27 اردیبهشت 1393

چگونه با سیاستمداران مصاحبه کنیم

پنهان کاری سیاستمدار و اطلاع رسانی خبرنگار، کدامیک پیروز است

27 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران-علیرضا بهجت، صبا اعتماد

خبرنگاران حوزه سیاسی در مقایسه با خبرنگاران دیگر حوزه ها، بیشتر با سیاستمداران سر و کار دارند. سیاست مدارانی که در مصاحبه هایشان، بخشی از حقیقت را نشان می دهند و در حال پنهان کردن بخش دیگرند. هم مصاحبه کننده و هم مصاحبه شونده قصد انتشار مصاحبه را دارند؛ اما هر کدام برای گروه مخاطب خود. سیاستمدار در پی جلب نظر حمایتی است و سعی می کند با پنهان کاری و محافظه کاری، چهره عمومی اش در اثر افشای برخی مسائل حساس مخدوش نشود. در مقابل خبرنگار می خواهد اطلاع رسانی کند؛ دیوارها را بشکند و سیاستمدار را در یک حباب شیشه ای و در برابر قضاوت مخاطبانش بنشاند. در چنین تقابلی آیا فضای مصاحبه لزوما فضایی پر از جدل خواهد شد؟ یا نه راههای دیگری نیز وجود دارد که بتوان بخش پنهان حرف های سیاستمدار را آشکار کرد؟ مصاحبه کننده چگونه می تواند نیمه پنهان حقیقت را از زبان سیاستمدار بیرون بکشد؟ چگونه می تواند مسیر مصاحبه را به سمت هدفش هدایت کند و نه به سمتی که سیاستمدار می خواهد؟ وجه ممیزه مصاحبه گری با سیاست مداران چیست؟ آیا نحوه مصاحبه با سیاستمداران در قدرت و مصاحبه با سیاست مداران بر قدرت یکسان است؟ خبرنگاران برای مصاحبه با هر گروه از این سیاستمداران به ویژه در داخل ایران چه چالش هایی دارند؟

مسیح علی نژاد، عبدالرضا تاجیک، محمدرضا شاهید و یکی از خبرنگاران سیاسی روزنامه اعتماد با بازگویی تجربیاتشان در مواجهه با سیاستمداران در این گزارش ما را همراهی کرده اند.

تسلط خبرنگار بر چگونه پرسیدن

سیاستمداران وقتی در مقابل یک خبرنگار قرار می گیرند، عموماً می خواهند سخنانی را بیان کنند که به زعم خودشان می تواند میزان محبوبیت آنان را بالا برد؛ یا می خواهند یک اتفاق یا یک رفتار را توجیه کنند. اما در مقابل یک خبرنگار وظیفه دارد تا به عنوان یک کاوشگر، اطلاعات صحیح را به خواننده اش منتقل کند. پس این تلاش خبرنگار شاید با اهداف یک سیاستمدار متفاوت یا مغایر باشد.

عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار مقیم فرانسه که سالها در ایران در حوزه سیاسی فعالیت کرده است، می گوید:" هنر خبرنگار شرط مهمی است. یعنی چگونه او می تواند این ارتباط کلامی را با فرد مصاحبه شونده برقرار کند. چون در برخی موارد مصاحبه شونده یا همان سیاستمدار می خواهد موضوعی را بپوشاند اما مصاحبه کننده یا همان خبرنگار می خواهد آن را آشکار کند. از همین رو خبرنگار باید سؤال های خود را به گونه ای طرح کند تا فضای صمیمی حاکم بر مصاحبه را بر هم نزند. برای انجام این کار، هنر خبرنگار برای شروع و ادامه مصاحبه شرط مهمی است. مثلا او نباید در ابتدای مصاحبه، سؤالی طرح کند که طرح آن سؤال باعث ایجاد حساسیت در نزد مصاحبه شونده شود. این مسأله می تواند کل زمان مصاحبه را تحت تأثیر خود قرار دهد. بنابراین او باید با شناخت فرصت ها، سؤال های خود را به موقع مطرح کند."

تاجیک یکی از تجربه هایش را بازگو می کند:" سال ها پیش از طرف گروه سیاسی روزنامه خرداد برای انجام مصاحبه با مرحوم آقای سعید رجایی خراسانی به همراه یکی از همکارانم خانم اکرم دیداری به ساختمان وزارت خارجه رفتم. آقای رجایی خراسانی در آن زمان کارشناس وزارت خارجه بود؛ اما سال ها قبل نماینده ایران در سازمان ملل متحد بود. در آن دوره به خاطر مشکل قضایی در آمریکا به اجبار به ایران بازگشت. اولین سؤالی که از طرف من مطرح شد، قضیه تشکیل پرونده قضایی برای او در دوران مأموریتش بود. طرح این سؤال در ابتدای جلسه، تأثیر منفی خود را گذاشت و عصبانیت آقای رجایی خراسانی که منتظر بود تا ما سؤال هایی در خصوص سیاست خارجی داشته باشیم؛ به همراه داشت. در این لحظه همکارم یعنی خانم دیداری با مهارت تمام، فضای جلسه را با طرح سؤالی مناسب عوض کرد و ما توانستیم گفت و گو را به انجام برسانیم که در دو شماره در روزنامه خرداد به چاپ رسید."

به باور این روزنامه نگار، مصاحبه کننده باید بر چگونگی طرح سؤال ها تسلط داشته باشد تا از این راه بتواند به هدف مطلوب برسد.

او در ادامه می افزاید:" مصاحبه کننده باید از به كار بردن كلماتی كه برای مصاحبه شونده دارای بار معنايی خاصی است، اجتناب کند. به عنوان مثال، سال ها پیش سلسله جلساتی در مسجد بزرگ بازار تهران توسط جامعه انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار برگزار می شد. در یکی از این جلسات که من به عنوان خبرنگار روزنامه خرداد حاضر شده بودم، فرصتی دست داد تا با سخنران این جلسه که آقای مرتضی نبوی بود، گفت و گوی کوتاهی داشته باشم. برگزاری این جلسه هم زمان شده بود با انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی، بنابراین خبرنگاران زیادی نیز در این جلسه حاضر بودند از جمله آقای محمد رهبر. سؤال من این بود که چه تضمینی وجود دارد تا در صورت رأی نیاوردن جریان راست در انتخابات مجلس، شاهد تکرار قتل های زنجیره ای نباشیم؟ این سؤال را من در زمانی مطرح کردم که در محافل سیاسی اعلام می شد که این قتل ها برای ضربه زدن به دولت اصلاحات طراحی شده است. استفاده از واژه قتل های زنجیره ای بی شک برای عضوی از جریان راست که منتقد سرسخت دولت اصلاحات بود، بار معنایی خاصی داشت. پس به طور طبیعی با واکنش تند او مواجه شدم و مصاحبه روند خوبی را طی نکرد."

تسلط بر اعصاب هم از دیگر نکاتی است که تاجیک آن را مهم قلمداد می کند:" مصاحبه کننده باید در هنگام مصاحبه بر اعصابش مسلط باشد. زیرا ممکن است مصاحبه شونده که فردی سیاسی است، سخنی را بگوید که بر اساس اطلاعات موجود غیر واقعی است یا برای فرار از بیان پاسخ صحیح به سؤال مصاحبه کننده سعی کند تا او را تحریک کند. در اینجا اگر مصاحبه کننده بر خود مسلط نباشد کل فضای مصاحبه را در اختیار فرد مقابل قرار می دهد. به عنوان مثال آقای حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان زمانی که در جایگاه مصاحبه شونده می نشیند از این روش استفاده می کند."

صاحبه خبرنگار، میکروفون نطق آتشین سیاستمدار نیست

مسیح علینژاد، خبرنگار سالها در ایران به مصاحبه با سیاستمداران ایرانی مشغول بوده و اکنون که در خارج از ایران هم بسر می برد به این امر مبادرت می ورزد، در همین ارتباط می گوید:" بسیاری از سیاستمداران از مصاحبه به عنوان فرصتی برای اعلام مواضع سیاسی خود و نیز امکانی برای تثبیت منافع حزبی و سیاسی شان استفاده می کنند و این وظیفه خبرنگار است که مصاحبه را به سمت آگاهی رسانیِ دقیق و منصفانه به مردم سوق دهد. سیاستمدار شیفته نطق و سخنرانی است در مقابل خبرنگار باید بداند که مصاحبه او، میکروفون سخنرانی و نطقِ آتشینِ هیچ سیاستمداری نیست بلکه فرصتی است برای طرح پرسش مردمی که به آن سیاستمداران دسترسی ندارند. این امرکمی کار را در ایران سخت تر می کند چون بسیاری از سیاستمداران ایرانی خبرنگاری که پرسشگری می کند و امکان نمی دهد که او آنگونه که دلش می خواهد سخنرانی و سخنوریِ یک سویه کند را دوست ندارند."

او می گوید:" مصاحبه با یک سیاستمدار همیشه در مسیری که خبرنگار فکر می کند پیش نمی رود و در بسیاری از موارد به انحراف کشیده می شود. من خودم بارها با این مشکل مواجه بودم که مصاحبه شونده بدون پاسخگویی به سوالی که مطرح می کردم می خواست مستقیم برود سر موضوعی که مشاورانش به او ایده داده بودند تا در مصاحبه هایش مطرح کند. در چنین مواقعی معمولا هم سیاستمدار خیلی سعی می کند با احترام بحث را عوض کند که خبرنگار متوجه نشود مثلا با گفتن این جمله که «شما آدم باهوشی هستید اما...»، یا اینکه «سوال خیلی خوبی پرسیدید اما اجازه بدید قبل از پاسخ به این پرسش نکته ای را بگویم...» به سرعت می رود به سمتِ موضوعی که از قبل در ذهن دارد و به این ترتیب فضای مصاحبه را به سمت دلخواه خود می کشاند."

سیاستمدارانی که در مصاحبه به دنبال رای هستند

سیاستمدار و خبرنگار از همان ابتدا دو مخاطب کاملا متفاوت دارند. اولی می خواهد از مخاطبانش رای و نظر حمایتی بگیرد و دومی تعهد دارد به مخاطبانش اطلاع رسانی کند. آن کسی که می خواهد رای بگیرد همیشه سعی می کند پنهان کاری و محافظه کاری کند تا چهره عمومی اش در اثر افشای برخی مسائل حساس مخدوش نشود، در مقابل آن کسی که می خواهد اطلاع رسانی کند همیشه باید با شیوه های صحیح خبرنگاری دیوارها را بشکند و سیاستمدار را در یک حباب شیشه ای و در برابر قضاوت مخاطبانش بنشاند. اما در چنین شرایطی فضایی جدلی پیش نخواهد آمد؟ مسیح در این باره می گوید:" برای رسیدن به این هدف هیچ لزومی ندارد که فضای مصاحبه را به میدان جدل تبدیل کند اما خبرنگار می تواند با تکرار سوالاتش به شیوه های مختلف، سیاستمدار را از دیواری که پشت اش پنهان شده خارج کند. به هر حال ما با شیوه های مختلف مصاحبه و مفاهیمی مانند مصاحبه‌های فردی، مطبوعاتی، مصاحبه حضوری، تلفنی، اينترنتي و مصاحبه رادیویی و تلویزیونی مواجه هستیم که در هر یک از این روش های مصاحبه بی شک شیوه های متفاوتی برای آشکار کردن بیشتر حقیقت وجود دارد. اما نمی شود انکار کرد که قدرتِ مهارت های غیر کلامی در یک مصاحبه حضوری بی شک در بسیاری از مواقع کار صد کلام را می تواند انجام دهد یعنی پرسشی که خبرنگار می پرسد می تواند به ایجاد حالاتی در مصاحبه شونده ختم شود که بسیار گویا تر از کلمه های رد و بدل شده، پیام را به مخاطب منتقل کند. مثلا حالت چشم ها و نوع تکان دادن دست و سر، خم و چینی که به صورت می اندازد و حتی گاهی نحوه نشستن و ایستادن و یا حرکتی که مصاحبه شونده به صورت نا خود آگاه بعد از شنیدن سوال خبرنگار انجام می دهد همه اینها می تواند نشان دهد که خبرنگار تا چه اندازه توانسته به هدف خودش برسد و سیاستمدار را از پنهان کردن یک حقیقت منع کند."

بده بستان خبرنگار با سیاستمدار ممنوع

مسیح تاکید می کند که برای انجام یک گفتگوی موفق با سیاستمدار از هر گونه بده بستانی باید پرهیز کرد:" شیوه دیگری که خبرنگار می تواند سیاستمدار را از پنهان کاری خارج و به سمت شفافیت و پاسخگویی به سمت سوالاتش بکشاند این است که به هیچ گونه بده و بستانِ پیش از مصاحبه تن ندهد. اینکه میان مصاحبه شونده و مصاحبه کننده مثلا توافقی صورت گیرد که سوال ها چیست و پاسخ ها بعد از پایان مصاحبه برای مصاحبه شونده ارسال شود و مصاحبه شونده حق تغییر مصاحبه به گونه ای که دلخواه او باشد را داشته باشد، اینها آسیبی است که سالها به عرصه مصاحبه های سیاسی وارد شده است. در همه جای دنیا هم معمولا خبرنگاران در مواجهه با سیاستمداران با چنین درخواست هایی مواجه هستند که متاسفانه در ایران بیشتر است. بنا براین تاکید می کنم اگر مصاحبه قرار است برای شفاف ساختن زوایای پنهان یک سیاستمدار باشد، توافق های پیش و بعد از مصاحبه معمولا کمکی به ماهیت اصلی چنین مصاحبه هایی نمی کند."

اما روزنامه نگار سیاسی روزنامه اعتماد که می خواهد نامی از او در این گزارش آورده نشود؛ تجربه اش چیز دیگری است که حکایت از همین بده بستان ها دارد. می گوید:"نمایندگان مجلس در بین مصاحبه مدام "آف د رکورد" می دهند. در بخش های مهم مصاحبه خبرنگار را مجبور به خاموش کردن ضبط صوت می کنند. این موضوع به ویژه در میان نمایندگان مجلس رواج دارد. نمایندگان همچنین به شرط ادیت مطلب شان اجازه انجام مصاحبه را می دهند که در این مرحله نیز بخش های دیگری از مصاحبه سانسور می شود."

اما یک سیاستمدار آیا حق خاموش کردن ضبط خبرنگارا دارد؟ تاجیک در این باره می گوید:" در کشورهایی مثل ایران که در کنار دولت شناخته شده با دولت سایه نیز مواجه هستیم، سیاستمداران در مصاحبه هایی که انجام می دهند به حفظ امنیت خود خیلی توجه دارند. بنابراین ممکن است در طول مصاحبه حرف هایی مرتبط با سؤال ها برای گفتن داشته باشند اما از عواقب بیان آن می ترسند. پس آنان یا خاموش کردن وسیله ضبط صدا را خواستار می شوند یا از خبرنگار می خواهند تا آن موضوع را در مصاحبه درج نکند. در اینجا مصاحبه كردن بسيار دشوار می شود. خبرنگار در این راه باید هم به حفظ امنیت مصاحبه شونده توجه داشته باشد و هم باید وظیفه دیده بانی خودش را به نفع مردم انجام دهد. او بايد به آنچه كه فرد مصاحبه شونده می، دهد اما نمی تواند نفع جامعه مدنی را نادیده بگیرد پس باید با طرح سؤال های بیشتر موضوع را شکافته و پیام را به صورت غیر مستقیم منتقل کند. بنابراین او باید با تسلط بر موضوع به این فکر کند که مصاحبه شونده را تا کجا می تواند پیش ببرد که به پیام مورد نظرش برسد. پس او باید سؤال های متعددی را در ذهن خود آماده کند تا به حرف های ناگفته دست یابد."

هر مصاحبه مختصات خود را دارد

محمدرضا شاهید؛ خبرنگار صدای امریکا نیز با تاکید بر اینکه هر مصاحبه ویژگی های خاص خود را دارد می گوید:"سياستمدار در هركشورى مختصات حكومتى كشور خودش را الزاما خواسته و نخواسته رعايت مي كند، درنتيجه يك پرسش مشترك از هوگو چاوز، عرفات، پوتين و يا ديويد كامرون يك جواب مشترك ندارد و در عين حال هركدام مي تواند حقيقتى را نگاه كند و شايد هم كه دروغ نباشد. سياستمدار در برابر مخاطبش اغلب سعى مي كند اگر چيزى به دست نياورد چيزى هم از دست ندهد. پاسخى را كه او مثلا به شبكه تلويزيونى سى. ان.ان ميدهد تا به روزنامه شرق و يا استامپا چه بسا كه از يك منطق مشترك نيايد و پاسخ ها شباهتى به يكديگر نداشته باشند، از طرف ديگر موضوع و زمان انجام مصاحبه (مثلا در فرداى حمله موشكى يك گروه به چند نفر بيگناه)، جو گفتار و حتى انتخاب كلمات تعیین کننده است و براى مصاحبه شونده دقت بيشترى را مى طلبد. " به گفته او هر مصاحبه مختصات خود را دارد، تحقيق از قبل لازم است اما پيش بينى سئوالات از قبل ما را گمراه مي كند و از شوق طرح پرسش بعدى كه به گمان خودمان سئوال بسيار خوبى هم هست توجه ما را به گفته هاى طرف كم مي كند، هيچ مصاحبه اى نميتواند شبيه قبلى باشد اما هر مصاحبه بايد بهتر از قبلى باشد.

تاجیک هم در این خصوص از سیاستمداران در قدرت و سیاستمدارن بر قدرت سخن می گوید. دو گروهی که در مقابل خبرنگاران برای مصاحبه می نشینند. به دلیل همین موقعیت، نحوه برخوردها نیز فرق می کند:" هر چه مقام سیاستمدار بالاتر باشد، کار سخت تر می شود. در مقابل وابستگی فکری یا سیاسی مصاحبه کننده با سیاستمداری که در جایگاه مصاحبه شونده قرار می گیرد نیز کار را سخت می کند. در همه این موارد عموما مصاحبه شونده ها توقع دارند تا مصاحبه کننده در جایگاه یک ضبط یا میکروفن قرار بگیرد. آنان تمایل دارند تا آنچه را که می خواهند بگویند. رودربایستی باعث می شود تا مصاحبه کننده نتواند به درستی در جایگاه یک روزنامه نگار کاوشگر عمل کند و در مقابل سخنان مربوط یا نامربوط با سؤال، سؤالی مطرح کند. اما مصاحبه با سیاستمدارانی که در قدرت نیستند و همچنین گرایش های آنان با فرد مصاحبه کننده هم خوان نیست، آسان تر است. به عنوان مثال وقتی آقای علی فلاحیان در جایگاه وزیر اطلاعات است، انجام مصاحبه با او سخت است اما زمانی که آقای فلاحیان دیگر وزیر اطلاعات نیست و با افشای قتل های زنجیره ای، همکاران نزدیک او در جایگاه متهم قرار می گیرند، انجام مصاحبه با او آسان می شود. زیرا هم خبرنگار احساس امنیت بیشتری می کند و هم آقای فلاحیان می خواهد تا چهره خود را دوباره بسازد.

به باور او میزان محبوبیت یا محبوب نبودن سیاستمداری که در جایگاه مصاحبه شونده قرار می‌گیرد؛ یکی از عواملی است که بر روی کار خبرنگار به عنوان مصاحبه‌کننده تأثیر می‌گذارد. یک خبرنگار می‌داند که اگر در مصاحبه‌ای با یک سیاستمدار محبوب، با سؤال‌های پی در پی، بی‌پروا با او برخورد کند، مورد طعن و کنایه مخاطبانش قرار می‌گیرد اما اگر در مقابل یک سیاستمداری بنشیند که محبوب مخاطب نیست، پرسش و پاسخ‌های مکرر او مورد تشویق مخاطبانش قرار می‌گیرد. این در حالی است که او مجبور است تا به گونه‌ای عمل کند که روزنامه‌نگاری کاوشگرانه آسیب نبیند. موضوعی که کار یک روزنامه‌نگار را سخت می‌کند. آقایان سید محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد به عنوان دو رییس‌جمهور پیشین ایران مثال خوبی برای این موضوع هستند.

و در نهایت تاجیک، رعایت ادب و حفظ شأن مصاحبه شونده را از ملزومات انجام یک مصاحبه می‌داند:"نمی‌توان با عنوان اینکه می‌خواهیم به حقیقت دست یابیم، فرد مصاحبه شونده را در جایگاه متهم قرار دهیم و از او بازجویی کنیم. به خصوص که این رفتار معمولاً با افرادی انجام می‌شود که از حمایت قدرت برخوردار نیستند. به عنوان مثال از سعید حجاریان به عنوان یکی از بنیان‌گذاران وزارت اطلاعات نام می برند."

امروزه دیگر بسیاری از سیاستمداران مشاور مطبوعاتی دارند و قال و مقال با آن‌ها به امر مشکلی تبدیل شده است. سیاست‌مداران فکر می‌کنند همیشه آماج هجوم و حمله‌ی دیگران هستند بخصوص توهم توطئه نزد سیاست‌مداران ایرانی بسیار بالاست و همچنین ترس و لرز غیر معمولی دچار ایشان است. یک مصاحبه بد برای سیاستمدار می‌تواند نتایج بسیار گزافی را ببار آورد و واقعاً می‌تواند طومار یک سیاستمدار را بپیچد و درج یک پاسخ نامناسب او در ورقه‌های یادداشت خبرنگار می‌تواند برایش حکم این گفته‌ی سعدی را داشته باشد: «گر ورق برگشت صد سلطان به هیچ .» و این مسائل خبرنگاران را هم وامی‌دارد تا برای روبرو شدن با سیاستمداران و انجام مصاحبه راهکارهایی را پیش بگیرند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.