرس تی وی هم می‌شود و رسانه‌های آلترناتیو که تقریبا موجود نیستند یا در رقابت با رسانه‌های جریان اصلی به دلایل مختلف جا مانده است."

او درباره رسانه‌های داخل کشور می‌گوید: "رسانه‌های جریان اصلی داخل کشور مبلغ پروپاگاندای حکومت هستند و موضوع غزه را به نبرد اسلام و دولت یهودی تغییر داده‌اند و از این رو برای بیشتر مردم تاثیر منفی دارد. یعنی این تبلیغات سیاسی نقشی مخرب در باور‌ها و عقاید بخشی از جوانانی که عادت به مطالعه ندارند؛ ایفا می‌کنند که تفکیکی بین یک موضوع انسانی و تبلیغات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی قائل نمی‌شوند. حال آنکه روشن است بخشی از مردم غزه هم سکولار یا لائیک هستند و حتی بسیاری از جوانان غزه به دلایل مختلف مخالف حماس هستند با این حال همگی فعلا با یک نیروی نظامی بی‌رحم روبرو شده‌اند که تا پشت در خانه‌شان آمده و از زمین و هوا و دریا به سویشان موشک و بمب و توپ شلیک می‌کند."

اما به گفته او در رسانه‌های جریان اصلی در خارج از کشور هم،‌‌ همان سیاست سردبیری یعنی ادیتوریال پالیسی و نظام دروازه بانی خبری اجرا می‌شود که در شبکه مادر آن‌ها وجود دارد. یعنی بی.بی.سی فارسی خیلی نمی‌تواند از ادیتوریال پالیسی و برجسته سازی بی‌.بی.سی عدول کند. بنابراین کم و بیش‌‌ همان سیاست کلی را دارند.

این روزنامه نگار معتقد است چون رسانه‌های فارسی زبان جریان اصلی تابعی از رسانه‌های مادر هستند جز در مواردی از جمله بی.بی.سی فارسی آن هم در چند روز اخیر تفاوت چندانی در سیاست‌های آن‌ها نسبت به این موضوع وجود ندارد و همچنان گزارش‌هایی را بدون رعایت اصل بی‌طرفی منتشر می‌کنند.

به باور او رسانه‌های فارسی زبان نسبت به رعایت اصل بی‌طرفی بی‌توجه‌اند و می‌گوید: "آن‌ها مامور هستند و معذور".

رسانه های فارسی زبان دنبال "مد روز" هستند

سلمان سیما، فعال سیاسی هم معتقد است در رسانه‌های فارسی زبان خبر رسانی بی‌طرف صورت نمی‌گیرد؛ منتهی او این بی‌طرفی را از زاویه‌ای دیگر می‌نگرد: "به وضوح رگه‌هایی از یهود ستیزی را می‌توان دید. رسانه‌های فارسی زبان عموما دنبال "مد روز" هستند. یعنی شما حجم توجه ایشان را به تحولات غزه ببینید. حال اینکه منطقۀ درگیری کیلومتر‌ها از ایران دور‌تر است. توجه این رسانه‌ها به جنایات داعش را هم ببینید. به همین تازگی داعش در مدت دو روز هفتصد نفر را کشت. این‌ها در حالی است که داعش تا نزدیکی مرزهای ایران نیز رسیده است. شما پوشش لحظه به لحظه از جنایات روزانۀ داعش را نمی‌بینید. یا مثلا فیلمی و عکسی در رسانه‌ای منتشر می‌شود که واقعا دردناک و دلخراش است و زشتی آن به همه تعمیم داده می‌شود. رسانه‌ای پر مخاطب مصاحبه‌ای را به صورت مستقیم از غزه با دختری پخش می‌کند که در آن مصاحبه شونده می‌گوید صلح بدون اسرائیل از آب و غذا برای من مهم‌تر است. خوب معنای این سخن یعنی اینکه من راضی‌ام کشته شوم تا اسرائیل از روی نقشه حذف شود."

او ادامه می‌دهد: "یا مثلا هم دردی یکی از خانواده‌های سه نوجوان اسراییلی که اخیرا کشته شدند با خانوادۀ محمد ابوخضیر، نوجوان فلسطینی که گفته می‌شود سوزانده شده در رسانه‌های فارسی زبان آن طور که شایسته بود، دیده نشد."

هیاهو و جوزدگی ها بیش از پیروی از اصل بی طرفی است

وقتی از نیک آهنگ کوثر، مسئول سایت خودنویس درباره چگونگی عملکرد رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور درباره اتفاقات اخیر در فلسطین می‌پرسم؛ می‌گوید: "رسانه‌های فارسی زبان چند نفر خبرنگار متعادل در منطقه جنگی دارند؟ من حتی گاهی با دیدن ترکیب سیاسی خبرنگاران رسانه‌های بزرگ فارسی زبان و شباهت نسبی به رسانه‌های داخلی، نگران می‌شوم. به عنوان مثال، چند نفر خبرنگار برآمده از رسانه‌های حزبی ایرانی داریم که بتوانند اسرائیل را با نگاه غیر دشمنانه ببینند؟"

کوثر می‌گوید: "بیشتر ما مصرف کننده‌های خبرهای رسیده‌ از منطقه هستیم که متناسب با نگاه خودمان و خواست مخاطب، تنظیمش می‌کنیم، اما به نظر من بدی ماجرا، نادیده گرفتن بسیاری از جزئیاتی است که کار را به اینجا رسانده است."

این روزنامه نگار ادامه می‌دهد: "احساس می‌کنم تعدادی از ما روزنامه‌نگاران، سریع جوگیر می‌شویم و اگر کسی به سرعت ما جوگیر نشود، پس در خدمت طرف مقابل است. این به نظرم نگاه نادرستی است که هر کسی پادشاه را باید یک جور ببیند. پادشاه لخت است و بیخودی نمی‌توان بر او لباس پوشاند. یادم می‌آید یک بار میان احمد زیدآبادی و محسن آرمین بحثی شد. هر دو هم عضو هیات مدیره انجمن صنفی مطبوعات بودند و هر دو هم رساله‌های دکترایشان مرتبط با اسرائیل و فلسطین بود اما یک نفر به ماجرا به عنوان کار‌شناس نگاه می‌کرد، دیگری نگاهی ناموسی داشت. بخشی از همکاران به مساله نگاهی ناموسی دارند."

به باور او در میان بسیاری از کسانی که در ایران رشد کرده‌اند، بعضا نگاه یهودی ستیز دارند که معمولا پشت دفاع از فلسطین پنهان می‌شود: "به نظر من بخشی از رسانه‌ها بیشتر نگران قضاوت بخش جو زده جامعه است. اینکه مبادا طوری ماجرا را پوشش دهد که بخش جوزده نمی‌پسندد. در مورد مسائل سیاسی نزدیک به انتخابات هم همین را‌ گاه می‌بینیم. به عنوان مثال، چه بخشی از مخاطبان رسانه‌ها به جریان آدم ربایی پیش از بحران اخیر توجه زیادی کرده‌اند؟ به واکنش‌های دو طرف نسبت به این آدم ربایی‌ها و آدم ربا‌ها؟ چند روز پیش در یکی از مناظره‌ها درباره واقعه اخیر، به خوشحالی نسبی یک طرف نسبت به آدم ربایی‌ها اشاره شد. هر کدام از این رفتار‌ها و واکنش‌ها اثرات خود را بر طرف دیگر دارد و بهانه ساز است."

در مجموع این روزنامه نگار باور دارد که در انعکاس اخبار مربوط به جنگ اخیر در غزه هیاهو و جوزدگی‌ها بیش از پیروی از اصل بی‌طرفی است و وقتی از او می‌پرسم پس اصل بی‌طرفی در این ماجرا چه نقشی دارد؟ بدون مکث می‌گوید: "مرحوم می‌شود."

جوانانی که رسانه های جریان اصلی منبع کسب خبرشان نیست

اما روزنامه نگار گاردین، کریس مک گریل در یادداشتی با انتقاد از برخورد رسانه‌های جریان اصلی آمریکا نسبت به مساله غزه و اسراییل، اصل رعایت بی‌طرفی در این رسانه‌ها را زیر سوال می‌برد.

کریس مک‌گریل، نویسندهٔ "گاردین" در آمریکا که پیش از این سال‌ها دربارهٔ سیاست خارجی در "واشنگتن پست" می‌نوشت و خبرنگار این روزنامه در بیت‌المقدس هم بود، در یادداشتی از شیوه‌های تازهٔ سیاست طرفداری از اسرائیل و برخورد دوگانهٔ رسانه‌های جریان اصلی آمریکا در پوشش اخبار این جنگ انتقاد می‌کند.

فرناز سیفی، روزنامه نگار دویچه وله در صفحه فیس بوک خود بخشی از سخنان این یادداشت را اینگونه ترجمه کرده است: "برنامه‌های خبری بیشتر رسانه‌های جریان اصلی آمریکا مثل رپرتاژ تبلیغاتی بنیامین نتانیاهو شده است، با شیوه‌هایی که با کلک‌های ظریف‌تری همراه است. مثلا؟ هیچ مجری‌ای از سیل مقامات اسرائیلی که شبکه‌های خبری را قبضه کردند نمی‌پرسد: "شما اگر یک کشور خارجی به سرزمین‌ات حمله و آن‌جا را اشغال می‌کرد چیکار می‌کردی؟" یا "چرا کابینهٔ اسرائیل حق حیات و وجود فلسطین را به رسمیت نمی‌شناسد؟"

مک‌گریل می‌نویسد به طور متوسط در برابر هر ۴ مقام اسرائیلی، فقط یک مقام فلسطینی به تلویزیون‌ها دعوت می‌شود و آن یک نفر هم به ندرت این فرصت را پیدا می‌کند که موضع فلسطینی‌ها را تشریح کند. از‌‌ همان اول بمباران می‌شود که اسرائیل را به رسمیت می‌‌شناسی یا نه و اتهام‌های مقامات اسرائیلی را ردیف می‌کنند و او را در موقعیت دفاعی می‌اندازند. او مثال می‌زند از سفیر سابق اسرائیل در واشنگتن که اتفاقا "سی‌ان‌ان" او را به عنوان "تحلیل‌گر خاورمیانه" استخدام کرده و می‌خواهد او را به عنوان "نگاه منصف" قالب کند و "سی‌ان‌ان" به شما نمی‌گوید که ایشان با چه حرارتی از سیاست‌های نتانیاهو و شهرک‌سازی دفاع می‌کرد."

نویسنده این یادداشت تاکید می‌کند که جوانان دیگر برای کسب خبر خیلی دنبال رسانه‌های جریان اصلی و شبکه‌های تلویزیونی نیستند. اخبار را متنوع‌تر و بدون این سیاست‌های دوگانه از شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند و نظرسنجی‌ها هم نشان می‌دهد که دیدگاه‌شان با گروه بزرگسال آمریکایی متفاوت‌تر است.

به چالش کشیدن اخبار رسانه های اصلی در شبکه های اجتماعی

"شبکه‌های اجتماعی مانند فیس بوک اگر چه ممکن است تاثیرات مخربی از نظر وقت گذرانی بیهوده، دامن زدن به توهم مبارزه از طریق امضای پتشین‌های بی‌خاصیت یا کمپین‌های بی‌خطر و فرار از مطالعه و کنش‌گری اجتماعی در مورد بخش وسیعی از جامعه جوان کاربر آنکه اغلب در طبقه متوسط شهری هستند داشته باشد ولی در مورد موضوعات حاد می‌تواند به بحث و نقد و چالشگری دامن بزند." این را امید حبیبی نیا می‌گویدو اضافه می کند: این شبکه‌ها در از بین بردن یک سویگی اخبار تاثیر می‌گذارند. ماهیت و کارکرد شبکه‌های اجتماعی اساسا در ایجاد فضایی متفاوت از جریان یکسویه اطلاعات است. برای همین از زمان جنبش اعتراضی در ایران و به خصوص بهار عربی، نقش فیس بوک، توییتر و شبکه‌های اجتماعی به عنوان فضایی برای انتشار فوری و بی‌واسطه اخبار و همچنین اظهار نظر درباره اخبار و کنش‌ها و واکنش‌های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. شبکه‌های اجتماعی همچنین به گسترش نقادی و پرسشگری اجتماعی هم دامن زده‌اند یعنی فضای لازم را در شبکه مجاری برای این کار فراهم آورده‌اند. از این رو بخشی از این انتقادات طبعا شامل نقد رسانه‌های جریان اصلی یا مثلا در مورد جامعه ایرانی نقد گرایش به راست افراطی مثلا‌نژاد پرستی و فاشیسم هم هست و از این رو، رسانه‌های فارسی زبان هم دائم خود را در چالش با نقد مخاطبان آگاه‌تر ـ-و نه مخاطبان به اصطلاح جو گیر یا دنباله رو یا عوام ـ می‌بینند و این می‌تواند در نحوه کار آن‌ها تاثیر بگذارد."

به گفته این روزنامه نگار اما اگر این سیاست‌ها تابع متغیرهای مختلفی از جمله نگرش سردبیران و صاحبان آن و همچنین منابع مالی و لجستیکی آن‌ها باشد؛ طبعا این تغییرات محدود است: "مثلا من دو کارتون از مانا نیستانی در باره غزه که ظاهرا یکی را برای توانا و دیگری را برای ایران وایر کشیده بود وهیچ کدام من تشر نشدند،گذاشتم و پرسیدم که چرا این کارتون‌ها در این رسانه‌ها منتشر نمی‌شوند؟ سوالی است که بحث‌ها و اظهار نظرهای بسیاری را برانگیخت. با اینکه مانا نیستانی خیلی دور از جریان اصلی رسانه‌های فارسی زبان نیست ولی خوشبختانه مثل هر هنرمند واقعی دیگری حرف خودش را هم این بین می‌زند. همین نقد و پرسشگری نقادانه می‌تواند فضایی برای زیر سوال بردن وضعیت موجود (Statuesque) فراهم آورد."

بهداد بردبار هم در همین باره می‌گوید: "شبکه‌های اجتماعی عامل دمکراتیزه‌تر شدن خبر است. خصلت این شبکه‌ها این است که مخاطب دیگر منفعل نیست و می‌تواند اظهار نظر کند."

یهود ستیزی موجب انتشار اخبار جهت دار و خدشه دار شدن بی‌طرفی می‌شود

به باور سیما در بین کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی که خوب اوضاع زیاد خوب نیست: "یا به دلیل بی‌اطلاعی و آستانۀ پایین تحمل کار به مجادلات می‌کشد و یا اینکه شاهد اظهار نظرات‌ نژاد پرستانه هستیم. خوب وقتی از کلاس اول دبستان هر روز صبح با شعار مرگ بر اسرائیل به سر کلاس درس بروی و در خانواده هم هر چه صفت زشت و ناپسند است را به یهودیان نسبت دهند و آزادی جریان اطلاعات هم نباشد و زیر بمباران تبلیغاتی جمهوری اسلامی قرار بگیریم؛ نتیجه‌ای جز یهود ستیزی نباید متصور بود. این امر حتی در بین خبرنگاران و روزنامه نگاران هم دیده می‌شود. تصویر و یا فیلمی مجعول را با آب و تاب منتشر می‌کنند و موجب حجم عظیمی از اظهار نظرات نفرت پراکنانه و‌ نژاد پرستانه می‌شوند؛ کاربران شبکه‌های اجتماعی هم آن را باز نشر می‌کنند. بعد که مشخص می‌شود آن تصویر و یا ویدیو حقیقت نداشته است؛ دیگر تکذیب کردن آن نمی‌تواند اثر اولیه را خنثی کند. یعنی در سیکلی معیوب یهودی ستیزی موجب انتشار اخبار جهت دار و خدشه دار شدن بی‌طرفی می‌شود و همین اخبار جهت دار موجب تشدید یهود ستیزی می‌شود. به عنوان مثال حجم تحسین‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی از هیتلر می‌شود؛ واقعا تکان دهنده است. البته اقلیتی هم از کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند که دید متفاوتی دارند و اخبار را از رسانه‌های بی‌طرف پیگیری و باز نشر می‌کنند."

وی همچنین می‌گوید: "یک دلیل واکنش گستردۀ کاربران شبکه‌های اجتماعی امنیت اظهار نظر کردن در خصوص وقایع غزه است. یعنی شما خیلی ساده و آسان و بدون هیچ گونه خطری می‌توانی دولت اسراییل را نقد کنی و به یهودیان توهین کنی؛ اما خب اظهار نظر مشابه در مورد دولت بشار اسد و یا شیعیان احتمالا بدون عواقب نخواهد بود."

با این تفاسیر آیا می‌توان به نقطه اشتراکی درباره سیاست‌هایی که این روز‌ها رسانه‌های جریان اصلی بین المللی و نیز رسانه‌های فارسی زبان درباره نحوه انعکاس اخبار مربوط به جنگ اخیر در غزه در پیش گرفته‌اند؛ رسید؟ آیا می‌توان گفت که این رسانه‌ها بدون در نظر گرفتن اصل بی‌طرفی این حوادث را دنبال می‌کنند؟ و آیا چیزهایی درباره جنگ غزه و اسراییل هست که نا‌گفته و نانوشته مانده باشد؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.