10 تیر 1393

روزنامه نگاران سیاسی باشند یا نه

انجمن صنفی و پالتویی که باید بیرون آویزان شود

10 تیر 1393

خبرنگاران ایران_سورنا شادمان :

عقاید سیاسی انجمن صنفی روزنامه نگاران تا چه میزان می تواند وارد مسائل انجمن صنفی شود؟ آیا مسائل صنفی روزنامه نگاران یک امر سیاسی است؟ آیا روزنامه نگاران وقتی درگیر مسائل صنفی می شوند می توانند باورهای سیاسی شان را در راهبردهای صنفی دخالت ندهند؟ آیا مسائل صنفی روزنامه نگاران فقط به مواردی نظیر مشکلات معیشتی روزنامه نگاران ختم می شود؟

اینها مسائلی است که محمد بلوری رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران، فریبرز رئیس دانا اقنصاددان و کاظم فرج الهی از دیگر اعضای این انجمن در نشستی در محل این انجمن به بررسی آن پرداختند.

انجمن صنفی و پالتویی که باید بیرون در آویزان شود

محمد بلوری، از روزنامه نگاران با سابقه ایران می گوید: یک روزنامه نگار وقتی وارد انجمن صنفی خود می شود باید ایدئولوژی اش را مثل پالتویش پشت در آویزان کند و بعد وارد شود. بعد می گوید: متاسفانه از همان روزی که انقلاب پیروز شد این آفت یعنی ایدئولوژی و سیاست وارد کار صنفی ما شد.

او با ذکر خاطره ای گفت: « در همان ابتدای انقلاب که در روزنامه کیهان بودیم این مساله سیاسی شدن روزنامه نگاران شروع شد .در آن زمان تعدادی از روزنامه نگاران که سیاسی بودند یا زندانی سیاسی بودند ، آمدند و گفتند که شورا تشکیل بدهیم. ما گفتیم این شورا به درد روزنامه نمی خورد و باید یک نفر تصمیم بگیرد و بعد اجرا شود. در همان روزها آقای بازرگان در یک نطق به گروه های سیاسی از جمله چریک های فدایی خلق انتقاد کرده بود .انتقادش به گروه های سیاسی از جمله چریک های فدایی خلق بود . من وقتی آمدم خبرها را بررسی کردم این نطق را دیدم و خب از نظر من یک نطق بود وآن رابرای چاپ تایید کردم و اما بعد به من خبر دادند که این نطق را از صفحه خارج کرده اند. گفتم چه کسی؟ گفتند یکی از اعضای شورای سردبیری. رفتم و دوباره نطق را گذاشتم و گفتم چرا؟ برای چی؟ گفتم که واقعا شما انقلاب کردید برای چه؟ شما به عنوان یک روزنامه نگار باید بی طرفانه برخورد کنید. شما مثل یک قاضی هستید که نباید رای بدهید. باید تحقیق کنید و همه مسائل را بخوبی ببینید . بعد بازرگان در نطقی دیگر گلایه کرد که من نطق می کنم اما حذف و دستکاری و سانسور می کنند. می خواهم بگویم وقتی مسائل سیاسی وارد روزنامه و بویژه یک انجمن صنفی که باید مدافع مسائل صنفی روزنامه نگاران باشد، می شود ، این مشکلات را بهمراه دارد. وقتی ما بهمراه دوستان در سال ۱۳۴۱ در کتابخانه پارک شهرنشستیم و سنگ بنای سندیکا را گذاشتیم، بعد از آن همه عضو شدند، همه ی روزنامه نگاران . به بچه ها گفتیم وقتی وارد انجمن صنفی می شوید عقایدتان را مثل پالتوی تان آویزان کنید بیرون از در و بعد وارد شوید چون وقتی مساله صنفی است باید صنفی برخورد کنید. خاطرم هست زمانی که شریف امامی نخست وزیر و اویسی هم فرماندار نظامی تهران بود. یک روز نشسته بودیم در تحریریه کیهان که سه نفر از سرهنگ های فرمانداری نظامی وارد شدند و رفتند در اتاق شورای تیتر و گفتند هر چه مطلب و تیتر هست بیاورید تا ما از نظر بگذرانیم و بخشی از مطالب را برداشتند و بخشی را هم ریختند توی سطل زباله. من سرم را که برگرداندم دیدم همه بچه ها با هر عقیده و مرامی بلند شده اند و می گویند ما با این وضع کار نمی کنیم و اعتصاب کردند. مدیر اطلاعات هم بچه ها را از روزنامه خارج کرد و در روزنامه را بست از آن طرف هم گوران تلفن کرد و گفت ما هم روزنامه را منتشر نمی کنیم. بعد از آن هم اعلامیه ای صادر کردیم و به مردم گفتیم که ما به این دلایل روزنامه منتشر نمی کنیم و همچنین سندیکا را هم در جریان گذاشتیم و بعد از آن مصباح زاده ( مدیر کیهان ) پیش من آمد و گفت که من با شریف امامی صحبت کرده ام و او گفته که این کار اویسی بوده و شریف امامی هم با شاه صحبت کرده که با این وضعیت مملکت شلوغ می شود و گفته که روزنامه ها مثل سابق به کارشان ادامه دهند. من همان موقع گفتم چه فایده سانسور که همچنان هست و تا زمانی که سانسور هست ما کار نمی کنیم. همان موقع اینها با مصباح زاده صحبت کردند و او هم گفت به من مربوط نیست و باید بچه های تحریریه تصمیم بگیرند و سرهنگ ها هم که رفته اند. یک روز به من گفتند که شریف امامی پشت خط هست و می خواهد با تو صحبت کند. وقتی گوشی را برداشتم شریف امامی به من گفت که آقا خواهش می کنم ، مملکت وضع خطرناکی دارد، من که دستور دادم این سرهنگ ها بروند ، حالا هم که رفته اند. من گفتم ما با این وضعیت روزنامه را درنمی آوریم و او شروع کرد به التماس و خواهش و البته بعد هم عصبانی شد و گوشی را قطع کرد.

فردای آن رو هم با سندیکا صحبت کردیم و دولت هم گفت که بیایید دفتر نخست وزیری تا با هم مذاکره کنیم . رفتیم آنجا و مذاکره چند روز طول کشید و از خواسته مان یک ذره عقب نشینی نکردیم و گفتیم دولت باید اطلاعیه صادر کند و در آن اذعان کند که تا حالا اعتصاب بوده و بعد از این نیست و آنها هم دیدند که چاره ای نیست و بعد از شش روز که روزنامه منتشر شد ، روزنامه محبوبیت خاصی پیدا کرده است و حالا بچه هایی که به سندیکا عرق و علاقه دارند بخاطر این است که دیده اند سندیکا و صنف چه معجزاتی می تواند بکند. و حالا هم خواهشم این است که بچه ها نشان بدهند که سیاسی نیستند و اگر هم سیاسی هستند در جاهای دیگرهستند و وقتی در سندیکا هستید فقط به مسائل صنفی فکر می کنند . الان متاسفانه می بینیم که خیلی از روزنامه نگاران نه عیدی دارند، نه پاداش و نه بیمه . و نظرم این است که دوستان مسائل سیاسی را کنار بگذارند و به مسائل صنفی بپردازند. ما باید این مساله را جا بیندازیم که جمع شدن ما جهت حل مسائل صنفی روزنامه نگاران است و گرنه واقعا آینده تاریکی در انتظار ما روزنامه نگاران است. البته همین که وارد انجمن صنفی می شویم یعنی اینکه ما موجود سیاسی هستیم، پس به همین اکتفا کنیم.

مبارزه روزنامه نگار برای حفظ حرمت انسان، پرهیز از سیاست و قدرت مداران است

پس از آن فریبرز رئیس دانا اقتصاد دان و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران سخن گفت :

« هر جایی که نظام سلطه، نظام طبقاتی و نظام سلطه ی بی رحمی ها وجود دارد ارزشهای انسانی زیر پا قرار می گیرد و همیشه در خط مقدم مبارزه برای حفظ حرمت انسانها روزنامه نگاران بودند و من خودم را روزنامه نگار نمی دانم و تحصیلات حرفه ای در این زمینه ندارم اما به قدری با روزنامه نگاران آمیخته شدم و به قدری جایگاه ارزشمند و توانمند آنها را در افشای دردهای اجتماعی دیدم که همیشه خواستم جزو این انجمن باقی بمانم و من را بخاطر روحیه ام و حرفهای تندم از انجمن بیرون نکنند و تاکنون هم که هیئت مدیره پذیرفته است. ترجیح می دهم در تکمیل حرفهای آقای بلوری این حرف را بزنم گرچه اگر هم در تقابل بود ایشان ناراحت نمی شدند. در تایید حرف های ایشان بگویم که ما وقتی انجمن صنفی درست می کنیم هدف های صنف برایمان مهم است اما مطمئنا باید پالتوی ایدئولوژیک مان را بیرون آویزان کنیم اما آیا واقعا ایدئولوژی پالتوست؟ واقعا می شود کنارش گذاشت؟ می شود از یک آدم راستگرای افراطی که در مقابل وحشت های بی شمار همیشه سکوت کرده و یا توجیه کرده و یا از یک نفر که در مقابل دیکتاتور زمان خودش یک آدم وارفته بوده بگوییم که غیرایدئولوژیک عمل کن. او کاملا می داند که دارد چه کار می کند . این ما روزنامه نگاران آزاد و مستقل هستیم که گمان می کنیم باید از وظایف مان طفره برویم که مبادا اگر وظایف مان را انجام دهیم خطایی کرده ایم. مگر جنایت کرده ایم؟ در سیاست ابرو باد و بلبل و بلبل فروش و بقال و همه حضور دارند اما به روزنامه نگار که می رسند، می گویند تو سیاسی نباش. جل الخالق. در واقع همان کسی که ما دعوتش می کنیم که بیا و حرفهای ما روزنامه نگاران را بشنو، خودش در پشت پرده عامل اصلی متوقف کردن برخی ارزشهای روزنامه نگاری و آزادی بیان است. آنها را بیاورید تا جلو روی شان بگویم.

رییس دانا ادامه داد: این درست نیست که من کتابی را که طی یکسال و در بدترین شرایط نوشتم و این کتاب افشاگر جنایت های ایالات متحده آمریکا در سرتاسر جهان است ، آن را به تیغ سانسور بدهید چون که دارید مذاکره می کنید؟ مردم ما ندانند که آمریکا در عراق چه کرده ؟ که پانصد هزار کودک را در عراق به کشتن داده؟ مردم ندانند که داعش و غیر ذالک دست پرورده ی چه جریان هایی ، چه جباران داخلی و چه جنایت کارهای بین المللی است؟ این گونه نیست، وارد شدن به اینها سیاست نیست. اتفاقا دوری از سیاست است، پرهیز از قدرت مداران است. ما باید وارد این مسائل شویم. آنجایی که این انجمن ها به هم وصل و دوخته نمی شوند علتش وحشت شماست. برای اینکه این را تابو کرده اند و گذاشته اند جلوی ما. خودشان سیاسی هستند اما به ما که می رسند، می گویند نباش. یک روحانی به خودش اجازه می دهد وارد سیاست شود در حالیکه کارش پرداختن به مسائل فقهی است اما به یک اقتصاددان اجازه نمی دهد که وارد مسائل مربوط به اقتصاد کشورش بشود و این را چاقو می کنند و می گویند هر چه سیاسی نشوید امنیت تان بیشتر است.

مسائل صنفی به دور از مسائل سیاسی نیست

کاظم فرج الهی یکی از اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران به خبرنگاران ایران می گوید: «مسائل صنفی به دور از مسائل سیاسی نیست . حرکت های صنفی در هر جامعه ای اساسا یک حرکت سیاسی است. اما این حرکت سیاسی ، حرکتی است که تلاش می کند در چارچوب مناسبات موجود مشکلاتشان را حل کنند و اگر لازم باشد برای کسب حقوق صنفی شان به هر روش سیاسی در مناسبات موجود دست بزنند.یعنی مبارزه سیاسی می کنند ، قوانین را تغییر می دهند و یکی از مسائل صنفی روزنامه نگاران آزادی بیان و نبود سانسور و آزادی نوشتن و آزادی بعد از بیان است و به همین جهت مسائل صنفی روزنامه نگاران بیشتر از بقیه ی گروههای دیگر آمیخته به سیاست است. به نظرم همه ی گروههای صنفی باید درگیر یک مبارزه ی سیاسی باشند اما این مبارزه ی سیاسی با مبارزه ی سیاسی یک حزب سیاسی متفاوت است . تفاوتش این است که بطور مستقیم نمی خواهند وارد سیاست شوند هر چند جاهایی تشخیص داده شده که یک اتحادیه صنفی برای مطالباتش به جایگاه ریاست جمهوری هم نائل شده است . »

و اما همچنان این پرسش باقی است که انجمن صنفی روزنامه نگاران که بقا و وجودش به شدت یک امر سیاسی است تا چه میزان می تواند متاثر از ایده ها ی اعضا نباشد و همچنین مشکلات صنفی روزنامه نگاران چه طور می تواند فارغ از مهم ترین مسائل سیاسی از قبیل آزادی بیان و سانسور باشد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.