16 شهریور 1390

تأملاتی درباره یک شغل- بخش هفتم

روزنامه نگاران پیژامه پوش

16 شهریور 1390

سعید رازی دوست- چند سال پیش یکی از دوستانم که در وب سایت های خارجی دنبال مطالب مرتبط با حوزه ژورنالیسم می گشت، به تعبیری کنایه آمیز درباره روزنامه نگارانی برخورده بود که برای نوشتن گزارش نیازی به خارج شدن از خانه احساس نمی کنند. تعبیر روزنامه نگاران پیژامه پوش، به آن دسته از روزنامه نگارانی اشاره دارد که منقطع از جامعه و وقایع آن و بدون احساس نیاز به مشاهده، اقدام به گزارش نویسی می کنند. در ایران مطالب این دست از نویسندگان را گزارش های دفتری می نامند. اگر مشاهده و توصیف را از ویژگی های اصلی گزارشگری بدانیم، گزارش های دفتری، عاری از این دو خصیصه کلیدی خواهند بود.

وَ انسان اینترنت را آفرید! وَ انسان موتورهای جستجوگر را آفرید! اگرچه پیش از ظهور پدیده اینترنت نیز مسأله گزارش نویسی دفتری وجود داشته، اینترنت و امکان جستجو در آن، کار روزنامه نگاران پیژامه پوش را بسیار آسان کرده است. روزی یکی از دوستان روزنامه نگار از من خواست تا گزارشی درباره یکی از آیین های عزاداری لرستان بنویسم. در این آیین، عزاداران حسینی بر اساس سنتی خاص، لباس و صورت خود را گِل اندود کرده به عزاداری هایی ویژه می پردازند. از برنامه سفر و هزینه های مربوط به آن پرسیدم. گفت: «نه! لازم نیست بروی! یک سرچی در اینترنت بکن، بعد از روی همین ها گزارشت را بنویس!» من آن گزارش را ننوشتم، چون معتقد بودم بدون مشاهده نزدیکِ چنین واقعه عجیبی، نباید درباره آن نوشت.

واقعاً بدون مشاهده و گفتگوی رودررو با افراد فعال در آن مراسم، چه چیزی می شد نوشت؟! اما آیا می شود روزنامه نگاری را که با جستجوی اینترنتی سعی داشته به عمق این دنیای پیچیده نفوذ کند، مورد نقد قرار داد؟ به نظرم به این سادگی ها نمی شود از او انتقاد کرد. وقتی مدیریت روزنامه برای چنین گزارشی در نهایت سی هزار تومان حق الزحمه اختصاص می دهد، منظورش این است که برای نوشتن گزارش، رعایت اصول گزارش نویسی ضرورتی ندارد. پس چنین گزارشی را بر چه اساسی می توان نقد کرد؟ مثلاً اگر من گزارش مربوط به آیین عزاداری لرستان را با جستجوهای اینترنتی می نوشتم و شما به عنوان مخاطب ایرادهایی اساسی به آن وارد می کردید و پرسش هایی را پیش می کشیدید و می پرسیدید چرا در گزارشم به این موارد توجه نشده، آیا شما هم اسیر دنیایی نامرتبط با واقعیت نشده بودید؟! در پاسخ ممکن بود بشنوید: «از گزارشی که حق التحریرش بیشتر از سی هزار تومان نیست، توقع دیگری نباید داشت!» یا «من به اندازه پولی که می گیرم کار می کنم!» چنین پاسخی محدود به صنف روزنامه نگاران نیست. مثلاً ما معلمی داشتیم که وقتی یکی از همکلاسی ها از ایشان خواست تا توضیح بیشتری درباره درس بدهد، پاسخ داد: «به اندازه حقوقی که می گیرم تدریس می کنم. اگر توضیح بیشتری می خواهی باید معلم خصوصی داشته باشی.» یا ممکن است پزشکی که بیمارش را سرسری معاینه می کند بگوید: «با این حقوق کاری بیشتر از این نمی توانم انجام بدهم.» در سه مثال فوق ـ که نشانه هایی از لکه دار شدن وجدان عمومی اند ـ ، ظاهراً افراد به نقص کارشان واقفند، اما می گویند در ازای دستمزدی که می گیرند، بیشتر از این نمی توانند کار بکنند. مقصر کیست؟ دست کم نمی شود پاسخی آنی و صریح به این پرسش داد.

همکاری داشتم که موقع نوشتن گزارش های اجتماعی، از افرادی که در دفتر بودند، پرسش هایش را می پرسید و به عنوان مثال گزارش را اینطور پیش می برد: «احمد، دانشجوی دانشگاه ... می گوید: ...» هر بار هم اسم و شغل جدیدی برای ما برمیگزید؛ یک بار فرزاد، یک بار اسماعیل، یک بار هم نازنین و ...؛ در یکی از گزارش هایش دوستی نقش نانوا را داشت و دوستی دیگر نقش خریدار نان را.

یکی از دوستانم که سردبیری هفته نامه ای را بر عهده دارد نقل می کرد روزی یکی از بازیگران سینما به دفترشان زنگ می زند و معترض می شود که «در گزارش شما از مراسم ... نوشته شده من آنجا به قدری متأثر شده ام که گریه ام گرفته. کسانی که مرا می شناسند می دانند چنین رفتاری با روحیه ام سازگار نیست. گزارشگر شما چطور اتفاقی که نیفتاده را در گزارشش می آورد؟!» سردبیر این نکته را از گزارشگر می پرسد و پاسخ می شنود: «بله! من هم این صحنه را ندیدم. اما در خبری که خبرگزاری ... منتشر کرده، اشاره شده بود که آقای ... از شدت تأثر اشک در چشم هایش حلقه زد.» سردبیر می گوید: «اگر خبرگزاری ... به این اتفاق اشاره کرده و خودت ندیده ای، باید منبع می نوشتی.» و گزارشگر می گوید: «فکر نکردم نوشتن منبع لازم باشد.»

این ماجرا مشخص کرده که اولاً گزارش نویس نشریه، اتفاقی را که ندیده توصیف کرده و درثانی، منبع اینترنتی خود را پنهان کرده است. خبرنگار خبرگزاری ... هم حس کرده که اگر در این صحنه آقای ... اشک در چشمش حلقه بزند، تأثیرگذاری خبر بیشتر خواهد شد، ترجیح داده طبق فرمول های پاورقی نویسی، شخصیت قصه را به گریه بیندازد!

به نظر من در حال حاضر سطح پایین دستمزد یکی از مهم ترین دلایل پیژامه پوشی روزنامه نگاران به حساب می آید. این وضعیت سبب می شود سردبیران مطلع نیز نتوانند از خبرنگار، گزارشی حرفه ای مطالبه کنند. کافی است خبرنگاری که حقوق ناچیزش را هر سه ماه یک بار می گیرد، از دبیر سرویس یا سردبیر بشنود که چرا برای نوشتن گزارش به فلان مکان مراجعه نکرده، تا در جواب بگوید: «پول مراجعه به آنجا را شما تأمین می کنید؟» می بینید که مسأله به این سادگی ها هم نیست.

تخیل مُجاز، مبحثی است در گزارش نویسی. این مبحث تخیل پردازی را در حدی معین و با ضوابطی مشخص، برای گزارش نویس جایز می داند، اما تخیلی بیش از آن، باعث خواهد شد، نویسنده گام به دنیای داستان پردازی بگذارد و این چیزی نیست که با تعریف روزنامه نگاری همپوشانی داشته باشد.

گزارش نویس دفتری، هم به مخاطب دروغ عرضه می کند و هم خلاف اصل بی طرفی، به نام گزارش، عقیده یا سلیقه مطلوب خودش را باز می تاباند. زنده بودن گزارش محصول ارتباط رودررو است؛ محصول توصیفات ریزبینانه از محیط، شرایط و افراد؛ وَ محصول قرار دادن دیدگاه های متفاوت شخصیت های واقعی در کنار یکدیگر. در چنین شرایطی یک گزارشِ قصه وار شکل خواهد گرفت که هم عینی است و هم از فرمول های داستان نویسی در آن استفاده شده. احتمال جذب شدن خواننده به چنین مطالبی هم بیشتر است.

اگر گزارش های دفتری نوشته شده در روزنامه ها را بدون دقت زیاد هم بخوانید، خواهید دید مونتاژکار اینترنتی، چفت و بست لازم را نیز به محصولش نداده؛ یعنی حتی موقع مونتاژ نیز حرفه ای عمل نکرده است. وقتی چنین مطالبی می خوانم اول از خودم می پرسم یعنی دبیر سرویس و سردبیر، این مطلب را نخوانده اند؟ بعد یادم می افتد که نباید توقعی بیش از این از آشفته بازار روزنامه نگاری ایرانی داشت.

خاطره یکی از دوستانم که ترجمه هایی برای حوزه بین الملل روزنامه ها انجام می داد را هم نقل کنم که خالی از لطف نیست. بعد از چاپ چند ترجمه از این دوست در یکی از روزنامه ها، دبیر سرویس بین الملل با او تماس می گیرد و می خواهد به جای ترجمه، تحلیل بنویسد. این دوست پاسخ می دهد: «من فقط مترجمم. تحلیلگر نیستم. می توانم تحلیل مفسران را ترجمه کنم، اما خودم تحلیلی ندارم.» دبیر سرویس می گوید: «چند تحلیل را بخوانید و بر اساس آنها یک تحلیل بنویسید. شما نثر خوبی دارید. ما دوست داریم مطالب مان تولیدی باشد، نه ترجمه ای.» ـ یعنی ترجیح می دهید ترجمه یادداشت یک تحلیل گر متخصص را چاپ نکنید و مطلبی را که من به اسم خودم مونتاژ می کنم چاپ کنید؟

ـ بالاخره چاپ مطالب تولیدی برای روزنامه امتیاز به حساب می آید.

ـ شما به این مطلبِ مونتاژی و سرقتی می گویید تولیدی؟!

ـ چرا اینطور به ماجرا نگاه می کنید؟! مگر ما خودمان چه کار می کنیم؟ مطالب خبرگزاری های داخلی را می گیریم و کنار هم می گذاریم، یک گزارش تحلیلی درمی آید.

اگر شرایط کاری در روزنامه ها شکل مناسبی داشت و حقوق اولیه نویسندگان مراعات می شد، می توانستیم جور دیگری به تحلیل دلایل گزارش نویسی دفتری بپردازیم. اما فعلاً با معضلی ریشه ای تر روبه رو هستیم. پرسش این است: آیا اگر شرایط کاری اصلاح می شد، تعداد گزارش های دفتری و تعداد روزنامه نگاران پیژامه پوش کاهش نمی یافت؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.