9 خرداد 1393

گفت و گو با مجید سعیدی، عکاس خبری

عکاسان با استعدادی که نگاهشان هدایت و سانسور می شود

9 خرداد 1393

خبرنگاران ایران -مجید سعیدی، عکاس خبری مشکلات عکس در مطبوعات ایران را در نگاهی کلی تر و تحت عنوان آنچه خود از آن "ضعفهای مطبوعات "در ایران می نامد بررسی می کند .

با این همه معتقد است که استعدادهای عکاسی در مطبوعات ایران را نمی توان نادیده گرفت. عکاسانی که با همه محدودیتها نسبت به عکاس های دیگر کشورهای منطقه دید بهتری دارند. او دراین مصاحبه کوتاه به برخی از ویژگی های عکاسی مطبوعاتی در ایران نیز اشاره می کند . این عکاس ایرانی، برنده جایزه عکاسی فوتو اِویدِنس سال ۲۰۱۴ میلادی در آمریکا است.

این جایزه به مجموعه عکس های او با عنوان «زندگی در جنگ» تعلق گرفته است که به زندگی مردم افغانستان می پردازد.

پیشتر نیز، یکی از جوایز انجمن جهانی لوکاس دوله‌ گا به مجموعه عکس های «زندگی در جنگ» مجید سعیدی اهدا شده بود.

آقای سعیدی! به عنوان یک عکاس مطبوعاتی فکر می کنید چه میزان معیارهای حرفه ای استفاده از عکس در مطبوعات ایران رعایت می شود؟

مطبوعات در ایران دهه های مختلفی را طی کرده اند و بنابراین عکاسی مطبوعاتی هم همان جهت تاریخی را طی کرده است و در همین مسیر قابل بررسی است . بعد از دوم خرداد 76 و ریاست جمهوری آقای خاتمی عکاسی مطبوعاتی هم رشد چشمگیری داشت . رشدی که تا قبل از این تاریخ قابل مشاهده نبود. در این زمان هر چه تعداد روزنامه های بیشتری روی دکه می آمد خواه ناخواه عکاسان بیشتری هم جذب مطبوعات می شدند و همین موضوع کمک می کرد که عکاسی مطبوعاتی و خبری بهتر رشد کند. در عین حال در آن دوره شعور مخاطبان ما هم بالا رفته بود ، جون من معتقدم قبل از انتشار روزنامه همشهری و روزنامه های دوم خردادی ما روزنامه خوان آنچنان حرفه ای نداشتیم و بیشتر روزنامه خوان های ما مدام به دنبال حل جدول بودند آن هم در روزنامه هایی مثل کیهان و اطلاعات . اما در این دوران مردم به مطبوعات روی آوردند و سردبیران و مدیران مسوول هم فهمیدند که شعور مخاطبان بالاست وبه عکس بیشتر بها دادند . در همین دوره بود که عکس های مطبوعاتی به صفحه اول آمدند و جای تیتر یک را در روزنامه ها گرفتند الان هم همین رویه در برخی روزنامه ها دیده می شود .

یعنی اکنون هم روند عکاسی خبری در ایران را حرفه ای ارزیابی می کنید ؟

من مقایسه ام با ایران است مثلا عکاسی خبری در ایران را با آمریکا و اروپا مقایسه نمی کنم . درمقایسه با کشورهایی مثل عراق ، بنگلادش و هند بله کار عکاسان خبری ایران حرفه ای است .

و اگر بخواهید این مقایسه را انجام بدهید ما چقدر از معیارهای حرفه ای عکاسی مطبوعاتی دور هستیم ؟

اگر این طور حساب کنیم ما اصلا مطبوعات نداریم و فقط چند بولتن حزبی داریم که آنها هم به دولت و سوبسید دولتی وابسته اند و اگر آگهی دولتی نداشته باشند منتشر نمی شوند و همین را تا آخر بروید . مثلا اکنون کلی خبرگزاری داریم شاید بیش از ده یا پانزده تا که وابسته به سپاه پاسداران اند و خبر و عکس را به صورت مجانی در اختیار مخاطبان خود قرار می دهند این خودش حرفه ای ترین اصول مطبوعتی را زیر سوال می برد .

یعنی در جاهای دیگر دنیا هیچ خبرگزاری به صورت رایگان عکس در اختیار دیگران قرار نمی دهد ؟

خیر. در همه جای دنیا شما مجبورید پولی را بپردازید و آبونمان شوید .حتی با اینکه جهان این روزها از لحاظ عکاسی اشباع شده و همه با موبایل و سایر ابزارها عکاسی می کنند و عکس این روزها در پایین ترین سطح قیمت خودش قرار دارد اما با این همه تاکید می کنم پایین ترین سطح قیمت، نه رایگان و مجانی. اما در ایران با بودجه های دولتی و به اسم کار فرهنگی با مبالغی که باید صرف عمران و رفاه مردم شوند خبرگزارهایی تاسیس شده اند که کمترین اثر گذاری را هم ندارند و تنها بلندگوهای حزبی هستند .

حالا همین خبرگزاری های به قول شما وابسته و بدون اثرگذاری از نظر عکاسی چه جایگاهی دارند اصلا حرفه ای رفتار می کنند ؟

اگر به کلیت داستان فکر کنید ما از نظر استعداد در کل منطقه آسیا و خاورمیانه بهترین نگاه های عکاسی و خبری را داریم اما وقتی عکاسان غم نان دارند مسلما جذب همین خبرگزاری ها می شوند. ما عکاس های خیلی خوبی در همین خبرگزاری ها داریم که متاسفانه نگاهشان هدایت و سانسور می شود و در نتیجه انگیزه شان برای کار کم کم از دست می رود.

من اینجا به عنوان یک روزنامه نگار سوالی برایم پیش می آید یکی از اصول حرفه ای روزنامه نگاری داشتن نگاه انتقادی است و اینکه همواره روزنامه نگار باید با نگاهی دقیق و انتقادی گزارش و خبر بنویسد؟ و اگر این نگاه از او گرفته شود مطالبش هیچ چیز قابل توجهی ندارد، مثل صدها مطلبی که در خبرگزاری های دولتی منتشر می شود .از همین زاویه به عکاسی خبری نگاه کنیم چطور وقتی نگاه یک عکاس هدایت شود بازهم استعاداد و خلاقیت دارد ؟شما می گویید نگاه این عکاس ها کاملا هدایت می شود اما هنوز با استعدادند ؟

کسی که کارش خوب باشد در هر حال کار خوب ارائه می دهد . وقتی شما قلمت شیوا و روان باشد حتی اگر بگویند به طور مثال درباره سالگرد جنگ بنویس با توجه به قلم خوبت باز هم می توانی یک گزارش خوب بنویسی . بله سانسور در مطبوعات ایران بوده و هست و ودر زمان احمدی نژاد این سانسور بیشتر هم شد و از آنجا که دائما در کشورمان به فکر مصلحت اندیشی هستیم خبرگزاری های هم مدام همین کار را می کنند و خواه ناخواه این به بخش عکس هم کشیده شده و خیلی از عکس های خوب عکاسان هم روی خطهای خبرگزاری ها سانسور می شود .اما بازهم کار خوب و اثر گذار را می شود دید .

اگر بخواهید فهرست وار چند نکته مهم را که مطبوعات دنیا درباره عکس خبری رعایت می کنند نام ببرید در حالیکه روزنامه ها و رسانه های ما از کنار آنها به راحتی می گذرند آن نکات کدامند ؟

من فقط به نیوریورک تایمز اشاره می کنم و اول هم از خوانندگان اش شروع میکنم حداقل دویست هزار نفر با وجود این همه کانال تلویزیونی و اینترنت هر روز صبحانه شان را با نیویورک تایمز می خورند . به اینها می گویند مخاطب حرفه ای. ما در ایران مخاطب حرفه ای نداریم و همچنین مطبوعات مستقل . بنابراین خیلی از معیارهای حرفه ای هم در این رسانه ها رعایت نمی شود . وقتی روزنامه خوان حرفه ای نداشته باشید سردبیر و مدیر مسوول هم برای خبرنگار و عکاس ارزش قائل نمی شود. مثلا اگر در شمال و جنوب ایران سیل یا زلزله رخ دهد خبرنگار و عکاس اعزام نمی کند و با خودش می گوید مخاطب من اگر بخواهد روزنامه را می خواند در این صورت عکس را از یک سایت دیگر بر می دارد. اما وقتی مخاطب حرفه ای است در چنین حالتی به روزنامه اش معترض می شود و می گوید به شعورش توهین شده وقتی این همه تصویر واقعی هست چرا باید یک عکس الکی و حتی خبر دست چندم را در روزنامه ببیند وفوری روزنامه را از میز صبحانه اش حذف می کند اما ما هنوز این مخاطب حرفه ای را نداریم .

شما مساله را کلی تر از مساله عکس می بینید یعنی مسائل جامعه مطبوعاتی ما این ضعف ها را می سازد ؟

بله به عکاسی مربوط نمی شود و این ضعف مطبوعات ماست که از خبر و عکس تشکیل شده است یعنی نوشتار و تصویر. وقتی مدیر مسوول کار حرفه ای نداند، مخاطبمان مشکل داشته باشد همه اینها یک مجموعه و چرخه معیوب را می سازد .

یک سوال کمی جزئی تر چرا در مطبوعات ایران به شرح عکس کمتر توجه می کنند؟آیا این هم یکی از نقاط ضعف است ؟

بله یکی از نقاط ضعف است اما در کنار سایر مشکلات خیلی نقطه ضعف بزرگی نیست .ما به عنوان یک عکاس باید به سوالاتی مانند کی ؟کجا؟ چه کسی ؟و چرا؟ پاسخ دهیم و پاسخ به آنها باید زیر همه عکس های مطبوعاتی خبری باشد. ولی در ایران این نکته رعایت نمی شود. ما یک زمانی در ایران تلاش می کردیم که فقط اسم عکاس در مطبوعات ذکر شود حالا شرح عکس بماند. در ایران قانون کپی رعایت رعایت نمی شود و همین چاپ اسم عکاس هم نعمتی است .این روزها یکی در میان اسم عکاس را می زنند.بنابراین فاصله خیلی زیادی با مطبوعات جهان داریم و نباید کار خودمان را حرفه ای بدانیم و حالا و حالاها هم برای رسیدن به آن نقطه حرفه ای راه داریم .

پس در جاهای دیگر دنیا حتما عکس با شرح منتشر می شود ؟

بله این از قوانین است و هیچ عکسی بدون شرح منتشر نمی شود. چون باید به همان سوالها که گفتم و برای هر بیننده ای مطرح می شود عکاس پاسخ بدهد.گاهی عکس صفحه یک آن قدر بزرگ است مثلا زلزله در ترکیه و تیترمستقل و گویا دارد، تنها در این موارد شرح عکس شاید نیاز نباشد .

هنوز هم برخی معتقدند جایگاه دبیر هنری و عکس در روزنامه های ما حتی به اندازه دیگر سرویس های مطبوعاتی جدی نیست این موضوع را قبول دارید ؟

بخشی اش به ضعف عکاسان ما باز می گردد و اینکه هیچ وقت نخواسته اند وارد شورای تیتر و سردبیری شوند یعنی تلاش نکرده اند .

چرا ؟

سال 74خیلی از عکاسان از سر رابطه های فامیلی و نه حرفه ای وارد مطبوعات شده بودند مثلا چون بیکار بودند با یک دوربین آمده و در روزنامه ها عکاس شده بودند اما سواد حرفه ای و دانش عکاسی نداشتند . خواه نخواه این افراد خودشان وارد دایره جدی کار نمی شدند و البته سردبیران هم به آنها اجازه ورود به عرصه را نمی دادند . در نتیجه عکاسی جایگاه خودش را از دست داد و سردبیران هم سوار بر کار شدند و گفتند عکاس ها باید در اختیار خبرنگاران باشند و ببینند خبرنگاران چه چیزهایی احتیاج دارند. یعنی نوعی کاربرد برای عکاس پیدا کردند و حق تالیف و مولف بودن را از او گرفتند .اما بعدا یعنی در دوران ریاست جمهوری اقای خاتمی موجی از عکاسان جوان و حرفه ای وارد مطبوعات شدند و خودشان این خواست را از سردبیران داشتند که وارد عرصه کار جدی شوند .سردبیران هم احساس کردند که جامعه به عکس و تصویر نیاز دارد .در نتیجه نقش عکاسان در مطبوعات پررنگ شد .البته هنوز هم جاهایی هستند که عکاسان نمی توانند از حق خود دفاع کنند . در نهایت هم یک عکاس هیچ وقت سردبیر یک روزنامه نمی شود اما یک خبرنگار ممکن است روزی سردبیر شود . اما می دانم در روزنامه های اصلاح طلب مثل روزنامه شرق دبیران عکس جایگاه مناسبی دارند و بدون امضا دبیر عکس صفحات به چاپخانه نمی روند . اما روزنامه های محافظه کار یا همان جناح راست در همان وادی دهه 60 و 70 گذران می کنند و جایگاه قابل قبولی برای عکس و عکاس قائل نیستند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.