7 شهریور 1393

امیدها و نگرانی های یک روزنامه نگار قدیمی، اسماعیل عباسی

از نامزدهای گهواره ای تا روزنامه نگاری محیط زیست

7 شهریور 1393

خبرنگاران ایران- نیکی آزاد: اسماعیل عباسی، روزنامه نگار کارش را با روزنامه اطلاعات آغاز کرد اما به قول خودش این شانس را داشت که مانند تعدادی از هم نسلانش پاهایش را از دوران روزنامه هایی با حروف سربی تا عصر دیجیتال بکشاند. بنیانگذاری روزنامه نگاری حوزه محیط زیست در روزنامه همشهری هنوز بهترین و پرشورترین خاطره او از دوران روزنامه نگاری اش است.

در دانشگاه ارتباطات کتابهای «شازده کوچولو» و «سووشون» از جمله کتاب های درسی اش بوده ا ند معتقد است با وجود ورود نرم نویسی به مطبوعات و نزدیک شدن به زبان مردم هنوز برخی از روزنامه نگاران ضعف در نگارش دارند و عدم تسلط بر ادبیات ژورنالیستی در اغلب فارغ التحصیلان این رشته دیده می شود.

این روزنامه‌نگار با اینکه نگاهی مثبت به روند روزنامه نگاری در ایران دارد اما نمی‌تواند نگرانی‌هایش را پنهان کند. نگرانی‌هایی که معتقد است سیاست زدگی و وابستگی های جناحی شاید در بروز آنها دخیل بوده اند: « با وجود برآمدن نسلی خوب و با دانش از میان انبوهی از روزنامه نگاران جوان ، دستاورد های تجارب گرانقدر روزنامه نگاری تجربی و همچنین آکادمیک که به نوعی این حرفه را به سوی تخصصی شدن بیشتر سوق داد اثرات آن در روزنامه ها کمتر دیده می شود .»

گفت و گوی ما با اسماعیل عباسی را بخوانید:

آقای عباسی این روزها چه می کنید؟ همچنان روزنامه نگاری می کنید؟

من همچنان روزنامه نگاری می کنم. البته به صورت متناوب با روزنامه ها همکاری دارم. بر این باورم که برای این حرفه چیزی به نام باز نشستگی وجود ندارد.

یعنی کار کردن در یک روزنامه کاغذی را صرفا روزنامه نگاری نمی دانید؟

روزگاری حرفه روزنامه نگاری اینگونه بود .به قول شما کار کردن در روزنامه های کاغذی .اما زمانه دیگری شده است . ما در عصر ارتباطات الکترونیک زندگی می کنیم. به نوعی نسل من این بخت را داشته که پاهای خسته اش را از دوران روزنامه هایی با حروف سربی تا عصر دیجیتال بکشاند. طبیعی است که به همراه کار در روزنامه های کاغذی ، پرسه زدن و کار در نشریات الکترونیک هم ضروری شده است .همچنان که بخش عظیمی از رسانه های این دوران در فضای مجازی فعالیت دارند.

نخستین مطلبی که به طور جدی نوشتید چه بود و در چه نشریه ای منتشر شد؟

از دوره تحصیل در کلاس هفتم دبیرستان همکاری ابتدایی من با مطبوعات شروع شد که طبعا تا زمان ورود به روزنامه اطلاعات در اواخر دهه چهل و اوایل دهه ۵۰ بیشتر به صورت غیر حرفه ای بود. اولین مطلب جدی ام هم در سال ۱۳۴۸ و در ستون انتقاد روزنامه اطلاعات با عنوان /نامزد های گهواره ای /چاپ شد. در این ستون تنها از روزنامه نگارانی مطلب چاپ می شد که دست کم پنج سال سابقه کار حرفه ای داشته باشند اما این افتخار نصیب من شد که در بدو ورود به روزنامه اطلاعات نوشته ام در ستون انتقاد که زیر نظر روزنامه نگار و نویسنده معروف آقای احمد احرار اداره می شد، به چاپ برسد.

کدام حس ها در روزنامه نگاری هنوز برایتان تازه هست؟

روزنامه نگاری به صورت میدانی را همیشه پسندیده ام. فعالیتم در گروه های حوادث، اجتماعی، گزارش و هنر و ادب اطلاعات و دبیری گروه شهری و محیط زیست و گزارش همشهری را بسیار دوست داشتم. نقد مسایل اجتماعی بر مبنای رخداد های روز نیز همواره برایم جالب و زنده بوده است.

شما را از پایه گذاران گروه محیط زیست در مطبوعات ایران می دانند چظور به فکر تشکیل این گروه افتادید؟

در سال ۱۳۷۱ وقتی به اتفاق جمعی از روزنامه نگاران حرفه ای برای تشکیل تحریریه همشهری دعوت شدیم به خاطر علاقه شخصی ام و نیاز زمانه همراه با تشکیل گروه شهری، برای نخستین بار در رسانه های ایران، صفحه محیط زیست همشهری را پایه گذاری کردم. تا مدت ها خیلی ها این مقوله را جدی نمی گرفتند اما به مرور به رکن رکین همشهری تبدیل شد و امروز هم برند معروف همشهری است و بسیاری از روزنامه ها و خبرگزاری های ما گروه و یا صفحه محیط زیست دایر کرده اند و این سبب خوشحالی من است. طبیعی است که حفظ محیط زیست یعنی مراقبت از آب و هوای پاکیزه، اگر این دو نباشند زندگی وجود ندارد چقدر من وهمکارانم تلاش کردیم تا این مفهوم جا بیفتد، اوراق و اسنادش در دوره های چاپ شده همشهری محفوظ است.

و به نظر شما این روزها مهمترین نقص صفحه های محیط زیست روزنامه ها کدام است؟ تا آنجایی که می دانم در روزنامه ها این صفحات بیشتر غیرخبری اند؟

۲۲ سال پیش وقتی صفحه ای به نام محیط زیست را در روزنامه همشهری گشودیم. اطلاعات ما در خصوص این مقوله بسیار ناچیز بود .اما وقتی نخستین دغدغه ها به زبان ساده در همشهری انتشار یافت بسیاری از کارشناسان محیط زیست به کمک ما آمدند و فرهنگ سازی در حوزه محیط زیست که به طور روز افزون دچار چالش بود به یک ضرورت حیاتی تبدیل شد. دریافتیم که در کنار نقد و پیشنهاد باید به مرور جامعه بزرگ ایران را با داشته های گرانقدر سرزمینمان آشنا کنیم .این کار با موفقیت انجام شد. در واقع زمان برد تا متوجه شویم که تنها مرثیه سرایی برای انقراض گونه های زیستی و آلودگی آب و هوا و به خطر افتادن اکوسیستم حیاتی در شهر های ما چاره ساز نیست. بلکه در کنار نقد مشکلات باید فرهنگ سازی و آگاهی بخشی به جامعه ادامه یابد تا مردم در قالب فعالیت های جمعی در حفظ محیط زیست که در واقع رشته حیات آدمی هم به آن وابسته است بکوشند.در حال حاضر بهیاری فناوری های نو در عرصه های اطلاع رسانی اخبار حوزه محیط زیست با سرعتی باور نکردنی منتشر می شود .اما به هر دلیل شاید تغییرات پی در پی در مدیریت روزنامه ها به تحلیل ها و بحث های اساسی پیرامون محیط زیست کشور در رسانه ها بهای لازم داده نمی شود وبیشتر شاهد درج متناوب مقالات کوتاه توسط برخی از دست اندرکاران حوزه محیط زیست هستیم که کافی نیست. روزنامه ها با توجه به اهمیت حفظ محیط زیست که به خاطر برخی مسایل حاد و از جمله خشک شدن رودخانه ها ،تالاب ها کاهش سطح جنگل ها و هجوم ریزگرد ها به آسمان شهر ها بیشتر از هر زمانی احساس می شود، باید بخش های بیشتری را به این مقوله اختصاص بدهند و گروه محیط زیست باید به صورت فعال و با ارتباط پیوسته با حوزه های کارشناسی در تحریریه همه نشریات به ویژه روزنامه ها تشکیل شود.

برخی انتشار روزنامه همشهری را اتفاقی مهم در عرصه روزنامه نگاری ایران می دانند شما هم همین گونه فکر می کنید؟

بدیهی است از بسیاری جهات از جمله نخستین روزنامه رنگی کشور، روی آوری به شیوه کوتاه نویسی و نگارش ساده تر در روزنامه نگاری و شجاعت در انعکاس رویداد ها و نقد مسایل اجتماعی، همشهری روزنامه ای شاخص و بانی عصری نو در روزنامه نگاری ایران قلمداد می شود.

شما در برخی نوشته هایتان اشاره کرده اید که روزنامه نگاری ایران با نرم نویسی به زبانی قابل فهم برای مردم بدل شده منظورتان دقیقا از نرم نویسی چیست؟

نرم نویسی یعنی نزدیک شدن به زبان سهل الهضم برای طیف وسیع جامعه.روشی که در همشهری پایه گذاری شد و به مرور در دیگر نشریات با شیوه غنی تری رواج یافت. البته این شیوه در خبر نویسی و رپرتاژ روش مناسبی است .در نقد نویسی زیبایی و انسجام کلام و نثر شیوا از ضرورت هاست .نرم نویسی امروز پاسخی به سخت نویسی گذشته در مطبوعات است.

اما به نظر می رسد گاهی همین نرم نویسی به انشا نویسی تبدیل می شود؟ یعنی می خواهم بدانم روزنامه نگاران جوان آیا تعریف درستی از نرم نویسی دارند؟

همیشه خطر دور شدن از زبان معیار و فروغلتیدن در ادبیات به اصطلاح لمپنی هم در این شیوه روزنامه نگاری وجود دارد. از این رو در نرم نویسی نباید راه و روش افراط در پیش گرفته شود و زبان محاوره ای جایگزین زبان شیوای روزنامه نگاری شود که به نوعی خاستگاه ادبیات داستانی هم بوده است.

شما جز اولین گروه دانشجویان دانشگاه ارتباطات علامه بودید و در جایی گفته اید از جمله کتابهای درسی تان «سووشون» و «شازده کوچولو» بود اگر خاطره ای از آن دوره دارید بگویید؟

در دوران تحصیل من در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی در درس ادبیات بحث های مربوط به ادبیات داستانی زیر نظر استادانی همچون دکتر حسن انوری هم رایج بود. از جمله کتاب شازده کوچولو و سووشون از جمله کتاب های درسی ما بودند. موضوع کنفرانس من در کلاس، رمان معروف خوشه های خشم اثر جان اشتاین بود و به یاد دارم که رمان های قلعه مالویل و ژرمینال هم موضوع کنفرانس دو تن از همدوره ای هایم بودند.

امروز دانشکده های ارتباطات ما چه فرقی با زمان شما دارند؟ آیا پیشرفت چشمگیری برای آموزش خبرنگاران داشته اند؟

ورود به این بحث مجال بیشتری می طلبد. بی تردید از لحاظ تخصصی شیوه های آموزش روزنامه نگاری همپای تحولات عصر ارتباطات الکترونیک دگرگونی چشمگیری یافته است. فارغ التحصیلان این دوران با آموخته های دقیق تری در حوزه های گوناگون رسانه ای به شیوه مولتی مدیا و چند رسانه های از دانشگاه خارج می شوند اما در مقایسه با گذشته در مقایسه با انبوه واژگان و اصطلاحات آموخته شده ، ضعف آشکار نوشتن و عدم تسلط بر ادبیات ژور نالیستی در اغلب فارغ التحصیلان دیده می شود که نیاز به واکاوی دارد. شاید به این دلیل که در گذشته به مقوله هایی همچون ادبیات فارسی و شیوه نگارش بهای بیشتری داده می شد و امروزه روش های آموزش مبتنی بر فناوری در مقایسه با درک حسی و پرورش ذوق ادبی وجه غالب را دارند.

تجربیاتی هم در زمینه نقد نویسی و فیلمنامه نویسی دارید؟ آیا این تجربیات برای شما نکته جدیدی در زمینه روزنامه نگاری هم داشته است یا برایتان عرصه ای متفاوت بوده است؟

من در اواسط دهه پنجاه در گروه هنر و ادب روزنامه اطلاعات به نقد نویسی روی آوردم .که بیشتر شامل نقد هنرهای تجسمی بود و تا حدودی نقد عکاسی، فیلم را نیز در بر می گرفت.این کار هنوز هم به تناوب ادامه دارد و آثار مربوط به نقد های تخصصی در باره طراحی کمیک وکاریکاتور من هم در نشریات گل آقا، مجله کیهان کاریکاتور و همشهری و شرق در سه دهه اخیر به چاپ رسیده اند. فیلمنامه ای هم با نام نفتکان نوشتم که در سال ۱۳۷۴ توسط آقای مجید جوانمرد کارگردان سینما با عنوان عروسی خون ساخته شد و جزو فیلم های برگزیده جشنواره دهه فجر همان سال بود .در این فیلم بازیگران معروفی همچون جمشید مشایخی، زنده یاد شهلا ریاحی، زنده یاد حامدی و خانم مرجانه گلچین ایفای نقش کردند.

مهمترین نقدتان به روزنامه نگاری حال حاضر ایران چیست؟

این پرسش یک پاسخ طولانی و تحلیلی را می طلبد. اما کوتاه اشاره می کنم که به رغم برآمدن نسلِی خوب و با دانش از میان انبوهی از روزنامه نگاران جوان، دستاورد های تجارب گرانقدر روزنامه نگاری تجربی و همچنین آکادمیک که به نوعی این حرفه را به سوی تخصصی شدن بیشتر سوق داد اثرات آن در روزنامه ها کمتر دیده می شود. سیاست زدگی و وابستگی های جناحی شاید در بروز این مشکل دخیل بوده اند. به عنوان مثال سر مقاله که رکن اصلی یک روزنامه است در بیشتر روزنامه ها دیده نمی شود. یادداشت شفاهی رواج افراطی پیدا کرده است و نابه جایی حیرت انگیزی در بخش های تخصصی به دید می آید .به عنوان نمونه در یکی از روزنامه ها گاهی خبری کوتاه در حد نیم ستون زیر عنوان گزارش چاپ می شود. در حالی که گزارش نویسی از بخش های مهم یک روزنامه است و روا نیست طبق سلیقه متولیان تحریریه گروه مهم گزارش و صفحه گزارش این گونه تنزل شان یابند. روزنامه ها نباید از نسل با تجربه روزنامه نگاری خالی شوند. هر نسلی تجربه های منحصر به فرد خود را دارد و آمیزه ای از مهارت های تخصصی نسل نو و تجارب ارزشمند نسل کهن شیوه موفقی از روزنامه نگاری حرفه ای را به دست می دهد. در بزرگترین روزنامه های جهان روزنامه نگاران قدیمی در کنار نسل نو حضور دارند و در انتقال مهارت ها و تجربه ها به دانش آموختگان نقش اساسی دارند و از جمله به بهبود شیوه های نگارش و نویسندگی یاری می رسانند. جابه جایی های شتابزده در تحریریه روزنامه ها در جریان تغییرات مدیریتی همواره مانع از تبادل تجربه ها می شود و انرژی بسیار به صورت تکرار آزمون و خطا هدر می روند و پیامد آن بروز مشکلاتی در این حرفه است که کم و بیش شاهدیم.

وقتی به گذشته حرفه‌ای خود بر می‌گردید؛ دوست دارید کدام دوره از روزنامه‌نگاری‌تان تکرار شود؟

همان طور که اشاره کردم بنیانگذاری روزنامه نگاری حوزه محیط زیست در رسانه های ایران در آغاز دهه ۷۰ از بهترین و پرشورترین خاطرات روزنامه نگاری من در دوران روزنامه همشهری است. در عرصه حرفه روزنامه نگاری بر این باورم که کارمیدانی به ویژه گزارش نویسی مستند و تحلیلی یک روزنامه نگار را ورزیده می کند. همچنان که خاستگاه بخش قابل توجهی از ادبیات داستانی جهان از جمله آثار نویسندگان بزرگی مثل تولستوی، جک لندن، ارنست همینگوی و مارکز همین حوزه از روزنامه نگاری بوده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

4 پيامهاى سخنگاه

  • از نامزدهای گهواره ای تا روزنامه نگاری محیط زیست 29 اوت 2014 22:07, بوسيله ى سید علی میرزایی

    سلام. استفاده کردم از گفت و گو. جالبه که خیلی از روزنامه نگاران قدیمی و کارکشته یا از اطلاعات بودند یا کیهان. البته درسته اون زمان این دوتا روزنامه بودند و باهم رقابت داشتند اما واقعا باید از قدیمی های این روزنامه ها یاد گرفت. واقعیتش هم من آقای عباسی را نمی شناختم و خوشحالم این گفت و گو باعث شد با ایشون آشنا بشم.

    پاسخ به اين پيام

  • از نامزدهای گهواره ای تا روزنامه نگاری محیط زیست 29 اوت 2014 22:11, بوسيله ى هدیه ملاعلی زاده

    آیا ایشان در موسسه های روزنامه نگاری یا دانشگاه ها هم درس می دهند؟ این را از ایشون نپرسیدید

    پاسخ به اين پيام

  • سلام آقای عباسی عزیز من از روزنامه نگاران تازه کارم ممکنه اگه کلاسی در زمینه گزارش نویسی دارید معرفی کنید . کلاسهایی مثل کلاسهای دوران دانشجویی تان

    پاسخ به اين پيام

  • ممنون نیکی خانم!

    این بخشش برام جالبتر بود از این رو که به مهمترین موضوع نادیده گرفته شده از سوی خبرنگاران ایرانی اشاره میکنه, و نکات درستی هم نام میبره... (البته به برکت سوالهای بجای شما!):


    "نرم نویسی یعنی نزدیک شدن به زبان سهل الهضم برای طیف وسیع جامعه .نرم نویسی امروز پاسخی به سخت نویسی گذشته در مطبوعات است.

    ... همیشه خطر دور شدن از زبان معیار و فروغلتیدن در ادبیات به اصطلاح لمپنی هم در این شیوه روزنامه نگاری وجود دارد. از این رو در نرم نویسی نباید راه و روش افراط در پیش گرفته شود و زبان محاوره ای جایگزین زبان شیوای روزنامه نگاری شود که به نوعی خاستگاه ادبیات داستانی هم بوده است."

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.