22 خرداد 1393

یک نیمه در زمین روزنامه نگاران برزیلی در آستانه جام جهانی

روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی که به خاطر گزارش هایشان در برزیل کشته می شوند

22 خرداد 1393

شرح عکس: جسد «دِسیو سا» روزنامه‌نگار برزیلی، در آوریل ۲۰۱۲ در یک بار پیدا شد؛ جایی که در آن به ضرب گلوله کشته شده بود. او یکی از محبوب‌ترین وبلاگ‌نویسان این کشور بود و مقامات به سرعت برای حل پرونده قتل او وارد عمل شدند، اما روزنامه‌نگاران کمتر شناخته‌شده، چنین شانسی در این کشور ندارند/ بیامان پرادو AP


نویسنده : سارا رافسکی

ترجمه : مهرک رحیمیان

خبرنگاران ایران- جام جهانی فوتبال در برزیل آغاز شد و دولت «دیلما روسف»، این اتفاق مهم جهانی را در کشورش جشن گرفت. خلاف المپیک سال ۲۰۱۵ که فقط شهر «ریودوژانیرو» آن را میزبانی خواهد کرد، جام جهانی در محل‌های مختلفی در سراسر این کشور روی صحنه می‌رود. این اتفاق مهم ورزشی، در حالی شهرها را در سراسر برزیل درگیر می‌کند که دو سال پیش و در سال ۲۰۱۲ یک روزنامه‌نگار ورزشی به ضرب گلوله فردی ناشناس در شهر «گویانیا»کشته شد. قتل این روزنامه‌نگار فوتبالی‌نویس ناقض ادعاهای مقامات در زمینه موفقیت‌های‌شان است و علاوه بر آنکه زوایایی تاریک از «این بازی زیبا» را پیش چشم می‌آورد، پرده از واقعیات تلخی در برزیل پهناور برمی‌دارد.

«والریو لوئیز دِ اُلیویرا» از نسل دوم یک خانواده روزنامه‌نگار ورزشی بود و بیشتر به خاطر تفسیرهای اتنقادی‌اش در برنامه‌های رادیو و تلویزیونی‌ «گویانیا»، شهری دور از پایتخت و در مرکز کشور، معروف بود. لوئیز مخصوصا نقدهای تند و تیزش را از مدیران تیم فوتبال «اتلتیکو گویانیِنس» دریغ نمی‌کرد. تیمی که به‌تازگی رقابت‌های ملی را هم از دست داده بود. او پس از این اتفاق مدیران این تیم را به موش‌هایی تشبیه کرده بود که پس از شکست تیم، به‌سرعت در حال فرار از این کشتی غرق شده‌اند. لوئیز هیچ ابایی از نایب رئیس قدرتمند تیم «موریسیو بورخس سامپایو» نداشت. تاجر ثروتمندی که به خاطر این انتقادات تند، او را از نزدیک شدن به محل تیم منع کرده بود و به گفته پسر لوئیز، سامپایو حتی برای اخراج او از محل کارش تلاش‌های بسیاری هم کرده بود. پایان کار این روزنامه‌نگار باسابقه دردناک بود، در پنجم جولای ۲۰۱۲، با شلیک شش گلوله توسط یک موتورسوار مسلح در بیرون از محل کارش کشته شد.

در فوریه ۲۰۱۳ پلیس، پنج مرد را به اتهام برنامه‌ریزی و مشارکت در قتل لویز بازداشت کرد. در میان بازداشت‌شدگان نام یک مامور پلیس به اتهام سازمان‌دهی قتل و «سامپایو» هم به عنوان طراح قتل وجود داشت. همه متهمان اتهامات وارده را رد کردند. هرچند که در ابتدا یکی از متهمان، اتهام مشارکت در قتل را پذیرفت و علیه دیگر متهمان اعتراف کرد، اما بعدتر اعترافش را پس گرفت و اواخر ماه مارچ امسال به اروپا فرار کرد. اما دیگر متهمان همچنان اتهامات وارده را رد می‌کنند و تا زمان آغاز محاکمات هم آزاد هستند.

موضوع قتل لویز از جهات مختلفی، سیستم قضایی معیوب و ناکارآمد را پیش چشم می‌آورد، مساله‌ای که احتمالا بسیاری از آن بی‌خبراند. موارد نقض حقوق بشر و محدودیت‌های آزادی مطبوعات در چین و روسیه موضوع تازه‌ای نیست و بحث‌های مهمی هم حول این موضوعات در دو المپیک اخیر در این دو کشور شکل گرفت، اما احتمالا بسیاری نهادهای بین‌المللی تعجب می‌کنند که این میزبان تازه جام‌جهانی و المپیک یکی از خطرناک‌ترین کشورها برای روزنامه‌نگاران است.

بر اساس آمارهای کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران (CPJ) از سال ۱۹۹۲ تاکنون برزیل این یازدهمین کشور خطرناک جهان برای روزنامه‌نگاران شناخته می‌‌شود؛ یعنی حتی یک رتبه خطرناک‌تر از کشور جنگ‌زده افغانستان. از زمان آغاز کار دولت روسف در سال ۲۰۱۱، دست‌کم ۱۰ روزنامه‌نگار، مستقیما در واکنش به نوشته‌های‌شان کشته شده‌ و قتل پنج روزنامه‌نگار دیگر هم به طور غیرمستقیم با نوشته‌های‌شان مرتبط بوده است. با افزایش خشونت‌ها در برزیل، «مصونیت از مجازات» هم بیشتر شده، مساله‌ای که می‌رود به یک بحران در این کشور تبدیل شود. مطابق با شاخص‌های CPJ، برزیل برای چهارمین سال متوالی در فهرستی قرار گرفت قاتلان روزنامه‌نگاران در آن کشورها می‌توانند از مجازات این جنایت مصون بمانند.

باوجود این آمارهای نگران‌کننده، دولت در ابتدا، وجود چنین مشکل را نمی‌پذیرفت. به‌طوری که در سال ۲۰۱۲ مقامات برزیلی، همراه با دیگر کشورهایی که دارای نرخ بالای مصونیت از مجازات هستند، با طرح حمایتی سازمان ملل از روزنامه‌نگاران مخالفت کردند. طرحی که بر آن اساس آن نهادهای بین‌المللی برای مبارزه با قتل روزنامه‌نگاران و کاهش مصونیت قاتلان از مجازات، درگیر ماجرا می‌شدند. اما تحت فشارهای مدافعان آزادی مطبوعات، دولت برزیل در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شد و «برنامه اقدام برای امنیت روزنامه‌نگاران و موضوع مصونیت از مجازات» را به تصویب رساند.

موضوع سلامت جان روزنامه‌نگاران به یک موضوع ملی بدل شد و چرخ‌های عدالت برای روزنامه‌نگاران، هرچند سخت و دیرهنگام، اما بالاخره به کار افتاد.

از ماه آگوست سال گذشته، قاتلان چهار روزنامه‌نگار در دادگاه محکوم شده‌اند و این یک موفقیت بی‌سابقه برای روزنامه‌نگاران برزیلی است. اگرچه دلیل اصلی این اتفاق کاملا مشخص نیست، اما به گفته «مارچلو موریرا»، سردبیر «آرجی تی‌وی» یک شبکه خبری تلویزیونی محلی در ریو دوژانیرو، دفاع سازمان‌های رسانه‌ای و گروه‌های مدافع آزادی مطبوعات مثل «انجمن روزنامه‌‌نگاری تحقیقی برزیل» منجر به انتشار اخبار و گزارش‌هایی در سطح ملی شد. به این ترتیب قتل روزنامه‌نگاران دیگر نه به عنوان یک اتفاق کوچک در یک شهر دور، بلکه به عنوان موضوعی ملی مورد توجه قرار گرفت و این موضوع در نهایت موجب افزایش فشار بر مقامات مسئول شد.

اما یک دلیل مهم دیگر را باید، تمایل شدید روسف به اصلاح چهره بین‌المللی کشورش پیش از جام جهانی و المپیک دانست. البته یک علت مهربانی او با رسانه‌های محلی، نزدیک شدن دور جدید انتخابات ریاست‌جمهوری در ماه اکتبر است. دلیل این اتفاقات هرچه باشد، موجی که برای پیگیری کشتار روزنامه‌نگاران به راه افتاده، نشان می‌دهد که خلاف گذشته دولت برزیل پذیرفته است که این کشور، محل خطرناکی برای روزنامه نگاران است.

با این حال «هلویسا مارکوس گیمنز»، مشاور وزارت دادگستری برزیل نمی‌پذیرد که امنیت روزنامه‌نگاران، موضوع تازه‌ای برای دولت برزیل است: «ما پیش از این هم از نزدیک این موضوع را پیگیری می‌کردیم و با تمام توان و به دنبال مقابله با آن بودیم.» این مشاور و دیگر مقامات اجرایی از طرح‌های تازه‌ای حرف می‌زنند که در بخش‌‌های مختلف دولت برای ازایش امنیت روزنامه‌نگاران در حال پیگیری است و گروه‌هایی هم با هدف تحقیق درباره حملات به روزنامه‌نگاران تشکیل شده است.

اگرچه آغاز فرایند عدالت‌خواهی برای روزنامه‌نگاران کشته‌شده برزیلی، بسیار امیدوارکننده است، اما یک نگاه دقیق‌تر به سیسم قضایی این کشور، چالش‌هایی جدی برای محقق شدن این عدالت مطرح می‌کند. وضعیت در برزیل درمقایسه با کشورهایی مثل مکزیک یا هندوراس متفاوت است. در این کشورها برای قتل روزنامه‌نگاران اصولا تحقیقی صورت نمی‌گیرد؛ چرا که در بیشتر موارد نه شاهد و مدرکی وجود دارد و نه متهم و توضیحی. اما در برزیل معمولا مقامات قضایی به حل پرونده بسیار نزدیک‌ می‌شوند، اما پیش از آخرین مرحله دادرسی، ناگهان همه‌چیز دود می‌شود و به هوا می‌رود. قتل «دومینگوس ساویو» روزنامه‌نگار و ناشر در شهر «کویابا» در غرب برزیل در سال ۲۰۰۲ یکی از بهترین این نمونه‌هاست.

در این پرونده تمام طرف‌های درگیر با قتل به دادگاه فراخوانده شدند، اما دادگاه در نهایت نتوانست برای این قتل متهم یا متهمانی را روانه زندان کند. تا آنکه ۱۱ سال پس از آن و در اکتبر سال قبل قاتل محکوم شد. او یک افسر پلیس بود که بعدتر به یک تاجر ثروتمند تبدیل می‌شود. او به خاطر گزارش‌های افشاگرایانه ساویو ازفعالیت‌های غیرقانونی‌اش، دستور قتل این روزنامه‌نگار را صادر کرده بود.

نکته بسیار مهم درباره قتل روزنامه‌نگاران برزیلی آن است که موج خشونت‌های مرگبار، اول از همه به روزنامه‌نگاران محلی می‌رسد تا همکارانشان در شهرهای بزرگ. همین‌موضوع باعث شده تا قتل آنها زودتر فراموش و کمتر پیگری شود. قتل دو روزنامگار «ادینالدو فیلگوئرا» و «دِسیو سا» از این جهت بسیار به هم شبیه بود. مثل تمام قتل‌های اخیر روزنامه‌نگاران، این دو از مراکز بزرگ شهری دور بودند. هر دو در رسانه‌های سنتی، یعنی چاپی کار می‌کردند، اما اخبار و گزارش‌های‌شان را درباره فساد مقامات محلی و فعالیت‌های جنایی آنها را در وبلاگ‌های‌شان منتشر می‌کردند. فیلگوئرا موسس و سردبیر یک مجله در «سِرو دومل» شهری کوچک در شمال‌شرقی برزیل بود. او پیش از مرگش در ژوئن ۲۰۱۱ در وبلاگش یک نظرسنجی درباره فساد مقامات محلی ترتیب داده بود. پس از آن بود که توسط سه مرد ناشناس در بیرون دفترش، شش بار به او شلیک شد.

در دسامبر ۲۰۱۳، هفت مرد برای طراحی و مشارکت در انجام این جنایت محکوم شدند و احکامی بین ۱۹ تا ۲۳ سال زندان دریافت کردند، یکی از ضاربان هم که فراری شده بود، حمکش را به صورت غیابی دریافت کرد. اما «جوزفان بیبیانو» که در زمان قتل او شهردار شهر بود و به عنوان طراح این جنایت شناخته شد، فعلا آزاد است. وبلاگی که به یاد فیلگوئرا راه افتاده گزارش داده که سه نفر از این مردان محکوم شده، از عموزاده‌های آقای شهردار بودند.

بیبیانو هم اگرچه دوبار زندانی شد، اما به این بهانه که فرایند رسیدگی به اتهامش خلاف قاعده معمول بوده، آزاد شد. به گفته نمایندگان انجمن روزنامه‌‌نگاری تحقیقی برزیل، بعید است که شهردار سابق در نهایت محکوم شود. به همین دلیل این نگرانی وجود دارد که محکومیت‌های اخیر دیگر فقط دامن ضاربان را بگیرد و افرادی که خود دستور این جنایت‌ها را می‌دهند، از مجازات بگریزند.

وضعیت پرونده فیلگوئرا با قتل پسر عمویش پیچیده‌تر شد. او که برای پیگیری پرونده فیلگوئرا از «سائو پائلو» به «سِرو دومل» رفته بود، یک روز پس از برگزاری جلسه دادگاه، توسط یک فرد مسلح ناشناس موردهدف قرار گرفت و کشته شد. انگیزه‌ قتل پسرعمو هیچگاه مشخص نشد و مقامات مسئول میان این دو قتل ارتباطی پیدا نکردند. «مارکوس ویکتور» دستیار قدیمی فیلگوئرا و یکی از نویسندگان مجله‌اش به CPJ گفته است اگرچه به تحقیقات مقامات مسئول ارج می‌نهد، اما چندان خوش‌بین نیست: «با توجه به فساد گسترده‌ای که در سیستم قضایی برزیل وجود دارد، چندان امیدوارم نیستم که عدالت دست‌کم در این مورد اجرا شود.»

همچون فیلگوئرا «دِسیو سا» در یک شهر به دور از مراکز اقتصادی و سیاسی در شهر شمالی «سائو لویزاند» زندگی می‌کرد. با این حال یک روزنامه‌نگار باسابقه سیاسی بود که در روزنامه‌های این شهر نوشته‌هایش را منتشر می‌کرد. او در وبلاگش درباره فساد سیاستمداران می‌نوشت، وبلاگی که یکی پرخواننده‌ترین و محبوب‌ترین وبلاگ‌ها در سراسر برزیل بود. اما او هم سرنوشتی همچون فیلگوئرا پیدا کرد. در ۲۳ آوریل ۲۰۱۳، مردی وارد باری شد که «سا» معمولا به آنجا می‌رفت و از فاصله نزدیک سه بار به او شلیک کرد.

در فاصله چند ماه پس از حمله ضارب، مقامات قضایی ۹ نفر را دستگیر کردند که مضنون به مشارکت در قتل او بودند. این افراد همه نزدیک به یک حلقه مافیایی بودند؛ حلقه‌ای که سا در وبلاگش به ماجرای قتل در همان شهر مرتبط می‌دانست. اما مضنون اصلی این پرونده که دستور قتل را داده بود، سردسته این گروه تاجری به نام «گلوکیو آلنکار» بود. معاون رئیس پلیس شهر هم یکی دیگر از متهمان بود که البته هر دو اتهامات وارده را رد کردند. در فوریه امسال، دو مرد که به عنوان ضارب سا اعتراف کرده بودند، احکامی بین ۱۸ تا ۲۵ سال زندان گرفتند. اما متهمان دیگر و از جمله این دو متهم، آزاد هستند و در انتظار برپایی دادگاه به سر می‌برند.

خلاف بسیاری وبلاگ‌نویسان برزیلی که به‌دلیل خطرات موجود با اسامی مستعار می‌نویسند، سا یکی از معروف‌ترین‌ روزنامه‌نگاران کشور بود که حامیان قدرتمندی هم داشت. روزنامه‌ای که در آن می‌نوشت، توسط یکی از بانفوذترین خانواده‌های سیاستمدار برزیل اداره می‌شد.

«ژوزه سارنی» از اعضای همین خانواده و رئیس‌جمهور پیشین برزیل یکی از همین حامیان بود که قتل سا را «حمله به دموکراسی» توصیف کرده بود. اما با وجود این حامیان قدرتمند، شهر محل سکونت سا در سواحل دور شمالی کشور و به دور از مراکز مهم شهری قرار داشت.

اما همه روزنامه‌نگاران مقتول، همچون سا آنقدر خوش‌شانس نبودند که دست‌کم پرونده قتل‌شان زود به جریان بیفتد. پرونده قتل روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسانی مثل «ماریو راندولفو مارکز» تنها به این دلیل که از چنان شهرتی برخوردار نبودند، حدود دو سال است که بی‌نتیجه مانده است. جسد این روزنامه نگار و همراهش دو ماه و نیم قبل از جسد سا در یکی از شهرهای استان ریودو ژانیرو پیدا شد. او هم درباره مقامات محلی فاسد و پلیس‌هایی می‌نوشت که در فعالیت‌های مجرمانه دست داشتند. پس از گذشت دو سال، تنها پیشرفت در ماجرای قتل او این است که در فوریه امسال دستور نبش قبرش صادر شد تا دی‌ان‌ای او و نمونه خونی بود که در ماشینش به دست آمده بود، بررسی شود. از آن زمان تاکنون هیچ طلاعات دیگری مرتبط با قتل او منتشر نشده است.

آنچه پس از بررسی اتفاقات مرتبط با این قتل‌ها و سیستم قضایی فاسد برزیل می‌توان گفت، این است که مهم‌ترین منبع برای مقابله با مصونیت از مجازات قاتلان روزنامه‌نگاران برزیلی، خود مطبوعات هستند.

«مارکوس ویکتور» دوست قدیمی فیلگوئرا و کسی که موسسه «ادینالدو فیلگوئرا» را با هدف ارتقای سطح آزادی بیان تاسیس کرده، معتقد است بدون بسیج وبلاگ‌نویسان محلی، ضاربان در پرونده فیلگوئرا هیچ‌گاه محکوم نمی‌شدند. آنها مراسمی را برای بزرگداشت فیلگوئرا برگزار کردند و روزی را به نام او «روز ملی وبلاگ‌نویسان» برای زنده‌نگهداشتن نام و یاد او انتخاب کردند.

بزرگ‌ترین پسر «والریو لوئیز دِ اُلیویرا»، فوتبالی‌نویس مقتول، هم که بنیاد والریو لوئیز را با هدف عدالت‌خواهی برای پدرش تاسیس کرده، به جمع سازمان‌های مطبوعاتی محلی دیگری پیوسته که برای آزادی مطبوعات و حمایت از روزنامه‌نگاران فعالیت می‌کنند. این بنیاد با برگزاری نشست‌های عمومی، کمپین‌هایی در فضای مجازی و همین‌طور فرستادن تیم‌هایی به زمین فوتبال با پیراهن‌هایی که عکس‌ لویئز را روی سینه دارند، برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به امنیت جانی روزنامه‌نگاران تلاش می‌کند. علاوه بر این، این پسر ۲۵ ساله پرونده پدرش را در دادگاه پیگیری می‌کند. این بنیاد در یکی از بیانیه‌هایش نوشته: «اگر مطبوعات گویانیا متحد و قوی می‌بودند، آیا آنها می‌توانسند به روی روزنامه‌نگاری ماشه بکشند؟ پس از آنکه متهمان در دادگاه محکوم شوند، هر پلیسی که بخواهد دست به اسحله ببرد، بیشتر فکر می‌‌کند.»

گروه مطبوعاتی «واله دی ای سیو» در استان «مینس گریس» در جنوب شرقی برزیل یک سال قبل از همین شیوه بسیج مردمی استفاده کرد. پس از آنکه یک روزنامه‌نگار و یک عکاس در این استان به فاصله یک هفته از یکدیگر به قتل رسیدند، یک گروه از خبرنگاران محلی کمیته‌ای را برای پیگری قتل آنها تاسیس کردند. به گفته یکی از اعضای این کمیته، این گروه با این هدف تشکیل شده که به جامعه نشان دهد که مطبوعات با هم متحد هستند و آنها تا گرفتن پاسخ‌های‌شان درباره این جنایت‌ها از پای نمی‌نشینند.

قتل روزنامه‌نگار و عکاسی که فاصله نزدیک از هم کشته شدند، بهترین و بدترین نمونه برای همبستگی‌ها بود. دو مردی که در ارتباط با فساد دستگاه پلیس به قتل رسیده بودند. مطبوعات محلی برای پیگری ماجرا بسیج شدند، تحقیقات شروع شد، ضاربان بازداشت شدند. اما ماجرا در این سطح متوقف شده. پرونده فیلگوئرا هنوز به نتیجه نرسیده و بسیاری منتظرند تا ببیند که سامپایو تاجر ثروتنمند و کسی که طراح قتل لویئز شناخته می‌شود، به کجا خواهد رسید. خودسانسوری همچنان در میان روزنامه‌نگاران بالاست و بسیاری از آنها به خاطر تهدیدات جانی از خانه و شهرشان فراری شده‌اند. این حرف بسیاری از روزنامه‌نگاران است: «اگر می‌خواهید تهدیدها برای روزنامه‌نگاران تمام شود، باید سراغ آدم‌ بزرگ‌ها رفت.»

اما قتل ۱۰ روزنامه‌نگار در سه سال گذشته، نشان می‌دهد که چقدر به دام انداختن «آدم بزرگ‌ها» سخت است و کوتاه‌کردن دست آنها از چنین جنایت‌هایی نیازمند دخالت مستقیم دولت است.

تصویر این روزنامه‌نگاران که توسط نیروهای خودسر و خشن پلیس به قتل رسیده‌اند و پرونده‌هایشان در دادگاه‌های برزیل تحت‌نفوذ سیاستمداران و منافع اقتصادی بی‌نتیجه مانده، احتمالا آن چیزی نیست که رئیس جمهور این کشور بخواهد در جام‌جهانی یا المپیک از برزیل نشان داده شود.

اگر خانم روسف به انتشار این تصاویر علاقه‌ای ‌ندارد، برای مقابله با این جنایت‌های باید بسیار تلاش‌ کند. تلاش‌هایی احتمالا پرهزینه و دردناک برای ریشه‌کن‌کردن فساد درسطح دولت و شهرداری‌ها. در کشور برزیل گروه‌های مطبوعاتی حرفه‌ای و قوی زیادی وجود دارد که به نظر می‌آید، دولت نسبت به ضرورت حمایت از آنها آگاه‌تر شده و این امید روزنامه‌نگاران را به آینده بیشتر می‌کند. همان‌طور که«مارچلو موریرا»، سردبیر «آرجی تی‌وی» می‌گوید: «برزیل کشور پهناوری است و دموکراسی هنوز در آن جوان است. ما در حال رشدیم؛ شاید این فرایند آرام جلو برود، اما متوقف نخواهد شد.»

منبع: سایت نیمن ریپورت، وابسته به کارگاه روزنامه نگاری نیمن، دانشگاه هاروارد

* این مطلب گزیده ای از مطلب «یک نیمه با مطبوعات برزیلی-آیا عدالت بر سانسور و خشونت غلبه می کند» است. گزارش ویژه ای که توسط کمیته حمایت از روزنامه نگاران تهیه شده است.

**سارا رفسکی نویسنده این مطلب، دستیار پژوهشی در کمیته حمایت از روزنامه نگاران است. او در سال ۲۰۱۲ گزارش های ویژه درباره آزادی رسانه ها در آرژانتین نوشت و تحقیقی را نیز در سال ۲۰۱۳ درباره دولت اوباما و مطبوعات ارئه کرد. او پیش از این روزنامه نگار آزاد در جنوب آمریکا و جنوب شرق آسیا بود. رفسکی در سال ۲۰۰۸ جایزه ای درباره تحقیق درموضوع عکاسی خبری و درگیری های مسلحانه کلمبیا دریافت کرد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.