1 مرداد 1393

نقاط عطف تاریخ یکصد ساله قانون مطبوعات در گفتگو با نعمت احمدی

در ایران نیاز به قانون مطبوعات نداریم

1 مرداد 1393

خبرنگاران ایران – سورنا شادمان

معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اعلام کرده که قصد دارد طرح اصلاح قانون مطبوعات را به جریان بیندازد. کارشناسان و اصحاب رسانه هنوز نمی دانند که چه رویکردی برای اصلاح مد نظر دولت است و برخی نیز این معاونت را به پنهان کاری متهم می کنند.

این مساله بهانه ای شد تا خبرنگاران ایران پای صحبت های دکتر نعمت احمدی روزنامه نگار، حقوقدان و استاد دانشگاه که از دهه پنجاه با مطبوعات همکاری می کند، بنشیند و با او اتفاقات و نقاط عطف قانون مطبوعات در یکصد سال اخیر را مرور کند.

نعمت احمدی در ابتدا با بیان اینکه قانون مطبوعات ایران، چه قانون مطبوعات جدید و چه قانون مطبوعات مشروطه، یک پیشینه تاریخی دارد، گفت: «در مشروطه هم ما قانون مطبوعات داشتیم و یکی ازمتمم های اصول قانون اساسی مشروطه این بود که رسیدگی به جرائم مطبوعاتی باید با حضور هیئات منصفه و باید در دادگاه رسیدگی شود.»

او سپس با اشاره به نخستین محاکمه مطبوعاتی در مشروطه گفت: «شیخ احمد تربتی معروف به سلطان العلما خراسانی صاحب نشریه ی روح القدوس بود. در سال ۱۲۸۶ بعد از مشروطه و قبل ازحادثه ی به توب بستن مجلس ، او را بخاطر مطلبی که در مطبوعه اش نوشته بود دستگیر کردند و اما او مدعی شد که باید طبق قانون اساسی به جرائم مطبوعاتی در دادگاه عمومی و با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود و حاکمیت هم مجبور شد که او را رها کند. آنها سپس قانون مطبوعاتی و هیئت منصفه ای تشکیل دادند و او را محاکمه کردند. این نخستین محاکمه مطبوعاتی ایران است که حدودا یک قرن پیش اتفاق افتاد. البته سلطان العلما بعد ها در باغشاه همراه صور اسرافیل شهید شد و ماجرا این بود که به دفتر روزنامه ی روح القدوس که دفترش اطراف مجلس در بهارستان بود حمله کردند و او به همراه یکی از بستگانش با تیر اندازی در برابرشان ایستادگی کرد و اما نهایتا زخمی شد و او را بردند وانداختند در چاهی در باغشاه بطوری که یک هفته صدای ضجه اش از توی چاه به گوش می رسید.»

این حقوقدان بعد از اشاره به این رویداد گفت: « اکنون وقتی به قانون مطبوعات و قانون هیئت منصفه درسال ۱۲۸۶ نگاه می کنیم، می بینیم که قانون بسیار پیشرفته ای است و ما الان اگر این قانون را داشته باشیم، کفایت می کند.»

او سپس به مقطع زمانی انقلاب ۵۷ اشاره کرد و گفت: « بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ قانون مطبوعات و هیئت منصفه اش جزو نخستین قوانینی بود که تصویب شد و در زمانی که هنوز مجلس تشکیل نشده بود. این قانون تا زمانی که سعید مرتضوی باعث تصویب قانون جدید شد، برقرار بود و به نسبت قانون فعلی بسیار پیشرفته بود. البته همانطور که می دانید مطبوعات از همان روز اول مساله داشتند. در سال ۱۳۶۰ دادستانی انقلاب آقای لاجوردی با یک نامه هشتاد- نود روزنامه را بست. لذا مطبوعات همیشه درگیری داشتند. نخستین قانون مطبوعات در سال ۵۸ درشورای انقلاب نوشته شد. در سال ۶۴ و همینطور در هر دوره قانون مطبوعات یک وصله - پینه ای شد. »

این استاد دانشگاه سپس به عنوان نقطه عطفی دیگر به سال ۷۶ اشاره کرد و با بیان اینکه بهار مطبوعات به حق سال ۷۶ بوده به نقش روزنامه سلام دریک دوره تاریخی پرداخت: « روزنامه سلام توانست در یک دوره تاریخی کادر سازی بکند. شما غیر از این نسل جوان هر چه مطبوعاتی می بینید در همین روزنامه سلام کار کرده است. در آن زمان همیشه این کلام ورد زبان ما بود و می گفتیم خدا نکند که روزنامه سلام را ببندند. آیت الله خوئینی ها یک سری قلم به دست و نویسنده پر شر و شور را در روزنامه سلام جمع کرده بود و اینها را در واقع کنترل می کرد و گمان بر این بود که اگر روزی اینها از روزنامه سلام بروند، شهر را بهم می ریزند. به هر رو نگهداری یک سری روزنامه نگار آتشین در یک جا که کنترلشان هم دست کسی باشد به مراتب بهتر از این است که هر کدام بروند و از کنترل خارج شوند. البته این گمان پر بیراه نبود و همین اتفاق هم افتاد. روز ۱۷ تیر سال ۱۳۷۸ روزنامه سلام تیتری زد مبنی بر اینکه طرح قانون مطبوعات به وسیله سعید امامی ریخته شده و به مجلس داده شده است. این تیتر باعث بسته شدن روزنامه سلام شد و متعاقب آن دانشجویان درروز ۱۸ تیر آن حرکت را انجام دادند. این اتفاق باعث پخش شدن کادر این روزنامه در روزنامه های دیگر شد. »

این روزنامه نگار سپس به دوره ای پرداخت که به زعم او عصر طلایی مطبوعات است و نقطه ی عزیمت آن را انتشار روزنامه جامعه دانست و البته اشاره کرد که ساختار این روزنامه مرهون کادر سازی های روزنامه سلام بود و افزود: « پس از آن بود که روزنامه هایی نظیر صبح امروز، خرداد، توس، آزادگان و ... اینها راه افتادند تا اینکه در اردیبهشت ماه سال ۷۸ رهبر ایران آیت اله خامنه ای دلخوری اش را از مطبوعات بیان کرد و دیدیم که این امر منجربه بسته شدن بیش از صد روزنامه شد.»

دکترنعمت احمدی سپس به اقدام و نقشمندی تاریخی سعید مرتضوی در قانون مطبوعات در آن دوره پرداخت:

« سعید مرتضوی شهرتش را از اینجا به دست آورد و این مقطع سکوی پرتابی برای او شد. او با ته لهجه ی غلیظ یزدی به یکباره فعال مایشاء و عامل بسته شدن روزنامه ها شد. ایشان به دنبال یک ماده قانونی می گشت که به نوعی بتواند با استفاده از قوانین موجود با مطبوعات برخورد کند. گرچه به گمانم آن زمان نیازی به قانون هم نبود و هر وقت اراده می کردند، انجام می شد. به هرحال او به قانونی متوسل شد که سال ۱۳۳۱ تصویب شده بود، قانون اقدامات تامینی و تربیتی. آن قانون که در دهه ی سی نوشته شده بود راجع به قمارخانه ها و افراد شرور و خطرناک بود. در آن دوره وقتی کسانی را می گرفتند که چندین حکم داشته و شرور بودند و یا قمارخانه دایر کرده بودند، مانده بودند که با اسلحه های سرد و گرم یا افزار قمارشان را چه کار کنند. در این قانون راجع به افرادی که محکومیت های مکرر داشتند برای تعیین تکلیف ابزار جرمشان ، قانون اقدامات تامینی تربیتی، ماده ۱۳، می گوید دولت باید آنها را مصادره می کند و آن مکان نیز پلمپ می شود. یعنی سعید مرتضوی گشت و گشت و از زیر قوانین این را پیدا کرد که هیچ سنخیتی با قانون مطبوعات ندارد، یعنی اصلا در غیرماوقع له بود. در واقع قانونی که موضوع آن و صورت جلسات مجلسش کاملا مشخص بود که اصلا چرا این قانون گذرانده شده مورد رجوع آنها شد. در واقع دنبال تصویب طرحی بودند که دیگر نروند توی پونه ها دنبال مار بگردند. لذا اصلاحیه قانون مطبوعات را در سال ۷۹ اعمال کرد. درهمان روز سعید مرتضوی رایزنی هاش را کرد و به عنوان تماشاچی در مجلس نشست و وقتی طرح تصویب شد در جایگاه تماشاچیان بلند شد و شروع کرد به تکبیر سردادن و این مساله در مطبوعات ما انعکاس پیدا کرد که چطور آقای مرتضوی پشت این قصه بوده است.»

وی سپس به اشکال دیگری در قانون مطبوعات اشاره کرد و گفت: « قانون مطبوعات را باید به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش هیئت منصفه ست، یک بخش هم اینکه هیئت منصفه شرط خود هیئت منصفه باشد، انتصابی نباشد. شما اگرقانون هیئت منصفه را بخوانید به اصل قضیه پی می برید اینکه یک هیئت منصفه انتخابی از گروه های خاص باید بیایند و اظهار نظر کنند. متاسفانه من پرونده های عدیده ای در دادگاه مطبوعات داشته ام و اینجا نکته ی ظریفی وجود دارد که آقایان توجه نمی کنند. اصل ۱۶۸ قانون اساسی می گوید که « رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد.» اینجا که از محاکم یاد می کند. دادسرا محکمه نیست یا اگر می خواهید بگویید دادسرا محکمه ست، بسم الله. اگر دادسرا را می پذیرید که جزو محاکم بگذاریدش آن مرحله تحقیق و تعقیب است. اگر می پذیرید پس هیئت منصفه باید در دادسرا هم باشد. ما الان چنین چیزی نداریم. هیئت منصفه فقط در دادگاه است. و متاسفانه دادسرا تصمیم می گیرد و روزنا مه را به طور موقت می بندد. حالا دادسرایی که در آن هیئت منصفه نیست تصمیم ماهیتی می گیرد و روزنامه را به طور موقت می بندد و بعد از یکسال یا دو سال دادگاه تشکیل می شود و تبرئه می شود. یعنی الان شیوه ی رسیدگی در محاکم ما خلاف قانون اساسی است. چون می گوید که رسیدگی به جرائم مطبوعاتی باید در حضورهیئت منصفه باشد. دادسرا هم اگر محکمه است خب باشد و اگر نیست چرا هیئت منصفه را نگذارید. که من بر این باورم جرائم مطبوعاتی سیاسی نیاز به بررسی مقدماتی ندارد و از همان ابتدا رسیدگی باید در دادگاه باشد و نه در دادسرا. »

او همچنین با بیان اینکه مطبوعات به عنوان رکن چهارم دمکراسی در کنار قوای مقننه، قضائیه و مجریه، به مثابه ی قوه ی مردم است،اظهار داشت: « ما در ایران نتوانستیم رابطه مان را با مطبوعات درست کنیم و ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم، یعنی در دموکراسی پیشرفت نکرده ایم که مطبوعات را به عنوان رکن چهارم بپذیریم. شما اگر مطبوعات آزاد داشته باشید، هیچگاه این قضیه سه هزار میلیاردی بوجود نمی آید. بابک زنجانی بوجود نمی آید. به محض اینکه دو تا خبر در روزنامه پخش شود جلوی قضیه گرفته می شود.»

وی همچنین در بخش دیگر صحبت هایش به مشکلات پیش روی مطبوعات نظیر مجوز نشریه، رقابت نابرابر و مساله توقیف اشاره کرد و گفت: « مطبوعات نباید نیاز به مجوز داشته باشد. هر کس باید بتواند نشریه اش را منتشر کند و اگر مخاطبش را پیدا کرد ادامه می دهد. مطبوعات ما مستقل نیستند و نمی توانند روی پایشان بایستند. ما الان متاسفانه روزنامه خوان نداریم. الان روزنامه ها تک فروشی ندارند و درصد عمده ی نسخه های چاپ شده برگشت می خورد. بعضی از دکه ها اصلا بسته های بعضی روزنامه ها را باز نمی کنند از طرفی ما یک رقابت ناسالمی هم داریم. ما نشریاتی داریم که دولت کاملا حمایت شان می کند. نشریاتی مثل اطلاعات، کیهان و ... که ساختمان و تشکیلاتی دارند. روزنامه هایی مثل اعتماد و شرق باید ماهیانه پول اجاره ساختمان بدهند در حالیکه آنهای دیگر از سال ۱۳۰۴ ساختمان دارند. چاپخانه های عظیم دارند. تمام آگهی دولتی به سمت آنها می رود. روزنامه های ما بره های نحیفی هستند که حتی برای تغذیه خودشان هم توان ندارند. روزنامه نگاران ما الان از این روزنامه به آن روزنامه سرگردانند. ما برای شماره سه هزارم روزنامه ای اعتماد جشن گرفتیم اما این روزنامه سه چهار بار توقیف شد آنهم توقیف های یکساله. اما روزنامه های دیگر حتی یک تذکر هم نمی گیرند. الان شما برای گرفتن یک مجوز چهار- پنج سال در نوبت هستید و بعد اولین کاری که باید بکنید این است که جایی را اجاره کنید و در یک بازار رقابتی ناسالم شرکت بکنید.»

او همچنین در باره مساله سانسور گفت: « ما در ایران نیاز به قانون مطبوعات نداریم، مطبوعات خودشان دچار خودسانسوری هستند. من خودم به عنوان یک روزنامه نگار فارغ از اینکه حقوقدان و استاد دانشگاه هستم وقتی شروع به نوشتن مطلبی می کنم، اول خودم یک سانسورچی هستم چون که اگر این را لحاظ نکنم که مطلبم چاپ نمی شود. دوم آن دبیر سرویسی که مطلب مرا وارسی می کند او سانسورچی بعدی است چون می خواهد کار کند و نباید نشریه اش بسته شود. بعد نوبت سردبیر است و بعد هم مدیر مسئول. یعنی ما یک سانسور اختیاری و از پیش تعیین شده داریم. بعد شما یک هیئت نظارت بر مطبوعات دارید. هیئت نظارت مطبوعات که باید حامی باشد خودش مطبوعات را می بندد. پس قانون مطبوعات بسیار محدود کننده ست. پس می شود گفت سانسور در مطبوعات به شکلی نانوشته اعمال می شود. »

وی در پاسخ به این مساله که آیا در قانون مطبوعات نباید قوانینی وضع شود که دستگاه های اجرایی پاسخگوی روزنامه نگاران باشند، گفت: « در قانون که چنین چیزی هست اما مساله این است که چه این قانون باشد، چه نباشد کسی پاسخگو نیست. این مسائل با قانون حل نمی شود بلکه ما باید به این باور برسیم که مطبوعات زبان مردم هستند. »

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.