7 تیر 1393

خسرو والی زاده، ورزشی نویس باسابقه

ورزشی نویس هایی که نوشتن بلد نیستند

7 تیر 1393

خبرنگاران ایران:

خسرو والی زاده روزنامه نگار و نویسنده ی باسابقه ورزشی، دانش آموخته دانشکده خبر از سال ۱۳۵۸ در خبرگزاری جمهوری اسلامی فعالیتش را آغاز کرد و سالهاست که در مطبوعات و رادیو و خبرگزاری مشغول فعالیت است. او همچنین طرح اولیه روزنامه ایران ورزشی را ریخت و همچنین در مطبوعاتی نظیر همشهری، هدف و روزنامه های دیگر نیز فعالیت کرده است. خسرو والی زاده در روز پنج شنبه ۲۲ خرداد در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران در ارتباط با مشکلات روزنامه نویسی ورزشی سخنرانی کرد.

او با اشاره به نیاز کشور به رسانه های ورزشی گفت: با توجه به گسترش ورزش در سالهای پس از انقلاب و بخصوص پس از جنگ ( در سال های جنگ اولویت کشور ورزش نبود) به تبع آن رسانه های ورزشی هم که نیازجامعه و جوانان بود، گسترش پیدا کرد. افزایش رسانه های ورزشی و خبرگزاری ها در این دوران نیاز کشور بود. مسائل و مشکلات مطبوعات ورزشی به نظر من بسیار زیاد است.

او با یادآوری خاطراتش گفت:در سالهای اولیه فعالیتم در این عرصه چه در خبرگزاری و چه در مطبوعات وقتی می رفتیم و در یک جمع ورزشی حضور پیدا می کردیم و مصاحبه ای بود مثلا با رئیس سازمان تربیت بدنی و یا مسئولان طراز اول ورزش، آن جمعی که بودند واقعا آدمهای بزرگ این کار بودند. کسانی مثل اردشیر لارودی، پرویز زاهدی، منوچهر زندی، فریدون شیبانی ، حسین خونساری و خیلی های دیگر که این ها آدمهای استخوان خورد کرده ی این کار بودند. وقتی کنارشان می نشستی احساس می کردی که خیلی چیزها می توانی از این ها یاد بگیری. متاسفانه افزایش بی رویه مطبوعات باعث شد افرادی که مال این کار نبودند به دلایل گوناگون وارد این حرفه شوند و متاسفانه غالب روزنامه های ورزشی الان کیفیت در آنها حرف اول را نمی زند. افرادی که آمدند واقعا بدون هیچ گونه سابقه ای و همچنین بدون تحصیلات آکادمیک وارد این حرفه شده و ورزشی نویس شدند. بیشترشان به خاطر آشنایی و رفاقت با سردبیر یا صاحب امتیاز و مدیر مسئول یک نشریه وارد این کار شدند و متاسفانه به خاطر اینکه درآمد مکفی هم ندارند مثل همه ی روزنامه نگاران دربخش های دیگر راهی شد برای کسب درآمد های نامشروع .

وی با طرح مساله نظارت بر مطبوعات ورزشی گفت: نظارت متاسفانه بر روزنامه های ورزشی کم است. تا حالا ما ندیدیم که یک روزنامه ورزشی تعطیل شود اما یک روزنامه سیاسی به خاطر یک مطلب از سوی دادگاه محکوم و بسته می شود اما دیده نشده که به یک روزنامه ورزشی به خاطر سطح کیفی پایین مطالبش از سوی ارشاد حتی یک تذکر داده شود یا یک روزنامه ورزشی به خاطر تیترهای سطح پایینش تعطیل شود. چون نظارتی وجود ندارد تقریبا می شود گفت هیچ خط قرمزی در نشریات وجود ندارد اما در مطبوعات سیاسی و اقتصادی وجود دارد.

او با ابراز ناامیدی از وضع موجود گفت: من شخصا هیچ امیدی به آینده ندارم. یعنی ما در ورزشی نویسی اینقدر مخاطب را سطحی نگر کرده ایم که الان اگر بخواهیم دو تا مطلب جدی در یک صفحه روزنامه بنویسیم کسی آن صفحه را نمی خواند. اگر در رادیو من بخواهم درباره ی دو تا مطلب جدی حرف بزنم مورد عتاب و خطاب قرار می گیرم که مخاطب این را نمی پسندد. مخاطب را چه کسی به این صورت درآورده؟ ما این کار را کرده ایم. این ما هستیم که باید به مخاطب خط بدهیم و بگوییم چه چیزی بهتر است. متاسفانه هیچ گونه جریان سازی در بخش ورزشی نویسی ما وجود ندارد. سوال من این است که چرا در رسانه های ورزشی ما یک هوشنگ باقری دیگر، یک اردشیر لارودی دیگر و یک شیبانی دیگر متولد نشده است. آن زمان مطبوعات ورزشی ما خیلی کم بودند، یک کیهان ورزشی بود و یک دنیای ورزش و روزنامه هایی هم مثل کیهان و آیندگان و اطلاعات هم گه گاه یک صفحه ورزشی داشتند. چرا اصلا با توجه به افزایش رسانه های ما الان کسانی امثال اسدالهی ها و گیلان پورها نیستند و متولد نمی شوند و اسم ماندگاری از خودشان به جا نمی گذارند. این مساله اول به خود فرد برمی گردد. اگر خود فرد نخواهد که نامش ماندگار شود اتفاقی نمی افتد. همین عادل فردوسی پور ممکن است من خیلی از کارهایش را قبول نداشته باشم اما به واسطه اینکه کاری کرد که اسم ماندگاری در تاریخ رسانه های ورزشی داشته باشد من قبولش دارم. او یک شخصیت تحصیل کرده است، زبان خارجی می داند و کارش را بلد است. اما الان این همه روزنامه نگار داریم، چند فردوسی پور در آنها وجود دارد. این همه سایت و خبرگزاری و روزنامه داریم، چند نمونه از این افرادی که نام بردم از اینها برخاسته است .

او با طرح این مساله که خود وزیر ارشاد باید در این موضوع دخالت کند، ادامه داد: اتفاقا اخیر یکی از خبرنگاران این مساله را با من طرح کرد و من گفتم واقعا شاید لازم باشد که خود وزیر ارشاد وارد قضیه شود و هر ماه یا هر دو ماه با مدیر مسئول روزنامه ها جلسه بگذارد و یک ابزار تنبیهی و تشویقی برایشان تعیین کند .

او با اشاره به ضعف های تکنیکی در زمینه ورزشی نویسی گفت: ما الان در روزنامه های ورزشی گاه مطالبی را می خوانیم که بعد از ده جمله، هنوز به فعل نرسیده اند. اغلب نویسندگان ورزشی، مسائل اصلی نوشتن یک خبر را بلد نیستند اما چون مطالب شان به هرصورت چاپ می شود فکر می کنند که کارشان عالی ست اما ابتدایی ترین مسائل نوشتن خبر، یادداشت و مقاله را نمی دانند. این دسته افراد اصلا در خودشان نیازی به تحصیل نمی بینند. فکر می کنند چون مطلبشان در یک نشریه چاپ می شود نیازی به تحصیلات ندارند. من به آنها می گویم که اگر تحصیلات این کار را نداشته باشند، نمی دانند که این تحصیلات کجا به کار آنها می آید. متاسفانه مشکلات بسیار زیاد است و البته محاسن هم هست اما نسبت به اشکالات کم مقدار است. البته که الان روزنامه نگاران جوانی هم هستند که بسیارخوب در این زمینه فعالیت می کنند. الان یک ماهنامه ورزشی سراغ دارم که در آن جوانانی مشغول فعالیت هستند که کارشان بسیار عالی است. من به هر حال برای خودم اعتقاداتی دارم. الان بسیاری روزنامه های ورزشی هستند که مایلند من با ایشان کار کنم اما می دانم که اگر بپذیرم خودم هم وارد بازی آنها می شوم.

او در پایان با ابراز امیدواری از نقشمندی مثبت انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد در این حوزه گفت: امیدوارم که با همت این سندیکا هم بتوان در این زمینه موثر واقع شد. سالهاست انجمنی با نام انجمن خبرنگاران، عکاسان و نویسندگان ورزشی داریم که من خودم یک دوره عضو هیئت رئیسه آن بودم اما متاسفانه هیچ حرکتی در زمینه افزایش و ارتقا سطح کیفی مطبوعات ورزشی نمی کند. حداقل کاری که می شود کرد این است که اینها بروند با دانشکده های خبر و یا پیام نور توافق بکنند و کلاسهایی را برای این دسته افراد بگذارند. به هر حال امیدوارم سندیکا و همچنین ارشاد قدم هایی را بردارند تا سطح کیفی ورزشی نویسی حداقل در رشته هایی که ما سرآمد هم هستیم ارتقاء پیدا کند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • ورزشی نویس هایی که نوشتن بلد نیستند 2 ژوئيه 2014 12:07, بوسيله ى رضا شبانکاره

    سلام آسیب پذیری نشریات بخصوص نشریات ورزشی را قبول دارم به طوری که نشریات ورزشی جز نشریات زرد شده اند! اما من بخش دولت را لازم نمی دانم که در یک کار صنفی و تخصصی وارد شود؛ چه بسا که باید انجمن های صنفی به این موضوع وارد شوند و چنین نشست های آسیب شناختی را مرتب برگزار کنند و صفحاتی را در خود مطبوعات به آسیب شناسی نشریات ورزشی اختصاص دهند. .کارگاه های آموزشی برگزار بشه و... فقط معتقدم روزنامه نگاران پیشکسوتی هم چون جناب والی زاده و فعالان این حوزه باید وارد شوند؛ چکار به دولت داریم.. همین

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.