1 تیر 1393

گفت و گو با همایون خیری، روزنامه نگار حوزه علم

مخاطب به اخبار علمی رسانه های فارسی زبان اعتماد ندارد

1 تیر 1393

خبر نگاران ایران- صبا اعتماد:

" مصرف دو فنجان کاکائوی گرم می‌تواند برای سلامتی قلب مفيد باشد. کاکائوی گرم يعنی چيزی مثل شير کاکائو. يک روزنامه نگار کم اطلاع خبر را تبديل کرده به مصرف دو فنجان شکلات گرم. به همين سادگی فرق ميان کاکائو و شکلات را نمی‌داند و می‌توانيد حدس بزنيد که خوردن روزی دو فنجان شکلات گرم چه بلايی می‌تواند به سر مخاطبی که به اين رسانه اعتماد کرده بياورد." این یکی از مثال هایی است که همایون خیری می گوید تا نشان دهد چرا مخاطب به اخبار علمی منتشر شده در رسانه های فارسی زبان اعتماد نمی کند و اینکه کم اطلاعی روزنامه نگارانی که اخبار علمی می نویسند و ترجمه می کنند؛ چه خطراتی را موجب می شوند.

همایون خیری روزنامه‌نگار علمی و پژوهشگر زیست‌شناسی و علوم اعصاب ساکن استرالیاست که سالها در رسانه‌های ایران فعالیت کرده است. او از اواسط دهه شصت نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده بسیاری از برنامه‌های علمی، رادیویی و تلویزیونی در صدا و سیما بوده است. همچنین در روزنامه‌هایی چون عصر آزادگان، نشاط، روزنامه زن، آفتاب امروز و ... در حوزه دانش، محیط زیست و توسعه علم قلم زده است. گفت و گو با همایون خیری را درباره روزنامه نگاری علمی و علم در رسانه های فارسی زبان را بخوانید:

در جایی گفته بودید مخاطب به اخبار علمی رسانه های داخلی ایران اعتمادی ندارد. چرا چنین می گویید؟

خوب دليل اصلی‌اش اين است که خبرهای علمی در رسانه‌های داخلی- و البته در رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور- جزو سرگرمی محسوب می‌شوند و برای تنظیم خبرهای علمی، روزنامه نگار بدون تخصص در علم استخدام شده. بنابراين اصل موضوع خبر و توضیحات روشنگرانه در مورد موضوع به مخاطب ارائه نمی‌شود. در دوره و زمانه‌ای که تعداد تحصيلکرده‌های ايرانی روز به روز بيشتر می‌شود و دسترسی‌شان به منابع اصلی خبر به زبان‌های ديگر هم گسترده‌تر شده کافی‌ است دو بار به اسم خبر علمی متون بی سر و ته به مخاطب ارائه کنند ؛بعد از آن مخاطب به خبرهای آن رسانه‌ای که بی دقت و بی کيفيت کار می‌کند اعتماد نخواهند کرد. این وضعيت بخصوص برای کشورهای در حال توسعه، ازجمله ايران، خسارتبار است .چون قدرت نفوذ رسانه را کاهش می‌دهد و موضوع حمایت از رشد و توسعه علمی را منتفی می‌کند. از همين جاست که شبه علم و ضد علم وارد جريان‌سازی اجتماعی می‌شوند.

لطفا کمی از مصداق هایی را که موجب بی اعتمادی مخاطب نسبت به اخبار علمی شده ؛ بگویید.

يک نمونه خيلی خطرناکش را نشانی می‌دهم که ببينيد کم اطلاعی چه خطراتی دارد. يک خبری منتشر شده بود درباره اين که مصرف دو فنجان کاکائوی گرم می‌تواند برای سلامتی قلب مفيد باشد. کاکائوی گرم يعنی چيزی مثل شير کاکائو. يک روزنامه نگار کم اطلاع خبر را تبديل کرده بود به مصرف دو فنجان شکلات گرم. به همين سادگی فرق ميان کاکائو و شکلات را نمی‌دانست و می‌توانيد حدس بزنيد که خوردن روزی دو فنجان شکلات گرم چه بلايی می‌تواند به سر مخاطبی که به اين رسانه اعتماد کرده بياورد. همين الان که موضوع را در اينترنت جستجو کنید متوجه می‌شويد همين نوشيدن دو فنجان شکلات گرم بارها و بارها بازنشر شده بدون اين که همان‌هايی که خبر را بازنشر می‌کنند از خودشان بپرسند آیا مصرف دو فنجان شکلات گرم در روز منطقی‌ست چه برسد به اين که تضمين کننده سلامتی هم باشد. مخاطبی که برود و خبر را از منبع اصلی انتشار بخواند منبعد به رسانه‌ای که خبر نادرست منتشر کرده اعتماد نمی‌کند.

برای جلب اعتماد مخاطب به اخبار علمی منتشره چه می توان کرد؟

وقتی تيم فوتبال راه می‌اندازيد طبيعی‌ست که از يک وزنه‌بردار استفاده نمی‌کنيد و اين ربطی به ناديده گرفتن منش انسانی آن وزنه‌بردار ندارد. بازيکنان تيم فوتبال بايد در همین رشته ورزشی تخصص داشته باشند. برای جلب اعتماد مخاطب در مورد خبرهای علمی باید کسانی در رسانه به خدمت گرفته شوند که تحصیلات علمی داشته باشند و همزمان به کار در رسانه علاقمند باشند. برعکس نمی‌شود. يعنی اول نمی‌توانيد آدم رسانه‌ای باشيد بعد به علم علاقمند بشويد چون در اين صورت ممکن است خبری که می‌نويسيد از جنبه شکل نگارش خوب باشد ولی از جنبه محتوا ايراد خواهد داشت. اضافه بر این که در دنیای فعلی که همه چيز به سمت تخصصی شدن رفته موضوع روزنامه نگاری علمی هم جدی ا‌ست و نمی‌شود بدون دانش مرتبط با موضوع در رسانه فعاليت کرد. اعتماد مخاطب از همينجا جلب می‌شود. وقتی بداند آن کسی که خبر را در رسانه منتشر می‌کند از جنبه علمی هم قابل اعتماد است به رسانه اعتماد خواهد کرد. بگذاريد همينجا بگويم که دوران روزنامه‌نگاری عمومی گذشته است و اشتباه مهلک مديران رسانه‌ها که هزينه قابل توجهی هم برای‌شان دارد اين است که انتظار داشته باشند کسی را که به کار می‌گيرند لزوما نبايد در زمينه علمی مطلع باشد. همین خبر شکلات و کاکائو که از قضا در يکی از رسانه‌های معتبر هم منتشر شد نشان می‌دهد عمومی‌گرايی در رسانه اتفاقی‌ است که نمی‌تواند در دنيای جدید رخ بدهد.

آیا برای تولید اخبار علمی به اندازه کافی روزنامه نگارانی که حوزه علم را برای قلم زدن انتخاب کرده اند؛ داریم؟

خوب درست برعکس است. بايد بپرسيم آیا به اندازه کافی آدم‌های علمی که مايل به ياد گرفتن اصول روزنامه نگاری باشند داريم؟ جوابش مثبت است. دليلش هم این است که همين حالا در دانشگاه و مراکز علمی انواعی از مجلات تخصصی وجود دارند که آدم‌های علمی در همان‌ها و برای مخاطبان خودشان مقاله منتشر می‌کنند. در واقع اگر موضوع نوشتن برای مخاطب را فرض اصلی بدانیم متوجه می‌شويم انتقال مفاهيم و دستاوردهای علمی و برای مخاطب علمی همین حالا هم دارد انجام می‌شود. نوشتن و منتشر کردن هم برای آدم‌های علمی امتياز به همراه دارد. آن چيزی که باید رخ بدهد اين است که مطالب علمی اعم از خبر يا تحليل به زبان ساده‌تر و با ساختار رسانه‌ای برای مخاطبان عام نوشته بشوند. اين مهارتی ا‌ست که می‌شود آن را فرا گرفت و همين الان در بسياری از دانشگاه‌های جهان در حال انجام شدن است. يعنی دوره‌های کوتاه يا بلند مدت برای آموزش روزنامه نگاری علمی به راه افتاده و هدف آن‌ها اين است که آدم‌های علمی را با روش‌های ساده نويسی برای مخاطب عام آشنا کنند. بسیاری از همين کسانی که نحوه نوشتن برای مخاطب عام را ياد می‌گيرند می‌توانند روزنامه‌نگاران رسانه‌های در حوزه‌های علمی بشوند.

می گویید مطالب علمی به زبان ساده. اما وقتی از نشریه ای علمی سخن به میان می آید ؛ ناخودآگاه به نشریه ای تخصصی با کلمات تخصصی و دشوار برای قشر متخصص آن رشته می اندیشیم. مثلا نشریه دندانپزشکان و یا نشریه مهندسان و ... اما خبری از نشریه ای علمی که برای مخاطب عام باشد وجود ندارد. درست می گویم؟ بله درست است. نشريات علمی برای مخاطب عام در ايران به تعداد انگشتان يک دست هم نمی‌رسد. تا جایی که من جستجو کرده‌ام هميشه همينطور بوده. منتها اين وضعيت در خارج از ايران هم به همين شکل بوده و تا نزديک به 50 سال پيش نشريات علمی به زبان ساده بندرت وجود داشته اما بعد وضعیت تغيیر کرده. دليل اصلی تغيير نياز مراکز علمی و محققان به عامه مردم برای حمايت از علم و تحقیقات بوده. مردم می‌خواستند بدانند مالياتی که می‌دهند و خرجی که برای مراکز علمی می‌کنند نتيجه‌اش چه شده است. گاهی خرجی که در حوزه تحقيقات می‌شود در یکی دو سال بعد جواب نمی‌دهد يا اگر بدهد آنقدر عمومی و قابل درک نيست که مردم بتوانند درک درستی از نحوه خرج کردنش پيدا کنند. در نتيجه تمايل به انتشار مطالب علمی به زبان ساده و برای مخاطب عام از همين نياز به گفتگو و جلب حمایت عمومی شروع شد. بعد مراکز علمی غير دولتی هم وارد شدند و برای ترغيب مردم به حمايت از علم و حمايت مالی از مراکزشان شروع به انتشار مطالب علمی به زبان ساده کردند. کمی بعد دولت‌ها در کشورهای در حال توسعه متوجه شدند که برای توسعه اجتماعی ناگزيرند با رشد ضد علم و شبه علم مقابله کنند. به زبان ساده‌تر متوجه شدند که مردم ممکن است برای علاج يک بيماری به جای اين که سراغ پزشک و بيمارستان را بگيرند سراغ رمال و دعانويس بروند و نه تنها تغييری در وضع‌شان درست نشود بلکه به جایی برسد که جامعه تحت تاثير این گرایش به نقطه برگشت ناپذير برسد. فرض کنيد به جای واکسيناسيون بروند سراغ جن گير. بنابراين برای تغيیر اين گرايش به جای برخورد انضباطی با مردم به نهادهای علمی کمک کردند تا زمينه‌های گفتگو با مخاطب عام را گسترش بدهند. از دل همين اتفاق بود که نشریات علمی بطور گسترده رشد کردند و بعد نوبت به سمينارهای علمی برای مخاطب عام کشیده شد. در ايران هنوز آن بخش توسعه‌ای موضوع جدی گرفته نشده و رسانه‌ها هم به همين جدی گرفته نشدن دامن می‌زنند. به همين دليل نشریات تخصصی سر جای‌شان هستند ولی شکاف بزرگی ميان آن‌ها و مخاطب عام وجود دارد.

در حال حاضر چند نشریه در ایران در حوزه علم و دانش به زبان مخاطب عام منتشر می شود؟ و چقدر زبان عامیانه برای نوشتن یک مطلب علمی درست است؟

فکر می‌کنم بايد به مجله نجوم و احتمالا دانستنی‌ها اشاره کرد ولی در عوض نشریات چاپی تعداد زیادی وبسايت وجود دارد که متعلق به رسانه‌های فارسی زبان داخلی و خارج از کشور هستند. در مورد اصل نوشتن که در همه وبسایت‌ها می‌توانيد ببينيد که مطالب علمی برای مخاطب عام هم منتشر می‌کنند منتها معنی‌اش اين نيست که همه‌شان دقیق و درست می‌نويسند. در مورد نوشتن از علم در اين وبسايت‌ها عبارت است از موضوع چه کسی درباره چه چيزی و برای چه کسی می‌نويسد. خوب همين تبديل شده است محل مناقشه و انتشار شبه علم به اسم علم.

بخش عمده ای از فعاليت سرويسهای علمی روزنامه های کشور ترجمه و انتقال اطلاعات منابع خارجی به زبان فارسی به خواننده است. آیا ترجمه مطالب علمی تنها کار یک روزنامه نگار علمی است؟

طبیعی‌ست که نه ولی اگر روزنامه‌نگاری که مطالب را ترجمه می‌کند از اصل با موضوع بيگانه باشد کار ديگری هم نمی‌تواند انجام بدهد. يعنی انتظار بيهوده‌ای‌ست که آن کسی که خودش نمی‌داند چيزی به مطلب اضافه کند که برای مخاطب عام روشنگرانه باشد. مثل بسياری از زمينه‌های ديگر روزنامه نگاری، کسی که می‌نويسد می‌تواند در قالب خبر يا در قالب تحليل يا برای آموزش بنويسد. منتها اصل اولیه چنين کاری اين است که درباره موضوع آنقدری مطلع باشد که جوانب خبری و تحليلی و آموزشی موضوع را تشخيص بدهد. به همين دليل هم در عمده رسانه‌های فارسی زبان آن کسی که ترجمه می‌کند به مرور به اسم علمی‌نويس شناخته می‌شود بدون آن که تخصصی در این کار داشته باشد. برای همين هم هست که چنين کسانی تا وقتی خبر علمی برای ترجمه وجود داشته باشد علمی نويسی‌اند ولی اگر خبری در کار نباشد دلیلی برای نوشتن ندارند. نکته قابل توجه هم همين جاست که وقتی کسی علمی‌نويس می‌شود ولی آموزش علمی نديده خبر را برای مخاطبی که چيزی از علم نمی‌داند هم نمی‌نويسد. يعنی خبر گرهی از نادانسته‌های مخاطب باز نمی‌کند. فرض کنید خبر درباره گياهی‌ست که معلوم شده حاوی ماده شیميايی ضد درد است. اگر آن کسی که خبر را ترجمه می‌کند آشنايی ابتدایی با موضوع نداشته باشد ممکن است اسم علمی گیاه را بنویسد ولی اسم بومی آن را که برای مخاطب آشناست نداند، یا مطلع نباشد که چنين گياهی را کجا ممکن است بتواند نشانی بدهد. به همین ترتيب مترجم فقط خط اصلی خبر را به مخاطب منتقل می‌کند و به زمینه‌های آشنایی خواننده خبر با موضوع اشاره نمی‌کند.

اصلا روزنامه نگاری علمی یعنی چه و چقدر از روزنامه نگارانی که در حوزه های علم و دانش می نویسند از چارچوب و قوانین این رشته بهره می برند؟

روزنامه‌نگاری علمی يعنی انتقال خبر علمی به مخاطب عام. منتها الزامات خبر که صحت آن مهمترينش است وقتی به حوزه علم می‌رسد روزنامه‌نگار را وادار می‌کند اصل خبر را در جايی که توليد شده دنبال کند. بسياری از مواقع خبر علمی محصول انتشار نتايج یک تحقیق علمی ا‌ست و اين يعنی روزنامه‌نگار علمی بايد بتواند نشريه تخصصی را بخواند و از مطالب آن سردربياورد. خواندن نشريات تخصصی علمی نیاز به دانش مشخص در زمينه علمی دارد. بنابراين علاوه بر چارچوب خبر که قالب ارائه مطلب را تعيين می‌کند، محتوای خبر هم بايد با بررسی آن در محل انتشار بطور دست اول تاييد بشود و اين چارچوب دوم است. در تمام زمينه‌های خبری ديگر هم همينطور است. وقتی خبری در حوزه سیاسی منتشر می‌شود روزنامه‌نگار این حوزه بدون بررسی صحت خبر و ارتباط با توليد کنندگان خبر دست به انتشار نمی‌زنند. در مورد خبرهای علمی در نشريات و رسانه‌های فارسی زبان به دلیل ناآشنايی روزنامه‌نگار با محل انتشار اوليه خبر، همه چيز به منابع دست دوم ختم می‌شود. يعنی خبر علمی را از یک رسانه بزرگ‌تر دریافت می‌کنند و بعد زبان خبر را به زبان فارسی تغيیر می‌دهند و منتشرش می‌کنند. در واقع از چارچوب دوم صرفنظر می‌ِکنند.

اگر بخواهید مشکلات روزنامه نگاری علمی در ایران را با سایر کشورها مقایسه کنید ؛ این مشکلات چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟

دستکم تا جايی که من ديده‌ام مهمترين تفاوت اين است که در کشورهای توسعه يافته و بعضی کشورهای در حال توسعه تشکل‌هايی نظیر انجمن روزنامه‌نگاران علمی وجود دارد که از طریق نهادهای بين‌المللی روزنامه‌نگاری علمی با هم در ارتباطند. در ایران چنين تشکل‌هايی نداريم. البته تشکل‌های ديگر روزنامه‌نگاری هم نداريم. مشکل فقدان اين تشکل‌ها در اين است که روزنامه‌نگار علمی در ايران امکان تجربه شيوه‌های مختلف خبررسانی علمی را پيدا نمی‌کند. حتی جدی‌تر اين که، هر چه در زبان‌های ديگر و توسط روزنامه‌نگاران علمی ساير کشورها منتشر می‌شود را همگی درست فرض می‌کند. بيشتر به اين می‌ماند که روزنامه‌نگار علمی در ايران مصرف کننده محصول آدم‌هايی مثل خودش در کشورهای ديگر است. مشکل وقتی بدتر می‌شود که ارتباط نداشتن و آموزش نديدن باعث می‌شود حوزه توليد علم در ایران هم پوشش داده نمی‌شود. یعنی محقق ايرانی هم ديده نمی‌شود مگر این که کار او از طريق نشريات غير فارسی منتشر بشود و روزنامه‌نگار فارسی زبان بطور دست دوم از کار کسی مطلع بشود که درست کنار خودش بوده است.

بارها از پیشرفت روزنامه نگاری علمی در کشورهای عربی سخن گفته اید. چرا این کشورها به این موضوع اهمیت داده اند؟ اهمیت روزنامه نگاری علمی ناشی از چیست؟

به نظرم در کشورهای عربی ضرورت روزنامه‌نگاری علمی جدی گرفته شده و اين را از شرکت کردن روزنامه‌نگاران علمی‌شان در همايش‌های علمی می‌شود ديد. جالب هم اينجاست که روزنامه‌نگاران علمی کشورهای عربی در رشته‌های علمی تحصيل کرده‌اند و یاد گرفته‌اند خبرها را از منابع اصلی تهیه کنند، یعنی بروند با يک محقق حرف بزنند يا نشریه تخصصی علمی بخوانند. جالب است که مصر با وجود کم‌سوادی اجتماعی تعداد بيشتری روزنامه‌نگار علمی حرفه‌ای در رسانه‌ها دارد تا ايران که سواد عمومی بيشتر است. همين تعداد بيشتر روزنامه‌نگار علمی باعث شده نشريات علمی معتبر با دست گشاده‌تری با مخاطب عرب زبان روبرو بشوند و نسخه‌های عربی بعضی نشريات زمینه انتشار پيدا کنند. دليل اهميتش برای من اين بوده که متوجه قدرت توسعه‌ای روزنامه‌نگاری علمی در جامعه شده‌اند. يعنی می‌دانند که فاصله میان دانشمندان و محققان کشورهای‌شان با مردم عادی را بايد از طريق روزنامه‌نگاران علمی پر کنند. اين اتفاقی‌ست که در ايران نيفتاده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.