4 مرداد 1393

ملاحظات زبانی و غلط های رایج در روزنامه نگاری

4 مرداد 1393

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد

ملاحظات زبانی در روزنامه نگاری کدامند؟ یعنی روزنامه نگار باید به چه اصولی در شیوه کاربرد درست کلمه‌ها، واژ‌ه ها و جملات توجه کند؟ روزنامه نگاران ایرانی چقدر ملاحظات زبانی را رعایت می‌کنند؟ آیا آن طور که برخی کار‌شناسان رسانه معتقدند رسانه‌های فارسی زبان پر از غلط‌های نگارشی و دستوری شده‌اند؟

غلط‌ های ویرایشی و دستوری، رعایت نکردن سطح نوشتار یعنی در هم آمیختن زبان رسمی و روزمره، استفاده از جملات پیچیده و طولانی به جای استفاده کردن از جملات ساده و کوتاه و شکسته نویسی و ... تنها برخی از مواردی است که کار‌شناسان رسانه به عنوان غلط‌های رایج در مطبوعات فارسی زبان به آن‌ها اشاره می‌کنند.

اما سر منشا این غلط‌ های رایج کجاست؟ آیا آن طور که برخی معتقدند اصلی ترین سرمنشاء افزایش غلط‌ ها نبود شیوه نامه‌های مشخص است؟ آیا غلط‌ های رایج برنامه‌های رادیو و تلویزیونی هم به مطبوعات راه باز کرده‌اند؟ یا کمبود مطالعه در میان فعالان رسانه‌های نوشتاری مهم‌ترین دلیل رایج شدن این اشتباه هاست؟ آیا مطبوعات و رسانه‌های دنیا در این زمینه قانون و مرامنامه مشخصی دارند؟ این مرامنامه‌ها کدامند؟

ملاحظات زبانی و روزنامه نگاری

این روز‌ها نگاهی به صفحه های روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های فارسی زبان نشان می‌دهد که تعدادی از روزنامه نگاران ایرانی؛ چندان به ملاحظات زبانی در کار روزنامه نگاری آشنا نیستند. آیا روزنامه نگاران باید از کلمات رسمی برای نوشتن گزارش‌ها ی خود استفاده کنند یا با کلمات ساده مطالبشان را بنویسند؟ آیا آن‌ها باید به زبانی صحبت کنند که برای همه مردم قابل درک است؟ یا باید اصولی داشته باشد که برای نوشتن مطالبشان به آن‌ها پای بند بمانند؟

مهدی جامی، روزنامه نگار و کار‌شناس رسانه در این باره می‌گوید: «روزنامه نگار چون با کلمات کار می‌کند باید شناخت عمیقی از زبان و شیوه‌ های بیانی داشته باشد. چنانکه اگر دست به دوربین است و با عکس کار می‌کند باید دنیای عکس و عکاسی را بشناسد. یا اگر ویدئو می‌سازد زبان فیلم و تدوین را بشناسد. روزنامه نگاری که خود را الکن ببیند یا دیگران او را الکن ببینند طبعا روزنامه نگار نیست یا روزنامه نگار خوبی نیست. بهتر است بگویم هیچ روزنامه نگاری تا به ابزار کارش مسلط نباشد شایسته این عنوان نیست. صرفا کارآموز است.»

او با اشاره به اینکه در این باره نمی‌توان برای همه روزنامه نگاران ایرانی حکم واحد داد ادامه می‌دهد: «شواهد زیادی هر روزه در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و وبسایت‌ها در داخل و خارج کشور می‌بینیم که نشان می‌دهد آشنایی با زبان فارسی خوب نیست و‌ گاه بسیار ضعیف است. معنایش این است که روزنامه نگاری در این موارد دست کارآموز‌ها ست نه روزنامه نگاران.»

جامی همچنین در پاسخ به این سوال که روزنامه نگاران باید از رسمی نویسی استفاده کنند یا زبان ساده، تاکید می‌کند: «پیش از اینکه به درستی یا نادرستی و ضعف و قوت این یا آن صورت زبانی حکم کنیم باید مساله زبان و دیدبانی از روش کاربرد آن را همچون یک روند روزانه در حرفه خود پذیرفته باشیم. یعنی مهم‌تر از احکام، عادت به بحث از زبان و مراقبت از شیوه‌های کار با زبان است. چرا که بدون مراقبت و دیدبانی و عادت به کنکاش زبانی، داشتن یک مجموعه احکام دردی دوا نمی‌کند. مثل این است که خبرنگار عکاسی از تحولات دنیای عکس خود را برکنار بگیرد. یا ویدئونگاری از نرم افزار‌ها و روش های تازه تدوین بی‌خبر باشد و به چند قاعده‌ای که آموخته بسنده کند.»

به گفته این کار‌شناس رسانه در بحث از شیوه‌های زبان باید دید با چه دستگاه تئوریکی به زبان نگاه می‌کنیم. یعنی هنوز هم احکام دردی دوا نمی‌کند. پیش‌تر باید دید منظر زبانی ما کدام است. پس از آن است که می‌شود وارد بحث احکام زبانی شد. پس اگر کنکاش زبانی عادت ما باشد و به زبان حساس باشیم و دستگاه نظری خود را هم روشن کرده باشیم آن وقت است که احکام استخراج می‌شود.

امیر عظیمی، سردبیر اتاق خبر تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی در این باره به سایت خبرنگاران ایران می‌گوید: «مهم‌ترین ملاحظه زبانی در کار روزنامه نگاری، استفاده صحیح و مناسب از زبان برای انتقال پیام است. زبان یک هویت واحد نیست و حتی در جامعه‌ای که همه به یک زبان صحبت می‌کنند، می‌توان تفاوت‌های عمده میان درکی که مردم از کلمات دارند و نحوه استفاده آن‌ها از زبان پیدا کرد. در نتیجه، هرچه روزنامه نگار از زبان ساده تری که شمار بیشتری از مردم به سادگی آن را درک می‌کنند استفاده کند، ‌در کار خود موفق‌تر است. در ضمن کلمات ساده‌تر و جمله‌های کوتاه‌تر، سریع‌تر قابل درک هستند و انتقال مفاهیم پیچیده را حتی ساده‌تر و قابل فهم‌تر می‌کنند.»

به گفته او جملات و کلمات ساده آن کلمات و جملاتی هستند که در آن‌ها از اصطلاحات فنی و تخصصی کمتری استفاده شده و به زبان عامه نزدیک‌تر است. متخصصان رشته‌های گوناگون ممکن است برای ارتباط با هم از اصطلاحات و کلماتی استفاده کنند که لازمه درک آن‌ها، آشنایی با اصول آن رشته تخصصی است در نتیجه ملاحظه عمده یک روزنامه نگار در این زمینه، بیان مفاهیم با زبانی قابل فهم برای افراد غیر متخصص است.

رسمی نویسی یا ساده نویسی؟

آیا هنوز رسمی نویسی در روزنامه نگاری طرفدار بیشتری دارد؟ هنوز در خبرگزاری‌های دولتی ایران و برخی رسانه‌های دیگر بحث بر سر استفاده از واژه «او» و «وی» در جریان است و خبرگزاری‌ها همچنان خبرنگاران را از استفاده از واژه «او» منع می‌کنند. به نظر می‌رسد این تاکید و موارد مشابه آن که در رسانه‌های ایران کم هم نیستند بیشتر تاکیدی بر رسمی نویسی باشد، چنان که این تاکید درباره کلمات و جملات دیگر نیز وجود دارد. مثلا استفاده از واژه «من» در گزارش نویسی در بیشتر خبرگزاری‌ها و حتی روزنامه‌ها غیر قابل قبول و واژه «نگارنده» پذیرفته شده است. آیا رسمی نویسی برای رسانه ها یک ارزش است؟

جامی در این باره معتقد است: «زبان رسانه باید به گفتار نزدیک باشد تعابیری مثل «وی گفت» و «وی افزود» را نمی‌پسندم. باید هر قدر ممکن است شبیه‌ تر به زبان طبیعی حرف بزنیم. در زبان طبیعی کسی نمی‌گوید «وی می‌گوید». پس ما هم همین را باید ترجیح بدهیم. بنابراین هرگز نباید رسمی حرف زد. روزنامه نگاری نوشتن به زبان زنده مردم است نه به زبان منجمد اداری یا زبان فنی و آکادمیک. متین گفتن و نوشتن آری. اما رسمی نوشتن و گفتن هرگز. رسانه با عموم مردم سر و کار دارد و باید زبانی را به کار ببرد که عامه با آن احساس فاصله نکنند. زبان رسانه بدون اینکه این فاصله را پررنگ کند رنگی از نیمه رسمی بودن دارد. اما اصولا نباید رسمی شود یا حتی فنی شود. نیمه رسمی هم یعنی زبان و بیان مردم در مهمانی‌های بزرگ و در محیط‌های آموزشی و مانند آن‌ها. و همیشه باید رنگی از خودمانی بودن هم داشته باشد بدون اینکه اخوانی و خصوصی و شکسته و خیابانی شود.»

به عقیده این کار‌شناس رسانه، زبان مردمی زبان رسانه را روشن و شفاف می‌کند. این ابهام غلیظ و فارسی ناهموار در شماری از تولیدات رسانه‌ای ما درست به این خاطر است که نویسنده از زبان مردم دور شده است و می‌خواهد به زبانی بنویسد که زبان خودش نیست. اگر روزنامه نگار یاد بگیرد که به زبان خودش بنویسد تازه می‌شود گفت روزنامه نگار شده است. زبان مثل باقی مهارت های روزنامه نگاری آموختنی و ورزیدنی است. اگر روزنامه نگار نیاموخته باشد و زبان ورزی نکرده باشد طبعا قادر به کار رسانه‌ای موثر نیست.

امیرعظیمی اما در این باره معتقد است: «در مجموع می‌توانم بگویم در میان روزنامه نگاران ایرانی همانطور که در میان روزنامه نگاران هرجای دیگر دنیا می‌شود دید، گرایش‌های متفاوتی وجود دارد. گروهی متمایل به استفاده از زبان محاوره‌ای و گروهی متمایل به استفاده از زبان رسمی هستند. برخی زبانی را می‌پسندند و به کار می‌گیرند که نمونه‌های آن بیشتر در ادبیات دهه‌های گذشته رواج داشته و برخی از اصطلاحاتی استفاده می‌کنند که در همین سال‌های اخیر و مخصوصا در رسانه‌های اجتماعی رواج پیدا کرده است. در میان روزنامه نگارانی هم که در حوزه‌های تخصصی کار می‌کنند، استفاده گسترده از اصطلاحات فنی رایج است چه روزنامه نگاران ورزشی، چه روزنامه نگاران علمی و چه روزنامه نگاران اقتصادی. این مختص به روزنامه نگاران داخل ایران نمی‌شود و روزنامه نگاران ایرانی که در خارج از ایران کار می‌کنند هم کمابیش همین روند‌ها را دنبال می‌کنند. البته این ارزیابی بر مبنای تجربه شخصی است که طبیعتا دقت یک تحقیق جامع را ندارد.»

سطح نوشتار و سرگردانی خواننده

این روز‌ها گاهی در روزنامه‌ها ی فارسی زبان مطالبی دیده می‌شود که مشخص است نویسنده چند سطح نوشتاری را درهم آمیخته است؛ بدین گونه که‌گاه لحن نوشته رسمی می‌شود و‌گاه به زبان روزمره تغییر می‌کند آیا می‌توان خواننده مطلب را بین این دو سطح ـ یا گستره زبانی ـ سرگردان گذاشت یا نویسنده فقط باید یک لحن را برای نوشته‌اش انتخاب کند؟ آیا قانون مشخصی در این باره وجود دارد؟

مهدی جامی در این باره می‌گوید: «قانون در زبان بسیار است. شما نظری به کتاب‌های معانی و بیان بیندازید. می‌بییند ده‌ها بحث دقیق زبانی وجود دارد که کجا سوال می‌شود کرد و چگونه باید سوال کرد و چه نوع جمله‌ای در چه بافتی درست و معنادار و فصیح است یا نیست و چه تعبیری درشت و ناهموار است یا هموار و روان. در یک قطعه زبانی شما می‌توانید از خطاب به غیاب بروید و زمان‌ها را درنوردید و امر و نهی و سوال و تعجب را به هم بیامیزید. اما همه این‌ها در خدمت هدف نوشتار است. مثل یک قطعه شعر خوب شما هر هنری می‌توانید به کار بگیرید به شرط اینکه نتیجه‌اش دلنشین باشد. اینکه می‌گویند یک لحن اختیار کنید از یک بابت درست است. مثل رانندگی است که در آغاز می‌گویند جاده صاف را برو. اما هیچ کسی با رانندگی در جاده صاف و بی‌پیچ و دست انداز راننده نمی‌شود. روزنامه نگار مثل هر نویسنده خوب باید بتواند از پس دشواری‌های معانی و بیان خبر و گزارش و گفت و گو برآید. آنگاه می‌داند که اگر جاده کفی است چطور رانندگی کند و اگر کوهستانی است چطور. یا اگر ترکیبی از دو و سه گونه راه است چگونه راه را طی کند.»

امیر عظیمی در این باره تاکید می‌کند: «طبیعتا نمی‌توان همه موضوعات را با یک زبان بیان کرد اما بسیار عجیب است که وحدت زبانی در یک مطلب رعایت نشود. همانطور که یک شخص در گفت‌و‌گو با افراد مختلف از لحن و بیان متفاوتی استفاده می‌کند (مثلا گفت‌و‌گو با یک دوست صمیمی تا گفت‌و‌گو با کسی که برای اولین بار دیده‌ایم یا گفت‌و‌گوی چند متخصص درباره یک موضوع حرفه‌ای) در نوشتن هم به فراخور موضوع و محل انتشار مطلب، از شیوه‌های متفاوتی استفاده می‌شود. نکته مهم این است که زبان و لحن مورد استفاده، برای بیان مفهوم مورد نظر مناسب باشد و همچنین در حد ممکن ساده باشد.»

غلط‌های رایج رسانه‌های فارسی زبان

اما غلط‌های رایج مطبوعات و رسانه‌های ایرانی کدامند؟ آیا می‌توان فهرستی از این غلط‌ها را برشمرد؟

«در رسانه‌های فارسی زبان بعضا می‌شود زبان توصیفی وجملات طولانی را دید که تا رسیدن به اصل مطلب پیچ و خم‌های فراوانی می‌خورد. در دوره‌ای که خبررسانی از طریق توییتر با یکصد و چهل حرف باب شده، کمتر کسی حوصله خواندن توصیف‌های طولانی را دارد. البته توصیف برخی فضا‌ها بسیار ضروری است. به عنوان مثال توصیف حاشیه‌های یک مصاحبه بسیار نادر با شخصیتی که همه می‌خواهند در موردش بدانند اما هیچوقت با رسانه‌ها مصاحبه نکرده بسیار خواندنی است اما توصیف پدیده‌های تکراری و روزمره کمتر کسی را به خود جلب خواهد کرد. در عین حال رسانه‌های تصویری ایرانی هم در موارد فراوان از زبان نوشتاری استفاده می‌کنند که بسیار عجیب و همین طور خسته کننده است.» این‌ها گفته‌های امیر عظیمی درباره غلط‌های رایج رسانه‌های ایرانی است.

مهدی جامی اما غلط‌های رایج مطبوعاتی را این گونه بر می‌شمارد: «اگر ریز غلط‌ها را بخواهید باید بحث تفصیلی کرد. خلاصه‌اش را بخواهید باید گفت‌‌ همان غلط‌هایی که در «غلط ننویسیم» نوشته ابوالحسن نجفی آمده است. اما به اضافه آن غلط‌های دیگر هم داریم. یعنی علاوه بر غلط‌های زبانی و نگارشی، غلط‌های نشانه گذاری داریم. غلط‌های تیتر و لید و استناد داریم. ضعف تالیف داریم. فکت‌ها به درستی چک نمی‌شود. ضد خبر‌ها به جای خبر گرفته و کار می‌شود. یعنی همه آن مشکلاتی که روزمره پیش می‌آید. این است که می‌گویم دیدبانی روزانه لازم است. چون غلط‌های کهنه رفع نشده غلط‌های تازه هم پیدا می‌شوند چه زبانی چه ارجاعی یا فنی. اما مادر همه غلط‌ها این است که از مراقبت غلط ناتوان باشیم و غلط را نبینیم یا جدی نگیریم.»

قوانین رسانه‌ها درباره زبان

آیا مطبوعات و رسانه‌های دنیا در زمینه استفاده از زبان قانون و مرامنامه مشخصی دارند یا چنین مشکلی فقط مربوط به زبان فارسی است؟

جامی در این باره می‌گوید: «تمام خبرگزاری‌های بزرگ شیوه نامه خود را دارند. مجله‌ها و روزنامه‌های معتبر راهنماهای خود را دارند. مثلا شیوه نامه گاردین که آنلاین هم موجود است نمونه خوبی است (اینجا را ببینید). یا شیوه نامه اکونومیست (ویرایش سال ۲۰۰۵ آن را از اینجادانلود کنید). حتی سازمان سیا هم شیوه نامه دارد! چرا که روزانه ده‌ها گزارش تهیه می‌کند و باید در آن‌ها اصول زبانی و ارجاعی و فنی معینی به طور واحد به کار رود (اینجا را نگاه کنید و از همانجا دانلود کنید). واشنگتن پست هم فهرستی از کلیشه‌های زبانی روزنامه نگاران را منتشر می‌کند (ویرایش فوریه آن را اینجا ببینید) تا روزنامه نگار جماعت بداند از زبان باسمه‌ای استفاده نکند. فعالیت در این حوزه وسیع است و باید گفت رسانه‌های ایران از این نظر هنوز خیلی نجنبیده‌اند. گرچه در ایران شیوه نامه‌های متعددی منتشر شده است اما مربوط است به ناشرانی مثل دایره المعارف‌ها (مثلا اینجا را ببینید) یا ناشران دانشگاهی (اینجا) و نه رسانه‌ها.»

عظیمی هم با اشاره به اینکه بیشتر رسانه‌ها شیوه نامه‌ای را تعریف می‌کنند و از نویسندگان می‌خواهند که آن را دنبال کنندمی گوید: «دلیل اینکه رسانه‌ها «شیوه نامه» تهیه می‌کنند این است که شیوه بیان آن رسانه هماهنگ باشد یعنی رسانه یک هویت زبانی پیدا کند که از دید سردبیران آن رسانه مناسب است و به مرور زمان به یکی از مشخصه‌های آن رسانه تبدیل شود. طبیعتا در هر شیوه‌ای می‌توان و باید ساده نویسی را دنبال کرد. یک مساله مهم در این میان توجه به ویژگی‌های فردی زبان است که از یک روزنامه نگار به روزنامه نگار دیگر متفاوت است و همچنین پویایی زبان که در طول زمان دچار تحول می‌شود. رسانه موفق رسانه‌ای است که به این ویژگی‌های مهم توجه کند.»

او شیوه کار بی‌.بی.سی فارسی در این باره را نیز این گونه توضیح می‌دهد: «بی‌بی‌سی فارسی شیوه نگارشی خاصی دارد که ویژگی عمده آن ساده نویسی یا ساده گویی (در تلویزیون و رادیو) است. یک رسانه مصرف کننده زبان است، ‌در نتیجه باید سعی کند بهترین زبان را استفاده کند. زبان برای یک رسانه هدف نیست بلکه عامل ارتباط با مخاطب است. وظیفه یک رسانه در قبال زبان در عین حال این است که مراقب باشد تا با استفاده ناصحیح از زبان، ‌زمینه مصطلح شدن اشتباهات را فراهم نکند.»

«غلط ها مثل میکروب از همه جا می‌آیند»

برخی معتقدند یکی از اصلی ترین سرمنشا‌های افزایش غلط‌های رایج در زبان فارسی برنامه‌های رادیو و تلویزیونی است. اشتباه‌هایی که به مدد رسانه‌های دیداری و شنیداری به سرعت در جامعه گسترش یافته‌اند و به دلیل کمبود مطالعه در میان فعالان رسانه‌های نوشتاری سر از نشریه‌ها درآورده‌اند.

جامی در این باره معتقد است: «نمی‌شود گفت سرچشمه غلط‌ ها رادیو و تلویزیون است. سرچشمه غلط مدرسه است. همین معضل «های غیرملفوظ» را ملاحظه کنید که زمانی حتی در تیتر روزنامه‌ای در تهران هم ظاهر شد. نوشته بود: «سلاحه» هسته‌ای! مشکل در آموزگاری است. مشکل در نظام آموزش و پرورش و کم سوادی معلمان ابتدایی و نادرستی شیوه تدوین کتاب‌های درسی است. اما طبیعی است که محصولات این مدرسه وقتی تریبون پرمخاطبی مثل رادیو یا تلویزیون پیدا کردند در اشاعه غلط موثر می‌افتند. راه مقابله با همه کاستی‌های انسانی در معرفت و سواد و مهارت، آموزش است و پیگیری و دیدبانی. غلط زبانی و استنادی مثل میکروب از همه جا می‌آید. بدن و بدنه رسانه‌ای باید قوی باشد و بماند تا از پا در نیاید.»

عظیمی هم با اینکه وظیفه رسانه را آموزش زبان نمی‌داند می‌گوید: «اما رسانه‌ها می‌توانند با دقت در به کار بردن مناسب زبان، ‌زمینه حفظ آن و ترویج اصطلاحات صحیح را فراهم کنند. معنی این حرف این نیست که رسانه‌ها مثلا برنامه‌های طنز که ممکن است بخشی از آن هم استفاده از زبان طنز و غیر معمول باشد تولید نکنند، یا همه رسانه به یک زبان بنویسند یا سخن بگویند، بلکه منظور این است که در برنامه‌های مختلف زبان مناسب‌‌ همان حوزه را به کار گیرند.»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.