21 شهریور 1390

آغازگران مطبوعات ايران

نخستین کسی که در ایران دکترای روزنامه نگاری گرفت

21 شهریور 1390

خبرنگاران ایران- آغاز گران مطبوعات ايران از اين پس در بخش «يك روزنامه نگار، يك روايت» این وب سایت معرفي خواهند شد. كساني كه اولين گامهاي آكادميك و حرفه اي را در روزنامه نگاري ايران برداشتند . كساني چون ميرزا محمد صالح شيرازي كازروني، ميرزا محمد جعفر اديب شيرازي، محمد حسن اعتماد السلطنه،عزت ملك خانم ، دكتر حسين فاطمي و ... ديگر پيشكسوتاني كه اولين گامهاي عملي و تئوريك را براي انتشار مطبوعات ايراني برداشتند .

***

استاد در نخستین جلسه درسش رو به دانشجويان دوره فوق لیسانس روزنامه نگاري پرسيد كه آيا مي دانند چه كسي براي نخستين بار در ايران دكتراي روزنامه نگاري گرفته است ؟دانشجويان هر يك پاسخي دادند آنها نام بيشتر پيشكسوتان اين رشته را تقريبا بر زبان آوردند اما هيچكس نتوانست به درستي پاسخ اين سوال را بدهد . استاد كه در كلاس قدم مي زد گفت : راهنمايي برايتان دارم. او روزنامه "باختر امروز " را پايه گذاري كرد و نخستين كسي بود كه با دكتراي روزنامه نگاري در پاريس به ايران آمد تا روزنامه اي حرفه اي با مقالاتي تند و تيز را منتشر كند .

حالا بيشتر دانشجويان كلاس درس مي دانستند كه استاد درباره دكتر حسين فاطمي سخن مي گويد . كسي كه نقش مهمي در تحولات سياسي ايران نيز برعهده داشته است، آن گونه كه روزنامه نگاران ايراني در همه اين سالها اين نقش را بر عهده گرفته اند .

دکتر حسین فاطمی، وزیرخارجه دولت ملی دکترمصدق اولین ایرانی است که دکترای روزنامه نگاری خود را از فرانسه گرفت و پس از بازگشت به ایران در انتشار روزنامه هاي ايراني از جمله باختر امروز همت گذاشت . اما اين نخستين تجربه روزنامه نگاري حسين فاطمي نبود و او در جواني در مجله ادبی «باختر» که برادرش سیف در اصفهان منتشر می کرد، نيز حضور يافت و همان جا با فضاي مطبوعات آشنا شد و به قول دوستانش عاشق اين كار شد . اشتیاق وی به روزنامه نگاری اما ادامه پيدا كرد و در سن 20 سالگی به امید یافتن شغلی در روزنامه های معتبر راهی تهران شد و پس از آشنایی با «احمد ملکی» مدیر روزنامه «ستاره» کار روزنامه نگاری خود را با این روزنامه ادامه داد .

او که جوانی باهوش بود و قلمی روان و شیوا داشت با پشتکار خود در مدت کوتاهی ضمن تهیه اخبار و مطالب گوناگون برای روزنامه ستاره توانست مدیریت داخلی این روزنامه را نيز بر عهده بگیرد.او بعدها براي ادامه تحصيل در رشته مورد علاقه اش راهي خارج از كشور شد تا در آنجا به روياهايش رنگي ديگر ببخشد و اين بار روزنامه خود را منتشر كند، آن طور كه هميشه آرزو داشت .

استاد در كلاس درس براي دانشجويانش از دكتر فاطمي بيشتر مي گويد :« اينكه او در سال 1327 موفق شد دكتراي روزنامه نگاري اش را از پاريس بگيرد و به تهران بازگردد و برخلاف خيلي ها كه مي گويند او دكتراي حقوق دارد ، دكتر فاطمي نخستين كسي بود كه با تحصيلات آكادميك و عشق به روزنامه نگاري به ايران بازگشت تا روزنامه اي حرفه اي را منتشر كند . او از سالهاي جواني اش به اين كار عشق مي ورزيد و هميشه آرزو داشت در ايران هم روزنامه هايي حرفه اي منتشر شوند ، روزنامه هايي كه دولت را به چالش بكشند و آن را نقد كنند .»

استاد در كلاس درس قدم مي زد و با هيجان از دكتر فاطمي مي گفت :« روز هشتم مردادماه 1328 او توانست باختر امروز را كه صاحب امتيازش بود منتشركند" باختر امروز " ترکیبی از نام دو روزنامه قدیمی تر، باختر و مرد امروز ، بود که حسین فاطمی در گذشته با آنها همکاری داشت.او سردبيري اين روزنامه را نيز به عهده داشت و اعضاي هيات تحريريه اش را هم محمد محیط طباطبایی ،جلالی نائینی، رحمت مصطفوی، سپهر ذبیح، ناصر امینی و اسماعیل پوروالی تشكيل مي دادند، كساني كه از روزنامه نگاران برجسته آن دوران محسوب مي شدند . نصراللّه شیفته و سعید فاطمی هم با اين روزنامه همكاري مي كردند . باختر امروز از ابتدا سعي كرد با ظاهر و محتواي متفاوت منتشر شود . قطع اين روزنامه از قطع روزنامه هاي آن زمان اندکی بزرگتر بود و تعداد صفحاتش به چهار، شش و گاهي هشت صفحه می رسید. در اين صفحات به اخبار داخلی و خارجی روز پرداخته مي شد . صفحه اول اين روزنامه مصور و همراه با تفسیرهاي سیاسی بود.»

باختر امروز با انتشارش شور و وجدي را در جامعه روشنفكري آن زمان به وجود آورده بود، به ويژه سرمقاله های مهیّج آن که تفسیر رویدادهای روز مواضع جبهه ملی بود و توسط فاطمی نوشته مي شد مورد توجه همه قرار گرفته بود .

استاد براي دانشجويانش تعريف مي كرد كه مقاله های تند حسین فاطمی که لبه تیز آن متوجه شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت، فساد اداری و نابسامانی اجتماعی و سیاسی بود به شدت مورد توجه خوانندگان قرار گرفته بود . در این روزنامه فقط مطالب سياسي هم انتشار نمي يافت و مطالب متنوع اجتماعي هم چاپ می شد . چندتن از دانشجویان ایرانیِ خارج از کشورهم حتي گزارشهای روزانه ای از اروپا براي اين روزنامه می فرستادند.

تفسیرهای سیاسی داخلی و خارجی و خبرهای کامل ودقیق از مجلس هم از دیگر بخش های جالب باختر امروز بود. در زمان درخشش اين روزنامه كساني مانند بلوم، عزیز حاتمی، ارسلان خلعتبری، ابوطالب شیروانی (مدیر روزنامه میهن و نماینده دوره پنجم و ششم مجلس )، حسن صدر، محمدرضا عسکری، حسین مکّی هم براي آن مقالات و يادداشتهايي مي نوشتند .

اما همين مقالات و تحليل ها بود كه موجب توقيف چند باره اين روزنامه شد و به جاي آن در دو نوبت روزنامه سرگذشت و باختر انتشار یافت.

فاطمي در جواب اين توقيف و تهديدها مي گفت :« آن وقت که آزادی قلم در ایران بمیرد، بدانید مجلس هم خواهد مرد و آزادی گفتار از میان خواهد رفت.»

استاد در كلاس درس براي دانشجويانش توضيح مي داد كه باختر امروزآن روزها به عنوان سخنگوی غیر رسمی جبهه ملی، افکار عمومی را برای هدف ملی شدن صنعت نفت هدايت مي كرد.

پس از آنکه مجلس سنا در 29 اسفند 1329 لايحه ملي شدن نفت را تصويب کرد، و مصدق در هفتم ارديبهشت 1330 به نخست وزيري رسيد، فاطمي را به عنوان معاون و سخنگوي دولت خود انتخالب كرد . از آن پس "باختر امروز" نقش مهم تري نيز در تحولات ايران بازي كرد. آن روزها ديگر اين روزنامه سي هزار نسخه در روز به چاپ مي رسيد كه اين تيراژ تا آن زمان در ايران بي سابقه بود، حتي در ايامي بر اين تعداد نيز افزوده شد. ديدگاه هاي اين روزنامه آن روزها در ايران و خارج از كشور به عنوان بازتاب افکار باطني زمامداران حکومت قلمداد مي شد.

استاد در اين لحظه با آهي گفت : «بعد از اين ماجراها و اتفاقاتي كه افتاد تقريبا همگي به خوبي مي دانيم، اينكه دكتر فاطمي يک بار در دوره نخست وزيري سپهبد رزم آرا - که با قانون ملي شدن نفت مخالف بود، بازداشت شد.او همچنين در 25 آذر براي شرکت در انتخابات از معاونت استعفا داد و در 27 بهمن 1329، هنگامي که بر مزار محمد مسعود مدير مسئول و سردبير مقتول مرد امروز خطابه يادبود ايراد مي کرد، توسط يکي از اعضاي جوان فدائيان اسلام – ترور و زخمي شد. او چند ماهي بستري بود و خيلي ها مي گفتند كه شانس آورد كه از مرگ رهيد . در اين مدت نظارت مستقيم او بر باختر امروز قطع شد و او حتي نتوانست سرمقاله بنويسد. »

فاطمي هشتم مهر 1331 ماه وزير خارجه دولت مصدق شد و تا 28 مرداد 1332 که حکومت مصدق با براندازي طراحي شده سازمان سيا و دولت آمريكا ساقط شد، در اين سمت باقي ماند .در آن همان روز بود كه دفتر و چاپخانه باختر امروز غارت شد و روزنامه به دست روزنامه فروشها نرسيد.

پس از کودتای 28 مرداد فاطمی همانند سایر سران جبهه ملی مخفی می شود. البته رویه ای که فاطمی قبل از کودتای 28 مرداد برای برکناری پادشاهی در پیش گرفته بود پس از کودتا او را به یکی از اولین افراد تحت تعقیب تبدیل کرده بود.

تيتر سه سر مقاله او در باختر امروز نشان دهنده مخالفت جدي او با حكومت بود : «این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه ملک فاروق را سفید کرد»، «خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد، فرار کرد» و «شرکت سابق و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند»

سرانجام در تاریخ ششم اسفند 1332 محل اختفای دكتر فاطمي لو مي رود و او همان روز با ربدوشامبر تیره رنگ بر تن و دمپایی به پا و ریش انبوه سیاه رنگ، با دستبند به کاخ شهربانی منتقل مي شود .هنگام خروج از شهربانی گروهی از اوباش به رهبری شعبان جعفری با شعار حمایت از شاه به طرف دکتر فاطمی حمله ور مي شوند، اما خواهر فاطمي با خروج از میان جمعیت و انداختن خود روی بدن دکتر فاطمی و اصابت چندین ضربه چاقو مانع کشته شدن برادرش می شود. جسد نیمه جان دکتر فاطمی را به بیمارستان نجمیه منتقل می کنند و پس از عمل جراحی به زندان لشکر دو زرهی منتقل می شود.

در مهرماه 1333محاکمه دکتر فاطمی در دادگاه نظامی در حالی برگزارمي شود که او را با آمبولانس و بر برانکارد به جلسات دادگاه مي آوردند. فاطمی همان طور که در دادگاه نظامی پیش بینی کرد به اتهام نوشتن سه سرمقاله روزهای 25 تا 28 مرداد و شرکت در میتینگ روز 25 مرداد 1332 در دادگاه نظامی رژیم کودتا پس از 10 روز به مرگ محکوم شد.

استاد با تكان دادن سرش مي گويد : « و اين بود سرنوشت مردي كه دليل اصلي مرگش نوشتن مقالات انتقادي اش بود و مي توانيم بگوييم اولين دكتر روزنامه نگاري ايران در راه آزادي بيان جانش را هم از دست داد .»

او در هنگام مرگ و زماني كه بدن نیمه جانش به شدت زخمی و تب آلود بود در بامداد 19 آبان سال 33 کشان کشان به پای جوخه اعدام برده شد.او در آخرين لحظات زندگي اش اين جملات را برزبان آورد: « من از مرگ ابایی ندارم.آن هم، چنین مرگ پرافتخاری. من می میرم تا نسل جوان ایران از مرگ من عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارند جاسوسان اجنبی به این کشور حکومت کنند.»

منابع :

1-متين دفتري، هدايت، نوشته هاي مخفيگاه و زندان، دفترهاي آزادي لندن: 1383

2- سايت دانشنامه جهان اسلام

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.