30 تیر 1393

محمد پورداد و سالهای فوران خبر

خبرنگار دیپلماتیک در سال های طلایی سیاست خارجی ایران

30 تیر 1393

خبرنگاران ایران: مرداد ماه، چهارمین سالمرگ محمد پورداد است. کسی که از اواسط دهه چهل با سمت خبرنگار دیپلماتیک روزنامه اطلاعات در حوادث مهم سال های طلائی سیاست خارجی ایران فعال بود و بارها تیترهای اول روزنامه از خبرهائی گرفته شد که او یافته بود.محمد پورداد درحالی که هنوز به هفتاد سالگی نرسیده بود؛ بعد از چهل روز جدال با سرطان در بیمارستانی در لندن از دنیا رفت.

او از جمله اولین ایرانیانی بود که در یک مدرسه معتبر اروپائی روزنامه نگاری آموخت. وی فارغ التحصیل پلی تکنیک لندن بود و از سال ۱۳۳۷ در ایران وارد حرفه روزنامه نگاری شد.

پورداد کار مطبوعاتی را از موسسه اطلاعات آغاز کرد و سال ها با روزنامه اطلاعات و نشریه انگلیسی زبان تهران جورنال همکاری کرد، مدتی معاون مجله جوانان اطلاعات شد و از اواسط دهه چهل با سمت خبرنگار دیپلماتیک روزنامه اطلاعات قلم زد.

پورداد آخرین نماینده و خبرنگار رادیو تلویزیون ملی ایران در لندن بود که در ماه های نخست بعد از انقلاب از سمت خود استعفا داد و از آن پس وطن خود را ندید.

مسعود بهنود ،روزنامه نگار درباره این همکار مطبوعاتی اش می نویسد:" با شعله ور شدن انقلاب، پورداد در کار خود همچنان مداومت داشت تا زمانی که صادق قطب زاده به ریاست سازمان رادیو تلویزیون منصوب شد و اعلام داشت که دفاتر این سازمان در کشورهای استکباری بسته خواهد شد. پورداد وفای به عهد را همان جا به نمایش گذاشت که با کسب اجازه از بنیانگذار سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران مهندس رضا قطبی، ضمن استعفا از سمت خود، دفتر را تحویل نماینده سیمای جمهوری اسلامی داد. در حالی که محل این دفتر تا سال های سال به نام وی مانده، و بی مصرف رها شده بود."

در سال ۱۳۵۳ با انتخاب محمد پورداد به نمایندگی و ریاست دفتر خبری رادیو تلویزیون ملی ایران در لندن، این دفتر فعالیت گسترده ای را آغاز کرد که دوره های آموزشی و تهیه فیلم های خبری و حضور در میان خبرنگاران موسسات معتبر خبری جهانی از جمله دستاوردهای آن بود.

مصاحبه با سران کشورها

پورداد در طول بیست سال زندگی حرفه ای خود در روزنامه اطلاعات، خبرگزاری پارس و سازمان رادیو وتلویزیون ملی ایران، بارها مصاحبه هائی با سران جهان، و وزیران و شخصیت های مشهور انجام داد. از آن میان مصاحبه های وی با سه نخست وزیر بریتانیا به یادگار مانده است.

در آرشیو روزنامه اطلاعات به تاریخ اول مرداد سال 1352 نوشته شده که ساعت 5 و هفده دقيقه بامداد محمد پورداد خبرنگار سياسي اطلاعات با هواپيماي ملي ايران به كابل پرواز كرد. اين اولين پرواز هما پس از كودتاي افغانستان به كابل بود زيرا از صبح روز كودتا ارتباط فرودگاه كابل با خارج قطع شد و فرود هواپيماها و ورود مسافر متوقف شد.

او نخستين خبرنگار ايراني است كه پس ازكودتا وارد افغانستان مي شود تا گزارش‌هاي دقيقي ارسال دارد. وي همچنين در شمار اولين دسته خبرنگاران خارجي است كه به كابل وارد ميشود. خبرنگار ديگري كه از تهران به سوي كابل پرواز كرد خبرنگار بي‌بي‌سي در ايران است.

محمد پورداد در گزارش خود كه دو ساعت پس از ورود به كابل ارسال داشته مي گويد:"در آسمان افغانستان به هواپيما اجازه فرود در فرودگاه كابل داده نشد و به خلبان اطلاع دادند كه فرودگاه كابل بسته است. به همين جهت هواپيما بطرف فرودگاه قندهار رفت ساعت هفت و 25 دقيقه در آن فرودگاه به زمين نشست مسافران در اين فرودگاه مدت يكساعت و نيم در ترانزيت معطل شدند تا اينكه از فرودگاه كابل اجازه فرود به هواپيماي ملي داده شد."

خبرنگاران دیپلماتیک و فوران خبر

در سال های فوران خبر و گستردگی روابط جهانی ایران، محمد پورداد، صفا حائری و امیر طاهری ترکیب اصلی خبرنگاران دیپلماتیک سه روزنامه معتبر تهران را می ساختند که به ویژه در دوران وزارت خارجه اردشیر زاهدی به علت روابط ویژه ای که وی با روزنامه نگاران داشت، در حوادث مهم سیاسی زمان خود حاضر و گزارشگر بودند. هم در این دوران تیرگی شدید روابط ایران و عراق و بهبود آن و قرارداد ۱۹۷۵ توسط وی پوشش خبری گرفت.

ماجرای بحرین و پذیرش استقلال آن کشور و بهبود روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق که به تبادل گاز و ساخت ذوب آهن انجامید، تجدید روابط با مصر از دیگر رخدادهائی بود که پورداد به عنوان خبرنگار آن را گزارش داد.

بهنود درباره روزهای آخر همکارش می گوید:" در یک ماهی که در بیمارستانی در لندن با سرطان جانکاه دست و پنجه نرم کرد دوستان و بستگانش از اطراف جهان به دیدار وی رفتند و خاطره سال ها کار و دوستی را با وی مرور کردند. او همچون یک خبرنگار حرفه ای تا آخرین لحظات پی گیر اخبار زادگاهش و هم سرزمینی بود که در آن درس خواند و نیمی از عمر را در آن گذراند."

منابع:

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2...

http://ettelaat.com/new/index.asp?f... 14.htm&storytitle=%8D%E5%E1%20%D3%C7%E1%20%81%ED%D4...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.