28 شهریور 1390

در جستجوی اولین روزنامه های ایرانی

28 شهریور 1390

خبرنگاران ايران - وقتی شاهزاده عباس میرزا ولیعهد، در جریان جنگ‌ های ایران و روسیه فرماندهی سپاه ایران را در آذربایجان بر عهده داشت، پس از شکست‌ های پیاپی، لزوم تجدید نظر در بسیاری از امور را دریافت. او دانست که دنیا تغییر کرده و قدرت هایی جدید سربرآورده اند؛ قدرت هایی که ایران کهن در برابرشان نه امپراتوری ای بزرگ، که کشوری است شکننده. او با همراهی میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی، ابتدا دو محصل جوان را برای تحصیل علوم و هنرهای جدید به انگلستان فرستاد: محمدکاظم، پسر نقاش باشی برای تحصیل نقاشی و میرزا حاجی بابا برای تحصیل طب و داروسازی. محمدکاظم 18 ماه بیشتر در لندن دوام نیاورد و بر اثر ابتلا به سل درگذشت. یک سال و نیم بعد، ولیعهد ایران پنج محصل دیگر را به لندن اعزام کرد: میرزا رضا برای تحصیل توپخانه، میرزا جعفر برای تحصیل مهندسی، میرزا جعفر برای تحصیل طب و شیمی و میرزا صالح برای آموختن زبان لاتین، انگلیسی و فرانسه برای مترجمی دولت و محمدعلی چخماق ساز، برای یادگرفتن ساخت قفل و کلید.

میرزا صالح شیرازی در میان محصلان ایرانی، علاوه بر تحصیل درس های مقرر، در چاپخانه آقای دانس در لندن به کار پرداخت و به تعبیر خودش از ابتدا الی انتهای کار را آموخت. او در کتابخانه بزرگ لندن به مطالعه درباره تاریخ انگلستان پرداخت و توجه اش به مواردی چون مشروطه و انتخابات جلب شد. میرزا که در سفرنامه اش شرحی طولانی از تحقیقاتش را نوشته، چنین آورده است: «غرض بنده از تاریخ سلاطین انگلستان، طریق ترقی این ولایت بود و نه تاریخ پادشاهان.» وی در بخشی دیگر از یادداشت هایش، موقع ترک لندن به قصد ایران می نویسد: «خدایا، یکی از آرزوهایم این بود که در این مدت که در انگلستان بوده ام، به جز تحصیل، چیزی به ایران ببرم که به درد مملکت بخورد و در میان این چیزها، بهتر از همه چاپخانه را یافتم.»

به دنبال کاغذ اخبار، کتابی است برای نوجوانان علاقه مند به روزنامه نگاری و تاریخ مطبوعات ایران که لیلی فرهادپور، یکی از روزنامه نگاران نام آشنا، آن را به رشته تحریر درآورده است. این کتاب که در ردیف آثار دانشنامه‌ ای انتشارات ققنوس چاپ شده، قصه شکل گیری روزنامه های ایرانی را از ابتدا برای مخاطب نوجوان شرح می دهد و آخر سر به تاریخ مطبوعات کودک و نوجوان می پردازد. اطلاعات گردآوری شده در کتاب، هم برای خواننده نوجوان مفید است، هم برای مخاطب بزرگسالی که اطلاعاتی از تاریخ روزنامه نگاری ایرانی ندارد. به دنبال کاغذ اخبار در نه فصل نوشته شده و بعد از پایان هر بخش، اطلاعات دانشنامه ای مربوط به همان فصل نیز آمده است.

بنابر اطلاعات موجود در کتاب، میرزا صالح که با کمک صاحب کار انگلیسی خود تمام دستگاه های چاپ را با قمیتی مناسب خریداری کرده بود، پس از ورود به ایران کامل ترین مطبعه ایران را در تبریز بنیان می نهد. «اما این مطبعه اولین چاپخانه تبریز نبود. آقا زین العابدین تبریزی پیش از او اسباب و آلات مختصری برای چاپ از روسیه آورده بود و تحت حمایت عباس میرزا قرار داشت. میرزا صالح از این مساله خوشحال بود و عقیده داشت: هر چیزی به ترقی این مملکت کمک کند، مبارک و میمون است.»(ص37) «میرزا مصمم بود به زبان فارسی کتاب چاپ کند، آن هم کتابی که به نفع مردم باشد. در آن زمان مرض آبله بیداد می کرد و به همین دلیل تصمیم گرفت کتابی درباره آبله کوبی به چاپ برساند. کتاب آماده انتشار بود که میرزا به تهران فراخوانده شد.»(ص38) اگرچه مرگ ولیعهد نواندیش قاجار بند آرزوهای میراز صالح را گسست، او موفق شد با انتشار نخستین روزنامه ایرانی ـ در سال 1253 هـ.ق و 1837 م. ـ، سرآغاز انتشار روزنامه در ایران باشد. البته کاغذ اخبار اولین روزنامه ایرانی است، نه اولین روزنامه فارسی؛ چراکه پیشتر در هند، اولین روزنامه های فارسی منتشر شده بود. آن زمان حتی بسیاری از روزنامه های هندی و برخی از روزنامه های انگلیسی چاپ هند نیز دارای مطالبی به زبان فارسی بودند.

وقتی روزنامه کاغذ اخبار منتشر شد، سه سال از مرگ عباس میرزا و یک سال از قتل قائم مقام فراهانی می گذشت.

انتشار کاغذ اخبار زمانی بیش نپایید. سیزده سال بعد از آن، روزنامه ای با نام زاهریا دباهرا(پرتو روشنایی) به زبان آسوری در ارومیه منتشر شد و یک سال بعد از این روزنامه آسوری، ناصرالدین شاه دستور انتشار روزنامچه اخبار دارالخلافه طهران را صادر کرد.(ص53)

اولین شماره این روزنامچه را امیرکبیر، مستر برجیس، میرزا جبار تذکره چی و میرزا عبدالله تهیه کردند و در صفحه اول آن چنین نوشته شد: «از آنجا که همت حضرت اقدس شاهنشاهی مصروف بر تربیت اهل ایران و استحضار و آگاهی آنها از امورات داخله و وقایع خارجه است، لهذا قرار شد که هفته به هفته احکام همایون و اخبار داخله مملکتی و غیره که در دول دیگر گازت می نامند در دارالطباعه دولتی زده شود و به کل شهرهای ایران منتشر گردد که اهالی مملکت نیز در هر هفته از احکام دارالخلافه مبارکه و غیره اطلاع حاصل نمایند و از جمله محسنات این گازت یکی آن که سبب دانایی و بینایی اهالی این دولت علیه است و دیگر این که اخبار کاذبه و اراجیف که گاهی خلاف احکام دیوانی و حقیقت حال در بعضی شهرها و سرحدات ایران پیش از این باعث اشتباه عوام این مملکت می شد، بعد از این به واسطه روزنامچه موقوف خواهد شد و بدین سبب لازم است که کل امنای دولت ایران و حکام ولایات و صاحب منصبان معتبر و رعایای صادق این دولت این روزنامه ها را داشته باشند... سنه 1267...»(ص56)

این نشریه هفتگی از شماره دوم به وقایع اتفاقیه تغییر نام داد و در شماره 42 آن، خبر زیر به چاپ رسید: «اراده اعلیحضرت شاهنشاه متعلق بر این امر قرار گرفت که میرزا تقی خان از پیشکاری دربار همایونی ومداخله در امور داخله و خارجه و منصب امارت نظام و لقب اتابکی و کل اشتغال و مناصبی که به او محول بود به کلی خلع و معزول فرمودند.» و در شماره 49 وقایع اتفاقیه نوشته شد: «امیرکبیر به فین کاشان رفته و بسیار بیمار است» در حالی که امیر را در کاشان به قتل رسانده بودند.(ص59)

وقایع اتفاقیه ده سال منتشر شد و تیراژ آن 1100 نسخه و قیمتش ده شاهی بود که آن زمان قیمت کمی به حساب نمی آمد؛ چرا که با این پول می شد یک کیلو گوشت گوسفند خرید.(ص57)

بعد از امیرکبیر مدیریت وقایع اتفاقیه به میرزا آقاخان نوری سپرده شد و شاه نظارت کاملی بر آن داشت. حتی گاه شاه خودش هم مقاله می نوشت و بدون امضا در روزنامه چاپ می کرد.(ص60) یک بار هم ناصرالدین شاه خودش به هوس روزنامه نگاری افتاد و روزنامه ای به چاپ رساند با نام حکیم الممالک که تمامی آن شرح سفر شاه به خراسان به قلم خودش بود.(ص62) پس می توان ناصرالدین شاه را یکی از اولین روزنامه نویسان ایرانی دانست. او یکی از نخستین عکاسان ایرانی نیز محسوب می شود.

هرچند ناصرالدین شاه نخستین پادشاه روزنامه نگار و عکاس ایرانی است، نخستین فرمان سانسور و توقیف مطبوعات را نیز وی صادر کرده است. به رغم کنترل فضای داخلی، دو روزنامه فارسی زبان در خارج از ایران منتشر شد که بدون هیچ ترسی از شاه انتقاد می کردند. مطالب اختر که در استانبول منتشر می شد و قانون که در لندن به چاپ می رسید، شاه را روز به روز عصبانی تر می کرد و اعتمادالسلطنه ناگزیر بود فکری اساسی کند. او دستور داد برای جلوگیری از ورود روزنامه های مخالف دربار و شاه، نامه ها و بسته های پستی را باز کنند و اگر آن روزنامه ها را دیدند، همان موقع نابودشان کنند. ولی فایده نداشت. جراید خارجی به صورت قاچاق به وسیله مسافران، بازرگانان یا زوار، حتی لابه لای بارهای تجاری به ایران می آمد و در میان مردم دست به دست می گشت.(صص68و67)

اطلاعاتی که در این یادداشت خواندید همگی از کتاب به دنبال کاغذ اخبار فراهم آمده بود. هرچند کتاب برای نوجوانان نوشته شده، مخاطب بزرگسال نیز می تواند از آن بهره ببرد. اگر خواهان شناختی مختصر و مفید از نحوه تکوین هسته اولیه روزنامه نگاری ایرانی هستند، مطالعه این کتابچه را از دست ندهید: به دنبال کاغذ اخبار، لیلی فرهاد پور، نشر ققنوس، چاپ اول: 1390، قیمت: 3500 تومان، جلد سخت، مصور، تصویرگر: سولماز شبانی، 104 صفحه.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.