5 تیر 1393

امیر باقری از سندیکا تا کوی نویسندگان

5 تیر 1393

خبرنگاران ایران :

هوشنگ(امیر) باقری از جمله پايه گذاران و تلاشگران سنديكاي خبرنگاران و نويسندگان مطبوعات و از معدود اعضاي آخرين هيات مديره اين سنديكا بود كه كماكان در ايران حضور داشت و همچنان بر اصول و فعاليت هاي صنفي و سنديكايي خود پاي مي فشرد. اوعضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران آزاد تهران بود .

مراسم بزرگداشت هوشنگ باقری هفته گذشته در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران برگزار شد .

هوشنگ باقری از سال 1338 فعالیت روزنامه نگاری خود را در « مهر ایران » با نعمت ناظری آغاز کرد . در ابتدا خبرنگار ورزشی بود و بعد با پیغام امروز، آیندگان، کیهان پیش از انقلاب، همشهری، اطلاعات ورزشی و بسیاری نشریات دیگر همراه بود . البته او بعد ها در نشریه هدف نیز مطالب اجتماعی می نوشت.

باقری که از اعضای پروپاقرص سندیکای خبرنگاران و نویسندگان بود، بعد از انقلاب، همراه با محمد بلوری برای احیای آن بسیار کوشید.

زمانی که غلامحسین صالحیار، در سال های اول نیمه دوم دهه هفتاد و در آخرین سال های زندگی اش سعی در تأسیس و سازماندهی تشکیلاتی با نام انجمن روزنامه نگاران مستقل داشت، هوشنگ امیرباقری اورا یاری و همراهی می کرد.

هوشنگ باقری، در نیمه دوم دهه هفتاد برای گردهم آوردن روزنامه نگاران نسل های پیشین بسیار کوشید که این کوشش ها منجر به نشست های ماهانه این گروه از روزنامه نگاران شد و در همین نشست ها با کمک او و تنی چند، انجمن پیشکسوتان مطبوعات ایران شکل گرفت. او در صدد بود که این انجمن را در شکل واقعی خود از تهران، به استان ها و شهرستان های تمام ایران گسترش دهد و در میان روزنامه نگاران پیشکسوت تمام ایران فراگیر کند. در دوره ای نیز از اعضای هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران بود.

باقري پس از انقلاب 1357 نيز با تمام وجود در تمامي عرصه ها كار مي كرد. خستگي ناپذيري كه با وجود تحمل درد و رنج بيماري هاي ناشي از سختي كار و سالخوردگي كار خبري و رسانه ای خود را كماكان تا سال 1392 با روزنامه هاي آرمان، دنياي ورزش ... و از همه مهم تر وظيفه سنديكايي خود را تا به آخر ادامه داد.

باقری زمانی وارد این حرفه روزنامه نگاری شد که ورزشی نویسی رونقی نداشت . او می گفت باید ورزش را در مطبوعات جا انداخت.این طور هم شد . او و همکارانش سخت تلاش کردند تا ورزش را در مطبوعات جا بیندازند.

او عاشق کارش بود و روی همه ی اخبار ورزشی حساسیت بسیاری داشت. او سخت کار می کرد و معتقد بود در ورزشی نویسی قضاوت بسیار مهم و سخت است ، باید دقت داشت .

روزنامه نگاری برای کسب درآمد نیست ، شما مسئولید

باقری علاوه بر خبرنگاری در روابط عمومی وزارت کشور هم شاغل بود به خبرنگاری بعنوان شغل دوم نگاه می کرد .

ناهید میرزا حسین روزنامه نگار و همسر هوشنگ باقری می گوید : « در کار روزنامه نگاری به ویژه حالا که پول در آن نیست، برای اینکه قدرت قلم ات حفظ شود باید کار مطبوعاتی کار دوم ات باشد . باقری هم همین کار را کرد.او بدون ترس می نوشت . اما حالا بخاطر مشکلات اقتصادی خیلی ها کوتاه می آیند. »

باقری خطاب به روزنامه نگاران جوان می گفت که شما بلد نیستید درست رابطه برقرار کنید.شما به عنوان خبرنگار باید ارج و قرب داشته باشید. نباید کسی شما را پشت در اتاق نگه دارد . نباید با شما بدرفتاری شود . نباید به شما اهانت شود .شما نمی دانید خبرنگار کیست. این یک شغل نیست، فقط برای کسب درآمد نیست . حرمت دارد.قدرت دارد. شما مسئولید.

سندیکا

از سال 1341 که سندیکا تشکیل شد، باقری عضو سندیکا شد و بعد نیز عضو هیات مدیره شد. او پس از انقلاب هم عضو هیئت مدیره ی « انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران » و عضو هیئت موسس « انجمن پیشکسوتان مطبوعات » شد .

ناهید میرزا حسین می گوید : « سندیکا اوج بود.قدرت بزرگ بود. حافظ منافع روزنامه نویس ها بود . دنبال بیمه و مسکن و بیکاری اعضا بود.کسی جرات نداشت خبرنگاری را اخراج کند .یکبار خبرنگاری را اخراج کردند، سندیکا اعلام تعطیلی کرد تا او را برگردانند. حرف سندیکا لازم الاجرا بود . زمین نمی ماند . ما آزادی قلم داشتیم . به جز در باره ی طبقه ای خاص در بقیه ی موارد می شد نوشت. به ما -وزیر دراز کن- می گفتند . خط قرمز ما بسیار محدود بود برای همین اعضای دولت با ما درگیر نمی شدند . هویدا افتخار می کرد اگر او را در میهمانی سندیکا دعوت می کردیم . کارت سندیکا بسیار اعتبار داشت . درد امروز این است که مدیران سندیکا ( انجمن های صنفی مطبوعات ) برش ندارند، چون قلم برش ندارد، چون خبرنگاران و روزنامه نگاران برش ندارند. چون اسیر مشکلات مالی و عدم امنیت شغلی هستند.چون می خواهند از مطبوعاتی که به راحتی بسته می شود یا نویسنده ی مطلبی که مجازات و بیکار می شود ، پول دربیاورند. سندیکا باید به اولویت های اعضا توجه کرده و روی آنها کار کند . روی بیمه ، قراردادها ، مسکن ، مسائل حقوقی اعضا . خبرنگاران به دلیل مشکلات زندگی دست و پایشان بسته است و متاسفانه قلم راحت فروخته می شود. پیش از این اگر کسی کوچک ترین هدیه ای می گرفت رسوا می شد.آبرویش می رفت . برایش بسیار شرم آور بود ولی حالا...این مشکل و درد امروز است . »

کوی نویسندگان، شهرک روزنامه نگاران

سندیکا برای خبرنگاران خانه ساخت . خانه های سندیکایی در جایی که به « کوی نویسندگان » معروف شد در محله ی تهران ویلا ساخته شد . یکی از دلایل معروفیت این محل ساخت مدرن شهرسازی اش بود که برای اولین بار از شماره به جای نام خیابان های فرعی استفاده شد . معروفیت این محل به دلیل سکونت چهره های سرشناس مطبوعاتی و نویسندگان و اهل ادب و هنر بود. به همه ی خانه دادند اما رضا مرزبان که عضو هیات مدیره بود گفت که اعضای هیات مدیره نباید بگیرند و هوشنگ باقری هم خانه نگرفت.

کاظم فرج الهی عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران می گوید : هوشنگ باقری بزرگمردی بود که تا آخر بر سر پیمان خود استوار بود . پیمان دوستی و برادری با همکاران ، پیمان دفاع از حقوق و منافع صنفی روزنامه نگاران ، پیمان ایستادگی بر حق و آزادی و مقابله با کژی و بی عدالتی . »

هوشنگ امیر باقری 15اردیبهشت 1393 در سن 78 سالگی با عارضه ایست قلبی درگذشت . او سوم تیرماه 1315 در محلات چشم به جهان گشود.

منابع :

بولتن های انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.