31 اردیبهشت 1393

مهارت؛ قطعه گمشده پازل آموزش روزنامه‌نگاري

31 اردیبهشت 1393

روزنامه اعتماد-مهراوه فردوسي

گذشت آن زماني كه وارد هر تحريريه‌يي كه مي‌شديم روزنامه‌نگاران پيري را مي‌ديديم كه چمباتمه زده‌اند لاي كوهي از كاغذ و دست نوشته. ديگر كمتر دبير سرويس سالخورده‌يي مطلب نويسنده جواني را به جرم اينكه نخستين نوشته اوست مچاله مي‌كند و مي‌اندازد توي سطل آشغال. هر سال فضاي تحريريه‌ها پر مي‌شود از جوان ترها؛ و پيرترها يا نيستند يا اگر باشند كسي حرف‌شان را نمي‌خواند؛ ديگر پيرترها از تجربه‌هاي خود نمي‌گويند و البته كسي هم روي هوش و حواس آنها حسابي باز نمي‌كند. گويي تفاوت ميان موس و كيبورد و كاغذ و جوهر بيش از اينها بر عدم درك متقابل اين دو نسل تاثير گذاشته و روزنامه‌نگاري را در ايران به وادي تجربه‌هاي گسسته تبديل كرده است. تجاربي كه هرگز فرصت انتقال نمي‌‌يابند و هر روز هم محوتر مي‌شوند. اينچنين است كه امروز ديگر كمتر مي‌توان در فضاي روزنامه‌نگاري روي تجربه‌هاي بين نسلي اهل قلم حساب كرد. چرا كه كوچ اجباري، خانه‌نشين شدن، مسائل سياسي، عدم تجربه، روند طبيعي بازنشسته شدن و... چنان گسست بين نسلي را ميان روزنامه‌نگاران رقم زده است كه گويي اميد دوباره احيا شدن گفتماني مختلط از نسل‌هاي گوناگون روزنامه‌نگاران امري بعيد مي‌نمايد.

از بين رفتن نظام «استاد- شاگردي» در فضاي تحريريه‌ها

روزنامه نگاري در ايران بخصوص در مقطع كنوني، به علت ويژگيهاي خاص اين حرفه و جايگاه سياسي آن، از دايره يك حرفه ناب و خالص خارج شده و ويژگي‌هاي خاص ديگري به آن تحميل شده است. به عبارت بهتر پيچيدگي جامعه سياسي- اجتماعي امروز ايران بر شغل روزنامهنگاري اثرات غيرقابل انكاري گذاشته است. يكي از اين تاثيرها مستقيما بر روي تحريريه‌هاي روزنامه‌ها اعمال شد. برخي از كساني كه در روز‌نامه‌هاي قبل از انقلاب تجربه روزنامه‌نگاري داشتند، بعد از انقلاب اسلامي يا به حاشيه رانده شده و مجبور به مهاجرت اجباري شدند يا خانه‌نشين شدند يا به هر دليلي در تحريريه‌هاي امروزي جايگاهي ندارند.

محمد مهدي فرقاني يكي از روزنامه‌نگاراني است كه در دوران انقلاب در روزنامه كيهان گزارش مي‌نوشت. او يكي از همان‌هاست كه بعد از انقلاب به جاي نشستن پشت ميز تحريريه به دانشگاه رفت و روزنامه‌نگاري را در فضاي آكادميك دنبال كرد و به همين دليل تجارب ناب خود را در عمل كمتر در دسترس روزنامه‌نگاران ديگر گذاشت. همچنين دانشجوياني به واسطه او و همكارانش تربيت شدند كه يا به تحريريه‌ها نرفتند يا اگر رفتند در زمينه مهارت و تجربه ضعيف بودند.

فرقاني كه در حال حاضر جزو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه است درباره گسست تجربي نسل‌هاي مختلف در روزنامه‌نگاري ايران حرف‌هاي زيادي دارد. به اعتقاد او مهم‌ترين آسيبي كه تحريريه‌ها امروزه با آن مواجه هستند، از بين رفتن نظام استاد- شاگردي است. او علت اصلي اين اتفاق را اولا عمر كوتاهي مي‌داند كه به بسياري از مطبوعات تحميل مي‌شود و دوما اينكه تحريريه‌ها امكان اينكه افراد به تدريج و با رعايت سلسله مراتب كاري و تجربه كافي وارد حرفه شوند را به آنها نمي‌دهد. فقداني كه بخشي از آن معلول ساختار غيرحرفه‌يي روزنامه‌هاست. فرقاني درباره تاثيرات انقلاب اسلامي بر روزنامه‌نگاري و به صورت مشخص انقطاع نسلي در آن مي‌گويد: بعد از انقلاب جمعي از اعضاي تحريريه‌ها رفتند و مجبور به مهاجرت شدند. بخشي از آنها نيز به خصوص در اوايل انقلاب نيروهايي به تحريريه‌ها آمدند كه در مطبوعات دانشگاه كه تجربه اين كار را نداشتند و شرايط سياسي-فرهنگي و اجتماعي به گونه‌يي نبود كه ارتباط تعاملي كاري مناسبي بين اين دو گروه به وجود بيايد. اين انقطاع از همان جا شروع شد و تحولات و اتفاقاتي كه در طي اين سال‌ها افتاد اين وضعيت اتفاق افتاد.

او مي‌گويد: تا شرايط و لوازم براي برقراري ساختار حرفه‌يي در روزنامه‌نگاري فراهم نشود و تا مطبوعات به استمرار حيات خود حداقل در يك دوره طولاني منطقي اطمينان نداشته باشند، نمي‌توان نظام استاد-شاگردي را در اين فضاي نامطمئن برقرار كرد.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه رشته‌هاي روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها تنها ابزار اوليه شروع كار حرفه‌يي را به دانشجو مي‌دهد ادامه مي‌دهد: اين آموخته‌هاي جديد و بعضا با ارزش بايد در محيط واقعي كار تجربه شود و مهارت‌هاي كافي در آن به وجود بيايد. به همين دليل است كه اعتقاد دارم دانشگاه‌ها علت لازم براي انتقال تجربه و آموزش روزنامه‌نگاري حرفه‌يي هستند اما علت كافي نه. هر روزنامه‌نگاري در بدو كارش در مطبوعات بايد سعي كند كه در كنار يك روزنامه‌نگار با تجربه كار كند تا بتواند آموخته‌هايش را با تجربه و مهارت تلفيق كند و خود را رشد بدهد. اگر پاي صحبت بسياري از اين روزنامه‌نگاران قديمي بنشينيم كمتر كسي را مي‌يابيم كه در ميان تجارب خود در مطبوعات قديم از پيشكسوتان روزنامه‌نگاري نامي نبرد. فرقاني هم يكي از اين روزنامه‌نگاران است. او مي‌گويد: در گذشته كسي كه دبير سرويس مي‌شد حداقل 10 سال سابقه كار داشت. به قولي خاك تحريريه خورده بود و بسياري اوقات 25 سال خبرنگاري مي‌كرد. همين كه وارد تحريريه مي‌شد معمولا حالتي كارآموزي داشت و انتظار توليد مستقيم مطالبش براي انتشار را جز در موارد استثنايي نداشت.

بنا به گفته‌هاي اين استاد دانشگاه و با نگاهي به تحريريه‌هاي جوان روزنامه‌ها مي‌توان با احتياط گفت كه اين نظام سال‌هاست در مطبوعات ديگر از شكل و قيافه افتاده است و در نتيجه بسياري از روزنامه‌نگاران نسل جديد يا خودشان بايد دست به تجربه اندوزي بزنند يا گاهي به جاي حركتي رو به جلو اسير درجا زدن شوند.

اين استاد دانشگاه تاكيد مي‌كند: براي برون رفت از وضعيت فعلي بايد شرايطي را فراهم كنيم كه مطبوعات به تداوم حيات ميان نسلي خود اطمينان داشته باشند. اين شرايط ضريب اشتباه و آزمون و خطا را پايين مي‌آورد و شرايط را براي آموزش و تربيب نيروهاي انساني مناسب و كاربلد فراهم مي‌كند. نكته دومي كه فرقاني بدان اشاره مي‌كند مسائل مالي است. مطبوعات از نظر او موسسه‌هاي باريك اندام خصوصي هستند و نه يك موسسه تجاري مطبوعاتي با توان سرمايه‌گذاري دراز مدت، به همين دليل بنيه مالي بالايي براي به كارگيري نيروهاي انساني توانمند را در اختيار ندارند. نكته سوم پيش روي ساختار غيرحرفه‌يي فضاي مطبوعات در كشور ما كه خود معمول يك سلسله عوامل است، عدم شكل‌گيري فضاي حرفه‌يي به واسطه غلبه سياست زدگي در مطبوعات است.

مهارت؛ قطعه گمشده پازل آموزش روزنامه‌نگاري

به جز عواملي كه در بالا بيان شد، بسياري عدم آموزش آكادميك را مانع بزرگي بر سر راه روزنامه‌نگاري حرفه‌يي مي‌دانند. اينكه بسياري از اساتيد دانشگاه لزوما به انتقال موارد تئوريك روزنامه‌نگاري بسنده مي‌كنند و ديگر وارد مرحله انتقال مهارت‌هاي خاص اين حرفه نمي‌شوند. با نگاهي به بهترين دوره‌هاي آموزشي روزنامه‌نگاري كه در جهان برگزار مي‌شود اين نكته مشخص مي‌شود كه معمولا كسي كه وظيفه تدريس را برعهده مي‌گيرد يك مدرس يا پژوهشگر ارتباطات و حرفه او تدريس و تحقيق است و عموما اين كار را بهتر از يك روزنامه‌نگار حرفه‌يي انجام مي‌دهد اما نبايد از اين نكته غافل شد كه بخش بزرگي از حرفه روزنامه‌نگاري مهارت است و مهارت را نمي‌توان با آموزش صرف تئوريك منتقل كرد. به همين دليل نيز بسياري از دوره‌هاي آموزش روزنامه‌نگاري در جهان، از حرفه‌يي‌هاي رسانه در طول دوره‌ دعوت مي‌كنند كه تجربه‌ها و مهارت‌هايشان را در اختيار شاگردان قرار دهند و معمولا ارزش دوره‌ها نيز با ميزان تجارب منتقل شده در همين جلسات خاص سنجيده مي‌شود. اما با مروري بر تولد رشته ارتباطات در ايران شاهد اين هستيم كه گهگاه فاصله‌ و حفره‌يي بين تجربيات روزنامه‌نگاري عملي و نظام‌هاي رسمي آموزش ارتباطات در كشور ما پديد آمده است و اين مشكل هم از آنجا ناشي مي‌شود كه بين حرفه‌يي‌هاي اين رشته و مدرسان و محققان حوزه رسانه ارتباط و تعامل درستي شكل نگرفته است و اين موضوع مشكلاتي را بر سر راه روزنامه‌نگاران پديد آورده است.

افخمي يكي از استادان روزنامه‌نگاري است كه به غير از تدريس واحدهاي عملي همچون خبرنويسي، مقاله و... به واحدهاي تئوريك دانشگاهي نيز مي‌پردازد. او پيش از پرداختن به ابعاد گسست بين نسلي در مطبوعات از عدم ارتباط و تعامل بين روزنامه‌نگاران و فضاي آكادميك حرف مي‌زند. او اعتقاد دارد كه روزنامه‌نگاري، شغلي است كه در آن كسب تجربه حرفه‌يي به دو شكل اتفاق مي‌افتد؛ شكل اول پرورش نيروي انساني در خود روزنامه‌ها با ياري تعاملات بين‌نسلي و دوم كه به زعم او يكي از مهم‌ترين روش‌هايي است كه در روزنامه‌هاي معتبر دنيا نيز انجام مي‌شود، همان روش كلاسيك استاد – شاگردي است. وي با بيان اينكه دانشگاه يكي از مهم‌ترين نهادهايي است كه در مرحله آموزش روزنامه‌نگاري دخيل است مي‌گويد: البته دانشگاه‌هاي ما آنقدرها مقيد به آموزش تجربي صنعت روزنامه‌نگاري نيستند چرا كه در مواردي علم آنها مستقيما از صنعت روزنامه‌نگاري بيرون نمي‌آيد. از آنجايي كه روزنامه‌نگاري نيز در ايران صنعتي نوپاست كه هنوز آنقدر‌ها به مرحله توليد داخلي نرسيده است، اساتيد ما نيز بعضا متكي بر متون ترجمه هستند و همان‌ها را به دانشجويان خود انتقال مي‌دهند.

افخمي ادامه مي‌دهد: تجارب حرفه‌يي در بيشتر نقاط جهان به صورت تلفيقي به كارآموزان منتقل مي‌شود. درس‌هاي عملي در دانشگاه‌ها با حضور دو نفر تدريس مي‌شود. يك نفر در كسوت استاد و يك نفر مربي كه همان مباحث را مجددا به صورت تجربي با آنها كار مي‌كند. به اعتقاد افخمي در اكثر كشورها دانشجويان روزنامه‌نگاري كه قصد دارند از دوره كارشناسي به كارشناسي ارشد بروند بايد به صورت اجباري در حدود سه سال تجربه روزنامه‌نگاري داشته باشند. او ادامه مي‌دهد: يكي از نهادهاي ديگري كه در انتقال تجربه ميان‌نسلي اهميت زيادي دارد، سازمان‌هاي صنفي و سنديكاهاي حرفه‌يي روزنامه‌نگاري هستند كه متاسفانه و تاكنون نتوانسته‌اند به صورت حرفه‌يي اين مهم را به انجام برسانند.

اين استاد دانشگاه خانه‌نشين شدن روزنامه‌نگاران را مشكل ديگري بر سر راه انتقال حرفه‌يي تجارب روزنامه‌نگاري مي‌داند و مي‌گويد: در طي دوره‌هاي مختلف تاريخي مثل شهريور 1320 تا 1332 و بعد از انقلاب نسل‌هاي مختلف مطبوعاتي به‌ندرت اين امكان را داشتند كه روند طبيعي دوره شغلي خود را بگذرانند و مثل ساير مشاغل بعد از 30 سال بازنشسته شوند. اين بازنشستگي زودرس آنها را از ادامه طبيعي شغل خود باز مي‌دارد و امكان اندوخته‌هاي تجربي آنها را كم مي‌كند.

وي ادامه مي‌دهد: در بسياري از سازمان‌هاي رسانه‌يي هم يك چارت الگويي مناسبي نداريم كه ارائه شود و در ميان روزنامه‌نگاران مورد استفاده قرار گيرد. بسياري از اين افراد نيز تحت تاثير شرايط سخت كاري تغيير شغل مي‌دهند و جذب روابط عمومي‌ها مي‌شوند كه حيطه مجزايي از ارتباطات را شامل مي‌شود.

با توجه به گفته‌هاي بالا اين ادعا چندان بيراه نيست كه مطبوعات هم در ايران مانند دانشگاه‌ها مشخصا پس از انقلاب همواره عرصه تاخت و تاز و جولان جريان‌هاي سياسي بوده‌اند. ورود فله‌يي سياسيون به عرصه اداره و مديريت رسانه‌ها و مطبوعات و انتخاب و گلچين كردن روزنامه‌نگاران بر حسب منافع خاص در حوزه تنازعات سياسي همگي دست به دست هم داده است تا در اين ميان روزنامه‌نگاري را قرباني حضور خود كنند.

سكانس‌هاي منقطع روزنامه‌نگاري ايراني

درست است كه بايد اذعان داشت روزنامه‌نگاري در ايران به واسطه شرايط تاريخي و سياسي و ظرف زماني تولد و توسعه خود، دچار امراض طبيعي گوناگوني شده است، اما اين را هم نبايد از نظر دور داشت كه مي‌توان در شناخت و تعهد به اصول و قواعد حرفه‌يي اين حرفه كوشيد و تجاربي را كه هرگز فرصت انتقال آن به دست نمي‌آمده را حفظ كرد و اين‌بار نگذاريم كه اين انقطاع نسلي ميان روزنامه‌نگاران ادامه يابد. رسانه‌ها در دوران كنوني بخش جدايي‌ناپذيري از زندگي مردم شده‌اند. مردم در طول شبانه‌روز از محتواي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، آموزشي و سرگرمي رسانه‌ها استفاده مي‌كنند. نسل كنوني جامعه از ابتداي حياتش با رسانه‌ها بزرگ مي‌شود و در دنياي اطلاعاتي و ارتباطي امروز، اين نسل، بخش عظيم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه خود و ديگر جوامع را از رسانه‌ها دريافت مي‌كند و به گفته بزرگان رسانه، بخش عظيمي از جامعه‌پذيري نسل‌ها از طريق رسانه‌ها انجام مي‌شود.

رسانه‌ها به عنوان فراهم‌كننده چارچوب‌هاي تجربه براي مخاطبان، نگرش‌هاي كلي فرهنگي‌اي براي تفسير اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزي ايجاد مي‌كنند. بدين معني كه ارزش‌ها و هنجارهاي خانوادگي و اجتماعي را به نسل جديد انتقال مي‌دهند و آن را دروني مي‌كنند. اما خود به عنوان نهادي كه توان بالايي در انتقال تجربه دارد از اين امكان محروم شده است و خود به عرصه‌يي از تجارب كوتاه، كوتاه و منقطع تبديل شده است كه اگر همه غني اما غير‌قابل انتقال‌اند تا آنجا كه مي‌توان اساسا روزنامه‌نگاري در ايران را به فيلمي فاخر تشبيه كرد كه متشكل از سكانس‌هاي متعدد و جداگانه است. سكانس‌هايي كه تدوين نشده‌اند و هر كدام از آنها گوشه‌يي هر چند غني و پر معنا از تاريخ روزنامه‌نگاري ايراني را به تصوير مي‌كشد. فيلمي منقطع و كوتاه كه هنوز سناريوي واحدي را تشكيل نداده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)