12 اردیبهشت 1393

علیه روزنامه نگاری حزبی، نبردی در دو جبهه

امید حبیبی نیا

12 اردیبهشت 1393

خبرنگاران ایران -نوشتن درباره روزنامه نگاری حزبی هم آسان است و هم دشوار، آسان است برای اینکه مصادیق و تعاریف روزنامه نگاری و فعالیت حزبی کاملا روشن و متمایز است و دشوار است از آن رو که همین مصادیق و تعاریف وقتی با وضعیت فعلی روزنامه نگاری ایرانی در بیش از سه دهه گذشته مقایسه می شود سبب می شود تا پرسش های جدی در باره آن مطرح شود.

شاید من نخستین کسی بودم که این اصطلاح را در متون انتقادی در زمینه روزنامه نگاری و ارتباطات ایران به کار بردم و مانند سایر اصطلاحات من درآوردی دیگری که در این سالها استفاده کرده ام خطاب و منظورم شیوه ای از روزنامه نگاری ست که اساسا با روزنامه نگاری به معنای رایج آن سنخیتی ندارد و بیشتر یک فعالیت سیاسی و حزبی تلقی می شود تا فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری. (۱)

برای اینکه ببینیم روزنامه نگاری حزبی چیست در ابتدا باید نگاهی گذرا به نقش روزنامه نگاری در جامعه بیندازیم که می توان آن را به عنوان رکن چهارم دمکراسی به اختصار شامل این موارد دانست:

۱ـ بیانگر حقایق: بیان بی واسطه حقایق بدون در نظر گرفتن منافع سیاسی.

۲ـ استقلال از قدرت: فاصله گرفتن از مراجع قدرت برای جلوگیری از اعمال نفوذ آنها.

۳ـ پاسخگویی به افکار عمومی: به جای پاسخگویی به مراجع قدرت.

۴ـ واسطه گری اجتماعی: نقش واسط برای کنکاش بین افکار عمومی و نهادهای اجتماعی و حکومتی.

۵ـ مقابله با انحصار اطلاعات: حمایت از آزادی جریان اطلاعات.

۶ـ قدرت چالش گری: به چالش کشیدن کاستی ها بدون توجه به ملاحظات سوگیرانه.

۷ـ قدرت نقد و برانگیختن توجه:نقد مراجع و نهادها وساختار قدرت و توانایی پرورش دادن مباحث اجتماعی انتقادی.

۸ـ شفافیت: کاربرد اصول حرفه ای برای شفافیت در مقابل هرگونه سوگیری.

۹ـ چند صدایی بودن: بازنمایانگر آواهای مختلف و متفاوت.

۱۰ـ ناظر آگاه: ارزیابی وزیرنظر گرفتن عملکرد مراجع قدرت به عنوان یک وظیفه ذاتی .

با توجه به این موارد و همچنین اصول اخلاق حرفه ای رسانه ای که موارد روشنی چون: توازن، بی طرفی، اعتماد بخشی، تعهد به حقیقت، دخالت ندادن منافع فردی و حزبی در جریان کار حرفه ای و... را داراست، می توان با پرسشهای دیگری به محک رسانه های فارسی زبان و بطریق اولی روزنامه نگاری ایرانی برخاست. (۲)

اما روزنامه نگار حزبی کیست؟ روزنامه نگار حزبی در یک پاسخ کوتاه فردی است که اشتباها وارد حرفه ای روزنامه نگاری شده است او یک فعال سیاسی است که از رسانه به عنوان تریبون حزبی برای بیان و ترویج نظرات حزب خود استفاده می کند و کار و عملکرد او از نظر حرفه ای هیچ ارتباطی با حرفه روزنامه نگاری که دارای تعاریف مشخص و رایج است، ندارد. (۳)

از این قرار به واسطه نوع نگاهی که از سالیان پیش بر روزنامه نگاری و رسانه در ایران حاکم بوده است، روزنامه نگار نه مستقل از قدرت که کارمند آن بوده است.

سرپیچی اساسی از قاعده بازی قدرت در این میان انقلاب سال ۵۷ و اعتصاب عمومی روزنامه نگاران ایرانی بود که توانایی آنها را در برابر بازیگران سیاسی در حال کسب قدرت و همچنین حکومت نظامی نشان داد و از اتفاق این فرصت تاریخی نیز که می توانست نقطه عطفی در تاریخ روزنامه نگاری ایران باشد با دخالت عناصر حزب توده که از(آیت الله) خمینی پشتیبانی می کردند و در روزنامه کیهان جا خوش کرده بودند، از دست رفت. (۴)

پس از انقلاب، روزنامه نگاری حزبی در ایران تثبیت شد زیرا قدرت حاکم و جناح های مختلف آن به رسانه ها برای پروپاگاندا و عضوگیری نیاز داشتند، بطور مشخص حزب توده و بعدها سازمان فدائیان ـ اکثریت با حمایت از حاکمیت جمهوری اسلامی تا اوایل دهه شصت به تثبیت این جریان کمک کردند و با خرابکاری در نهادها و تشکل های روشنفکران، نویسندگان و روزنامه نگاران و همچنین همکاری با جناح های مختلف حاکم برای راه اندازی رسانه های تازه از جمله در رادیو و تلویزیون مصداق عینی روزنامه نگاری حزبی شدند. (۵)

پس از پایان دهه شصت، جناح های مختلف جمهوری اسلامی گذشته از تاسیس روزنامه ها و نشریات حزبی نظیر حزب کارگزاران و حزب مشارکت به انتشار روزنامه ها و بعدها با گسترش اینترنت در ایران در دهه هشتاد به تاسیس سایت های خبری برای تبلیغ دیدگاه های خود و همچنین استفاده از آن برای وارد آوردن فشار به رقبای سیاسی پرداختند.

در اینجا چند عامل دیگر به وخامت اوضاع روزنامه نگاری افزوده شد:

ـ ورود عناصر امنیتی و نظامی در قالب مدیران مسئول مطبوعات و سایت ها که تقریبا اغلب روزنامه های اصلاح طلب و همچنین محافظه کار را در برمی گرفت.

ـ ورود عناصری از بدنه اطلاعاتی و امنیتی در قالب گردانندگان این نشریات به عنوان اعضای اصلی تحریریه.

ـ ورود نیروی تازه کار و آموزش عملی ندیده به حوزه روزنامه نگاری که با رونق روزنامه نگاری از اواخر دهه هفتاد جذب رسانه های تازه تاسیس شدند.

ـ ارتباط ارگانیک میان این رسانه ها و روزنامه ها با بدنه قدرت، احزاب، بازار وهمچنین رواج گرایش های پوپولیستی.

ـ صدور برخی از عناصر اصلی تداوم روزنامه نگاری حزبی به خارج از کشور برای شبیه سازی خارج از کشور با داخل کشور.

در اینجا فرصتی برای بررسی آن که به اجمال به تاثیرات این جریان که با وعده اصلاحات در اواخر دهه هفتاد اوج گرفت، پرداخته شود نداریم اما بطور خلاصه باید گفت که در خارج از کشور از اوایل دهه هشتاد با گسترش ترفند «اپوزیسیون سازی» تقریبا تمام رسانه های فارسی زبان، نهادهای رسانه ای و همچنین موسسات مختلف مرتبط با حرفه روزنامه نگاری و رسانه ای بین المللی، اروپایی و آمریکایی به تسخیر اصلاح طلبان درآمد که با کمک اعضای حزب توده و سازمان فدائیان ـ اکثریت در پست های کلیدی رسانه های فارسی زبان دولتی اعم از قدیمی یا تازه تاسیس جای گرفتند، به گونه ای که تقریبا هیچ رسانه فارسی زبانی که با بودجه دولتی در خارج از کشور اداره می شود را نمی توان نام برد که اعضای اصلی تحریریه آن از میان این سه حزب نباشند.

این وضعیت غریب ما را در خارج از کشور با پدیده تازه ای روبرو کرده است که فرق چندانی با داخل کشور ندارد در واقع در داخل کشور رسانه های جناح محافظه کار در قدرت هستند و در خارج از کشور رسانه های اصلاح طلب و هر دو هم البته صدای منتقدان و مخالفان کلیت نظام جمهوری اسلامی را خفه می کنند. (۶)

فضایی که در چند سال اخیر در خارج از کشور به وجود آمده در درجه نخست روزنامه نگاران مستقل را حذف و منزوی ساخته است و در درجه دوم سبب شده است تا مخاطبان با یک جریان تک صدایی دیگر روبرو باشند که از رسانه به عنوان تریبون حزبی استفاده می کند. (۷)

تجربه خرابکاری در تشکیل انجمن صنفی روزنامه نگاران در خارج از کشور توسط کسانی که فعالیت سیاسی شان بهانه ای برای حضور در عرصه رسانه ها شده بود نیز بخشی از همین ماجرا است که به تدریج رسانه های مستقل و روزنامه نگاران مستقل را از پا در می آورد و دهها روزنامه نگاری را که در چند سال اخیر به خارج از کشور آمده اند به ناچار به جذب شدن به سوی همین تریبون های حزبی شده می کشاند و در نتیجه حتی در خارج از کشور هم نمی توانند استقلال حرفه ای را تجربه کنند.

تفاوت اصلی روزنامه نگاری با گرایش سیاسی در ایران با جهان آن است که در ایران روزنامه نگاران بدل به کارمند حزب یا مرجع قدرت شده اند و از اعضای ارشد حزب با عنوان «بزرگان» یاد می کنند و کسانی که در حزب نیستند «دیگران» هستند، این نگرش قالبی سبب می شود که دو تفاوت اصلی در برابر روزنامه های حزبی اینجا نمود بیابد؛ اول اینکه در رسانه های با گرایش های سیاسی مختلف مثلا روزنامه اومانیته (که به حزب کمونیست فرانسه وابسته است) روزنامه نگاران این حزب به اصول اخلاق حرفه ای پایبند هستند و دوم آنکه این رسانه ها علنا وابستگی خود را به یک حزب اعلام می کنند.

در مورد ایران روزنامه نگاران حزبی در رسانه هایی کارمند هستند که علنا خود را ارگان احزاب سیاسی اعلام نکرده اند و حتی در خارج از کشور بدل شدن آنها به رسانه حزبی مغایر با اصول و ضوابط حرفه ای حاکم برساختار آنها است و در بخش های دیگر به زبان های دیگر این رسانه ها شاهد چنین گرایش و جهت گیری آشکاری به سوی یک جریان سیاسی نیستیم و نباید باشیم اما در بخش فارسی گذشته از محتوا، برجسته سازی و گفتمان غالب حتی گاه کار به تظاهرات سیاسی مجریان تلویزیونی در قالب استفاده از رنگ های خاص با محتوای حزبی هم می کشد. (۸)

دیگر آنکه این گروه آشکارا و علنا اصول و ضوابط اخلاق حرفه ای و معیارهای روزنامه نگاری را زیرپا می گذارند و حتی برخلاف قوانین رسانه های دولتی خود در خارج از کشور که آنها را از فعالیت حزبی منع کرده، عمل می کنند. (۹)

بنا به تعریف هایی که ما از روزنامه نگاری داریم و آن را بطور کلی از فعالیت سیاسی جدا می کنیم، روزنامه نگار حزبی بودن به معنای تابعیت از قواعد و اصول حزبی است و نمی تواند با اصول روزنامه نگاری سازگاری داشته باشد، روزنامه نگار می تواند گرایش سیاسی خود را در نوشتن نقد، تحلیل یا نظر شخصی با در نظر گرفتن قواعد حاکم براین حرفه وارد کند اما نمی تواند در خبر، گزارش و مستندسازی گرایش سیاسی خود را مبنای تولید محتوای رسانه ای فرض کند زیرا در این صورت دیگر بدون تعارف روزنامه نگار نیست، کارمند روابط عمومی حزب است.

روزنامه نگاران مستقل ایرانی که تعداد آنان چه در داخل و چه در خارج از کشور کم هم نیست اما به تدریج در حال حذف از صحنه رسانه ها هستند اما چاره ای ندارند تا هم با اقتدار هر دو جناح جمهوری اسلامی مبارزه کنند و هم تلاش کنند تا از نزدیکی به دیگر منابع قدرت دوری کنند زیرا تجربه راه اندازی رسانه های حزبی علنی در چند سال اخیر نظیر دو شبکه تلویزیونی در بروکسل و لندن نشان داده است که کسانی که به همکاری با این رسانه ها پرداخته اند بیش از آنکه به حرفه روزنامه نگاری بپردازند به کارمند رسانه/حزب بدل شده اند که نقش روابط عمومی یک جریان با ویترینی مشخص و تکراری را برعهده دارند. (۱۰) اگر حرفه روزنامه نگاری در هر جای دیگری از جهان درگیر با دیکتاتوری و بحران سیاسی به شجاعتی ذاتی نیاز داشته باشد، در ایران برای استمرار این حرفه علاوه بر شجاعت و راه رفتن روی لبه تیغ استقلال باید صبر و تحمل خارق العاده هم داشت، روزنامه نگاری مستقل در ایران هنوز پس از نزدیک به دو قرن ناشناخته باقی مانده است.

پانویس ها:

۱-ـ این بدان معنا نیست که بهره برداری سیاسی از روزنامه نگاری یا تعلق خاطر جناحی در روزنامه نگاری در متون انتقادی ارتباطات و روزنامه نگاری در جهان وجود ندارد که از قضا مجلات آکادمیک و پژوهشی ارتباطات و روزنامه نگاری دهها سال است که هم به صورت موردی و هم به صورت مفهومی به آن پرداخته اند ولی تا آنجا که می دانم اصطلاحی تحت عنوان روزنامه نگاری حزبی تا یک دهه قبل که من آن را به کار بردم در زبان فارسی رایج نبوده است.

۲ـ در باره اصول اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری کتابچه ها و همچنین مقالات انتقادی بسیاری وجود دارد که برخی دستورالعمل ها در اینجا فهرست شده اند.

۳ـ در این دو مقاله کوتاه به برخی از جنبه های روزنامه نگاری حزبی و مغایرت آن با اصول حرفه ای روزنامه نگاری اشاره کرده ام:

روزنامه نگاری ایرانی، درهزارتوی تبلیغات سیاسی

چرا تبلیغات حزبی روزنامه نگاری نیست؟

۴ـ در مورد نقش حزب توده در به انحراف کشیدن اعتصاب روزنامه نگاران (شامل مطبوعات و رادیو و تلویزیون) و همچنین تسویه نیروهای مخالف از کیهان توسط خاتمی نگاه کنید به: مهدی سحابی،تسخیر روزنامه کیهان (۱۳۵۹)، جالب آنکه نام یکی از اعضای شورای سردبیری کیهان در فهرست ساواکی هایی بود که پس از انقلاب منتشر شد و حزب توده در اعلامیه ای رسمی خبر داد که وی مامور آن حزب در ساواک بوده است!

۵ـ در مورد نقش حزب توده و عوامل آن در حمله به دفتر هفته نامه ایران به سردبیری منصور کوشان نگاه کنید به یادداشت او به مناسبت انتشار اینترنتی این هفته نامه در باشگاه کتاب.

۶ـ برخلاف تمام قواعد و نظامنامه های حرفه ای در بخش های فارسی این رسانه های دولتی هیچ نهادی به شیوه استخدام، برجسته سازی، دروازه بانی خبر و همچنین سوگیری آشکار این رسانه ها به سوی یک جناح و حذف مخالفان هر دو جناح حاکم نظارت نمی کند. در واقع سردبیران و مدیران این رسانه ها نه تنها هیچ تعهدی در برابر اصول روزنامه نگاری احساس نمی کنند بلکه با به کار گیری افرادی که عضویت علنی در یکی از این احزاب دارند و حذف کسانی که مستقل هستند جهت گیری آشکار خود را نشان می دهند.

۷ـ نگارنده به عنوان روزنامه نگار، منتقد فیلم و ارتباطات تا سال ۸۸ مورد مراجعه دائمی رسانه های فارسی زبان مختلف بوده ام و کمتر هفته ای بود که مصاحبه ای در مورد مسائل مختلف مرتبط با رسانه ها با رادیوها و تلویزیون های مختلف فارسی زبان نداشته باشم، مخالفت با هژمونی اصلاح طلبان در خارج از کشور سبب شد که از سال ۸۸ به این سو تقریبا از سوی رسانه های فارسی زبان مورد تحریم قرار گیرم. این وضعیت در انتظار برخی دیگر از روزنامه نگاران مستقل و منتقد هم بوده و هست.

۸ـ به عنوان نمونه یکی از مجریان اخبار یکی از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان با بودجه دولتی کمی پیش از انتخابات سال ۸۸ بلوزی سبز رنگ پوشیده بود و پس از انتخابات بدون هیچ دلیل خاصی پوشه سبز رنگی را جلوی میزش گذاشته بود. پس از انتخابات سال ۹۲ یکی از خبرنگاران همین شبکه که به برنامه ای در شبکه جهانی دعوت شده بود بلوزی سبز بر تن و بند ساعتی بنفش بر دست داشت.

نباید از یاد برد که روزنامه نگاران مانند دانشگاهیان و هنرمندان از گروه های مرجع هستند و در جامعه ای که دهها سال سانسور و سرکوب را تجربه کرده است، صف کشیدن روزنامه نگاران ایرانی که گویا با خطری در ایران روبرو بوده اند در برابر سفارتخانه های جمهوری اسلامی، با در دست داشتن پاسپورت جمهوری اسلامی برای رای دادن به کاندیداهای حکومت و انتشار عکس های خود در رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک چه پیامی را به مخاطبان می دهد.

۹ـ رواج فرهنگ معرکه گیری، دروغگویی، ترور شخصیت، هیئتی وار عمل کردن، پارتی بازی، نوچه پروری و تغییر ناگهانی مواضع با توجه به منافع شخصی از مشخصه های دیگر جریان مسمومی است که در خارج از کشور به ویژه با رواج رسانه های اجتماعی پدید آمده است.

به عنوان نمونه گروهی که خود را روزنامه نگار در فیس بوک خوانده است از افرادی از یک سایت خاص اصلاح طلب دعوت می کند که علیه شخصی که در آن گروه حضورش منع شده است سخن بگوید و علیرغم درخواست برخی از اعضای خود برای دادن فرصت مساوی به شخص یاد شده برای پاسخگویی همچنان به این سیاست ادامه می دهد. در مورد دیگری یک طنزپردازکه فعالیت سیاسی دارد از فرصت دعوت در محبوب ترین برنامه تلویزیونی در خارج از کشور برای دروغگویی، اهانت و حمله به یک روزنامه نگار مخالفش استفاده کرد، مجری برنامه به جای دادن فرصت به این روزنامه نگار در نوبت بعدی برای پاسخگویی به حمله و طرح سوالهایی جهت دار و بی مورد به او پرداخت.

۱۰ـ علاوه بر تلاش برای ایجاد نهادهای مستقل مانند روزنامه نگاران مستقل ایرانی یا رسانه های مستقل، روزنامه نگاران مستقل ایرانی در سالهای اخیر تلاش کرده اند تا به نوعی اعتراض خود را نسبت به هژمونی احزاب و نهادهای قدرت در داخل و خارج از کشور بر فضای رسانه ای نشان دهند، مثلا در اینجا یا اینجا.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

پاسخ به اين مقاله

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.