22 اردیبهشت 1393

حضور کارشناسان ورزشی در تلویزیون برای جذب مخاطب یا تحلیل فنی

تبدیل ژورنالیسم به هنرنمایشی در تلویزیون

22 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران -علیرضا بهجت :

امروزه تقابلی بین اصحاب مطبوعات وجود دارد که رسانه‌ی تلویزیون به سمت سرگرمی حرکت کند و یا اینکه اطلاعاتی به مخاطب بدهد. امروزه برنامه‌های تلویزیونی بیشتر به سمتی می رود که فانتزی باشند و نیازی به تجزیه و تحلیل نداشته باشند. برخی اصحاب رسانه معتقدند که رسانه ها را نه دولت‌های خودکامه بلکه صنعت سرگرمی هم در حال نابود کردن است. تهیه‌کنندگان تلویزیونی باهدف تنوع، هیجان و جذابیت به تمهیداتی دست می‌زنند که برنامه‌ها از سوی نخبگان خام و سبک تلقی می‌شود. یکی از این راهکارها که در این گزارش مورد توجه است حضور سینمایی نویسان به عنوان کارشناس فوتبال در برنامه‌های ورزشی تلویزیون ایران است. آیا روزنامه‌نگار می‌تواند به عنوان کارشناس فنی در چندین حوزه حضور داشته باشد و اینکه در برنامه‌های تخصصی تلویزیون حضور اصحاب سینمایی و هنرپیشگان یک روش پذیرفته شده است؟

«چه می‌گوید» مهم است و نه «چه کسی می‌گوید»

در این گزارش نظر تنی چند از اصحاب رسانه را منعکس کرده‌ایم. در ابتدا از فریدون شیبانی سردبیر سابق کیهان ورزشی و از ورزشی نویسان پر سابقه پرسیده‌ام که آیا این معمول است که یک ژورنالیست در چند حوزه فعالیت کند؟

«در گذشته های دور چند بار در باره سینما در جشنواره سینمای آزاد که از آغاز گران و فیلمساز هشت میلی متری آن بودم چند نقد سینمایی نوشتم اما بعد ها تصمیم گرفتم با یک دست چند هندوانه را بر ندارم ، با این حال اعتقاد دارم که مساله مهم ارزش و سنگینی نقد در هر مورد از جمله نقد و تفسیر آن است. این که چه کسی را می‌گوید ، کاری ندارم، مهم این است که چه می‌گوید.»

افراد علاقمند و خواننده مقالات ورزشی را نمی‌توان کارشناس نامید

همچنین از محمد تقوی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران و کارشناس فوتبال در تلویزیون بی‌بی سی می پرسم آیا افرادی که بیشتر از اینکه مفسر فوتبال باشند، یک مطلع فوتبال و صاحب جذابیت‌های کلامی و ادبیات خاص هستند می‌توانند در برنامه‌های این‌چنینی ورود کنند؟ و او پاسخ می‌دهد:

«اگر اشتباه نكرده باشم منظور شما اشخاصي همچون آقاي حمیدرضا صدر است . متاسفانه در اين مورد معتقدم كه افرادي را كه با علاقه به يك رشته اعم از ورزشي و يا غير ورزشي اطلاعات فراواني با خواندن چندين مقاله بدست مي آورند نمي توان كارشناس آن رشته ناميد. با احترام به اين اشخاص اما اعتقاد دارم كه كمكي به پبشرفت فوتبال نمي كنند اگر چه مي تو انتد مخاطبان زيادي داشته باشند.بيشتر برنامه هاي تلويزيوني بدنبال جذب مخاطب هستند نه كمك به فوتبال»

محدود کردن کارشناسان به مباحث فنی چندان خوب نیست

گرچه در این گزارش ما شخص خاصی را مورد نظر نداریم اما وقتی نظر علی علایی، سردبیر مجله‌ی «دنیای فوتبال» و دبیر سرویس ورزشی روزنامه اعتماد را درباره ی حضور سینمایی نویسان به عنوان مفسر فوتبال در تلویزیون می‌پرسم و مصداق آن را حمیدرضا صدر معرفی می‌کنم، می‌گوید:

«اولا اینکه حمیدرضا صدر سابقه ورزشی نویسی دارد و فارغ از این اساس کار این است که فوتبال حوزه ای است که همه می توانند درباره ش می توانند اظهار نظر کنند چونکه فوتبال برشی از وضعیت سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی هر کشوراست ، برای همین می شود با عینک هر حوزه درباره ی فوتبال بحث کرد و واقعا هم مخاطب می پسندد . مهم این است که کارشناسان اشراف لازم به پدیده فوتبال را داشته باشند . به نظر من محدود کردن کارشناسان به مباحث فنی چندان خوب نیست و بحث فنی ، مقوله جدایی برای این موضوع است. مهم رسانه است که می خواهد بسته ای را به مخاطب تحویل دهد . اگر رسانه درست انتخاب کند و سعی بر این باشد که کارشناس به موقع اظهار نظر کند مطمئنا برنامه جذابیت پیدا می کند .»

از علی علایی می‌پرسم آیا این به این معنی است که جذابیت رسانه‌ای مهم تر از بحث کارشناسی است؟

«بله این رسانه است که افکار عمومی را هدایت می کند . کارشناس فنی باید در هر برنامه ای باشد ولی فوتبال را می توان از نگاه های دیگر ، آن هم در کشوری چون ایران تحلیل کرد .»

از او می‌پرسم آیا فراگیر بودن فوتبال باعث می‌شود که از حوزه‌های دیگر هم به آن سرک کشید؟

«دقیقا. فوتبال به دلیل جذابیتهایش مورد توجه همه حوزه هاست و این یک فرصت است که نباید تهدید تلقی شود .»

تمرکز روی چیزهایی که حتی به عنوان دل مشغولی انتخاب می‌کنیم برای موفق شدن و ماندن اجتناب‌ناپذیر است یاشار نورایی، منتقد سینما در این ارتباط به خبرنگاران ایران می‌گوید:

«هرکسی می تواند علایق و دلمشغولی های متعددی داشته باشد. معمولاً در این جامعه که آدم به سختی می تواند شغل دلخواهش را انتخاب کند، در کنار شغلمان به کارهای دیگر هم مشغول می شویم. ورزش هم از این قاعده مستثنی نیست. اما اینکه منتقد فیلم و نویسنده سینمایی در آن واحد مفسر فوتبال و ورزش های دیگر هم باشد ، درک نمی کنم و احساسم این است که تنها در این مملکت می تواند این اتفاق بیفتد که گزارشگرهای ورزشی نقد فیلم بنویسند و منتقدین سینمایی فوتبال تفسیر کنند! با گسترش حیرت انگیز دامنه اطلاعات و دانش در هر رشته ازجمله سینما، به گمانم تمرکز روی چیزهایی که حتی به عنوان دلمشغولی انتخاب می کنیم برای موفق شدن و ماندن اجتناب ناپذیر است.»

یاشار نورایی که هم اکنون از سینمایی نویسان ایران است اما سالهای زیادی مقیم آلمان بوده در ادامه می‌گوید: «در آلمان که جزو کشورهای موفق و الگو در بسیاری از پدیده های اجتماعی است آنقدر تخصص گرایی مهم است که منتقد هنری را برای تفسیر به برنامه ورزش دعوت نکنند و از آن طرف مجریان برنامه ورزشی و تحلیلگران رشته های مربوطه هم به خودشان اجازه نمی دهند در مقام منتقد هنری قرار بگیرند. بهتر است به جای مدام طرحی نو درانداختن، از تجربه های موفق بشری الگو بگیریم تا مدام درجا نزنیم.»

حضور کارشناس به عنوان آکسسوار

توحید همتیان از گویندگان رادیو ورزش معتقد است که امروزه صنعت فرهنگی همه چیز را به سیطره‌ی خود کشیده است، به ما می‌گوید:

«صنعت فرهنگی نه فقط در غرب بلکه در جهان سوم هم در افکار عمومی زمینه سازی و خط دهی می کند . صنعت فرهنگی از طریق رسانه در انتخاب موسیقی ای که گوش می کنیم ، کتابی که می خوانیم و فیلمی که می بینیم تاثیر گزار است .همیشه این شبکه ها هستند که به ما تحمیل می کنند چه برنامه ای را انتخاب کنیم . در ایران هم رسانه ابزاری است که متناسب با فضای فرهنگی که در این مملکت وجود دارد و به آن سمت میرود، خواستار این است که این فضا را پیش ببرد و به انحا مختلف در برنامه های مختلف صدا و سیما و بخصوص در برنامه های پرمخاطبی که ورزش و سرگرمی جان مایه اصلی آن است سعی می کنند که خط دهی کنند.»

توحید همتیان در باره‌ی حضور یک سینمایی نویس در مقام مفسر فوتبال در تلویزیون می‌گوید:

«حضور یک سینما گر بعنوان مفسر و روایتش که یک روایت سینمایی و هنری و فانتزی از ورزش است بدون شک یکی از دلایلش این است که برنامه ساز می خواهد مخاطب را به این شکل هم جذب کند . در تلویزیون چیزی بعنوان آکسسوار وجود دارد ، ما وقتی می خواهیم یک لوکیشن را طراحی کنیم از لباسی که تن مجری است تا اشیایی که در صحنه هستند بعنوان یک عنصر معناساز استفاده می کنیم . کارشناسی هم که در این برنامه حضور پیدا می کند میتواند نقش آکسسوار را بازی کند و از او استفاده معنایی شود ، چه صدا ، چه نحوه ی بیان و چه زبان بدنش . یعنی ایشان حتی اگر سابقه ی ورزشی نویسی هم داشته باشد الان شیوه ی بیانگری او غیر ورزشی است و طور دیگری حرف می زند و این طور دیگر برای مخاطب جذابیت دارد . یعنی ما از کارشناسهای متفاوت استفاده می کنیم که جذابیت تولید کنیم بخاطر همین است که در برنامه های مختلف فوتبالی بخصوص هنگام بازیهای جام جهانی روایت های اسطوره ای و سینمایی جذابیت بیشتری دارند بخصوص هنگام حرف زدن راجع به روایت های تاریخ فوتبال این قسم روایت گری ها جذابیت پیدا می کند .»

پیتر هیل، سردبیر نشریه دیلی استار می‌گوید: «مخاطبان در واقع تنها به کسانی توجه نشان می دهند که چهره شان از تلویزیون پخش می شود . مردم هنرپیشه ها را دوست دارند و دیدن آنها برایشان لذتبخش است .»

و در همین ارتباط و درباره استفاده از عناصری مثل جذابیت‌های رسانه‌ای هنرپیشه‌ها و ورزشکاران معروف در صنعت فرهنگ، توحید همتیان می‌گوید:

«مثلاً تلویزیون یک برنامه مشاعره پخش می‌کند که پر سابقه ست. در سری جدید این برنامه دو بازیگر طنز در یک کافه نشسته‌اند در استودیوی دیگر، و با حضور این دو بازیگر، یا ورزشکار فرم دیگری ایجاد می‌کند و شاید هیچ رابطه علت و معلولی هم وجود ندارد ولی این‌ها از جایی به اجرای برنامه اضافه می‌شوند و برنامه فانتزی تر می‌شود. این استفاده، استفاده از المان‌هایی است که برنامه را تلفیقی می‌کند. یا استفاده از هنرپیشه‌ها در آلبوم موسیقی «نه فرشته ام و نه شیطان» همایون شجریان که یکجور موسیقی تلفیقی است که باعث جذب مخاطب به موسیقی سنتی می شود . یعنی این گونه تلفیق ها باعث آشنا زدایی و نهایتا جذابیت می شود . این جذابیت ها بیشتر برای مخاطب عام هست وگرنه چیزی که برای مخاطب خاص اهمیت دارد نهایتا خود این مسابقه ی فوتبال است . برای مخاطب فوتبال نتیجه و چیزهایی مثل سیستم بازی واجد اهمیت است و برای جذابیت عمومی از این ترفندها استفاده می کنیم و یا مثلا حضور فوتبالیست هایی مثل پژمان جمشیدی در حوزه سینما و تئاتر . درباره درست یا غلط بودن این مساله باید بگویم که خروجی آن اهمیت دارد و اینکه جواب می گیرد یا نه و اینکه جامعه هدف ما چه کسانی است و باید بگویم که این ها برای رسانه ، ابزار و تکنیک است .»

اما نقدی همیشگی که صنعت فرهنگی به دنبال خود دارد نظیر گفته‌های مارتین بل خبرنگار پیشین بی‌بی سی است که می‌گوید: «مسائل بیش از حد به سمت سرگرمی و تفریح گرایش یافته، یا به عبارت دیگر «ژورنالیسم به یک هنر نمایشی» تبدیل شده است .»

پی نویس :

منبع مورد استفاده: ژورنالیزم،تونی هارکوپ، ترجمه‌ی داوود حیدری

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.