3 خرداد 1393

ثریا صدر دانش، از مصاحبه با فمینیست مشهور تا گزارش در باره ایدز

3 خرداد 1393

خبرنگاران ایران - کمتر اطلاعاتی از او در صفحات اینترنت یافت می‌شود می‌گویند فقط چند دوست نزدیکش خاطرات مشترکی با او دارند. او ثریا صدر دانش است، روزنامه نگاری که کارش را از روزنامه کیهان شروع کرد و تخصص ویژه در مسائل زنان و حوزه اجتماعی داشت. تا جایی که پیش از انقلاب مسولیت صفحه زن و خانواده روزنامه کیهان را بر عهده داشت. او بعد از انقلاب نیز به کار خود در روزنامه کیهان ادامه داد اما مانند بسیاری از روزنامه نگاران آن دوره با مشکلات زیادی مواجه بود. مشکلاتی از جنس روزنامه نگاری در یک کشور انقلاب زده و پر بحران.

از جمله مطالب مشهور او که انتشار آن‌ها در رسانه‌های آن زمان تاثیر زیادی بر مخاطبان گذاشت می‌توان به گفتگویش با بتی فریدان، فمینیست مشهور آمریکایی و گزارشش درباره بیماری ایدز که تا آن زمان در ایران ناشناخته بود اشاره کرد.

او معتقد بود یک روزنامه نگار مستقل یک آزادیخواه بالفطره است که اسیر بازی‌های سیاسی نمی‌شود و تنها هدف وآرمانش دفاع از حق وحقوق مردم و انتشار بی‌طرفانه اخبار است.

او علاوه بر روزنامه کیهان سابقه همکاری با مجله زن روز و دنیای سخن که همسرش - هوشنگ حسامی - نیز مدتی سردبیر ی آن را بر عهده داشت دارد.

مینو بدیعی یکی از دوستان و همراهان نزدیک ثریا صدر دانش بوده است. او در صفحه فیس بوک خود شرح حال کاملی اززندگی این روزنامه نگار آورده است که با تغییراتی اندک در اینجا منتشر می‌شود.

مصاحبه با یک فمینیست مشهور و تیتر یک روزنامه

ثریا صدردانش در سال ۱۳۲۵ درتهران به دنیا آمد، خانواده‌اش، خانواده‌ای ادب دوست بودند. پدرش یکی از مشهور‌ترین وکلای دادگستری در زمان حیاتش در ایران بود.

ثریا بعد از پایان تحصیلات متوسطه در دبیرستان ژاندارک تهران که توسط فرانسوی‌ها اداره می‌شد، به فرانسه رفت و در رشته اقتصاد درس خواند. او بعد از پایان تحصیلات با فراگیری زبان انگلیسی به روزنامه کیهان معرفی شد و در سرویس سیاسی به عنوان مترجم مشغول به کار شد.

ثریا در همین روزنامه با هوشنگ حسامی منتقد، مترجم و روزنامه نگار مشهور آن دوره آشنا و با او ازدواج کرد، ازدواجی که ثمره‌اش دو دختر با نامهای شراره وشیده بود.

مینو بدیعی می‌نویسد: «از جمله ویژگی‌های مهم روزنامه نگاری صدر دانش، اعتقاد و هدف او در ارتقای این حرفه و گسترش خلاقیت‌ها و به کارگیری تکنیک‌های جدید و استفاده از زبان و نثر مردمی و خلاقانه بود. او همچنین به زبانهای فرانسه وانگلیسی مسلط بود و بنابراین در پرونده کاریش مصاحبه با شخصیت‌های جهانی نیز ثبت شده است از جمله مصاحبه با بتی فریدان، رهبر فمینیستهای آمریکا از این موارد است.»

بتی فریدان در سال ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب به ایران آمده بود و به عنوان رهبر فمینیست‌های آمریکایی در سخنرانی پرازدحام و و جنجالی هما ناطق در وزارت دادگستری شرکت کرده بود. بعد از پایان این سخنرانی، ثریا صدر دانش با وی مصاحبه‌ای انجام داد که در آنزمان، تیتر اول روزنامه کیهان شد.

یکی از سوالاتی که ثریا ازاین فعال حقوق زنان پرسیده بود این بود: «برخی از افکار تند شما به درد زنان کشورهای درحال توسعه به ویژه زنان کشور من نمی‌خورد شما در این مورد چه می‌گویید؟ که بتی فریدان عنوان کرده بود ما فعلا خواهان برابری وتساوی حقوقی زنان و مردان در کشور خودمان هستیم و بعد سعی می‌کنیم این افکار را در سراسر جهان گسترش دهیم.»

ثریا صدر دانش معتقد بود که ارائه افکار قالبی یک کشور که از نظرسیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... با کشوری نظیر کشور ما متفاوت است و تزریق این افکار به زنان کشورهای گوناگون درست نیست و زنان در هر کشور باید متناسب با فرهنگ و اعتقادات خود راه‌هایی برای برابری و کسب حقوق برابر بیابند.

این روزنامه نگار که قبل از انقلاب مسوولیت صفحه زن و خانواده را در روزنامه کیهان بر عهده داشت شناخت کاملی از مسائل حوزه زنان داشت و بعد از انقلاب، در روزنامه علاوه بر نوشتن یادداشت‌های هنری - فرهنگی، به نگارش یادداشت‌هایی در باره مسائل خانواده وزنان هم می‌پرداخت.

ثریا و مصاحبه‌های جنجالی برای حقوق کارگران

مینو بدیعی می‌نویسد: «ثریا صدردانش پس از انقلاب، در سرویس سیاسی روزنامه کیهان مشغول به کار شد، دبیر این سرویس، غلامرضا موسوی بود که هم اکنون تهیه کننده سینمای ایران است، از جمله حوزه‌های خبری که او در اختیار داشت حوزه وزارت کار و امور اجتماعی بود. او پیوسته در مصاحبه‌های مطبوعاتی صادق طباطبایی و احمد توکلی که در آن زمان وزیر کار و امور اجتماعی بود شرکت می‌کرد.»

در آن زمان احمد توکلی، وزیر کار یکی از مخاالفان قانون کار بود و دیدگاهی اساسا ضد کارگری داشت. ثریا صدردانش در این باره رو به آنان می‌گفت: «توجه به خواست‌های کارگران و تصویب قوانین بهتر برای زندگی کارگران یک ضرورت است او همواره در کنفرانس‌های مطبوعاتی از مسوولان وقت در این باره سوالهای جنجالی می‌پرسید و آن‌ها را به چالش می‌کشاند.»

انتقال از سرویس سیاسی به سرویس هنری روزنامه کیهان

ثریاصدردانش پس از چند سال کار در سرویس سیاسی روزنامه کیهان در دهه ۶۰، به دعوت فریدون صدیقی دبیر سرویس فرهنگی - هنری روزنامه به این سرویس رفت ومسئولیت صفحه دانش و پژوهش را برعهده گرفت. این صفحه بعد از مدتی یکی از پرخواننده‌ترین صفحات روزنامه کیهان شد. او علاوه بر آماده کردن هفتگی این صفحه، پوشش حوزه‌های متعدد فرهنگی - هنری نظیر حوزه صدا وسیما را نیز در این سرویس بر عهده گرفت.

مینو بدیعی در نوشته‌اش درباره این روزنامه نگار بار‌ها تاکید می‌کند: «یکی از ویژگی‌های مهم و بسیار قابل توجه ثریا به عنوان روزنامه نگار، مطالعه پیگیر ودامنه دار او نه تنها به زبان فارسی، بلکه به زبانهای فرانسه و انگلیسی بود و در کنار همسرش - هوشنگ حسامی - منتقد وروزنامه نگار معروف همیشه در جریان آخرین اخبار هنری، فرهنگی، سینمایی جهان و رویدادهای یزرگ دنیا بود و هیچگاه فراموش نمی‌کنم که تازه‌ترین اطلاعات هنری، ادبی وهنری را او به همه همکارانش در سرویس فرهنگی - هنری ارائه می‌داد و علاوه بر آن در باره همه این رویداد‌ها، دیدگاه‌های تحلیلی - انتقادی داشت.»

ثریا صدر دانش و همسرش با بسیاری از اهالی هنر و ادب ایران رفت و آمد نزدیک داشتند و بسیاری از جلسات نقدهای ادبی و هنری قبل از انقلاب ودر دهه ۶۰ در خانه این دو روزنامه نگار برگزار می‌شد. او و همسرش درکوی نویسندگان، با مشاهیری همچون حمید مصدق همسایه بودند.

طبقه بندی روزنامه نگاران در کیهان

ثریا در تمام طول فعالیت حرفه‌ای خودبه گفته همکارانش با صداقت و امانت داری و تخصص ویژه برای حوزه‌های خبری‌اش قلم زده بود. اما با این همه و آن طور که مینو بدیعی همکارش می‌گوید با اجرای طرح طبقه بندی مشاغل در روزنامه کیهان که اواخر دهه ۶۰ اجرا شد او درجه مناسب شانش را دریافت نکرد. با اینکه درجه او خبرنگار یک بود و این رده بالا‌ترین رده خبرنگاری در آن دوره قلمداد می‌شد، او به شدت از این درجه بندی آزرده شد، چرا که مسوولان روزنامه حتی از دادن عنوان مسوول صفحه یا معاون دبیر سرویس هم به او خودداری کرده بودند.

اجرای طرح طبقه بندی مشاغل در کیهان، آن زمان جنجال بسیار زیادی در تحریریه به پا کرد اما ثریا صدر دانش مثل همیشه با متانت وبردباری از این ظلمی که بر او رفته بود گذشت و سخنی بر زبان نیاورد.

ثریا معتقد بود یک روزنامه نگار مستقل یک آزادیخواه بالفطره است که اسیر بازی‌های سیاسی و پروپا گانداهای این جناح و آن جناح سیاسی نمی‌شود و خود باید به داوری مسائل بنیشیند. او تنها هدف وآرمان یک روزنامه نگار را دفاع از حق وحقوق مردم و انتشار بیطرفانه اخبار می‌دانست.

او اواخر فروردین ماه سال۷۱برای همکارانش در تحریریه خبر بدی به همراه داشت: «خبر بیماریش».

بیماری که خیلی زود او را از پا انداخت و او در در سیزدهم اردیبهشت‌‌ همان سال دار فانی را وداع گفت. در مراسم تجلیل از او هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان و... زیادی شرکت داشتند. از جمله کسانی که در مراسم وداع با او شرکت کردند می‌توان از بانو سیمین بهبهانی، حمید مصدق، دکتر رضا براهنی، مرتضی ممیز، پری صابری نام برد که حتی مراسم وداع با او را نیز به جلسه پرشور شعر خوانی و نقد اجتماعی - سیاسی و... در کوی نویسندگان تبدیل کردند همانگونه که او دوست می‌داشت.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.