مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
گزارشگر ما، زندانی احمدینژاد
20 مهر 1388جان میشام*
ترجمه: احسان نوروزی
آنها صبح زود، حدود ساعت هفت صبح آمدند. ماموران دولتی ایران روز یکشنبه، ۲۱ ژوئن، وارد خانه مادر ۸۳ سالهاش شدند و مازیار بهاری را دستگیر کردند. مادرش از نزدیک شاهد ماجرا بوده و میگوید میگوید مازیار - ۴۲ ساله، گزارشگر نیوزویک و مستندسازی که نزدیک به یک دهه با مجوز مقامات ایران مشغول به کار ژورنالیستی در آن کشور بود - را پس از دستگیری به زندان اوین منتقل کردند. او معتقد است که فرزندش را در سلول انفرادی حبس کردهاند. به مازیار اجازه ملاقات با وکیل داده نشد و اتهاماتش هم رسما اعلام نشد. او اکنون به دنیا آمدن نخستین فرزندش را انتظار میکشد.
مازیار بهاری که تابعیت دوگانه ایرانی و کانادایی دارد، ناگهان خود را بازیگری ناخواسته یافت که قربانی تلاشهای رژیمی هراسیده شد که میخواست به هر نحو ممکن اعتراضات گستردهای که پس از انتخابات جنجالبرانگیز ۱۲ ژوئن در ایران به راه افتاد را به دیگر کشورها ربط دهد. دولت ایران تلاش میکند با طرح این ادعا که رسانههای خبری غربی با کمک کردن به شکلگیری آشوبها به فراهم کردن زمینه "انقلاب مخملی" میاندیشیدند، دستگیریهای اینچنینی را توجیه کند.
پرونده آقای بهاری به دلایلی با منافع ما هم مرتبط است و باید توجه بیشتری به آن کرد: رژیمی که او را از اساسیترین حقوق خود محروم میکند، قصد دارد که به یک قدرت هستهای تبدیل شود. اگر ایران به همین سادگی میتواند کاریکاتوری از یک نظام توتالیتر باشد؛ روزنامهنگاران و بسیاری از معترضان صلحجو و خشونتپرهیز را روانه زندان کند، توانایی انجام چه کارهای دیگری را دارد؟
این فقط یک سوال رتوریک صرف نیست. ایالات متحده و پنج عضو دائم شورای امنیت به همراه آلمان (گروه 5+1) در حال آمادهسازی خود برای آغاز مذاکرات با ایران هستند. تهران با قاطعیت اعلام کرده که میخواهد به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد و این فقط در صورتی قابل پذیرش است که دنیا بتواند با نظارت و بررسی به این نتیجه برسد که آنها نمیخواهند از مواد هستهای برای برنامهای تسلیحاتی استفاده کند. البته اگر قرار باشد هر لحظه که بخواهند بازرسان آژانس را به جاسوسی متهم و آنها را زندانی کنند، بررسی این مساله هم با دشواریهای خاصی روبرو خواهد شد.
اگر تجربه تلخ آقای بهاری را همچون یک نشانه ببینیم، باید گفت که چنین اتفاقی بهآسانی ممکن است رخ دهد. بازداشت او نشان میدهد که رژیم ایران در مواقعی که احساس تهدید میکند، واکنشهایی اغراقآمیز هم نشان میدهد. رسانههای دولتی ایران "اعترافات" آقای بهاری را که گفته میشود در یک کنفرانس خبری - که البته هرگز پخش نشد - انجام شده، منتشر کردهاند. به گفته این رسانهها، او در این اعترافات از اقدامات رسانههای غربی و تلاشهایی که برای تشدید ناآرامیها در ایران کرده بودند، سخن گفته است.
او پس از حضور در دادگاههای دستهجمعی در اول آگوست، باز هم در کنفرانسی خبری حضور یافت. در آنجا هم آقای بهاری مجددا چیزهایی درباره نحوه حمایت رسانههای خبری غربی از نقشه غرب و پیشبرد آن گفت. او ضمن عذرخواهی و ابراز ندامت، از رهبر ایران، آیتالله علی خامنهای تقاضای عفو کرد و از آن به بعد دیگر هیچ خبری از وضعیت او در دست نیست.
با گذشت بیش از سه ماه از بازداشت آقای بهاری، جهان فرصت بیسابقهای برای اعلام مخالفت خود با نقض حقوق بشر در تهران دارد. پیش از سفر آقای احمدینژاد به نیویورک باید مساله آزادی آقای بهاری که تابعیت کشوری دیگر را هم دارد و و جرمی جز پیگیری کار خود بهعنوان یک روزنامهنگار مرتکب نشده است، با توجه و پیگیری بیشتری همراه شود.
احتمالا آقای احمدینژاد باز هم در نیویورک با گروهی از معترضان ایرانی روبرو خواهد شد و باز هم طبق معمول آنها را نادیده خواهد گرفت. اما امسال اعتراض واقعی باید در داخل سازمان ملل صورت گیرد و این وظیفه دولتها است که بازداشت خودسرانه و ناعادلانه این روزنامهنگار و بسیاری دیگر از معترضان را محکوم کنند. اگر ایران میخواهد در عرصه بینالمللی مورد توجه بیشتری قرار گیرد، باید پایبندی خود به استانداردهای بینالمللی را نشان دهد. روزنامهنگاران زندانی باید آزاد شوند تا در چارچوب قانون همان کشور به فعالیت خود ادامه دهند. باید به دولتهای خارجی اجازه دسترسی کنسولی به شهروندانشان داده شود. زندانیها باید به وکلای خود دسترسی داشته باشند و هرچه سریعتر یا محاکمه و یا آزاد شوند.
بر اساس منشور سازمان ملل، هدف از تاسیس آن "تایید ایمان به حقوق بنیادین انسانها و تاکید بر شان و ارزش یکایک آنها و نیز تصدیق حقوق برابر مردان و زنان همه کشورهای کوچک و بزرگ" بوده است. اگر فقط یک نقطه در کره زمین باشد که باید روح این منشور در آن حاکم شود، همان مجمع عمومی سازمان ملل است.
* جان میشام برنده جایزه پولیتزر و سردبیر هفتهنامه نیوزویک است.
سخن اول
-
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
1 دی 1388 -
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
18 آذر 1388رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.





